کویر 3

اقاليم خشک و نيمه خشک عرض های ميانه ( Bwk ،Bsk )

بيابانها و استپهای سرد:

ویژگیها:

1-درجه حرارت:

این اقالیم دارای تابستانهای گرم تابسیارگرم وزمستانهای سرد تا بسیارسرد می باشد. فرارسیدن بهارناگهانی است وسرعت افت وخیز دمابه مراتب ازاقالیم مرطوب بيشتر است. ازاین روتغییرات دمابه صورت سالانه وفصلی وهم بطورروزانه درآنهازیادوقابل ملاحظه است.به ویژه دامنه تغییرات نهایی دما اختلاف حداکثرمطلق و حداقل مطلق بسیارزیاداست.به طوری که حداقل مطلق دما دراین مناطق تامنفی45وحداکثرتامثبت 38 درجه سانتیگراد مشاهده شده است. درتابستانها به علت بلندی روزها وزمان طولانی تابش آفتاب نفوذتوده های هوای حاره ی بری، شفافیت هواوفقرنم درجه حرارت بالامیرودولی درزمستان به علت حاکمیت توده های هوای سرد بری و هجوم توده های قطبی درجه حرارت افت می کند.

2-بارندگی :

اقالیم خشک و نیمه خشک سرد بعلت موقعیت جغرافیایی و دوری از اقیانوسها و موانع کوهستانی واحاطه ی بعضی ازحوزه های آن بانواحی فوق العاده مرتفع و ازطرف دیگرگسترش و نفوذ جریان هوای پرفشار فصلی در همه حواشی این اقالیم به جز طرف استوایی دردوره سرد سال هماننداقالیم خشک ونیمه خشک حاره از ریزشهای جوی زیاد محروم می باشند. بااینکه میزان بارندگی دراین اقالیم درمقایسه با اقالیم دیگرکمتر است ولی به علت پایین بودن دما وتبخیر و تعرق نسبتاً کمتر برای رشدگیاهان مساعدتراست زیرا درنواحی تحت نفوذ دما و تبخیر و تعرق کمتر درحدود 150تا200میلیمترنیازآبی محیط را برای رشد پاره ای از گیاهان در ارتفاعات ودامنه های خنک تأمین می کند.

اقاليم بيابانی عرضهای ميانه(Bwk)

اقالیم بیابانی عرض های میانه نواحی پست باحوضه های بسته ای را در درون قاره ها تحت تأثیر نفوذخود دارند و شامل قسمتهایی از حوضه تا رو دشت گپی،بیابان کالاهاری و بیابانهای قزل قوم و قره قوم،بخشهایی ازایران درقاره آسیاو بخشی ازحوضه ی بزرگ درغرب آمریکا و پاره ای ازنواحي کوچک دیگرو سایر قاره هاست.این نواحی اغلب مناطق سایه بارانی دور از اثر دریاها می باشد و تحت تأثیر توده های هوای فرونشینی هستند.

اقاليم نيمه خشک عرض های ميانه(Bsk)

این اقالیم در اغلب نواحی همانند کمربندی بیابانهای عرض های میانه را در بر گرفته اند.و منطقه انتقالی بین بیابان ومناطق نیمه مرطوب به شمار می روند. یکی از وجه تمایز مناطق تحت نفوذ این اقالیم،سکونت و اسکان و فعالیتهای گوناگون انسان در آنهاست.تغییرات شرایط اقلیمی که عمدتاً نتیجه انحراف و تغییرپذیری بارندگی بویژه درجهت منفی در این اقالیم میباشد،استقرار و فعالیتهای انسان را توأم باپذیرش بلایای عظیم اقتصادی می کند.زیرا توالی سال های مرطوب،باعث سرمایه گذاریها وگسترش مرزهای کشاورزی و فعالیتهای گوناگون و توسعه دامداری دراین نواحی می گردد ولی سالهای خشک متعاقب این شرایط که به کرات مشاهده شده است، مصیبتهای ناگواری راسبب می شود.

بیابان زایی چیست و چگونه اتفاق می افتد؟ 3

▪ اصلاح روش تامین انرژی در مناطق مستعد بیابان زایی: در ایران با زمینه مناسب اقلیمی و تابش آفتاب در بیشتر مناطق و در اکثر فصول سال همچنین وجود مناطق واجد پتانسیل بالای باد و قابلیت های تولید انرژی زمین گرمایی زمینه لازم و مناسبی برای استفاده و گسترش انرژیهای نو و پاک فراهم است. انرژی خورشیدی و باد ، از جمله منابعی هستند که در کشور ما بویژه در مناطق بیابانی به فراوانی یافت می شوند، با شناخت مکانهای مناسب این منابع و بکارگیری ابزار مناسب برای تبدیل آنها به انرژی های دیگر می توان از این منابع غنی به عنوان یک نیروی تکمیل کننده و یاری رسان برای تامین انرژی گرمایی و سرمایی استفاده کرد. در صورت توسعه بیشتر و بهتر این انرژی ها می توان قسمت اعظم نیازمندیهای شهری و روستایی را در مناطق مناسب از این طریق تامین کرد. می توان گفت حل مشکل انرژی در نواحی روستایی مواجه با پدیده بیابان زایی از طریق کنترل مصرف منابع انرژی موجود و توسعه منابع جدید انرژی ، در خاتمه بخشیدن به قطع درختان و تخریب پوشش گیاهی موثر بوده و انجام این دو ، تضمینی برای اصلاح تعادل اکولوژیک و کنترل گسترش بیابان زایی می باشد

▪ بهبود وضعیت معیشت اقتصادی ساكنان بیابان: اکنون در مجامع ذیربط بین المللی فقر بعنوان یک عامل بیابان زایی شناخته شده است بنا براین برای مبارزه با بیابانزایی، اهمیت عوامل اقتصادی را نیز باید مد نظر داشت. کشاورزی و دامدارای در اراضی خشک یا وجود ندارد و یا اینکه مانند کشاورزی و دامداری در اراضی حاصلخیز، پر منفعت نیست. در این مناطق دولت باید به مردمی که در کویر و بیابان زندگی می کنند کمک کند و از لحاظ اقتصادی زندگی این مردم را در سطح معقولی تامین کند. این کمک های اقتصادی شامل وام بلاعوض، ‌معاضدت در تهیه علوفه ارزان برای دامهای آنان و رساندن تجهیزات و لوازمات لازمه می باشد. امروزه از پتانسیل های موجود در بیابان و ایجاد درآمد برای ساکنین این مناطق در بسیاری از کشورها برنامه ریزی های خوبی انجام گرفته است که یک نمونه آن بحث اکوتوریسم یا طبیعت گردی است.مناطق بیابانی ایران سرشار از جاذبه های توریستی و گردشگری هستند. شاید بتوان گفت اکثر شهرها و یا حتی برخی از مناطق روستایی واقع در نواحی بیابانی دارای آثار فرهنگی و یا جاذبه های تاریخی و طبیعی منحصر به فرد هستند. از یزد و کاشان و اصفهان گرفته تا کرمان و خراسان و سمنان و... که همگی در محدوده مناطق بیابانی ایران قرار گرفته اند و هریک از شهرهای این استانها ویژگیهای خاص تاریخی-فرهنگی و طبیعی خود را دارند که می توانند در جذب گردشگران داخلی و خارجی بخوبی نقش ایفا کنند. از کویرهای نمک بیابانهای مرکزی تا شهر افسانه ای کالوت های لوت و تپه های شنی اطراف هر یک از شهرها و روستاهای مناطق فوق با برنامه ریزی و مدیریت درست می توان درآمد قابل توجهی برای عمران و آبادانی مردم همان سرزمین کسب کرد که خود راهی در جهت مهار بیابان زایی محسوب می شود.

▪ کنترل جمعیت و تولید اشتغال: از آن جائی که رشد جمعیت در روستاها بیشتر است و از طرفی سطح اراضی زیر کشت نیز محدود می باشد با افزایش جمعیت دو مسئله پیش میاید یا فشار روی زمین زیاد می شود و ممکن است همین امر موجب فرسایش خاک و بیابانی شدن اراضی شود یا اینکه عده ای به شهرها هجوم بیاورند و مشکلات حاد اجتماعی یا سیاسی دیگری را سبب شوند. برای رفع این مشکل دولت می تواند با آوردن صنایع سبک و دیگر صنایع مربوطه در مناطق روستایی اقدامات مناسبی انجام دهد به این ترتیب نه تنها شغل و کار و حرفه برای مردم مناطق خشک و بیابانی ایجاد می شود بلکه از فشار آنها به مراتع نیز کاسته می شود مسلما تشویق مردم در جهت کنترل جمعیت برای زندگی بهتر نیز باید همواره در سرلوحه برنامه های دولت قرار داشته باشد .

● استفاده از تکنیک های جدید و مناسب برای کشاورزی در بیابان:

قبلا اشاره کردم که دو مسئله مهم و اساسی برای کشاورزی در بیابان کمبود آب و تبخیر شدید آفتاب است. یعنی در این مناطق آب و خاک مناسب برای کشاورزی کم (و شور ) است، بنا بر این برای رهایی از این وضعیت باید شرایط بصورتی فراهم شود که تا آنجا که ممکن است از هدر رفت آب در این مناطق جلوگیری شود. بعبارت دیگر باید از کمترین فضا بیشترین و بهترین تولید حاصل شود که در این زمینه می توان استفاده از گلخانه و کشت گلخانه ای را توسعه داد. کما اینکه در سالهای اخیر برای استفاده بهینه از آب و زمین برای کشت انواع محصولات در بعضی از مناطق بیابانی کشور به کشت گلخانه ای مبادرت شده است. این کار را باید به فال نیک گرفته و سایرین را تشویق به این کار کرد. این کار در شهرک گلخانه ای استان قم صورت گرفته است که باید مورد حمایت بیشتر کارشناسان و مسئولین مربوطه قرار گیرد زیرا در حال حاضر گلخانه ها در وضعیت مطلوبی نیستند. این روش ها در پاره ای از کشور ها همراه با تحقیقات کافی انجام شده است که باید از تجربیات خوب آنها استفاده کرد. قصد بنده از این قسمت بحث معرفی راهکارهای مناسب برای حداکثر استفاده از محدودیت های خاک و آب در بیابان و جلوگیری از توسعه سطح کشت در مناطق بیابانی است.

محمد خسروشاهی        

وبگاه کویرهای ایران ( www.irandeserts.com )        

http://www.aftab.ir

 

بیابان زایی چیست و چگونه اتفاق می افتد؟ 2

کنترل بیابان زایی

در این زمینه روش هایی برای کنترل بیابان اعم از نهالکاری، بذرپاشی، قرق و امثال آن تا کنون بسیار گفته شده و نوشته شده است، ولی آیا با استفاده از این روش ها توانسته ایم بر مشکلات بیابانزایی غلبه کنیم؟ می بینیم بازخورد آنها آنچنانکه شایسته است نتیجه زضایت بخشی نداشته است. البته این مسئله را نباید کتمان کرد که کار در مناطق بیابانی بسیار سخت و طاقت فرساست چرا که سالها در اینگونه مناطق بیابانی کار کرده ام و سختی و مرارت کار را از نزدیک با گوشت و پوست و استخوان لمس کرده ام اما از برآیند کار راضی نیستم هر چند که موفقیت های خوبی هم داشته ایم. شاید یکی از دلایل موفقیت کمتر کارهای بیابان زدایی توجه بیشتر به امور فنی و توجه نکردن یا به عبارتی توجه کمتر به مسایل اجتماعی و اقتصادی و بافت جامعه حاکم در مناطق کاری بوده است و حتی فراتر از آن شاید بتوان گفت ما تک بعدی کار کرده ایم چه بسا منابع طبیعی کار خودش را و کشاورزی نیز کار خودش را بدون توجه به اشتراکات بسیار نزدیک این دو بخش از بدنه یک وزارتخانه برای رفع مشکلات بیابان زایی انجام داده اند. در این مورد اگر به توضیحات قبلی رجوع کنیم آثار مدیریت درست امور کشاورزی و آبیاری در کاهش اثرات بیابان زایی کاملا قابل درک است یعنی می توان گفت در امور کشاورزی هر طرح و برنامه ای که در جهت ارتقا و بهبود کیفیت و کمیت آبیاری برای جلوگیری از اسراف و اتلاف آب انجام شود بطور غیر مستقیم راهکاری در جهت مهار بیابان زایی محسوب می شود. بنا بر این با اجرای برنامه هایی برای افزایش راندمان آبیاری در بخش کشاورزی با استفاده از روشهای علمی و مدرن آبیاری (کوزه ای ، قطره ای، تحت فشار و امثال آن) به منظور صرفه جویی در مصرف آب، کنترل و استفاده بهینه از منابع آبهای سطحی موجود، مطالعه و اجرای طرح های آبخوانداری و پخش سیلاب و تغذیه مصنوعی و همچنین برخی اقداماتی که مستقیما در اختیار وزارت نیرو می باشد از جمله جلوگیری از بهره برداری و انسداد چاههای غیر مجاز، کنترل بهره برداری چاههای دارای پروانه و امثال آن راهکارهایی برای تقویت و تعادل آبخوانها و مآلا جلوگیری از پدیده بیابان زایی محسوب می شوند.

در ارتباط با مسایل اجتماعی و اقتصادی بیابان زایی نیز این واقعیت را باید قبول کرد که مسایل و مشکلات فعلی بیابان و بیابان زایی در ایران صرفا مشکلات فنی و تکنیکی نیست بلکه مسایل ساختاری و اجتماعی و چه بسا سیاسی است. در حوزه وسیع و گسترده بیابان سر و کار ما بیشتر با جامعه روستائی است بنابراین شناخت ساختار اجتماعی و اقتصادی جامعه روستایی از جمله توفیقات کاری محسوب می شود. وضع جوامع روستائی در زمینه های اجتماعی و اقتصادی ویژگیهای خاص خود را دارد ارتباط این جامعه با محیط اطراف خود در طول زمان باعث بوجود آمدن روابط و عرف خاصی در سطح روستا گردیده که بسته به شرایط محیط در مناطق مختلف متفاوت است. بنابراین در هر برنامه ای که در ارتباط با جامعة روستایی باشد، شناخت ساختار اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی روستا و عملکرد آن ضرورت دارد و بدون توجه به آن هر گونه طرحی نه تنها با موفقیت همراه نخواهد بود بلکه باعث بروز ناهماهنگی و بر هم زدن ساختار سنتی اجتماعی و اقتصادی روستا نیز خواهد شد، فعالیتهای چند دهه اخیر بیابان زدایی تا حدودی گویای این واقعیت است زیرا در اغلب طرحهایی که تاکنون به مرحله اجرا در آمده به وضعیت اجتماعی و اقتصادی مردم کمتر توجه شده است به طوری که مردم در مقام معارضه با منابع طبیعی بوده اند. در این زمینه بایستی خلاء ناشی از ضعف فرهنگی بویژه فرهنگ منابع طبیعی به طریقی پر شود ضمن آنکه اقدامات قانونی در برابر متجاوزین به منابع طبیعی برای هر قشری از جامعه با قاطعیت اجرا شود.

