معرفی   گونه های جنگلی مناطق گرمسیری



۱- چش ، كرت

تيره : كهور

مرفولوژي : درختي است تنومند به ارتفاع 6 تا 8 متر، برگها مركب ، برگچه ها ريز و كوچك ، گل ها زرد كروي و خوشبو ، خارهاي بلند و نوك تيز، تاج آن توپي شكل ، تنه به شكل ‎ ميوه غلاف دار

فصل گلدهي: بهار و پاييز

مناطق انتشار:اين گونه درمناطق نيمه خشك ، گرم و مرطوب از قبيل سواحل خليج فارس و درياي عمان و در استانهاي بوشهر ، هرمزگان و سيستان و بلوچستان ( چابهار ،ايرانشهر، و نيكشهر ) و همچنين در خاك هاي عميق رسي و شني نيز مي رويد .

نام محلي : در بندرعباس كرت ، در چابهارچش، در بين لار و بندرعباس به سلم معروف است .

موارد استفاده : چوب درختان اين گونه در كشتي سازي ( لنج سازي ) ارزش بسيار زيادي دارد . برگها و ميوه ارزش علوفه اي براي دام دارد . اين درختان دراحياء اراضي بياباني و تثبيت شن هاي روان بسيار باارزشند. درگذشته درختان چش بطور غيرقانوني قطع و به كشورهاي همجوار حمل شده و در ساخت كشتيهاي چوبي بسياربزرگ تجاري مصرف مي شده است كه توسط ادارات منابع طبيعي استانهاي ساحلي از اين عمل بشدت جلوگيري شده است و در توسعه اين گنجينه گرانبهاي منابع طبيعي كشور اقدامات اصلاحي واحيائي زيادي انجام پذيرفته است .

۲- داز نخل ايراني

تيره :خرما

مرفولوژي : نام علمي داز به معناي درختچه كوتاه قد مي باشد . درختچه اي است دو پايه با برگهاي پنجه اي سبز و چرمي ٬ ميوه سته ٬ گل در انتهاي شاخه در گل آذين خوشه ظاهر مي شود . عمر متوسط درختچه حدود 4 الي 5 سال است كه پس ازگلدهي از بين مي رود ومجددا از كنار درختچه قبلي ريشه جوش جديدي توليد مي شود .

فصل گلدهي : بهار

مناطق انتشار: درجنوب ايران در مكران در شهرستانهاي سراوان ، نيكشهر، ايرانشهر، خاش و سرباز از ارتفاع 480 متر تا 1280 متر در آبراهه ها ميرويد .

نام محلي : نام محلي آن در جنوب پورك و داز مي باشد . تصور مي رود كه يكي بنام درخت نر و ديگري نام درخت ماده مي باشد . در بعضي مناطق بلوچستان به آن پيش مي گويند.

موارد استفاده : از برگ آن حصير ، سبد، كلاه و سواس كه يك نوع كفش محلي است مي بافند . در افغانستان از دانه هاي آن تسبيح مي سازند .

۳- بادام كوهي :

تيره : گل رز

مرفولوژي
: درختچه اي است تا ارتفاع 4 متربدون خار ، داراي شاخه هاي جوان سبز بدون كرك ، استوانه اي صاف و براق ، برگهاي آنها دراز خطي يا ماله اي است كه در حاشيه برگها چينهاي كنگره اي نوكدار و منتهي به دمبرگ كوتاه مي باشد . گل آن سفيد نسبتا بزرگ با گلبرگهاي تخم مرغي گسترده ، ميوه شفت بدون كرك و تخم مرغي است و در انتها كمي تيز و تقريبا فشرده و نازك در دو طرف

فصل گلدهي: اواخر اسفند

مناطق انتشار: دامنه انتشار اين گونه وسيع است و در نواحي استپي و ارتفاعات نيمه خشك كشور ديده مي شود . در كرمانشاه ، لرستان ، بختياري تا دزفول، ارتفاعات فارس ،‌كرمان و خراسان ديده مي شود . در سیستان و بلوچستان در ارتفاعات تفتان ، بيرك ، كوه سفيد و درناهوك همراه درختان زيتون از ارتفاع 600 تا 2700 متر از سطح دريا ديده مي شود .

موارد استفاده : ميوه بادام مصارف دارويي و آرايشي دارد و همچنين از ميوه آن براي تنقلات و خشكبار استفاده مي شود .