بیابان زایی چیست و چگونه اتفاق می افتد؟ 1

تخریب سرزمین در مناطق خشک و نیمه خشک و خشک نیمه مرطوب در اثر عواملی مانند عوامل انسانی و عوامل طبیعی.  

اجازه می خواهم از تشریح عوامل بیابان زایی نظیر بوته کنی، چرای مفرط و خارج از فصل دام در مراتع ، تبدیل مراتع به دیمزار، برداشت بی رویه آب از سفره های آب زیرزمینی، معدن کاوی و بهره برداری از معادن، جاده سازی و توسعة شهرها و روستاها و امثال آن که سالیان سال گفتیم و نوشتیم خودداری کنم و به یکی دو مورد از موارد حاد آن بپردازم و سپس راههای مهار و کنترل آن را از نگاهی دیگر (اگر نگویم جدیدتر) بیان کنم.

اگر بیابان زایی را بر اساس تعریف کنوانسیون بیابان زایی تعریف کنیم؛ می گوید تخریب سرزمین در مناطق خشک و نیمه خشک و خشک نیمه مرطوب در اثر عواملی مانند عوامل انسانی و عوامل طبیعی. در زمان حاضر عوامل طبیعی، آنچنان نقشی در بیابان زایی ندارند البته خشک سالی‌هایی که به وقوع می‌پیوندد بیابان زایی را تشدید می‌کند ولی در ایران ما این عوامل انسانی هست که بیشتر باعث بیابان زایی میشود و شاید مهمترینش افزایش جمعیت باشد. ما در سی چهل سال پیش این جمعیت را نداشتیم. ببینید جمعیت ما در چهل سال پیش چقدر بوده و الان چقدر است؟ فشار این جمعیت هم مخصوصا جمعیت روستایی روی زمین هست . اجازه بدهید مثال ملموس تری در ارتباط با این موضوع و ارتباطش با بیابان زایی ارایه کنم. هرچند امکانات روستا ها در حال حاضر نسبت به چند دهه پیش تغییرات قابل توجهی داشته است و حقیقتا از لحاظ تامین آب و برق و امکانات مشابه با قبل قابل مقایسه نیست ولی آیا در همین مناطق، بیابان زایی نسبت به قبل کمتر شده است ؟ ۲۰-۳۰ سال قبل روستایی که ۲۰ یا ۳۰ خانوار جمعیت داشت اکنون دو برابر شده است مسلما این تعداد افراد در روستا به کار کشاورزی یا دامداری مشغولند. از طرفی برای کشاورزی در مناطق بیابانی زمین و آب محدود است پس با این وجود روستایی یا باید به شهر بیاید و جذب کارهای کاذب شود و یا در روستا زمین بیشتری اضافه کند و کار کشاورزی کند. زمین بیشتر هم آب بیشتر می خواهد در بیابان که نمی شود دیم کاری کرد! آنگاه بدون توجه به امکانات سفره آب زیرزمینی و آبخوان ها اقدام به حفر چاه عمیق می کنیم! آب پمپاژ می شود ، با پمپاژ بی رویه آب، علاوه بر آنکه سطح آب زیرزمینی پائین میرود ، تعادل هیدرو استاتیک بین آب شور و آب شیرین بهم می‌خورد. آب شیرین که پمپاژ شد آب شور زیر زمین به طرف سفره‌ی آب شیرین هجوم می آورد و در پمپاژ‌های بعدی یواش یواش آب شور میشود، آب شور که بالا آمد در سطح زمین خاک را شور می‌کند خاک که شور شد محصول کم میشود کیفیت محصول که پایین آمد زمین همجوار و جدید بزیر کشت می رود و این روند ادامه می یابد تا وقتی که به خود می آییم و می بینیم که در روی زمین شوره زار و کویر درست کرده ایم و در زیر زمین سطح سفره آب آنچنان افت کرده که باید چاه را کف شکنی کنیم. ایکاش که کار به همین جا ختم می شد. (همه حرف من این است که دولتی که می گوید مردم در روستا بمانید و به شهر نیایید و روستا را آباد کنید اگر برنامه ریزی درستی برای روستایی نداشته باشد عاقبتش این است. پس باید اشتغال دیگری برای روستائیان ایجاد کند تا فشار آنها از مرتع و منابع طبیعی برداشته شود). در حال حاضر این پدیده بیابانزایی و کویر زایی در بسیاری از مناطق ایران بصورت یک چالش‌اساسی و جدی بروز کرده است که نمونه بارز آن را می توان در استان کرمان سراغ گرفت. بطور مثال در دشت رفسنجان که در اوایل انقلاب پمپاژ چاه‌ها در عمق ۵۰ تا ۸۰ متری از سطح زمین قرار داشت اکنون به ۳۰۰ متر و بیشتر افزایش یافته و کیفیت آن نیز در بسیاری از مناطق در نتیجه نفوذ آب‌های شور مورد تهدید جدی قرار گرفته و از بد به بدتر تبدیل شده است. کارشناسان پیش بینی می کنند در صورتی که چاره‌ای برای انتقال آب به این دشت صورت نگیرد (انتقال بین حوضه‌ای آب) تخریب باغات و سفره‌های آب زیر زمینی ادامه می یابد و سالانه حدود پنج هزار هکتار از باغهای پسته با شیرابه کویر که از اعماق بیش از ۳۰۰ متر پمپاژ می شود, شور و قلیایی می شود. به این ترتیب در یک مقطع زمانی بیست ساله کلیه این باغات به شهر سوخته‌ای تبدیل خواهد شد که شاید اصلاح آنها حتی با انتقال آب کافی و با کیفیت مطلوب هم دیگر امکانپذیر نباشد و در یک کلام تبدیل به بیابان خواهند شد.

پس در این بخش ما دو معضل داریم یعنی با افزایش سطح کشاورزی ، سطح بیابانها و شوره زارها را گسترده تر کرده ایم ؛ دوم اینکه علاوه بر افت سطح آبخوانها، کیفیت آب را هم بدتر کرده ایم و خواسته یا ناخواسته در جهت بیابان زایی گام برداشته ایم. در این مورد وزارت نیرو آماری ارایه کرده است که بر اساس آن از ۴۰۰ دشتی که در کشور داریم حدود ۱۷۶ دشت با تراز منفی آب روبرو هست و در جای دیگری گفته است ۶۷ درصد آبخانه‌های کشور با تراز منفی آب روبروست. تاسف بار تر از آن این است که ۷۰ درصد این آب کمیاب و پر هزینه تا رسدن به سر مزرعه تلف می شود بعبارت دیگر راندمان آب کشاورزی در کشور ما حدود ۳۰ درصد برآورد می شود . از طرفی در طول این سی چهل سال که حدود ۹ متر افت آب داشته ایم متاسفانه تعداد سیلاب‌ها از ۲۰۲ مورد در دهه‌ی سی به حدود۲۰۰۰ در دهه ۸۰ رسیده است یعنی بر خلاف این که ما افت آب در زیر زمین داریم در روی زمین سیلاب داریم و این حکایت از مسائلی میکند که به هر حال این آبی که باید در عرصه نفوذ بکند و آبخانه‌ها را تغذیه کند منجر به سیلاب شده است پس یک شاخص دیگر هم از آثار و عوارض بیابان زایی پیدا شد. سیلخیزی !! دلیلش چه چیزی می تواند باشد؟ کاربری نادرست اراضی و تخریب پوشش گیاهی!! متاسفانه آمار دامی هم که الان در کشورمان ارایه می شود تقریبا سه برابر ظرفیت چرایی مراتع است چیزی حدود ۱۰۷ میلیون راس واحد دامی و در طول مدت هفت یا هشت ماه از مراتع استفاده می‌کنند. به این ترتیب مهمترین عوامل بیابان زایی و یا موثرترین آنها شناخته شد. البته تمام تقصیر را نباید به گردن جامعه روستایی گذاشت بلکه در اطراف همین پایتخت (پایاب حوضه) آثار بیابان زایی کاملا مشهود است.

بيابان زدايی

سطح جهانی

بيابانزدايي به منظور تضمين حاصلخيزي درازمدت درمناطق مسكوني نواحي مربوطه، ضروري است. متاسفانه تلاشهايي كه در همين  راستا در گذشته صورت پذيرفته همگي به شكست انجاميده و معضل فروسائي زمين در سراسر نقاط  دنيا رو به وخامت گذارده است. به دنبال نياز به يافتن راهكاري تازه دولتهاي170كشورجهان، در ماه مارس سال2002ميلادي به كنوانسيون بيابانزدايي سازمان ملل و متحد پيوسته اند.

هدف ازانعقاد اين كنوانسيون ارتقاء اقدامات موثرازطريق برنامه هاي محلي مبتكرانه و نيزهمكار يهاي حمايتي بين المللي است.به موجب اين كنوانسيون هرگونه تلاش درجهت محافظت از زمينها ي مناطق خشك دردرازمدت انجام خواهدگرفت چرا كه عوامل دخيل درپيدايش اين فرآيند،متعدد و درعين حال بسيارپيچيده مي باشد و پهنه گسترده اي را در بر مي گيرد كه مسائلي نظير الگوهاي تجارت جهاني وروشهاي ناپايدارمديريت اراضي را درخود جاي داده است.

سطح ملی

برخي ازتغييرات نظيرسيستمهاي اجاره زمين،تقويت زنان،كشاورزان، چوپانهاتنها ازعهده  دولتها ساخته است.درضمن دولتهاميبايست به موسسات غيرانتفاعي اجازه دهنددرزمينه تدارك و آمادگي  برنامه هاي اجرايي  نقشي مهم را ايفا نمايند بر خلاف تمامي تلاشهاي گذشته، برنامه هاي اجرايي مي بايست با ساير خط مشي هاي  ملي در راستاي توسعه پايدار هماهنگ و يكپارچه و با هرگونه تغييرات وشرايط محيطي سازگار باشد. مضاف بر آن توجه دولتها به مسائلي نظير رشد وافزايش آگاهي،افزايش ميزان تحصيلات وبرنامه هاي آموزشي دركشورهاي در حال توسعه و توسعه يافته معطوف است.

راههای مبارزه با بيابان زايی

1- تثبیت ماسه های روان ازطریق کاشتن گیاهان وایجادبادشکن بادیواره های ازبوته ها و گیاهان خشک و سرشاخه ها به صورت نوارییا شطرنجی روی تپه ها ی ماسه ای.

2- پاشیدن مالچ نفتی روی ماسه های روان برای جلوگیری از حرکت آنها

توانهای محيطی نواحی گرم و خشک

1- ساعات آفتابی زیاد

2-   آسمان صاف و درخشان

3-   وسعت زیاد و کمی جمعیت

4-   انرژی آفتاب

5-   معادن

6-   محیط دست نخورده

نتيجه گيري

کویر،بیابان ومناطق خشک ونیمه خشک درسراسردنیاپراکنده شده اند.وهر کدام دارای خاص خود می باشند اما درهمه آنها امرکمبود آب نم نسبی وخاک غنی امری واحداست  که به ترتیب ازکویر تا مناطق خشک و نیمه خشک از شدت آن کاسته میشود.

با این که این مناطق دچارمشکلات برآمده از متوازن نبودن محیط طبیعی هستنداما تأثیرانسان نیز در این مناطق قابل  توجه است. اقدامات اشتباه ساکنین حاشیه بیابان و مناطق  نیمه خشک باعث پیشروی بیابانها(بیابان زایی)می شود. این اقدامات که باعث افزایش فرسایش می شودعبارتند از: چرای بیش از حد دامها ، کندن بوته ها و شخم نامناسب و غیره .

البته فرسایش دراین مناطق انواع مختلفی داردماند فرسایش بادی،ورقی،مجرایی و غیره که انسان  باعث تسهیل آن می شود. روشهای نیز برای مقابله با آن وجود دارد.مانند پاشیدن مالچ نفتی.

بیابانها دارای استعدادهای بالقوه ای هستندکه بااستفاده ازتکنولوژی روزمیتوان ازآن استفاده کرد.

امروزه شهرهای بزرگی در این مناطق ساخته می شوند.

بیابان ها برای زندگی بشر مشکلات زیادی را در پی دارند و محیط آنها بسیار شکنده است اما در عین حال دارای مزایا و ویژگیهای مفید زیادی هستند خصوصاً امروزه که جهان با مشکل کمبود زمین وذخایر انرژی رو به رو است.

منابع

1- دکتر علیجانی،بهلول،آب و هوای ایران،انتشارت پیام نور چاپ هفتم 1385

2- دکتر نظری،علی اصغر،مبانی علم جغرافیا،انتشارات پیام نور

3- دکتر جعفرپور،ابراهیم،آب و هوای کره زمین،انتشارات پیام نور چاپ سوم 1381

4- دکتر شایان،سیاوش،جغرافیای سال اول راهنمایی

5- ادنیگتون،جان .م.کاربرد علم اکولوژی در کاهش اثرات سوء توسعه، انتشارات سازمان حفاظت محیط زیست تهران 1376

6- مهندس بیات،داریوش،مهندس علی پور؛غلام رضا،ابادی بیابان ابادی ایران،انتشارات دفتر ترویج و مشارکت مردمی ، تهران 1379

7- داسمن،ر.ف،زمین درخطراست،ترجمه ی دکتر محمود بهزاد،کتابهای جیبی،تهران 1355

8- شایان،سیاوش،مسایل جهان امروز،مجموعه مقالات در مجله رشد جوان،9-1378-

9- کریستوفر،جی. بارو،اصول وروشهای مدیریت محیط زیست،ترجمه مهرداد رودی،نشر کنگره،تهران،

http://geographym.blogfa.com

انواع فرسايش در مناطق بيابانی

انواع فرسايش در مناطق بيابانی

فرسايش خاک:قسمت قابل ملاحظه ای از زمینها پیوسته بخاطرعدم استفاده ی درست آنها از بین می روند. نقایص کلی کار شامل جابجایی کاشت، چرای بیش از حد دام، تخریب هه جانبه جنگل، کاشت یک گونه بذردرسالهای متوالی وعدم استعمال کودهای حیوانی وشیمیایی است.فاسدشدگي خاک که نتیجه ی این قبیل بهره برداری های غیراصولی است که می توانند منجر به تخریب آن توسط باد ومتفرق شدن آن شوند.

فرسايش  بادی :  فرسایش بادی درغالب اراضی مسطح ویا دارای ناهمواری که دارای خاک سبک هستندو در طول دوره های اقلیمی خشک ذرات آن از هم جدا می شوند روی می دهد. این خاکها و خاکهای ماسه ای دارای ترکیبات گیاهی پوسیده هستند و ذرات آنها حالت چسبندگی ندارد این خاکهای سطحی شکسته وبه صورت نرم درمیایند دراین مناطق در جایی که مانعی برای شکستن نیروی بادوجود ندارد خاکهای سطحی به عمق 7تا10سانتی متر از جا کنده و برده می شود.

راه کار:درجاهایی دیگرانواعی ازتکنیکهای موجود این امکان را به وجود می آورد سبزه زارهای نیمه خشک بدون بیم از فرسایش باد به زیر کشت روند آب مورد نیاز را بر روی زمین اسپری (spray) یاافشان کرده، خاک سطحی را خیس و از تبدیل شدن آن به گرد و خاک جلوگیری می کنند.استفاده ازحصارها وکمربندهای پناهگاهی درختی که نقش باد شکن رادارند فشارواردباد را کاهش میدهد وازهمه مهمتر زمینها را به صورت نواریا قطعات باریک و با حالت دورانی کاشت نشده باقی می گذارند چنین روشهایی اطمینان خاطر را به وجودمی آورد که محدوده های بزرگ خاکی از زمینها از تاثیر طولانی مدت وزش باد در امان می مانند.

فرسايش وروقی:این فرسایش حاصل رطوبت گرفتگی زیاد ذرات خاک است ودربرگیرنده جابجایی کم وبیش یکنواخت خاک دریک مزرعه شیب دارمی شودبعدازبارشهای طولانی هرذره زیر خاک دارای یک پوسته مرطوب می شود که نقش یک قطعه روغن کاری شده را بازی می کند به این طریق دانه زیرخاک تدریجا به تحت تاثیرنیروی جاذبه شناور واز شیب ها سر خورده وپایین می آید.

راه کار: درزمان حال می توان جهت جلوگیری از فرسایش ورقی به انجام اقداماتی مبادرت ورزید از جمله این اقدامات شخم های افقی یا عمودبرشیب است که به صورت یک الگوی افقی شیاری درمی آید این روش رطوبت گرفتگی فوقانی خاک را می کاهد .

فرسايش مجرايی :  این فرسایش درنتیجه حرکت آب باران روی زمینهای بایردرمسیر یک مجرای مشخص روی میدهد این حالت ممکن است درارتباط با توپوگرافی مساعد زمینهای قابل کشت بر اثر کاشت زمین با شیوه ای خاص اتفاق افتد برای مثال شیارهای ایجاد شده بر اثر شخم که هم جهت با شیب زمین می باشندبعد از بارانهای شدید شکافهایی ایجاد می کنند که به مجراهای آبی خطرناک تبدیل می شوند مجراهای مشابهی ممکن است که حرکات رشته ای گله ای بطور مداوم از روی یک قطعه زمین می گذرند ایجاد شود .

راه کار: هنگامی که فرسایش مجرایی شکاف ایجاد کند اصلاح مجدد آن مشکل می شود با اینحال مجراها را می توان با سدهای خاکی یا سنگی یا سیمانی مهار کرد این وضعیت سبب می شود تا گل ولای برروی هم جمع شده ومجراها را تدریجا پرکند در همین حال بوته ها وعلف های کاشته شده در شیب مجرا ها خاک را ثابت نگاه می دارد .

عدم حفاظت جنگل ها ومراتع :وقوع آتش سوزی مداوم زیرا آتش سوزی درنتیجه خشکی و وزش بادها ی گرم ویا ممکن است توسط افرادی که وارد جنگل می شود ویا آتشفشانها، قطع درختان. قطع شاخه اتفاق افتد

راه کار:یکی ازراههای حفظ این جنگلهاوضع قوانین بازدارنده ورعایــت آن توسط مسِؤلین محلی  وافرادی است که درانواع مختلف ازآنهااستفاده می کنندوضع قوانین وجلوگیری از تخریب جنگل ها که دراصطلاح محلی قرق نامیده می شود ودرصورت پیگیری سبب احیاءاین اماکن می گردد.

عامل بیابان زایی

تأثیر

اثر محیط

دیگر تأثیرات

اثر نهایی

 

1- تأثیرات اقلیمی

بارندگی کمتر

افزایش دوره و طول خشکسالیها

 افزایش گرمای جهانی، دمای زیادتر،تبخیر بیشتر،کاهش تراکم و بارندگی

 

خشک شدن منابع آب

 بارندگی کمتر

 

 از بین رفتن گیاهان

 کاهش گیاهان محافظ خاک =بیابان زایی

 ۲- افزایش دامها

در برخی نواحی تعداد دامها نسبت به 35 سال گذشته 40% افزایش داشته است

چرای بیش از حد و نابودی گیاهان محافظ خاک

 توانایی رشد دوباره گیاهان کاهش می یابد.

 خاک در معرض فرسایش قرار می گیرد=»بیابان زایی

3- رشد جمعیت:

- رشد تعداد جمعیت

 

- افزایش جمعیت از طریق ورود مهاجراناز مناطق جنگزده یا قحطی زده

کشاورزان مجبور میشوند برای تأمین غذای عده ی بیشتر بر زمین های زراعی فشار بیاورند و سیستم کشت را تغییر دهند.

نیاز فزاینده به چوب برای سوخت و ساختمان سازی

کشت و زرع بیش از حد و کاهش حاصلخیزی خاک

 

 

 از بین رفتن جنگل

از بین رفتن پوشش گیاهی و خاک های زراعی

 

 

از بین رفتن جنگل و پوشش های محافظ خاک

 

افزایش تبخیر از خاک

 

 بیابان زایی

افزایش خطر فرسایش خاک

پيشروي بيابانها، فروسائي زمين در نواحي خشك، نيمه خشك و مناطق نيمه مرطوب را در برمي گيرد وعوامل دخيل در پيدايش آن در وهله اول فعاليتهاي انساني و تغييرات آب و هوا مي باشد. شايان ذكراست كه پيشروي بيابانها به مفهوم توسعه بيابانهاي از پيش موجود نيست. اين فرآيند در حقيقت به اين دليل رخ مي دهدكه اكوسيستمهاي نواحي خشك كه بيش ازيك سوم كره زمين را در برميگيرند شديداً درمعرض استفاده بيش ازحدوعدم بهره برداري صحيح اززمين قراردارند. فق، عدم ثبات سياسي، جنگل زدايي و تخريب جنگلها، چراي بيش از حد دامها و روشهاي نامناسب و نادرست آبياري همگي ميتواندبه كاهش ميزان حاصلخيزي زمين بيانجامد.پيشروي وتوسعه بيابانها زندگي بيش از 250ميليون نفررا درسراسرجهان مستقيماً تحت تاثيرقرارداده ودرعين حال زندگي قريب يك ميليون نفررا دربيش ازصد كشور به مخاطره مي اندازد، مردمي كه اكثراً درفقيرترين، محرومترين وضعيفترين كشورها به لحاظ مسائل سياسي به سرمي برند.

 

نواحی خشک و نيمه خشک و بيابانی در ايران 2:

 تالاب ها: برکه های مصنوعی یا طبیعی هستند دایم یا موقت،آب ساکن یاجاری،شیرین یا شوردارند تالاب ها دارای تنوع زندگی جانوری هستند و محل زندگی آبزیان،دوزیستان،خزندگان،صدف ها، پرندگان آبزی و گیاهان آبی می باشد.

پوشش گياهی: درنواحی بیابانی ونیمه بیابانی دوره گرماطولانی است.میزان بارش باران و برف کم است ورشد گیاه بادشواری هایی روبه رواست. با وجود شرایط طبیعی دشواری که برای رویش گیاه در این ناحیه وجود دارد بعضی از گیاهان مقاوم می توانند درناحیه بیابانی رشد کنند . در بیشتراین نواحی پوشش گیاهی استپ وجود دارد. در استپ گیاهان کوتاه قد و درختچه های خارداربافاصله ازهم روییده اند. درمناطق بیابانی درختانی با ریشه های بلند و قوی مانند نخل، گز،پسته وحشی می روید. حفظ درختان و پوشش گیاهی در این ناحیه اهمیت زیادی دارد زیرا به علت قطع درختان و کندن بوته ها و چرای بیش از حد دامها بخش های بزرگی از این ناحیه به بیابان تبدیل شده است. با کشت گیاهان و نهال هایی که با شرایط طبیعی این ناحیه سازگاری داشته باشند می توان از رخ دادن مواردی چون ازبین رفتن پوشش گیاهی،گسترش بیابانها وفرسایش خاک جلو گیری کرد.

زندگی جانوری: دراین ناحیه به دلیل سختی شرایط زندگی تعداد وگونه های جانوری کمتر است. در ناحیه بیابانی بعضی ازحیوانات پر طاقت بهتر می توانند شرایط نامساعد را تحمل کنند.

جمعيت: بیشترقسمتهای این نواحی کم جمعیت است تراکم جمعیت درناحیه ی بیابانی ونیمه بیابانی یکسان نیست. جمعیت این ناحیه درکوهپایه ها به ویژه دامنه های البرز وزاگرس متمرکز است. مهاجرت دراین نواحی بسیارزیاد است.

زندگی روستايی:زندگی روستایی برپایه عواملی چون آب کافی آب وهوای مساعد وخاک قابل کشت استواراست. در این ناحیه عوامل ذکر شده به اندازه کافی و مورد نیازوجود ندارند. یکی از مهمترین مشکلات کشاورزی در این ناحیه کمبود آب است. درگذشته کاریز یا قنات نقش مهمی درتامین آب این نواحی داشته است امروزه بستن سد بر روی رودها در نواحی کوهستانی مجاوریا کندن چاه های عمیق و نیمه عمیق آب این ناحیه را تامین می کند.

زندگی شهری :  در ناحیه بیابانی و نیمه  بیابانی به سبب کمبود آب و خاک زندگی شهری نسبت به زندگی روستایی ازرونق بیشتری برخورداراست.نواحی شهری پرجمعیت بیشتردر کوهپایه ها به وجود آمده اند. سه شهرتهران،مشهد واصفهان که درناحیه کوهپایه ای قرار گرفته اند به ترتیب پرجمعیت ترین شهرهای کشورهستند.درنواحی پست این ناحیه نظیر جلگه ی خوزستان نیزشهر ها به دلیل وجد معادن توسعه یافته اند.

کشاورزی و دامپروری: مهمترین محصول کشاورزی ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی گندم و جواست. که بیشتردرکوهپایه هاکشت می شوند.زیرانوع خاک کوهپایه هاحاصلخیز وآبرفتی است. واین ناحیه برف و باران بیشتری دارد. پنبه ، چغندر و نیشکر از محصولات صنعتی این منطقه هستند. میوه های ناحیه بیابانی ونیمه بیابانی بیشترآنهایی هستندکه که با گرما وخشکی سازگاری داشته باشندمثل خرما، پسته مهمترین محصول صادراتی کشاورزی ایران است که مقدارزیادی ازآن در استان کرمان تولیدمیشودو ازمحصولات این ناحیه است.دراین ناحیه دامپروری به علت نامساعد بودن آب وهوا،کمبود چراگاه با مشکلاتی روبه روست. بیشتردر بخشهای بیابانی گوسفند وبزدر کوهپایه های مناطق معتدل تر نگهداری می شود.

معادن : درنواحی بیابانی و نیمه بیابانی معادن زیادی وجود دارند. نفت وگازچاه های خوزستان و کناره های خلیج فارس به وسیله لوله به پالایشگاه وکارخانه های پتروشیمی کشور فرستاده می شود. و بخشی ازآن نیز به کشورهای خارجی صادرمی گردد. دراین ناحیه زغال سنگ و فلزاتی مانند آهن مس استخراج می شود.

صنايع : دراین نواحی صنایع بزرگی چون کارخانه ذوب آهن ومجتمع فولاد مبارکه درنزدیکی شهر اصفهان وکارخانه های ماشین سازی درشهرهای اراک و تبریز قرار دارند. از صنایع این ناحیه می توان به صنایع ریسندگی بافندگی وپتروشیمی اشاره کردوهمچنین به سبب رواج دامپروی در نواحی نیمه بیابانی و تولید پشم کافی صنعت قالی بافی دربسیاری ازمناطق این ناحیه رونق دارد ویکی از راه های درآمد مردم است.

حفظ  آب و خاک :  خاک خوب ومقدار آن  کافی دو عامل اساسی  اولیه در هر کوشش برای افزایش محصو لات  کشاورزی است. حاصلخیزی زمین ومراقبت دایم از خاک تماماً بستگی به آبی دارد که سراسر یک مزرعه را تحت پوشش قرار می دهد.

راه کارها : 1- کنترل آب 2- حفظ آب 3- کود دهی زمین.

نواحی خشک و نيمه خشک و بيابانی در ايران 1 :

نواحی خشک و نيمه خشک و بيابانی در ايران:

نواحی خشک :  ناحیه ی خشک چاله های مرکزی ایران راالبرز، شرق زاگرس و دامنه های جنوبی زاگرس تا خلیج فارس دربرمی گیرد.میانگین بارش سالانه این ناحیه154میلیمتر است که حدود 56درصدآن درفصل زمستان می بارد.این ناحیه گسترده ترین ناحیه بارشی کشوراست. به همین جهت میانگین سالیانه بارش ازتنوع مکانی بالایی برخوردار است.قسمتهای مرکزی این ناحیه دردشت کویر،دشت لوت و چاله جازموریان بسیارخشک هستند و به طرف قسمتهای حاشیه مقدار بارش افزایش می یابد بارندگی تابستان در همه جای ناحیه به  استثنای قسمت جنوب شرقی صفر است. فقط  در جنوب شرقی ناحیه درفصل تابستان به هنگام ورودتوده هوای موسمی و بالاتر رفتن پرفشارجنب حاره ای آن براثرصعود همرفتی بارش صورت می گیرد.عمده ترین ویژگی این ناحیه بی نظمی بارش است.

آب و هوای بيابانی داخلی: درمرکزوشرق ایران حکم فرماست که دمابسیاربالا،تبخیرزیاد،اختلاف دما در شب وروزوتابستان وزمستان و بارندگی کم است.

آب وهوای بيابانی کناره ايی : کناره های خلیج فارس ودریای عمان را دربرمیگیرددراین نواحی دمای هوا با لا وبارندگی کم است امابه دلیل وجودرطوبت ناشی ازدریااختلاف درجه حرارت دما درشب و روزو بین فصول زیاد است ودرفصل تابستان به دلیل گرمی زیاد هوا وتبخیر آب دریا هوا گرم و مرطوب می شود وبه صورت شرجی درمی آید که بسیار آزاردهنده است.

آب و هوای نيمه بيابانی : درکوهپایه های البرزوزاگرس وجودداردبه طوری که هرچه ازنواحی داخلی  وکناره ایی به سمت کوهپایه های البرز وزاگرس پیش میرویم مقداربارش بیشتر و دوره ی گرما کوتاه ترمی شود که به آن آب وهوای نیمه بیابانی کوهپایه ای نیز گفته ناهمواری های ناحیه ی بيابانی و نيمه بيابانی :سرزمینهای پست ناحیه ی بیابانی ونیمه بیابانی عبارت است ازدشتهایی مانند دشت کویر و دشت لوت و جلگه های مانند خوزستان در فاصله ی کوه های پراکنده ی ناحیه ی بیابانی ونیمه بیابانی شن زارها،نمک زار هایی دیده می شودکه دریاچه ها وتالاب ها ی آن غالبا شور است و وسعت آنها در طول سال تغییر میکند زیرا در فصل سرد سال با افزایش بارندگی پر آب می شود و درفصل گرما آب آنها کم وخشک می گردد وگاهی جای آب را نمک زار می گیرد .