۴- حرا

تيره : شاپسند

مرفولوژي‌ :
درختچه اي است با برگهاي بيضي شكل وكشيده و با قاعده اي باريك . نام علمي اين جنس به افتخار دانشمند بزرگ ايراني شيخ الرئيس ابوعلي سينا نام گذاري شده است . از اختصاصات اين درختچه آن است كه دانه آن روي درخت مادر به نهال تبديل ميشود يعني نيمه زنده زا ميباشد . بذر پس از تبديل به نونهال از درخت جدا شده و به مرداب افتاده و بلافاصله ريشه دواني ميكند . ميوه آن به اندازه يك فندق كركدار است و طعم آن كمي شيرين وگس است

فصل گلدهي : شهريور ماه

مناطق انتشار: اين درختچه در سواحل و مردابهاي ساحلي و دلتاي رودخانه ها و در ايران و مصر و عربستان انتشار دارد. در ايران در بوشهر ، بندرعباس و میناب و سیریک و قشم ، و گواتر چابهار انتشار دارد.

نام محلي: در كتب تب سنتي نام اين درختچه اسرار آمده است كه ريشه مراكشي دارد . در جنوب ايران به نامهاي حرا در بندرعباس ، تمر در چابهار و در برخي مناطق جنوب تول گفته مي شود . به عربي به آن شوره و شورا مي گويند.

موارد استفاده : پوست اين درختچه داراي تانن فراوان است در دباغي استفاده مي شود . درهند از دانه هاي نارس آن به صورت ضماد براي تسريع رسانيدن و چرك زايي جوش و آبسه ها مصرف مي شود . در هند ريشه آن براي افزايش نيروي جنسي ، از برگ براي تعليف دامها در جنوب كشور استفاده مي شود

۵- چاتلانقوش (بنه)

تيره : پسته

مرفولوژي : درختي است به ارتفاع بيش از 15 متر با تاجي گرد و بزرگ و تنه اي قطور بقطرنيم متر ، ناصاف و تيره رنگ ، برگها شانه اي فرد با 2 تا 5 جفت برگچه گرد ، تخم مرغي تا كشيده و با حاشيه اي كم و بيش مژه دار . هريك از برگچه ها داراي 8-5/2 سانتي متر طول و 2-7/0 سانتيمتر يا بيشتر پهنا مي باشد . گل آذين آن خوشه اي باز و ميوه آن شفت به ابعاد 6-5*8-5 ميليمتر ميباشد .

فصل گلدهي : اوايل بهار

مناطق انتشار: اين درخت از جزايرقناري و كشورهاي ساحل مديترانه آغاز و تا آسياي صغيرو سوريه ، قفقاز ، ايران ،افغانستان ، و پاكستان انتشار دارد . در ايران جنگلهاي آن معطر و دانه آن روغني است. دو زير گونه ديگر از بنه در منطقه بلوچستان به نامهاي نيمه خشك ، فارس ، كرمان ، بلوچستان و كرمان و خراسان در ارتفاع 600 تا 1000 متر از سطح دريا ميرويد . در استان در ارتفاعات غرب زاهدان ، نصرت آباد ، ارتفاعات تفتان ، ارتفاعات ناهوك و بيرك سراوان و ارتفاعات سرباز و لاشار پراكنش دارد .

نام محلي : در اطراف تهران چاتلانقوش ، در همدان شاقلانقوش ، در ارسباران چاتلانقو، در كردستان سقز ، در فارس و بلوچستان بنه وبه لهجه بلوچي به آن گون ، ون ، ونه ،گونه گويند.

موارد استفاده : از ساقه آن صمغي استخراج مي شود كه در نقاشي و رنگ و روغن و آدامس سازي استفاده مي شود . ميوه بنه در حالت تازه كمي گرم و خشك است . مدر و قاعده آور است . روغن مغز بنه گرم و خشك وبراي تقويت اعصاب نافع است . براي صاف كردن صدا و باز كردن انسداد و گرفتگيهاي عروق و يرقان موثراست . براي تقويت نيروي جنسي مفيد است ، معده و كليه را گرم ميكند و براي نفخ و گاز مفيد است .ميوه آن بدليل چربي بالاي آن مصرف خوراكي دارد و از آن نوعي اشكنه تهيه مي كنند .