 

کویر 2

اقاليم خشک طبق تقسيم بندی کوپن

اقاليم بيابانی حاره و جنب حاره  BWh)

اقالیم بیابانی حاره وجنب حاره تحت نفوذهوای پرفشارجنب حاره می باشند ودرتشکیل آنها نقش اساسی را فرونشینی توده های هوای خشک این عرضها به عهده دارد.علاوه  بر این جریانهای سردساحلی درپاره ای از نواحی این مناطق خشکی  راتشدید می کنند. به همین لحاظ این مناطق کمترین باران را در روی کره زمین دارند.نواحی بیابانی همانند نواحی سردقطبی شرایط زیستی بسیارنامساعدی دارند. مهمترین این نواحی را درمناطق حاره و جنب حاره ی (صحرا) در شمال آفریقا،(کالاهاری)درآفریقای جنوبی،(آتاکاما) درغرب آمریکای جنوبی،(بیابانهای استرالیا) بیابان تار در شمال غرب هندوستان،(سونورا) در شمال غربی مکزیک و بیابانهای جنوب غربی ایالات متحده تشکیل می دهند.

دراین نواحی واگرایی افقی حاصل ازهوای پرفشار مانع تشکیل جبهه های باران زا می گردد.

درجه حرارت:

ازویژگیهای اقالیم بیابانی حاره وجنب حاره در مقایسه با اقالیم گرم و مرطوب اختلاف زیاد در دامنه تغییرات سالانه دماست.این میزان آگاهی به 10تا20درجه سانتیگراد می رسد.

آسمانهای صاف،زمین لخت وعور،فقرشدیدنم نسبی عواملی هستند که دریافت و بازتاب انرژی حاصل ازتابش های خورشیدی را در دوره های گرم وسردتسهیل می کنند.اختلاف درجه حرارت بین شب و روز دردوره های مختلف سال به حدود15 تا 20 درجه و در مواردی به 35 درجه سانتیگراد می رسد.

اقليم بيابانی در سواحل خنک غربی منطقه حاره(Bwk)

اقاليم نيمه خشک حاره (Bsh) (استپ های گرم )

نواحی تحت نفوذاقالیم نیمه خشک حاره وجنب حاره به حالت کمربندی ازشمال ومشرق و جنوب بیابانهای حاره را که درهسته های پرفشارقراردارنداحاطه کرده اند وبه واسطه ی همین موقعیت خودتاحدودی درمعرض تهاجم ونفوذتوده های باران زا وطوفانهای وابسته به آنهاقرارمی گیرند.

شرایط اقلیمی نیمه خشک منطقه ی وسیعی را درشمال آفریقابین شرایط اقلیمی صحرادرجنوب و اقلیم مدیترانه ای در شمال اشغال کرده است. این منطقه در زمستان تحت  تاثیر جریان هوای کم فشارمدیترانه ای وحتی نفوذ جبهه ی قطبی تا لبه ی شمالی خود قرار می گیرد. نظیر این شرایط استپی رامیتوان درجنوب استرالیا،بین النهرین،عربستان وبخشهایی ازجنوب ایران،آسیای جنوب غربی،شمال غربی مکزیک ونواحی مجاور به بیابانهای ایالات متحده مشاهده کرد.اصولاً طبیعت باران در نواحی خشک ونیمه خشک متغیر است. وگاهی ازسالی به سالی و از دوره ای به دوره دیگرتغییرات قابل ملاحظه ای درمیزان آن رخ می دهد.این امردرگذشته های دوربزگترین مشکل برنامه ریزی برای عمران کشاورزی و زندگی دراین مناطق بوده است.به طورکلی مناطق استپی حاره و جنب حاره جهان دارای دو رژیم متفاوت بارندگی سالانه بر اساس موقعیتهای جغرافیایی خود می باشند.

1-استپهایی با بارندگی زمستانی (Bshs)

2-استپهایی دارای بارندگی تابستانی (Bshw)

کویر 1

کوير : کویر منطقه ای است که خاک آن در اثر عوامل مختلف طبیعی و شرایط خاص جغرافیایی قدرت لازم رابرای رویش گیاه ندارد. به عبارتی خاک این مناطق قدرت تولیدخود راازدست داده است.

بطورمعمول یکی ازمهمترین عوامل خرابی زمینهای مناطق کویری،شورشدن آنهاست. در کویر براثربخارشدن آب ازسطح خاک،نمک از لایه های زیرین به سطح خاک منتقل می شود.

کویرپوشش گیاهی ندارد و درآنجازندگی برای موجودات زنده بسیار دشوار است. کویر به زمین مرده معروف است بنابراین احیا و زنده کردن آن دشوار است. سه منطقه کویری ایران عبارتند از دشت کویر،دشت لوت،دشت نمک.

صحرا فضایی است زنده برای زندگی اماصحرا زمانی به مشکل بدل می شودکه مناطق حاصلخیز بدلایل گوناگون،از جمله کمبود آب به کویر بدل شوند. بسیاری ازانسانها براثر پیدایش صحراهای جدید،پایه های زندگی خود را از دست می دهند. اگر چه معمولاً خود انسانها باعث و بانی روند پیدایش صحراهای موجود هستند،برای نمونه از طریق از بین بردن جنگلها،استفاده بیش از حد از زمین های زراعتی و یا به کار بردن شیوه های غلط در آبیاری.

 

بيابان چيست؟

مقدمه

بسیاری ازبیابان های کشورما روزی جنگل ومرتع بوده اند که براثرعواملی که دراین تحقيق به آنها اشاره مي شود به صورت بیابان درآمده اند. یک سوم از خاک  کشورما را بيابان وشن زار تشكيل مي دهد. ازآنجايي كه جمعیت کشورما رو به افزایش است متناسب با اين افزايش جمعيت نياز به محصولات  كشاورزي و دامي نيز افزایش پیدا میکند وبراي دست يابي به اين هدف بايد به احياي بيابانها پرداخت بنابراين همكاري وكمك همه ي مردم در حفاظت و احیا و بهره برداری از این مناطق امری ضروری و انکارناپذیر است.

بعلاوه بیابان زایی یکی از مشکلات  بزرگ  جهان امروزاست برای کنترل و جلوگیری ازآن بايد به  يك سري اقدامات برنامه ریزی شده دست زد در این تحقیق سعی  شده تعریف  مشخصي از بيابان و بيابان زايي و بيابان زدایی داده شود.

خشك ترين و كم باران ترين بخش ناحيه ي خشك را بيابان مي نامند. دراين ناحيه تبخير وتعرق ساليانه بسيار زياد وزمان بارش نامنظم است، بطوري كه ممكن است همه ي بارش ساليانه طي چندساعت ياچند روزببارد. اغلب بارشها بصورت رگبار است واحتمال دارد مدتهاي طولاني هيچ بارشي در نواحي يادشده روي ندهد. بيابان به سرزمين لم يزرع و بدون پوشش گياهي با خشكي شديد هوا وچشم انداز ويژه ي آن اطلاق مي شود، در حالي كه كوير پديده اي است كه در بيابان مي توان آن رامشاهده كرد.

به نظر برخي از دانشمندان،بيابان لوت يكي ازكم باران ترين وخشك ترين نواحي جهان است اين بيابان وسيع  فاقد پوشش گياهي است و عواملي چون فرسايش بادي شديد و حركت ماسه هاي روان شرايط حادي را در آن بوجودآورده اند.

بيابان کجاست ؟

بیابان مکانی است که به علت کمبود باران(البته کمبود باران به تنهای عامل وجود بیابان نيست وبیابانها درنقاط  مختلف جهان تحت تاثیرعوامل متفاوتی هستند  ) و میزان رطوبت آن بسیار کم است وعلت این امردمای بالای بیابان است که تبخیر آب را بسیاربالا می برد. کمبود رطوبت نیز سبب ویژگی های دیگری شده است. به عبارت دیگرخاک،پوشش گیاهی،ناهمواری،حیات وحش، زندگی وفعالت انسان دراین مناطق دارای ویژگیهای خاصی است. بیابانها دچار کمبود آب، خاکی با حاصلخیزی کم وپوشش گیاهی فقیروکمبود جمعیت،فرسایش شدید و فاقد جریانهای آب دایمی است دربرخی بیابانها خاک آنها بصورت بالقوه حاصلخیزاست امابه علت کمبود آب وکمبود مواد آلی رشدی در آن صورت نمی گیرد. دربرخی از بیابانها نیز در فصول مساعد اندکی بارندگی رخ میدهدکه به رشدسریع گیاهان می انجامد وهمین طوربه راه افتادن جریان های آب سطحی اما در مدت خیلی کوتاهی پس از کم شدن رطوبت هوا،گیاهان ازبین می روند و آب ها نیز پس از مدتی به کلی از بین می روند. البته جریان های دایمی در مناطق خشک جهان از جارج حوضه ی این مناطق وارد می شود مانند رودهای نیل،کلرادو وسند. تفاوتهای ناشی از میزان بارندگی و تبخیر وتعرق بارندگی وتبخیرو تعرق درعرض های پایین جغرافیایی بیشتر ازعرضهای میانه وبالاست و میزان معینی از بارندگی  که برای تعادل محیط  لازم است در این مناطق وجود ندارد و در این مناطق به علت فقرپوشش گیاهی جریانهای آزادی مانند سطح اقیانوس دارد.دراین مناطق انرژی خورشیدی زیادی درطی روز جذب زمین می شود وبه علت فقرنم نسبی آسمان صاف درشبها به سرعت این انرژی از دست می رود ودارای شبهای سرد است و همچنین فرسایش بادی شدیدی را داراست وبا غبارهمیشگی همراه است قابل توجه است به علت فقر نم کافی تابش خورشید در زمینهای برهنه ی این مناطق انعکاس کور کننده دارد.

طبقه بندی بیابانها

سابقه تحقیق :

بیابانها از نظر مشخصه های اقلیمی، فیزیکی و بیولوژیکی با یکدیگر تفاوت دارند. هر چند در جهت تبیین این تفاوتها برای طبقه بندی بیابانها بویژه از جنبه عوامل محیط طبیعی تحقیقات مستند و مدونی به چشم نمی خورد، اما برخی افراد و کشورها به فراخور نیازهای کاری خویش مطالعاتی کلی در این زمینه داشته اند. می توان گفت میگز(Meigs ) جزو اولین کسانی است که نسبت به اینکار مبادرت ورزیده است نامبرده در سال ۱۹۵۳ مناطق خشک دنیا را برحسب بارش دریافتی به ۳ طبقه مناطق بینهایت خشک، خشک و نیمه خشک تقسیم کرد. مناطق بینهایت خشک سرزمین هایی را در بر می گیرد که ۱۲ ماه متوالی بدون بارندگی هستند، مناطق خشک کمتر از ۲۵۰ میلیمتر بارندگی سالانه دارند و مناطق نیمه خشک دارای بارندگی سالانه بین ۲۵۰ و ۵۰۰ میلیمتر است. به عقیده نامبرده مناطق خشک و بینهایت خشک بیابان هستند و مناطق نیمه خشک بعنوان نوار انتقالی (از بیابان) بسمت اقلیم های مرطوبتر (غیر بیابانی) محسوب می شود. در برخی منابع این منطقه بعنوان استپ یا نیمه بیابان شناخته شده است.

روش دیگری که برای طبقه بندی بیابانهای دنیا بکار گرفته شده، تقسیم آنها به چهار نوع مجزا و براساس علت خشکی و موقعیت آنها در ارتباط با کنترل های اقلیمی است از این نظر مناطق بیابانی دنیا به چهار طبقه؛ بیابانهای ساپتروپکال(جنب حاره یا زیر استوایی)، بیابانهای ساحلی، بیابانهای با زمستانهای سرد و بیابانهای قطبی تقسیم شده اند

سازمان زمین شناسی آمریکا نیز بیابانها را بوسیله موقعیت جغرافیایی و الگوی هوای غالب، به انواع بیابانهای باران پناهی، ساحلی، مونسونی، قطبی، بادهای تجارتی و بیابانهای عرض میانه تقسیم کرده است. این در حالی است که در اکثر طبقه بندیهای مدرن، بیابانهای ایالات متحده آمریکا و شمال مکزیک به چهار طبقه مجزا گروه بندی شده اند. این گروه بندی براساس ترکیب و توزیع (پوشش) گیاهی و رویش گونه های گیاهی در یک منطقه خاص بیابان صورت گرفته است. بطور معمول جوامع گیاهی بوسیله تاریخ زمین شناسی ، خاک و شرایط کانیهای معدنی، ارتفاع و الگوی بارش یک ناحیه شناسایی می شوند. سه نوع از این بیابانها - چی هوآ هوآن ، سونوران ، و موجاوه - به دلیل دمای بالایشان در طول تابستان تحت عنوان"بیابان گرم" نامیده می شوند، چرا که تحول(فرگشت) وابستگی زندگی این گیاهان بطور نسبتا زیادی با جوامع گیاهی جنب حاره شباهت دارد. بیابان حوضه بزرگ آمریکا یعنی شمالی ترین قسمتهای نوادا، قسمتهای غربی و جنوبی یوتا، تا ثلث جنوبی آیداهو و گوشه جنوب شرق اورگان و حتی بخشهایی از کلرادوی غربی و جنوب غرب ویومینگ، تحت عنوان "بیابان سرد" نامیده می شوند زیرا این مناطق سردترهستند و خاستگاه زندگی گیاهان غالب مانند مناطق حنب حاره نیست.

این نوع طبقه بندی بیابانهای آمریکای شمالی مورد توافق سایر دانشمندان از جمله بیولوژیستها و زمین شناسان نمی باشد. بطور مثال از نظر این گروه، موجاوه را نمی توان بعنوان یک بیابان مجزا در نظر گرفت، بلکه آن یک زون(ناحیه) انتقالی بین دو بیابان حوضه بزرگ و سونوران است. حتی در بین کسانی که با این طبقه بندی هم موافقند، روی نواحی دقیق جغرافیایی که برای هر چهار گروه بیابان تشریح شده است، اختلاف نظرهایی وجود دارد. برخی از دانشمندان برای تعیین تفاوت محدوده های بیابان برای چهار نوع بیابان نامبرده علاوه بر توزیع گونه های گیاهی از معیارهای دیگری از جمله حیوانات نیز استفاده می کنند.فلات کلرادو نیز نمونه دیگری از اختلاف نظر دانشمندان برای این نوع طبقه بندی بیابان است. این منطقه نیمه خشک یوتای جنوبی و آریزونای شمالی که گراند کانیونهای عظیم پارک ملی را در بر می گیرد هنوز نمی تواند نظر موافق کارشناسان را برای این نوع طبقه بندی بعنوان یک بیابان مجزای زمین شناسی داشته باشد چرا که برخی از آنها فلات کلرادو را ابدا در داخل بیابان جای نمی دهند در حالیکه برخی دیگر این منطقه بیایان می دانند.

متغیرکلیدی دیگری که برای توصیف توزیع مکانی بیابانها بکار می رود، پوشش گیاهی طبیعی و بعبارت بهتر غیبت انواع گونه های گیاهی قابل توجه در این مناطق است. پوشش گیاهی مناطق بیابانی دنیا ارتباط مستقیمی با عرضهای جغرافیایی کره زمین دارد. از آنجا که تراکم کم پوشش گیاهی یک خاصیت ذاتی بیابان است از این رو طبقه بندی بیابان بر اساس تراکم گیاهی مشکل است. بهتر است توصیف نوع پوشش گیاهی به مولفه پایا بودن گیاهی محدود شود زیرا حضور گیاهان یکساله محدود به دوره های کمیاب رطوبت کافی زمین وابسته است.

محمد خسروشاهی

http://www.aftab.ir

ضرورت طبقه بندی بیابانها

گستردگی مناطق بیابانی ایران و مشکلات مالی، خدماتی و نیروی انسانی مورد نیاز سازمانهای اجرایی، محدودیت هایی را برای عملیات احیا، اصلاح و یا بهره برداری صحیح در سطح وسیع ایجاد می کند. هنر مدیریت بیابان باید بگونه ای باشد که با کمترین هزینه بهترین نتیجه را عاید سازمان خود نماید. مسلما آگاهی از ویژگیها، محدودیتها و همچنین قابلیتهای این محدوده های بیابانی یکی از ضروریات کار است. از آنجا که در پیدایش مناطق بیابانی ایران عوامل مختلفی دخالت داشته اند بنا براین نمی توان آنها را در یک طبقه عام تحت عنوان بیابان قرار داد چرا که در تعیین هر محدوده برخی از عوامل اثر بیشتری داشته اند و بعبارتی نقش این عوامل در شناسایی مناطق بیابانی در برخی از محدوده ها پر زنگ و در برخی مناطق کم رنگتر است و یا برخی مناطق توسط چند عامل و برخی توسط یک عامل بیابان شناخته شده اند. از این رو ضرورت انجام طرحی تکمیلی در راستای پروژه ملی تعیین قلمرو جغرافیایی محدوده های بیابانی ایران پایه ریزی شده است که پس از بررسیهای لازم و در صورت تصویب اجرای آن آغاز خواهد شد . در طرح موصوف برای تعیین قلمرو بیابانها از ۶ عامل محیط طبیعی (شامل: زمین شناسی، اقلیم شناسی، هیدرولوژی، ژئومرفولوژی، خاک شناسی و پوشش گیاهی )که اثر متقابل آنها به صورت مشترک در پیدایش ویژگی بیابانها دخالت دارند استفاده شد و برآن اساس محدوده قلمرو بیابانهای طبیعی ایران بصورت انفرادی و سپس میزان اشتراک و انفکاک آنها نیز با ارایه نقشه های رقومی و مساحی شده تعیین شد. اگر چه در نقشه نهایی حاصل از تلفیق عوامل مورد مطالعه، مجموع سطوح بیابانی تحت پوشش عوامل فوق اعم از سطوح مشترک و غیر مشترک در گستره ایران معادل ۹۸۵۷۹۸کیلومتر مربع محاسبه شد، اما از آنجا که میزان اشتراک عوامل تعیین کننده بیابان درنقاط مختلف عرصه یاد شده متفاوت است و بعبارتی برخی از مناطق توسط یک عامل و برخی مناطق توسط چند عامل بیابان شناخته شده است لذا تفکیک مکانی و طبقه بندی مناطق فوق از نظر سختی شرایط محیطی بصورت یک کار تکمیلی ضرورت دارد.

طبقه بندی بیابان‌ها

از آنجا که پیدایش بیابانهای طبیعی ایران ناشی از اثر مشترک و متقابل عوامل محیط طبیعی از جمله زمین شناسی- هیدرولوژی، ژئومرفولوژی، اقلیم، پوشش گیاهی و خاک می باشد لذا در تعریف بیابان هم باید ویژگیهایی از این پارامترهای محیط طبیعی مد نظر باشد.            

از آنجا که پیدایش بیابانهای طبیعی ایران ناشی از اثر مشترک و متقابل عوامل محیط طبیعی از جمله زمین شناسی- هیدرولوژی، ژئومرفولوژی، اقلیم، پوشش گیاهی و خاک می باشد لذا در تعریف بیابان هم باید ویژگیهایی از این پارامترهای محیط طبیعی مد نظر باشد. با توجه به این موضوع و بطور عام می توان گفت:

بیابان به مناطقی اطلاق می شود که دارای انواع سازندهای شور و گچی بوده و تنوع گونه های گیاهی که معمولا شامل گیاهان شور روی، ماسه روی و خشکزی می باشد در آن کم است. در اینگونه مناطق خاکهای گچی، قلیا، شور و یا شور و قلیا به فراوانی یافت می شود و خاک معمولا فاقد ساختمان بوده و عمق و میزان ماده آلی آن نیز کم می باشد. در این مناطق رخساره های متنوع ژئومرفولوژی از قبیل؛ بدلند، کویر، گنبدهای نمکی، دشت های ریگی و تپه های ماسه بادی، نبکا، دغ و رمین های بدون پوشش گیاهی بوضوح دیده می شوند. حد نهایی میانگین بارندگی سالانه این مناطق به۲۰۰ میلیمتر نمی رسد این مقدار در برخی از مناطق مرکزی ایران حتی کمتر از ۹۰ میلیمتر است. در این مناطق‌ضریب تغییرات بارندگی بیش از ۴۰ میلیمتر ، صریب بی نظمی بارش بیشتر از ۱۳ میلیمتر و میزان تبخیر عموما بیش از ۲۰۰۰ میلیمتر و در مناطقی مانند یزد و سیستان و بلوچستان به بیش از ۳۰۰۰ میلیمتر در سال نیز می رسد.

سیمای بیابان 2

راهكارهای بیابان زدائی

مناسب ترین راه حل های بیابان زدایی، شامل حفاظت از پوشش گیاهی موجود و افزایش فضای سبز و پوشش گیاهی در منطقه ی بیابانی است  كه اهم آن شامل:

1- پخش سیلاب و پخش آب

پخش سیلاب و پخش آب ، راه حلی ممكن ، مقرون به صرفه و در دسترس ، در حوزه كوهستانی است. این عملیات شامل كنترل سیلاب حاصل از بارندگی در سال های پر باران، و پخش و بهره گیری از این نعمت خدادادی  است . چنانچه دایره ای از ارگان ها و تشكیلات سازمان اداری كشور متولی ارزیابی تكنولوژی بومی در خصوص آب، آن هم در مناطق خشك ایران می بود، دستاوردهای قابل تعمق و ارزنده ای را به دست می آوردیم.

2- تعادل دام و مراتع برای حفاظت از پوشش گیاهی موجود

حفظ گیاهان موجود، به منظور حفاظت از آب و خاك در منطقه بیابانی ، ازاولویت های اساسی خواهد بود. كاهش فشار دام و برنامه ریزی تجمیع عرصه ها، خروج دام  داران مازاد و دام مازاد و از طرفی احیاء و اصلاح مراتع و نیز توسعه ی منابع آب مراتع، امری ضروری است .

3- بهره گیری از متدهای ذخیره نزولات

این اقدام شامل مجموعه متدهایی است كه موجب كنترل هرز آب ،  ثبت آب و نهایتاً نفوذ در محل نزول باران می گردد.  روش تعبیه ی آبخیزهای كوچك برای كاشت و پرورش نهال های جوان از شیوه هایی است كه در سراسر جهان اعمال می گردد.

4- احیاء شوره زارها

مسلماً در مناطق خشك دوره های ترسالی، همواره سیلا ب را كه دارای مقادیر فراوانی املاح می باشد ، به دشت ها سرازیر می كند و تبخیر و تعرق سال های بعد، از جمله سال های خشك، صدها تن املاح را به سطح كشیده و دشت ها در معرض شوری قرار می گیرند. شوری از فاكتورهای محدود كننده توسعه گیاهی و افزایش پوشش سطح سبز می باشد كه در رابطه با مسائل زیست محیطی بسیار حائز اهمیت است . احیاء شوره زارها می تواند شامل موارد زیر باشد :

حذف آب در سر شاخه ها و نفوذ آب توسط پروژه های آبخیزداری ازجمله سدهای كوچك، گور آب و پخش آب.

 

http://www.irandeserts.com/390.htm

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=2491

سیمای بیابانی 1

سیمای بیابانی با عنایت به فاكتور های زیر قابل تحقیق است :

الف) پوشش گیاهی

بیابان به لحاظ رویش، تثبیت و بارآوری پوشش گیاهی ظرفیت محدودی دارد. از شاخص های فنی پوشش گیاهی در بیابان وجود گیاهان كم زی كه دارای طول زندگی بسیار كوتاه بوده و با شرایط كم بارندگی بیابان سازگار شده اند،می باشد. این گونه گیاهان برای سازگاری با طبیعت به تجهیزات فوق العاده تكامل یافته ای مجهز شده اند كه شامل هفت بذر انبار شده در هفت پیچش غلافی شكل با بافت بسیار محكم از سلولز به منزله بذرهای آماده برای هفت سال زراعی است كه چنانچه خشكسالی باعث عدم تكامل گیاه گردد، در سال دوم مجدداً غلاف دوم پوسیده شده و آماده ی سبز شدن می شود. دیگر حالتی كه در طبیعت گیاهان وجود دارد، خار دار شدن ساقه ها و كرك دار شدن برگ ها است  كه با این حالت روزنه های درشت، به سوراخ های بسیار ریز میكروسكپی انتهای خار تغییر شكل یافته و نقش ارزنده ای در حفاظت از رطوبت گیاه بر عهده دارد.

ب ) شاخص انرژی خورشیدی دریافت شده

عدم ابرناكی در طول سال، عدم رطوبت كافی ،  و طول وعرض خاص جغرافیایی، از جمله عوامل اصلی در دریافت بالای میزان انرژی خورشیدی در منطقه ی بیابانی است . بحث تهیه انرژی مورد نیاز جوامع شهری و خانگی از انرژی خورشیدی در حوزه های كویری، می تواند یكی ا زراه حل های تأمین آسان و مقرون به صرفه این انرژی خدادادی محسوب گردد، كه در ایران نیز در مناطق كویری مثل یزد توسط دانشگاه ها این مورد به تحقیق گذاشته شده است.

ج ) شاخص رطوبت خاك

بازدهی خاك های مناطق خشك، به دلیل كمبود رطوبت، عدم تكامل ژنتیكی خاك ها و بحث محدودیت های زراعی در خاك بسیار اندك است. در شرایطی كه آب زراعی مصنوعی ( چاه ها و قنات ها ) در دسترس نباشد، عدم نزول باران كافی و كمبود رطوبت در خاك نمی تواند بیوماس(ساقه، برگ و ریشه ) مناسبی را كه قرین به تولید اقتصادی و حتی زیست محیطی باشد، تامین كند.

درباره بيابان بيشتر بدانيم

 همه ما با نام بیابان آشنایی داریم و با شنیدن اسم آن تصاویری از این اکوسیستم در ذهن مان نقش می بندد. شاید مهمترین تصاویر ذهنی ما مربوط به تپه های ماسه ای، شن های روان و گرمای طاقت فرسای آن باشد که قدرت زندگی را از هر نوع موجود زنده یی سلب می کند، در صورتی که این طور نیست و برخلاف تصور ما این اکوسیستم به ظاهر بی آب و علف، زیستگاه مهمی برای بسیاری از گیاهان و جانوران به شمار می رود.

بنابراین بیابان در صورتی که به طور طبیعی ایجاد شده باشد زیستگاه با ارزشی محسوب می شود که گاهی گونه های منحصر به فردی در آن به چشم می خورد. در حقیقت وجود بیابان برای ادامه حیات ما اهمیت زیادی دارد.
طبق تعریف کارشناسان ویژگی های آب و هوایی مناطق بیابانی با عواملی از جمله رطوبت، دما، تبخیر، باد و پوشش گیاهی در ارتباط است.
بیابان جایی است که مقدار بارندگی در آن به مراتب کمتر از تبخیر و تعرق باشد. به عبارت دیگر میزان ورودی آب در بیابان بسیار کمتر از آب خروجی این اکوسیستم است. یکی از ویژگی های چشمگیر بیابان، کمبود فوق العاده بارندگی است که کمتر از ۱۵۰ میلیمتر در سال اندازه گیری شده است. بارندگی ها اغلب به صورت پراکنده و بارش های نامنظم و پراکنده یا رگبار های شدید هستند. البته در بعضی از مناطق بیابانی مانند صحرای آفریقا ممکن است در طول چند سال حتی یک قطره باران هم نبارد که این موضوع موجب نابودی رستنی ها خواهد شد.
در نتیجه در اغلب بیابان ها ذخیره رطوبت توسط شبنم تامین می شود. دمای بیابان بیش از ۴۰ درجه سانتیگراد است که در بیابان های گرم به ۶۰ درجه سانتیگراد هم می رسد. به علت نبود ابرها و خشکی هوا، در اغلب موارد بیابان ها در طول ۲۴ ساعت شبانه روز تغییرات حرارتی زیادی را پشت سر می گذارند، به طور مثال اختلاف درجه حرارت روز و شب در آریزونا ۵۶ درجه سانتیگراد اندازه گیری شده است.
در مورد رطوبت هم باید بگوییم که رطوبت نسبی بیابان بین ۱۵ تا ۵۰ درجه سانتیگراد برآورد شده و میزان تبخیر سالانه هم به بیش از ۴ هزار میلیمتر در سال می رسد. رستنی های بیابان شامل گونه هایی است که توانایی پذیرش شرایط اقلیمی بیابانی را داشته باشند. اگر شرایط اقلیمی اجازه دهد، گونه هایی به صورت علف و بوته رشد کرده و بنابراین از فرسایش و تخریب سنگ ها جلوگیری می کند. این گیاهان بیشتر شامل گیاهان سریع الرشدی هستند که با استفاده از دوره کوتاه بارندگی به سرعت رشد کرده، بذر و گل تولید می کنند یا گیاهان چند ساله ای که با شرایط آب و هوای خشک سازگاری یافته اند.
به همین دلیل تولید اولیه در بیابان بسیار کم است و مقدار تولید اصولاً به مقدار بارندگی بستگی دارد. به علاوه نبود یا کمبود پوشش گیاهی سبب پیوستگی باد و شدت و تاثیر آن می شود و یکی از عوامل از بین رفتن خاک در بیابان ها سرعت شدید باد است. البته در جایی که خشکی هوا زیاد باشد، از رستنی ها نیز اثری به جا نخواهد ماند و سنگ ها بدون پوشش موثر در برابر فرسایش و تخریب قرار می گیرند.
بسیاری از گیاهان مانند درمنه، گون، گز و. . . با این شرایط بی آبی سازگاری خوبی را نشان می دهند. جانوران این منطقه هم اغلب شامل خزندگانی چون مارها، مارمولک ها و جوندگان هستند که بیشتر در زیر زمین زندگی می کنند. عقرب ها و عنکبوت ها هم به وفور در بیابان دیده می شود. از جمله جانوران بزرگ تر هم می توان به آهو، کفتار، یوزپلنگ و. . . اشاره کرد. نکته دیگر اینجا است که زنجیره های غذایی در بیابان بسیار کوتاه و ناپایدار هستند.
بنابراین اکوسیستم بیابان بسیار حساس است و با کوچک ترین دخالت انسانی تعادل آن بر هم می ریزد اما در صورتی که این مناطق به طور طبیعی به حال خود گذاشته شوند و از دخالت های مخرب انسانی مصون باشند، حتی در شرایط فقدان باران هم قادرند تعادل خود را حفظ کنند و کمبود های خود در خشکسالی ها را، طی سال های مساعد جبران کنند. به عبارت دیگر جریان های طبیعی می توانند در بلند مدت نبود تعادل اکولوژیک را ترمیم کنند و بدین ترتیب زمین چشم انداز و منظره طبیعی خود را باز یابد.