۶- گاز رخ – گز روغن

مروفو لوژی: در ایران یک گونه از این جنس بنام پرگرینا بصورت درختچه ای وجود دارد .ساقه و شاخه های آن سزوئی و اغلب بدون برگ به ار تفاع 6 تا 7 متر ، تاج آن متمایل به مخرو طی وارونه تا کروی ، پوست در خت در قسمت پایین در درختانی که قطر آن حدود 30 سانتی متر است خاکستر ی روشن و شیار دار و برجسته ولی بالا تنه خاکستری تیره است. برگها مرکب دو شانه ای فر د، گل در گل آذین خوشه ای کوتاه تا بلند ،گل آذین نزدیک به شاخه های قطور ، کوتاه به طول 8 تا 10 سانتی متر میباشد .یکی از ویژگیهای اعجاب بر انگیز این گونه دارای برگهایی بدون برگچه است که این درخت از نظر ویژگیهای اکولوژیک و بتانیک درخت بی نظیری است و گاهی در چنان شرایط سختی رشد میکند که میتوان آنرا یک معجزه در عالم گیاهی دانست.

فصل گلدهی : بهار

مناطق انتشار:انتشار آن بر روی ماسه سنگهای دامنه کوهستان تا راس قله ها ادامه دارد.جایی که کوچکترین اثری از خاک نیست این گیاه مستقر شده است.

نام محلی : درنيکشهر به آن گز روغن میگویند.

موارد استفاده : مهمتر ین موارد استفاده این درخت از نظر اقتصادی روغن دانه های آن است. دانه های این گونه دارای 38-40 درصد روغن ویک نوع ساپونن است . روغن این گونه به بن مشهور بوده و بسیار مناسب برا ی تغذیه است و در صنعت نیز برای جلا کاری و روغن کاری ساعتهای دیواری ومچی و چرخهای خیاطی وسایر ماشینهای ظریف مورد استفاده دارد . در صنایع دارویی تهیه نوعی آنتی بیوتیک از آن در دست بررسی است.

مصارف درمانی : ریشه در مان سوزاک و تب زرد – پوست درمان جرب و خارش – میوه برای درمان ناراحتی های کبد طحال و دردهای آرتروز وفلج استفاده میشود.

تکثیر : بذر و قلمه

۷- شیشم ،جک

مرفولوژی : شیشم درختی است با تاج پوشش بسیار ضعیف و همیشه سبز که ارتفاعش به 25 متر بالغ میشود . از طریق جستزایی ریشه و ساقه علی رغم فقیر بودن خاک و تخریب توانسته است تاکنون مقاوکت کند.

برگهایش متناوب و شانه ای است و دارای پنج برگچه واپه تخم مرغی با نوک کشیده تیز و پشت خزی است . گلهایش پروانه ای شکل کوچک و سفید است و در گل آذین خوشه ای قرار گرفته است . میوه آن نیام میباشد. درخت شیشم در برابر خشکی خاک و هم در برابر آب و رطوبت بردبار است و در کنار آب هم بخوبی میروید .سرعت رشد آن زیاد و پوست خارجی ساقه به رنگ سفید و چوب داخلی قهوای است.

فصل گلدهی: گلها در خرداد میرسندو در آذر بذر میدهند.

مناطق انتشار:اصل آن از مشرق زمین در هند و افغانستان است . درا یران در تنگ سرحه پاکستان –بشاگرد در ارتفاع 900-1200 متر از سطح دریا – ته درها و کنار چشمه ها و مسیر جریان آب میروید. در آبادان از قدیم در باغها کشت شده است . در شمال کشور هم بخوبی میروید.

نام محلی: نام این درخت در فارسی شیشم است و در تنگ سرحه آنرا رقاء و در جیرفت آنر جک و در آبادان سیسو نام دارد و به عربی آن را سیسو ساسم میگویند.

موارد استفاده : چوب این درخت در اثر بخار دادن به صورتهای مختلف خمیده میشود ، چوبش قابل ارتجاع وقابل صیقل است و در نجاری مورد توجه میباشد. در مبل سازی و پایه های تختخواب چوبی به علت دوام و ظاهر زیبایی که دارد استفاده دادرد.

مصارف درمانی : درهند از جوشانده پوست آن برای درمان سوزاک استفاده دارد. جوشانده پوست و چوب آن خلط آور و اشتها آور است

تغییرات اقلیم و تاثیر آن بر پوشش گیاهی

 

آيا مي‌توانيد پيش‌بيني كنيد كدام‌يك از گونه‌هاي گياهي نسبت به تغييرات آب و هوا مقاومت كمتري از خود نشان مي‌دهند، گياهان چوبي يا گياهان علفي؟

پژوهشگران مي‌گويند با مطالعات انجام شده برگذشته گياهان به سر‌‌نخ‌هاي جديدي رسيده‌اند. بررسي‌هاي انجام شده روي بيش از 500 گونه گياهي نشان مي‌دهد كه گياهان چوبي نظير درختان و درختچه‌ها به تغييرات آب و هوايي در گذشته زودتر از گياهان علفي واكنش نشان مي‌دادند؛ يعني اگر شرايط گذشته آب و هوا در زمان آينده رخ دهد گياهان چوبي ممكن است شرايط سخت‌تري را نسبت به ساير گياهان در سازش با محيط از خود بروز دهند.

در مطالعات جديدي كه زيست‌شناسان اخيراً در دانشگاه ييل در ايالات متحده انجام داده‌اند به سير تكاملي گياهان گلدار و چگونگي سازگاري آنها با تغييرات آب و هوا پي‌برده‌اند. آنها با جمع‌آوري نسب‌نامه چندين گروه از گياهان از قبل و شرايط آب و هوايي كه در دوران زندگي داشته‌اند قادر به جمع‌آوري اطلاعاتي شدند كه شرايط سازگاري آنها را با تغييرات آب‌وهوا نشان مي‌دهد.

با مقايسه شرايط سازگاري گياهان چوبي و علفي نسبت به تغييرات آب‌وهوا آنها به اين نتيجه رسيدند كه اين نسبت 2 به 10 است؛  يعني گياهان چوبي بسيار كند‌تر از گياهان علفي با محيط سازگار مي‌شوند.پژوهشگران علت اين اختلاف را در زمان باروري گونه‌هاي گياهي مي‌دانند. آنها مي‌گويند گياهاني مانند درختان و درختچه‌ها كه طول عمر بيشتري دارند چندين سال طول مي‌كشد تا نخستين گل‌هايشان را توليد كرده و بارور شوند درحالي‌كه براي گياهان علفي اين مدت بسيار كوتاه بوده و در مواردي حتي چندين ماه است.

چون گياهان چوبي به زمان طولاني‌تري براي گل دادن و توليد مثل نياز دارند تغييرات ژنتيك نيز در آنها كندتر صورت مي‌گيرد و اگر جهش‌هاي ژنتيك باعث تكامل نسل مي‌شود بنابراين گياهان علفي،  شانس بيشتري براي تكامل و ازدياد نسل دارند. اين موضوع مي‌تواند پاسخي براي علت كند بودن سازگاري درختان و درختچه‌ها با تغييرات آب و هوايي در گذشته و حال باشد.اگر جهش‌هاي ژنتيك،  مواد خام تكامل نسل‌ها را تهيه مي‌كنند بنابراين درختان به‌سادگي از عهده اين كار بر نمي‌آيند و در مسابقه تكامل و بقا با ساير گونه‌هاي گياهي بازنده‌اند. گياهان علفي در نقش خرگوش و گياهان چوبي در نقش لاك‌پشت در اين مسابقه شركت دارند.

كسب اطلاعات در مورد گذشته گياهان و پي بردن به اين موضوع كه آنها در شرايط مختلف آب و هوايي چگونه واكنشي از خود نشان مي‌دادند دانشمندان را قادر خواهد ساخت كه در مورد شرايط حال و آينده آنها پيش‌بيني و تجسس كرده و براي گياهاني كه در معرض خطرات بيشتري قرار دارند چاره انديشي كنند.با توجه به اطلاعات حاصل شده در مورد گذشته گياهان چوبي به اين نتيجه مي‌رسيم كه اكوسيستم‌هايي كه درختان و درختچه‌ها در آنجا حاكمند از اهميت بيشتري برخوردارند.

جنگل‌هاي باران‌زاي آمازون در معرض تهديد جدي قرار دارند و اگر شرايط از آنچه در گذشته بوده سخت‌تر شود بقاي درختان با زحمت روبه‌رو شده و امكان از بين رفتن آنها وجود خواهد داشت.  شرايطي را كه ما در زمان حال از نظر تغييرات آب و هوايي تجربه مي‌كنيم بي‌سابقه است و با انتشار بيشتر گازهاي گلخانه‌اي در جو شرايط وخيم‌تري در انتظار ماست. 