 

 

دلایل کویرزایی :

دلایل کویر زایی :
1- کشت بیش ازحد
2- چرای بیش از حد
3- جنگل تراشی
4- عملیات نامناسب آبیاری
( ص 9 ، کویر زایی ، آلن گرنجر، مترجم دکتر عبدالحمید ثامنی ، سال 1374)
این دلایل ، متاثر از تغییرات جمعیت ، تغییرات آب وهوایی و شرایط متغییر اجتماعی و اقتصادی است .
نتایج بیابان زایی :
- کاهش تولیدات گیاهی
- پایین آمدن بازده کشاورزی
- فقدان غذای برای حیوانات پرواری
- فروسایی شرایط زندگی انسانها
(( فرید ، ص 95 ، فضای جغرافیایی ، شماره 6 ، 1381 ) .
پیشنهادات :
از آنچه بدست می آید آنکه قسمت عمده اراضی ایران را کویر و شوره زار و بیابان تشکیل می دهد ، متاسفانه این بیابانها هر سال توسعه می یابد و یکی از علل آن قطع بدون مطالعه اشجار و تخریب مراتع می باشد ، بعلاوه بادهای شن در برخی مناطق مجاور کویری به اندازه ای شدید است که گاهی آسمان را تیره و  تار می سازد و موجب از بین رفتن مزارع دهات اطراف می شود و گاهی اتفاق می افتد که ریگ های روان قنواتی را که به هزار زحمت حفر شده ، خراب و یران می سازد ، این پدیده که به آن بیابانی شدن اطلاق می شود این مناطق در برگرفته است .
با وجود این انسانها در راستای حفظ خاکها با ید فعالیتهای زیر را انجام دهند
- جلوگيري از تخريب اراضي كشاورزي در حواشي كوير ومناطق بياباني از طريق توسعه فرهنگ و حفظ پوشش گياهي حفاظت از خاك
- تعادل سازي در محيط طبيعي
- توسعه آبياري مصنوعي
- افزايش توليد كشاورزي وافزايش سطح زندگي روستاييان
- ايجاد اشتغال در زير بخش هاي كشاورزي
- حصار کشی سنگی
(فرید، ص 95 )
- کشت درختچه ها (فرید، ص 95 )
- توسعه کشت دیمی (فرید، ص 95 )
دست به احیا ء مناطق بیابانی و کویری ایران با استفاده از روشهای زیر به نمایند : 
  1- طرحهای تثبیت شن های روان :

- شامل قرق کردن اراضی

-بذر پاشی

-  نهالکاری

 - ایجاد یادشکن

 
- استفاده از گونه های مقاوم به خشکی

- کوره گز

- شاه گز

- تاغ


- سیاه تاغ


- اسکنبیل

- کنار


- آترپیلکس

- سوئد اروزمارنیا

2- استفاده از فرآورده های نفتی (مالچ) در تثبیت شن های روان
 
منابع :
1- گرنجر ، آلن ،(1374 ) ، »کویر زایی» ترجمه عبدالمجید ، ثامنی ، مرکز نشر دانشگاه شیراز ،
2- فرید ، ی . (1381) ، »بیابان » ، فضای جغرافیایی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهر، شماره 6.
3- درش . ژان ، (1373 ) ،» جغرافیای نواحی خشک ، مترجم شهریار خالدی ، نشر قومس .
4- خیام ، م . (1379 ) ، »جزوه درسی مناطق خشک ایران»
5- کردوانی ، پ . (1367) ، « مناطق خشک جلد اول : ویژگیهای اقلیمی ، علل خشکی و مسائل آب« انتشارات دانشگاه تهران .
6- کردوانی ، پ . (1368) ، « مناطق خشک جلد دوم : خاکها » انتشارات دانشگاه تهران .

انسان چگونه موجب گسترش بیابانها می‌شود؟

هر سرزمین توازن و ظرفیت معینی دارد. حال اگر میزان بهره وری بیشتر از توازن آن سرزمین باشد تعادل طبیعی به هم می‌خورد و زندگی گیاهی ، جانوری و انسانی در معرض خطر قرار می‌گیرد. نواحی خشک و نیمه خشک از نظر توان طبیعی بسیار ضعیف و حساس هستند. فعالیتهای انسانی نابخردانه توان این نواحی را به سرعت کاهش می‌دهد و موجب گسترش بیابانها می‌شود. بنابراین بیابان زایی فرایند تخریب زمین با تغییر منابع گیاهی ، خاک و ... است که فعالیت‌های انسان عامل مهم این تخریب محسوب می‌شود. یکی از دغدغه های امروز کشورهای جهان موضوع بیابان زدایی است . توجه به مقوله بیابان زدایی برای کشوری همچون ایران که 43 میلیون هکتار معادل یک چهارم وسعت آن را بیابان فرا گرفته ضرورتی انکار ناپذیر است.حال آنکه 6 میلیون هکتار از این سطح وضعیتی بحرانی دارند و تنها 2 میلیون هکتار آن مهار شده است. بیابانها به سرعت در حال گسترش هستند، بنابراین قبل از اینکه جامعه انسانی مورد هجوم آنها قرار گیرد با تدبیری آگاهانه و اقدامی علمی باید به سمت بیابانها یورش برد. بی تردید در این نبرد پیروزی با جامعه انسانی خواهد بود .كويرزايي از جمله بلاي انساني , طبيعي , اقليمي است كه مي تواند آثار مخرب و زيانبار گسترده اقتصادي , اجتماعي و زيست محيطي ايجاد  نمايد . آثار كوبر زايي در صورت عدم اجراي راه كارهاي مناسب تخريب اراضي ,گسترش كوير وساير موارد مي باشد . بعنوان مثال  استان تهران در مجاورت دشت هاي خشك سوزان ودشت كوير قرار گرفته است و با داشتن شرايط اقليمي متفاوت و قرارگرفتن در حوزه آبريز جنوبي سلسله جبال البرز مياني و دشتهاي حاصلخيز پهناوري مانند دشت ورامين , ري , كرج , شهريار , هشتگرد , دامنه هاي دماوند , يكي از مناطق حاصلخيز به شمار مي رود . كه با توجه به شرايط جغرافيايي يعني مجاورت با مناطق بياناني و كويري شكننده و آسيب پذير شده است . بطوري كه از مساحت 1.9 ميليون هكتار 85 درصد آن را مراتع يا اراضي كويري و ارتفاعات و اراضي با شيب تند تشكيل داده است كه اين عوامل منطقه را در معرض باير شدن وكويرزايي قرار مي دهد. علاوه بر اين عوامل فرايندهاي ديگري در بروز اين پديده هستند . شامل عدم مديريت صحيح در استفاده از منابع آب , چراي بيش از حد , كشت بيش از حد , تخريب پوشش گياهي است كه در كنار كاهش بارندگي اثرات اقتصادي و اجتماعي مخربي روي سطح منطقه گذاشته و روند كوير زايي رو به توسعه خواهد بود .

قابل ذكر است كه كوير زايي نتيجه عمل انسان است و تغیيرات جوي نيست كه باعث مي شود تا سطوح گسترده اي از زمين هاي مولد استان از گردونه توليد خارج شود بلكه كم شدن توان زيست شناختي محيط ناشي سوء مديريت محيط است منجر به تخريب وتهديد مراكز روستايي و اراضی كشاورزي مي شود كه با اجراي طرحهاي كوير زدايي در سطح استان مي توان سطح تهديد منطقه را كاهش داد وحتي دست به احيا و توسعه اين مناطق نمود . بیابان زائي پديده پيچيده اي است كه براي درك آن نياز به شاخه هاي مختلف دانش همچون هوا و اقليم شناسي ، خاك شناسي ، پوشش گياهي ،ژئومورفولوژي،كشاورزي وغيره مي باشد.به لحاظ ارتباط نزديكي كه بين گسترش بيابانها ، خشكسالي و تغييرات آب و هوائي وجودداردتوجه دست اندركاران علم هواشناسي نيز به اين پديده جلب شده است .


بطور كلي عامل آب و هوا و انسان در پيدايش و تسهيل شرايط بياباني شدن مؤثر هستند به گونه اي كه حتي نوسانات آب و هوا عموماً اكوسيستم را نيز تغيير مي دهد . بايد در نظر داشت كه در طول فصول خشك خصوصيات آب و هوائي مناطق خشك و نيمه خشك حالت بياباني به خود مي گيرد و چنانچه در اين فصول از زمين بهره برداري ناصحيحي بعمل آيد نتيجه آن تخريب و فرسايش بوده و توأم شدن اين دو پديده سبب بياباني شدن منطقه مي گردد .

يكي از خصوصيات بارز مناطق خشك و نيمه خشك نوسان شديد مقدار بارندگي اين نواحي در سالهاي مختلف مي باشد . بررسي هاي انجام شده بيانگر اين واقعيت است كه شدت بارش بسيار متغير بوده و گاهاً بارندگي نازل شده در عرض يك ماه معادل باران يك سال مي باشد. تناوب فعاليت و اثر سريع آبهاي جاري ، مظهر ديگري از نقش مستقيم اقليم است، ميزان بارندگي ساليانه منطقه از 9/12 ميليمتر تا 2/120 ميليمتر تغيير مي كند . اغلب بارندگي ها در فصل زمستان و اوايل بهار اتفاق مي افتد كه همراه با جاري شدن آبها و سيلاب است بطوريكه نسبت متوسط حداكثر بارندگي 24 ساعته يزد 69 درصد بارندگي سالانه مي باشد كه موجب جاري شدن سيلاب از ارتفاعات مي شود .

 

 

بیابان 13

خاکهای مناطق خشک و کویری ایران :
1- تپه های شنی :
این تپه ها در اغلب نواحی خشک ایران وجود دارد . این تپه ها از شنهایی از جنس کوارتز ، یا مواد معدنی تشکل یافته اند ودر داخل یا حاشیه بیابانها یافت می شوند که احتیاج به تثبیت دارد و فاقد هر نوع گیاه است و بوته های پراکنده ای در آن دیده می شود استفاده کشاورزی از آن نمی شود .
2- خاکهای رسوبی :
 این خاک ها از رسوبهای بادبزنی که کنار یکدیگر قرار گرفته تشکیل شده اند که بوسیله سیلاب ها از کوها به دره منتقل می شود و تکامل پروفیلی اندکی در آن دیده می شود و رسنتی آن بسیار کم و پراکنده است . استفاده کشاورزی از آن نمی شود .
3- خاکهای شور :
زهکشی در این خاکها نامناسب و دارای مقدار زیادی نمک های محلول و رنگ آنها روشن است . مواد آلی آن بسیار کم و ساختمان فیزیکی آن دانۀ خرد شونده و پوست دار است . گیاهانئ نمک دوست در آن می روید و شوری زیاد مانع رشد هر گونه گیاه در آنها است . برای کشاورزی نامناسب و با اینحال قسمتی از آنها قابل اصلاح است و در بعضی نقاط بعنوان چراگاه دامها بطور ناقص استفاده می شود .
4- خاکهای باتلاقی شور : این خاکها اراضی پست و کف دره ها را می پوشاند .
5- خاکهای بیابانی :  این خاک ها در آب وهوای بسیار خشک تشکیل می شود و قشرنازکی از مواد سفت بر روی خاک  ایجاد می گردد آن را زره یا قشربیابانی می نامند و مقدار مواد آلی آن بسیار کم و ناچیز است . واکنش خاک قلیایی و نمک های محلول در خاک وجود دارد که نتیجه حرکت رطوبت از پایین به بالا تحت تاثیر کاپیلازیته می باشد . این خاکها در قسمت سطحی دارای سنگریزه و فاقد هوموس است تعداد کمی گونه های گیاهی در آن رشد می کند از بین این گونه ها تنها خارشتر در در آن دیده می شود . در حالت طبیعی استعداد کمی برای تولید علوفه دارند ولی با آبیاری می توان از این خاکها استفاده شایانی نمود . در صورت وجود آب کافی و با کیفیت مناسب محصول زیادی می تواند تولید کند .
6- خاکهای بیابانی توام با خاکهای ریگوسل : عمق این خاک ها کم دارای بافت سبک و منطقه تراکم آهک نزدیک به سطح خاک است ، در اراضی مسطح شیب دار یا بسیار پست وبلند وجودارد و ماده اولیه تشکیل دهنده خاک شامل مواد رسوبی ، خروجی ، دگرگونی رسوبهای قدیمی رودخانه ای وشن است و درصورت وجود آب برای درختکاری مناسب است و زراعت در آن به آب وهوا و حداکثر و حداقل درجه حرارت بستگی دارد .
7- خاکهای بیابانی توام با تپه های شنی  : عاری از گیاه و زهکشی متوسط تا زیاد و مناسب است و فقط بوته ها و علف های کوتاه در آن رشد می کند .
8- خاک های سیروزم : این خاکها دارای رنگ خاکستر روشن و مقدار هوموس آنها بسیار کم و پروفیل آن فوق العاده آهکی است . در این نوع خاک علبه با خار شتر است . در صورت تامین آب ارزش کشاورزی دارد محصول خوبی می توان از آن برداشت . استعداد نسبتاً کمی برای ایجاد مراتع دارند . تعداد کمی از گونه های گیاهی می توانند به زندگی خود ادامه دهند (گیاهان یک یا چندساله ).
9-  خاکهای بیابانی و سیروزم توام با خاکهای شور :  این خاک علاوه داشت خصوصیات خاک های بیابانی و سیروزم دارای خصوصیات دیگری ماند شوری زیاد بعلت عبور ابهای شور است . فاقد گیاه بوده یا دارای گیاهان نمک دوست است و دارای مراتع بسیار ضعیف است .
10- خاک های سیروزم توام با  خاکهای ریگوسل : این خاک دارای زهکشی طبیعی مناسب و بوته های کمی از گیاهان خشکی دوست مانند خار شتر است . و دارای مراتع بسیار ضعیف است . در صورت تامین برای احداث باغ میوه مناسب است .
11- لیتوسل آهکی متشکل از مارنهای نمکی و گچی در ناحیه خاکهای بیابانی و سیروزم :
فاقد گیاه و سطح تپه ها عریان و برخی گیاهان نمک دوست در آن دیده می شود .
12- لیتوسل آهکی در منطقه خاکهای بیابانی و سیروزم :
این خاک ها در اراضی ناهموار و درمنطقه خاکهای بیابانی و سیروزم واقعند تکامل در آن وجود ندارد یا بسیار کم است زیرا به مجرد تشکیل در اثر فرسایش طبیعی خاک جابجا شده و از بین می رود . در این منطقه دره ها به شکل v و دیواره دره فاقد پوشش خاکی است وتعداد نباتات در آن بسیار کم است دارای مراتع ضعیف و جز در قطعات بسیار کوچک قابل استفاده برای زراعت می باشد .