معرفی کهور ایرانی

كهور ايراني (Prosopis cineraria) گونه درختي بومي و شاخص ناحيه صحارا- سندي است كه از نوار ساحلي استان‌هاي بوشهر، هرمزگان، سيستان و بلوچستان تا جنوب استان كرمان پراكنش دارد.

 حاصلخيزي خاك رويشگاه كهور ايراني، باعث قطع بي‌رويه درختان در اين عرصه‌ها مي‌شود و متأسفانه مردم محلي به سرعت آنها را به زمين‌هاي كشاورزي تبديل مي‌كنند. همچنين حفر چاه‌هاي عميق و نيمه عميق در اطراف كهورستان‌ها براي آبياري زمين‌هاي كشاورزي سبب افت سطح آبهاي زير زميني شده و آنها را با خطر نابودي مواجه كرده است. ‌ تاج بري يا سرشاخه زني مستمر براي تامين علوفه دام‌ها سير قهقرايي كهورستان‌ها را نيز تشديد كرده است.

مرغوبيت زغال و قطع بي‌رويه درختان كهور ايراني توسط روستاييان و تغذيه دام‌ها و وحوش از ميوه‌هاي آن، همچنين سخت‌تر شدن خاك سطحي رويشگاه‌ها، زادآوري و تجديد حيات كهورستان‌ها را سخت و گاهي پا گرفتن نهال‌هاي خودرو را غيرممكن مي‌كند. به‌طور كلي، در اين شرايط احيا و تجديد حيات كهورستان‌ها بسيار بطئي و سخت است. از طرفي، به‌علت پاك‌تراشي توده‌هاي جنگلي كهور ايراني و تبديل آنها به اراضي كشاورزي، سرشاخه زني شديد به‌منظور تغذيه دام، قطع بي‌رويه به‌منظور تهيه زغال و نرخ زاد آوري پايين، كهور زارها يا كهورستان‌ها در بسياري از مناطق دچار انقراض محلي (local extinction) شده‌اند.

شرايط بوم‌شناختي رويشگاه‌ها

بررسي انتشار گونه‌هاي درختي و ارتباط پراكنش آنها با عوامل محيطي از نظر بوم‌شناختي اهميت زيادي دارد و مي‌تواند در حفظ و توسعه گونه‌هاي گياهي مفيد باشد. انتشار گونه‌هاي گياهي به نوع رويشگاه آنها بستگي زيادي دارد و از اهم اين شرايط، اقليم و وضعيت خاك منطقه است. اقليم هر منطقه به عرض جغرافيايي و ارتفاع از سطح دريا بستگي زيادي دارد. خصوصيات خاك هر منطقه علاوه بر سنگ مادر به عوامل اقليمي وابسته است و فعاليت‌هاي انسان نيز در انتشار گونه مؤثر است.

رويشگاه‌هاي كهور ايراني عموما در اقليم‌هاي فراخشك و خشك گرم تا فراخشك معتدل گسترش دارد. حداكثر ارتفاع مشاهده‌شده اين‌گونه تا 20 متر و قطر تاج پوشش تا 18 متر مي‌رسد. تراكم اين‌گونه از 12 تا 300 اصله در هكتار تغيير مي‌كند. ميانگين بارندگي سالانه رويشگاه‌هاي كهور 45 تا 200 ميلي‌متر است. اين رويشگاه‌ها از نظر تنوع پوشش گياهي، غني و از نظر اقليم، نوع خاك و تراكم پوشش گياهي نيز گوناگوني زيادي دارند. از نظر زمين‌شناسي و ژئومورفولوژي اكثر رويشگاه‌هاي كهور ايراني در دشت‌هاي سيلابي با بافت ريزدانه و سفره آب به نسبت سطحي يا ريز قشري انتشار دارند.

سازگاري كهور ايراني

كهور ايراني داراي ريشه‌هاي عميق و وابسته به آب‌هاي زيرزميني است. در واقع، گياه از طريق ريشه‌هاي عميق، آب مورد نياز خود را از سفره‌هاي آب زيرزميني به دست مي‌آورد و در اصطلاح «فراتوفيت» (Phreatophyte) ناميده مي‌شود. ريشه‌هاي كهور ايراني معمولا به عمق بيش از 30 متر هم مي‌رسد و همچنين براي سيستم كشت تلفيقي درخت مناسب است. ريشه‌هاي كهور ايراني داراي گرهك‌هاي تثبيت‌كننده ازت جوي در خاك است. برگ، ميوه و سرشاخه‌هاي كهور ايراني از منابع مهم تامين علوفه دام‌هاي اهلي و علفخواران وحشي به‌ويژه در طول فصول گرم و دوران خشكسالي محسوب مي‌شوند.

استقامت كهور ايراني در اراضي بياباني و ماسه‌زارها قابل توجه است به‌طوري كه وسيع‌ترين كهورستان در محدوده ماسه‌هاي روان با مساحت 35 هزار كيلومتر مربع در منطقه شرقيا (Sharqiya) در كشور عمان واقع شده است. در ايران نيز با توجه به استقامت بالا و ‌دارا بودن انعطاف بوم‌شناختي به نسبت زياد تا حواشي كوير لوت رويش دارد. اين‌گونه درختي به‌شدت نورپسند است و رويشگاه‌هاي آن در دشت‌هاي حاصلخيز مثل رحمت‌آباد ريگان بم، جهان‌آباد فهرج، سنگ سفيد و پاتلي جيرفت، مهروييه كهنوج، بمپور، دشت عوركي چابهار، زرآباد چابهار، جگين جاسك و دهنو مراغ در اطراف گاوبندي استان هرمزگان با تراكم به نسبت مناسب وجود دارد.

رويشگاه‌هاي كهور ايراني از كرانه‌هاي سواحل خليج‌فارس و درياي عمان تا ارتفاع 680 متري از سطح دريا امتداد دارند ولي تك‌پايه‌هاي آن تا ارتفاعات 1600 متري از سطح دريا در منطقه كوهستاني بشاگرد و مناطق ديگر پراكنده هستند. با توجه به‌خصوصيات ويژه‌اي كه كهور ايراني دارد مي‌تواند از رطوبت نسبي هوا در مواقع شرجي استفاده كرده و كمبود بارندگي را جبران كند. در سال‌هاي اخير با توجه به افت سفره‌هاي زير زميني اغلب توده‌هاي باقيمانده از منابع آبي ناشي از آبياري اراضي كشاورزي استفاده مي‌كنند؛ به همين دليل توده‌هاي كهور در اطراف مزارع، انبوه‌تر هستند.

كهور ايراني در هندوستان، پاكستان، افغانستان، ايران، عربستان و عمان بومي است و در هندوستان در ايالت‌هاي راجستان، هاريانا، دهلي، گوجارات، كارناتاكا، ماهاراشترا، مادهيا و پرادش وجود دارد. بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه كهور ايراني تغييرات درجه حرارت را از 6- درجه در زمستان تا 50 درجه سلسيوس در تابستان  تحمل مي‌كند اما نهال‌هاي آن به شرايط يخبندان حساس هستند. اميد به زندگي درختان كهور ايراني به حدود 200 سال و حتي بيشتر مي‌رسد.

خاك‌شناسي رويشگاه‌هاي كهور

رويشگاه‌هاي كهور ايراني به‌دليل محدوديت بارش داراي خاك‌هاي جوان و فاقد تكامل نيمرخ خاك است. بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه جنگل‌هاي كهور ايراني به‌طور عمده در خاك‌هايي با شوري كم، توسعه يافته‌اند اما تحمل اين گياه به خاك‌هاي شور و سديمي در تعداد معدودي از رويشگاه‌ها نيز قابل توجه و تامل است. كربن آلي خاك از ميزان ناچيز تا بيشتر از يك درصد تغيير مي‌كند. در واقع، خاك رويشگاه‌هاي آن از نظر كربن آلي فقير محسوب مي‌شوند. درصد آهك خاك رويشگاه‌ها از متوسط تا خيلي زياد متغير است و داراي دامنه 17 تا 72درصد است

جوامع همراه كهور ايراني

رويشگاه‌هاي كهور ايراني فقط مختص اين‌گونه نيست و گونه‌هاي گياهي زيادي به‌عنوان «جوامع همراه» در كنار اين‌گونه مي‌رويند. از گونه‌هاي بسيار مهم ديگر همراه كهور ايراني، درخت كرت (Acacia nilotica) است كه در بقاي پرندگان بومي جنوب ايران نظير شهدخور و بلبل خرما نقش كليدي دارد. گونه مهم ديگر آكاسياي چتري يا گبر (Acacia tortilis) است كه زيبايي خاصي دارد.