اشتغال انسانی بیابانها :
شدت اشنغال بیابانها از سوی انسانها ، بطور مستقیم ، با توانمندی و ظرفیت جوامع انسانی در کاربرد تکنیک هایی ، که در جهت تعدیل تنگناهای محیط فراهم آمده در رابطه است و بهمین دلیل اشتغال بیابانها بوسیله کشورهای توسعه یافته از کشورهای درحال رشد بسیار متفاوت است . در صحاری کشورهای جهان سوم این بیابانها بوسیله دامپروان و چادر نشینانی که به شیوه کوچ نشینی امرار معاش می کنند اشغال شده است . در این نواحی واحه های که آب کافی دارد سکونتگاه های دائمی ایجاد شده و نخلستانهای ایجاد گردیده است . در کشورهای توسعه یافته با استفاده از آمایش پرهزینه ، بیابانها تبدیل به نواحی حاصلخیز شده است . باوجود این تغییر کاربری بیابان در بعضی ازنواحی نتایج سنگینی  در پی داشته نتیجه آن استخراج بی رویه منابع زیر زمینی آب و پایین آمدن سطح سفره آبهای زیر زمینی گسترش نهشته های نمکی است که در این مناطق ، بیابانی زایی و توسعه صحاری را تسهیل می کند که احتیاج به مراقبت شدید دارد( فرید ، ص 94 ، فضای جغرافیایی ، شماره 6 ، 1381 ) .

بیابان 14

خاکهای مناطق خشک و کویری ایران :
1- تپه های شنی :
این تپه ها در اغلب نواحی خشک ایران وجود دارد . این تپه ها از شنهایی از جنس کوارتز ، یا مواد معدنی تشکل یافته اند ودر داخل یا حاشیه بیابانها یافت می شوند که احتیاج به تثبیت دارد و فاقد هر نوع گیاه است و بوته های پراکنده ای در آن دیده می شود استفاده کشاورزی از آن نمی شود .
2- خاکهای رسوبی :
 این خاک ها از رسوبهای بادبزنی که کنار یکدیگر قرار گرفته تشکیل شده اند که بوسیله سیلاب ها از کوها به دره منتقل می شود و تکامل پروفیلی اندکی در آن دیده می شود و رسنتی آن بسیار کم و پراکنده است . استفاده کشاورزی از آن نمی شود .
3- خاکهای شور :
زهکشی در این خاکها نامناسب و دارای مقدار زیادی نمک های محلول و رنگ آنها روشن است . مواد آلی آن بسیار کم و ساختمان فیزیکی آن دانۀ خرد شونده و پوست دار است . گیاهانئ نمک دوست در آن می روید و شوری زیاد مانع رشد هر گونه گیاه در آنها است . برای کشاورزی نامناسب و با اینحال قسمتی از آنها قابل اصلاح است و در بعضی نقاط بعنوان چراگاه دامها بطور ناقص استفاده می شود .
4- خاکهای باتلاقی شور : این خاکها اراضی پست و کف دره ها را می پوشاند .
5- خاکهای بیابانی :  این خاک ها در آب وهوای بسیار خشک تشکیل می شود و قشرنازکی از مواد سفت بر روی خاک  ایجاد می گردد آن را زره یا قشربیابانی می نامند و مقدار مواد آلی آن بسیار کم و ناچیز است . واکنش خاک قلیایی و نمک های محلول در خاک وجود دارد که نتیجه حرکت رطوبت از پایین به بالا تحت تاثیر کاپیلازیته می باشد . این خاکها در قسمت سطحی دارای سنگریزه و فاقد هوموس است تعداد کمی گونه های گیاهی در آن رشد می کند از بین این گونه ها تنها خارشتر در در آن دیده می شود . در حالت طبیعی استعداد کمی برای تولید علوفه دارند ولی با آبیاری می توان از این خاکها استفاده شایانی نمود . در صورت وجود آب کافی و با کیفیت مناسب محصول زیادی می تواند تولید کند .
6- خاکهای بیابانی توام با خاکهای ریگوسل : عمق این خاک ها کم دارای بافت سبک و منطقه تراکم آهک نزدیک به سطح خاک است ، در اراضی مسطح شیب دار یا بسیار پست وبلند وجودارد و ماده اولیه تشکیل دهنده خاک شامل مواد رسوبی ، خروجی ، دگرگونی رسوبهای قدیمی رودخانه ای وشن است و درصورت وجود آب برای درختکاری مناسب است و زراعت در آن به آب وهوا و حداکثر و حداقل درجه حرارت بستگی دارد .
7- خاکهای بیابانی توام با تپه های شنی  : عاری از گیاه و زهکشی متوسط تا زیاد و مناسب است و فقط بوته ها و علف های کوتاه در آن رشد می کند .
8- خاک های سیروزم : این خاکها دارای رنگ خاکستر روشن و مقدار هوموس آنها بسیار کم و پروفیل آن فوق العاده آهکی است . در این نوع خاک علبه با خار شتر است . در صورت تامین آب ارزش کشاورزی دارد محصول خوبی می توان از آن برداشت . استعداد نسبتاً کمی برای ایجاد مراتع دارند . تعداد کمی از گونه های گیاهی می توانند به زندگی خود ادامه دهند (گیاهان یک یا چندساله ).
9-  خاکهای بیابانی و سیروزم توام با خاکهای شور :  این خاک علاوه داشت خصوصیات خاک های بیابانی و سیروزم دارای خصوصیات دیگری ماند شوری زیاد بعلت عبور ابهای شور است . فاقد گیاه بوده یا دارای گیاهان نمک دوست است و دارای مراتع بسیار ضعیف است .
10- خاک های سیروزم توام با  خاکهای ریگوسل : این خاک دارای زهکشی طبیعی مناسب و بوته های کمی از گیاهان خشکی دوست مانند خار شتر است . و دارای مراتع بسیار ضعیف است . در صورت تامین برای احداث باغ میوه مناسب است .
11- لیتوسل آهکی متشکل از مارنهای نمکی و گچی در ناحیه خاکهای بیابانی و سیروزم :
فاقد گیاه و سطح تپه ها عریان و برخی گیاهان نمک دوست در آن دیده می شود .
12- لیتوسل آهکی در منطقه خاکهای بیابانی و سیروزم :
این خاک ها در اراضی ناهموار و درمنطقه خاکهای بیابانی و سیروزم واقعند تکامل در آن وجود ندارد یا بسیار کم است زیرا به مجرد تشکیل در اثر فرسایش طبیعی خاک جابجا شده و از بین می رود . در این منطقه دره ها به شکل v و دیواره دره فاقد پوشش خاکی است وتعداد نباتات در آن بسیار کم است دارای مراتع ضعیف و جز در قطعات بسیار کوچک قابل استفاده برای زراعت می باشد .


اشغال انسانی بیابانها :
شدت اشغال بیابانها از سوی انسانها ، بطور مستقیم ، با توانمندی و ظرفیت جوامع انسانی در کاربرد تکنیک هایی ، که در جهت تعدیل تنگناهای محیط فراهم آمده در رابطه است و بهمین دلیل اشغال بیابانها بوسیله کشورهای توسعه یافته از کشورهای درحال رشد بسیار متفاوت است . در صحاری کشورهای جهان سوم این بیابانها بوسیله دامپروان و چادر نشینانی که به شیوه کوچ نشینی امرار معاش می کنند اشغال شده است . در این نواحی واحه هایی که آب کافی دارد سکونتگاه های دائمی ایجاد شده و نخلستانهای ایجاد گردیده است . در کشورهای توسعه یافته با استفاده از آمایش پرهزینه ، بیابانها تبدیل به نواحی حاصلخیز شده است . باوجود این تغییر کاربری بیابان در بعضی ازنواحی نتایج سنگینی در پی داشته نتیجه آن استخراج بی رویه منابع زیر زمینی آب و پایین آمدن سطح سفره آبهای زیر زمینی و گسترش نهشته های نمکی است که در این مناطق ، بیابانی زایی و توسعه صحاری را تسهیل می کند که احتیاج به مراقبت شدید دارد( فرید ، ص 94 ، فضای جغرافیایی ، شماره 6 ، 1381 ) .

بیابان 12

 مشخصات اقلیم بیابانهای ایران :  
1- باران : متوسط بارندگی در نواحی مرکزی کمتر از 100 میلی متر و در حواش و پیرامون 100 تا 200 میلیمتر که بیشتر به سه ماهه زمستان واوایل بهار مربوط است .
2- درجه حرارت : متوسط درجه حرارت در طول سال 25-20
3- تبخیر ورطوبت : با 250 روز صد در صد آفتابی ، درجه خشکی به حدی است که رقم معدل رطوبت نسبی در تابستان صفر و درزمستان در ساعات صبح 50 درصد است .
4- اختلاف درجه حرارت شب وروز شدید است تا 15 درجه گزارش شده است .
5- بادها و طوفانهای غبارآلود

  
رویشهای های کویری :
رویشهای کویری ایران ، قسمتی از رویشهای منطقه وسیع ایران و توران را تشکیل می دهد و این منطقه مهمترین نواحی رویشی ایران را شامل می شود و عناصر گیاهی که بنحوه چشمگیر در این منطقه انتشار داشته سیمای خاص به آن می بخشند عبارتند از :
1- جامعه گز با 36 گونه : بصورت علفی و بوته های چوبی و یا درختچه و درختی بلند اهمیت اقتصادی دارند در خاک نسبتاً سبک وکمی شور رشد می کننند .
2- جامعه تاغ :بصورت درختچه و گاهی درختان کوچک رشد کرده و مخصوص تپه های شنی است و برای تثبیت شنهای روان و کاهش شدت فرسایش استفاده می شود
3- جامعه آنابازیس
4- جامعه شور پسند: در خاک های شور (سولونچاک) رشد می کند و با عمق رگه آب زیرزمینی ارتباط دارند
5- جامع شن دوست : در زمین شنزار رشد می کننند .

 
بوته ها و علف های شن زارها و مناطق کویری :
1- اسکنبیل :
بصورت درخچه مخصوص بیابان معرف زمین های ماسه ای ، بسیار با ارزش و سودمند جهت تثبیت شن های روان و شاخ و برگ آن علوفه بسیار خوبی برای شتر می باشد .
2- گز و انواع آن : بصورت دخت کم نیاز و مقاوم به خشکی و شوری دارای برگ های ریز وفلسی شکل هستند جهت تثبیت شن های روان بصورت جنگل کاری مورد آزمایش قرار گرفته جواب آن مثبت بوده است .
3- کزیفون : بصورت درخچه با ارتفاع 1.5 متر
4- اشنان : بصورت درخچه مخصوص کویرهای نمک و شورازها ی ایران می باشد .
5- شپشو : درخچه صاف با ساقه های راست بند وبی برگ و رنگ ان سبز متمایل به کبودی و بسیار سمی است .
6- رمس: رمس درختچه ای صاف و منشعب وکبود مایل به سفیدی
7- گیش :
8- کهتور:
9- ریش بز یا ارمک یا علد :
 
10-کهور : این درخت برای چرای شتر استفاده می شود .
11-انواع تاغ : معرف زمین های ماسه ای شور عمیق است جهت تثبیت شن های روان مفید وبصورت درختچه است .
12-گون : بصورت درختچه ونباتات علفی اهمیت اقتصادی دارد و از آن کتیرا استخراج می شود از نظر مرتعی نیز خوزشخوراک است .
13-قیچ یا خولکیش :
14-Fagonia Braguieri
 : 
15-هندوانه ابوجهل یا حنضل : در خاکهای ناپایدار می روید و مانع فرسایش خاک می شود
16-اسفند : در خاکهای ناپایدار می روید و مانع فرسایش خاک می شود
17-پلاس مورچه یا خارخسک : در خاکهای ناپایدار می روید.
18-سنجد : این درخت بعلت بردباری به خشکی مورد توجه باغداران قرار گرفته و برای پرچین باغها و برای چلوگیری از پیش روی شنهای روان و بععنوان باد شکن استفاده می شود و گونه مناسب برای مناطق خشک و شوره بوده برای حفاظت از آبخیزها می توان از ان استفاده بود و در خاکهای ماسه ای و رسی و شنهای روان مقاوم است . علاوه بر تولید میوه ساقه های نرم و برگ آن علوفه نسبتاً مناسبی برای چهارپایان به شمار می  رود .
19-خارشتر : 
20-لباشیر : جزو گیاهان کائوچو ی کشور و نام محلی شتر است .
21-آویشن شیرازی :بصورت درختچه
22-کنار : یکی از درختان گرمسیری نسبتاً خشک است برگ کنار را سائیده ونرم کرده و بنام سدر به بازار عرضه می کنند .
23-کهرک یا چالتاق : 
24-سگ جاز :
25-درمنه :
26-جگن :
27-آریستیدا
: از گیاهان علفی ( گرامینه ) در نقاط خشک و شنزار
28-سبد باسیف : گرامینه جهت تثبیت شن های روان و مشخص کننده خاکهای بیابانی یا سیروزم است
29-درمان عقرب : بومی امریکای حاره ای
30-سمر: بومی ایران نیست برای تثبیت شن های روان و حفاظت خاک و ایجاد فضای سبز استفاده می شود و برگ و میوه آن به مصرف تغذیه دام می رسد .
31-پده : در شن روان می روید جهت تثبیت شن های روان مناسب است . از آن برای تهیه تخته استفاده می شود .
32-پانیکوم : از این گونه برای تثبیت شن و تولید علوفه بخوبی می توان استفاده نمود ، بعنوان بادشکن می توان از آن استفاده کرد .
33-آتر پیلکس : از این گونه برای تقویت و احیاءمراتع مورد استفاده قرار می گیرد در مناطقی که باران سالیانه حدود 150 تا 200 میلیمتر بوده و دارای خاک عمیق هستند می تواند به خوبی رشد کند و این  گون ها در خاک های سنگین و خیلی شور هم رشد می کند . ودر هر هکتار معادل 1000 تا 1500 واحد علوفه ای تولید کنند .      