چگرد گونه ديگري از انواع آكاسيا‌هاي بومي ايران است كه به‌صورت همراه با كهور ايراني ديده مي‌شود. گونه بسيار مهم ديگر در رويشگاه‌هاي كهور ايراني گياه استبرق يا خرگ است كه خواص دارويي دارد و در طب سنتي به كار مي‌رود. متاسفانه جمعيت اين‌گونه نيز مانند گونه‌هاي ديگر كاهش چشمگيري داشته است. چوچ يا مسواك، درختچه‌اي است كه به‌صورت تك‌پايه‌هاي پراكنده در رويشگاه‌هاي كهور ديده مي‌شود. اين‌گونه نيز خواص درماني دارد. كنار، اسكنبيل، دهير، كهور دره‌اي، كهورك، گز، رمليك و پچيلوك نيز از ديگر گونه‌هاي همراه كهور ايراني هستند.

حفاظت

فرهنگ‌سازي‌ و آموزش به روستانشينان، كشاورزان و مروجان و كارشناسان منابع طبيعي، يكي از مهم‌ترين پيش‌نيازهاي حفاظت اين‌گونه خواهد بود. كاشت كهور ايراني در پارك‌هاي شهري و جنگلي و محوطه ادارات دولتي مي‌تواند در فرهنگ‌سازي‌ آن نيز مؤثر باشد. حفاظت و احياي كهورستان‌هاي تخريب‌شده با كاشت نهال مي‌تواند به‌صورت نظام تلفيقي كاشت به جهت زراعت چوب آن هم صورت گيرد اما حفاظت رويشگاه‌هاي مهم اين‌گونه مانند زرآباد چابهار، مرباغ از بخش شبيكوه بندر لنگه و تبديل آنها به منطقه حفاظت‌شده، اساسي‌تر به‌نظر مي‌رسد.

معرفی درختان گرمسیری

رويشگاه سيريك(خور آذيني)

رويشهاى مانگرو در ايران در سواحل سه استان ساحلى جنوب ايران شامل هرمزگان،بوشهر و سيستان و بلوچستان مي باشد. دامنه توسعه جغرافيايى آنها از عرضهاى 25 درجه و11 دقيقه تا 27 درجه تا 52 درجه شمالى و طولهاى شرقى 51 درجه و 35 دقيقه تا 61 درجه و 34 دقيقه گسترده است. استان هرمزگان با دارا بودن 20920 هكتار رتبه اول از نظر سطح اين جنگلها را در كشور دارا مي باشد.

جنگلهاى مانگرو در رديف بارورترين اكوسيستم هاى ساحلى قرار دارند و اغلب خدمات اكولوژيك ارزنده اى چون حفاظت ساحل از فرسايش ايجاد زيستگاه براى جانداران دريايى و پشتيبانى زنجيره غذايى دريا، ايجاد چشم انداز، تامين منابع غذايى و صيدگاه، تامين مواد صنعتى چون تانن، تامين چوب صنعتى، تامين مواد دارويى، جذب سيلاب، استخراج نمك و منابع تفرجى براى مردم جهان فراهم مى آورند. اساسا درختان مانگرو تنها در مناطق محدودى از كمربند گرمسيرى كه به سبب  شرايط مطلوب محيطى بلند قامت و قطور هستند، مورد بهره بردارى پايدار بهره گرفته مى شود. در ساير نواحى توليدات فرعى(تانن، گياهان دارويى و آبزيان) اين اكوسيستم مورد توجه قرار دارند و يا از خدمات زيست محيطي آْنها در كنترل سيلاب،حفاظت ساحل، بازيابي زمين از دريا استفاده مي شود. غالبا در تمام كشورهاي واجد مانگرو استفاده تفرجي از اين مناطق و رواج اكوتوريسم يكي از كاركردهاي متداول و درآمدزا محسوب مي شود و اين بهره وري نيز تنها با توسل به اصول مديريت زيست محيطي و پرهيز از پيامدهاي منفي آن، پايدار خواهد بود.لذا مديريت اين رويشهاي ساحلي در اكثر كشورها(همچون ايران) بر پايه مديريت حفاظتى و با توسل به شيوه هاى غير مصرفى، توان سنجى و ظرفيت يابى جنگل اجرا مى شود رويشگاه سيريك را مى توان يكى  از منحصر به فردترين اجتماعات مانگرو در كشور و در استان هرمزگان( 80 كيلومترى جنوب ميناب) برشمرد. اين رويشگاه تنها منطقه اى مانگروى در كشور است كه توده هاى چندل در كنار اجتماعات حرا جنگلى آميخته را پديد آورده اند سطح جنگلهاي اين رويشگاه در حدود 800 هكتار مي باشد . و علاوه بر ساختار گياهى متفاوت، جلوه هاى زيستى متمايزى از ديگر رويشگاههاى مانگرو كشور فراهم آورده اند. حضور اجتماعات چندل در كنار حرا، چشم اندازهاى زيبا ى خورياتى كه كناره آنها در تسلط اجتماعات چندل قرار دارد، تنوع گونه هاى جانورى و جنبه هاى انحصارى اين گونه ها، وجود اسكله در خور آذينى و چشم انداز موزونى كه از فعاليت شناورهاى سنتى در اين اسكله فراهم آمده است. ظرفيتهاى قابل برنامه ريزى براى اكوتوريسم به ويژه پژوهشگران و ماجراجويان طبيعت گر، فراهم آورده است. با توجه به پتانسيلهاى اشاره شده رويشگاه سيريك براى برنامه ريزى اكوتوريسم و الويت برنامه ريزى مربوط به مديريت جنگلهاى مانگرو استان هرمزگان مبتنى بر اقدامات مربوط به عمليات احيا، توسعه و مربوط به مديريت جنگلهاى مانگرو استان هرمزگان مبتنى بر اقدامات مربوط به عمليات احيا و حفاظت رويشگاههاى موجود و همچنين توسعه بندر خور آذينى به منظور فعاليتهاى صيادى كه به تبع آن تهديدى براى جنگلهاى منطقه است، لزوم برنامه ريزى براي حفظ و  توسعه  رويشگاه منطقه كاملا ضرورى به نظر مى رسد..

گونه چندل در ساير مناطق استقرار مانگرو در كشور ايران ديده نمى شودكه دلايل انتشار آن قابل بحث است. گونه حرا در منطقه به حداكثر رشد طولى و قطرى خود مى رسد و گونه چندل نيز در ابعاد گوناگون ديده مى شود. زادآورى در جنگلها زياد است كه نشانه مرغوبيت رويشگاه به شمار مى رود. گونه حرا چندل در منطقه در تراكمهاى مختلف وجود دارند مانند، جوامع مانگرو متراكم و نيمه متراكم كه فقط از گونه حرا تشكيل شده اند، جوامع متراكم و نيمه متراكم از مخلوط گونه حرا و چندل كه تراكم هر دو گونه يكسان است، جوامع متراكم و نيمه متراكم مخلوط حرا و چندل با غلبه گونه حرا و جوامع متراكم و نيمه متراكم چندل و حرا كه غلبه با چندل است. چندل در منطقه مورد مطالعه به صورت جامعه خالص وجود ندارد، بلكه هميشه تعداد بسيار اندكى از پايه هاى حرا مخلوط با آن ديده مى شوند.

جوامع تنك بيشتر از گونه حرا تشكيل شده اند، اما در بعضى نقاط تك پايه هاى چندل نيز مستقر شده اند. در هر صورت گونه حرا در اكثر موارد غالب است. ريشه هاى هوايى تنفس كننده حرا همراه با ريشه هاى كمانى محافظت كننده چندل در جنگلهاى مانگرو سيريك در سطح گسترده ديده مى شود كه همراه با زادآورى در سنين مختلف اكوسيستم ويژه اى را در مناطق استقرار مانگرو ها در سيريك ايجاد كرده است.

 اقدامات اداره كل منابع طبيعي و آبخيزداري :

 اداره كل منابع طبيعي و آبخيزداري هرمزگان  با توجه به اهميت و ارزش خور آذيني از سال 85 اقدام به توسعه جنگلهاي مانگرو با دو گونه موجود حرا و چندل نموده است با توجه به حضور گونه غالب چندل در اين خور اقدامات صورت گرفته در زمينه كشت چندل از سطح گسترده تري برخوردار مي باشد.

عملكرد توسعه جنگلهاي مانگرو ( حرا و چندل ) در خور آذيني شهرستان سيريك

سال

گونه

نوع كشت

تعداد (اصله )

سطح (هكتار)

1385

چندل

كشت مستقيم بذر

-

50

 

1386

حرا

نهال

8000

-

چندل

نهال

30000

-

چندل

كشت مستقيم بذر

-

50

1387

چندل

كشت مستقيم بذر

-

60

1388

چندل

حرا

كشت مستقيم بذر

نهالكاري

-

30000

200