بیابان 11

بیابانهای ایران : 

  کلیه بیابانهای داخلی در منطقه فلات مرکزی ایران قرار گرفته اند که این منطقه نیمی از مساحت ایران را شامل می شود . این منطققه که در میان رشته کوههای البرز و خراسان و زاگرس واقع گریده است کبیه مناطق کویری و بیابانی ایران را در بر گرفته است .  
   مجموعه بیابانهای داخلی مذکور توسط یک رشته ارتفاعات که از شمال طبس شروع شده و تا یزد ادامه پیدا می کند به دو حوضه بزرگ جداگانه تقسیم می شوند و حوضه شمال دشت کویر و حوضه جنوبی دشت لوت نام دارد . بیابانها در مرکز و مشرق ایران به صورت حوضه های بسته مستقل و یا نیمه مستقل پراکنده شده اند . چون تعدادی از این چا له ها حد اقل از اواسط دوران سوم به صورت حوضه هایی مستقل شکل گرفته اند لذا تمام بیابانها سرنوشت زمین شناسی مشابهی نداشته اند . بلکه هر حوضه بر اساس شرایط حاکم به نحوی در حال تحول بوده است . آنچه مسلم است تمام این چاله ها در اواخر دوران سوم به صورت حوضه های رسوب گذاری محلی یا منطقه ای محل تمرکز رسوبات تخریبی و اغلب تبخیری بوده اند.بلوک نیمه سخت لوت که زیر بنای بیابانهای طبس ، لوت و جازموریان را تشکیل می دهد مانع انعکاس این حرکات در رسوبات سطحی خود شده است و دشت های هموار وساختمانی را بوجود آورده است.توپوگرافی هموار و وسعت قابل توجه و بالاخره ارتفاع کم بعضی از این حوضه ها (دشت کویر– دشت لوت-جازموریان و... ) در تشکیل وتقویت سلول های پرفشار مجاور حاره ای بسیار موثر بوده است. از آنجا که منشا ء جریانهای مرطوب از شمال غربی و غرب فلات ایران ناچار در حرکت به سمت مشرق وجنوب شرقی توده های مرطوب قسمت اعظم رطوبت خود را از دست می دهند . به عبارت دیگر هر اندازه که به مشرق ایران نزدیک شویم درجه بری بودن هوا افزایش یافته ونقش آن در بیابان زایی حوضه ها ظاهر می شود . ارتفاعات شمالی - جنوبی کرمان در مغرب حوضه لوت و امتداد شرقی - غربی البرز در جنوب دریای خزر به صورت دیواره ها ی عظیمی مانع ورود جریان های مرطوب به حوضه های مجاور خود می شوند . در نتیجه این کوهستانها در برابر جریانهای مرطوب به شکل عامل تشدید کننده دیگری نقش خود را به حوضه های مجاور ش تحمیل می نماید .

علل پیدایش بیابانهای ایران :
سرزمین ایران که تقریباً بین عرض های جغرافیایی 25 درجه و5 دقیقه و39درجه و44 دقیقه شمالی در جنوب غربی آسیا واقع شده است ومجموعه بیابانهای ایران ، جزء بیابانهای گرم مجاور حاره ای است و قسمت اعظم آن تحت تسلط سلول های پر فشار مجاور حاره ای قرار دارد . استقرار این سلول ها حاکمیت کم آبی این سرزمین را توجیه می کند .
حجم وارتفاع کوهستانها از جمله عواملی هستند که یکپارچگی کمربند پرفشار را از هم گسیخته واغلب نفوذ توده های هوای مر طوب غربی وبسته به فصول مختلف سال نفوذ توده های سرد شمالی و یا گرم جنوبی را به داخل ایران میسر می سازد. در یک نگاه به نقشه پراکندگی نواحی کم آب دنیا و یکپارچگی سرزمین های خشک در آسیا ی مرکزی و عربستان و شمال آفریقا ، نقش مثبت ناهمواری ها در تعدیل نسبی دما وگسیختگی اثر پر فشار جنب حاره ای در ایران  را درک خواهیم کرد . از طرف دیگر عامل بری بودن و یا در پناه سدهای کوهستانی قرار گرفتن تعدادی از چاله های داخلی ایران نقش پرفشار جنب حاره ای را تشدید و تقویت نموده است . به طوری که در نامساعد ترین شرایط در مشرق ایران ، بیابان لوت را به عنوان یکی از خشن ترین چهره های بیابانی دنیا ظاهر ساخته است. بنابراین ناهمواری ها به دو صورت متضاد در تعدیل ویا تشدید کم آبی در ایران نقش دارد .



بیابان 10

گیاهان و سازگاری آنها به خشکی :
سازگاری به خشکی در بین گیاهان بیابانی هم دیده می‌شود به گیاهان خشکی دوست معروف هستند و میزان احتیاج آنها به آب کم است و دارای اپیتیم پایین هستند و ساختمان آنها قسمی است که می توانند با خشکی هوا سازش یابند و نسبت به آن بردباری نشان دهند و پلاسیده نشوند و در برابر کم آبی مدتی طولانی دوام یابند و در اثر تعریق ، آب کمتری از دست می دهند . بسیاری از گیاهان مانند کاکتوس ، قورباغه ای ، بیدار و شپشو دارای ساقه گوشتی هستند و مقدار زیادی آب را در هنگام بارندگی پراکنده می‌گیرند و در خود ذخیره می‌کنند. بعضی دیگر مانند اشنان ، سایر نباتات تیره چغندر قند ، ناز حاشیه ای دارای برگ گوشتی می باشند که آب را در آن ذخیره می کنند . بعضی دیگر خاردار هستند مثل انواع کنگر دارای ساقه گوشتی هستند . بعضی مثل درخت تاغ نباتات گرامینه ، ریشه‌هایی دارند که آب را از اعماق زیرزمین می‌گیرند. بعضی از آنها برگهای کوچک دارند، یا بوسیله (ساختمان پوستک) کوتیکول مومی از هدر رفتن آب جلوگیری می‌کنند مثل دیوخار ، درخت بید ، این نوع گیاهان در گروه گزروفیل قرار دارد .  برخی دیگر از گیاهان نیز بعد از بارندگی رشد و نمو سریع حاصل می‌کنند و دوره زندگیشان در چند روز کامل می‌شود. اگر چه چنین گیاهانی پس از پایان دوره باران به سرعت می‌میرند، اما دانه‌هایشان در حالت زندگی نهفته می‌مانند و همین که شرایط دوباره برای رشد سریع مناسب شد، جوانه می‌زنند. این نوع گیاهان در گروه کزروفیت قرار دارد در طرف مدت کوتاهی نهال بزرگ می شود و بارور می گردد و بذر افشانی می کند و سپس ازبین می رود بقای نسل بصورت بذر تجلی می کند و تا رسیدن فصل مناسب و انقضای دوران خشکی به حال رکود می ماند .

بیابان 9

جانوران و سازگاری آنها به خشکی :
  فقر جهان جانوری در نواحی بیابانی بیشتر به دلیل فقر و پر اکندگی رستنیها است . به همین دلیل دلیل جانوران متحرک و مهاجر به ندرت قابل دید هستند ، این جانوان از خطرهای خشکی فرار می کنند و در این مناطق زندگی برای جانوان خشکی بسیار سخت است . با وجود این ، موجودات زنده بیابانی سازگاری زیادی نسبت به کمبود آب ،  گرمای بیش از حد از خود نشان می‌دهند. مثلا بسیاری از جانوران تنها در شبها به جستجوی غذا می‌روند و روزها را در سوراخهای زیرزمینی دور از نور مستقیم خورشید به استراحت می‌پردازند. روده و کلیه بسیاری حیوانات بیابانی مقدار زیادی آب را دوباره جذب می‌کند و در نتیجه مدفوع آنها کاملا بدون آب دفع می‌شود. جانوری مانند موش ، کانگورو که جونده‌ای در بیابانهای غربی ایالات متحده است. می‌تواند بطور نامعین بدون عرضه آشکار آب ، زندگی کند. توان جذب و نگهداری آب این جانور به حدی بالاست که می‌توانند آب مورد نیاز خود را از دانه‌هایی که غذای اصلیش را تشکیل می‌دهند، دریافت کند. گربه وحشی ، جانداری است که ویژه بسیاری از بیابانهاست. پرندگان نیز که تعدادشان نادر است ، اغلب با سازشهای فیزیولوژیکی ظاهر می گردند ، اکثر آنها احتیاج به نوشیدن (آب) ندارند و قادر به دریافت آب مورد احتیاج خود از بدن شکار خود یا از مواد مغذی مصرفی هستند . با وجود این تضادهای آب وهوایی و انفضال منابع آبی و غذایی ، باعث می شوند که اکثر جانوران نواحی خشکی با توجه به قابلیت تحرک و جبندگی در مسافات وسیع و توام با ریتمهای متغییر ، با مشکل فنا مواجه شوند . بطوریکه اکثر این جانواران در میانه روز توانایی تحمل دمای بین 42 تا 48 درجه را ندارند (جفرافیای نواحی خشک ، ژان ، درس ، مترجم شهریار خالدی 1373 ، صص 204 ، 211 ).

بیابان 8


خاک بیابان :
در نواحی بیابانی به علت کمبود بارندگی و پوشش گیاهی و دیگر نارسائیهای ظبیعت ، تشکیل و تکامل خاک به کندی صورت می گیرد و حتی در موارد اصلا صورت نمی گیرد که فقط توده های شبه خاک وجود دارد . در مواردی که تاثیر نامساعد عوامل طبیعی در تشکیل و تکامل خاک (مانند خشکسالس های مکرر) و دخالت های نابجای انسان (چرای بیش از حد) توام گردد ، حتی خاک تشکیل شده در معرض فرسایش شدید قرار می گیرد و تکامل به تعویق می اقتد ، در این خاکها اغلب افق های شخص و متمایز دیده نمی شود و اغلب غیر حاصلخیز و بعلت کندی تکامل ارزش خاک در این مناطق خیلی زیاد است .(جالد دوم مناطق خشک ، خاکها ، کردوانی ، صص 36و35) . خاکهای بیابان غالبا دارای مقدار زیادی مواد معدنی و نمک است، اما مواد آلی آن ناچیز است. بنابراین اگر برای تبدیل بیابان به زمینهای کشاورزی فقط آب به خاک اضافه شود، تلاشها با شکست روبرو می‌شود. مثلا در دهه 1950 میلیونها دلار برای افزایش محصولات غذایی، در آبیاری بیابانهای افغانستان ، خرج شد. بیابان برای یک دوره 2 ساله شکوفا شد. اما مواد غذایی اندک خاک را گیاهان رو به پایان رساندند و به سبب شوره گرفتن سطح خاک گیاهان از بین رفتند و دگر هم گیاهی سبز نشد .همچنان که در غرب ایالات متحده به اثبات رسیده می‌توان در آنجا که اتکا یکسره بر روشهای تخصصی نگهداری خاک و انتقال آب با لوله از چاهها و رودهای دور دست است، بیابانها را بارور ساخت. با این همه ، هزینه تغییر اکوسیستمها زیاد است، این کار خطرهای بالقوه‌ای دارد و نیازمند بررسی دقیق علمی است. بطور خلاصه باید گفت که رشد بیولوژیکی خاک بیاباننها فقیر و کمتر تکامل یافته است و ضخامت چندانی ندارد و ناپیوسته است . اینها یا خاکهای لیتوسل روی مادر سنگ سختی و یا خاک رگوزل روی سنگ ماد نرمی هستند . در بیابانها گودالهای نمکی انباشته از خاک های شور وجود دارد که به آنها سولنجاک یا سولونتز گویند ( فرید ، ص 90 ، فضای جغرافیایی ، شماره 6 ، 1381 ).

بیابان 7

نوسانات آب و هوایی و بیابان زایی :
نوسانهای آب و هوایی که باعث بیابان زایی می شود، بیشتر به کاهش میزان بارندگی ،رطوبت، افزایش دما به ویژه در تابستان، افزایش میزان خشکی، تبخیر و تعرق، وزش بادهای گرم و سوزان و کاهش پوشش گیاهی ( بر اثر وزش باد ) ارتباط می یابند. حتی بر اثر نوسانات آب و هوایی، طغیان جانوران و حشرات و آفات به برخی سرزمین ها از جمله ملخ ها به شمال شرقی قاره آفریقا نیر اعمال شده است که سیر قهقرایی محیط زیست را به همراه داشته است.
بطور کلی می توان به علل عمده زیر برای وقوع خشکسالی و بیابان زایی اشاره کرد:
- استقرار سلولهای پرفشار جنب گرمسیری با دامنه نوسان بین عرض های 20 و 40
- عامل بری بودن
- عدم صعود و جابجایی شدید هوا
- جریانات دریایی سرد و بالاراندگی آبها
- وزش بادهای گرم سوزان
- موانع کوهستانی
- استقرار کم فشار حرارتی
باد و آب به عنوان دو عامل اقلیمی که دارای تغییرات و نوسانات نسبتاً زیادی هستند در شکل گیری مناطق خشک و بیابانی و ژئومورفولوژی آنها نقش بسزائی را ایفاد می کند. وقوع پدیده فرسایش آبی و بادی درگسترش بیابانها و از دست رفتن خاکهای سطح الارضی حاصلخیز نقش عمده ای داشته و تبعات منفی خشکسالی را تشدید می نماید.



بیابان 6

فشار زیاد جنب حاره‌ای : 
علت اصلي پيدايش بيابان ها استقرار سلول هاي فشار زیاد حاره ای بین عرض هاي ۴۰-۲۰درجه شمالی و جنوبی ، سلولهای مزبور بخصوص در قسمت باختری اقیانوسها در ارتفاعات پایین و بر فراز قاره ها که در سطح خاک بر اثر کسب حرارت از زمین جریانی صعودی یافته اند بطور دایمی وجود دارند. اما حرکت تودۀ هوای مزبور در ارتفاع بالاتر متوقف می شود . نشست هوا ، خشکی بیابانهای بزرگ حاره ای را توجیه می کند . وسیع ترین ای بیابانها در نیمکره شمالی شامل صحرا ، عربستان ] ایران تهار و استرالیا و کالاهاری ، .. هستند  (جفرافیای نواحی خشکی ، ژان ، درس ، مترجم شهریار خالدی 1373 ، ص 43 ).

- جریانهای آب سرد ساحلی اقیانوسها:
چنانچه جريانهاي سرد اقيانوسي به موازات ساحل در حركت باشد امكان داردكه سواحل نيز در نتيجه تاثير آن ،داراي شرايط آب و هوايي خشك باشد . اين وضعيت ، از ویژگیهای سواحل حاره ای ومجاور حاره اي غربی است . در اين مناطق ، حرکت جریانهای بزرگ اقیانوسها به سمت خشکیها است . هواي گرمي كه از وسط اقيانوس به سمت ساحل جريان دارد مجبور است از روي این آب هاي سرد عبور كند ، ضمن عبور سرد شده و مه غليظي را به وجود مي آورد . اين هوا ،كه رطوبت خود را از دست داده در حين عبور از روي خشكي ها گرماي سطح زمين را مي گيرد وگرم مي شود و رطوبت نسبي آن هم كاهش يافته وديگر نمي تواند مقدار زيادي رطوبت جذب كند از اين رو اين مناطق كه جريانهاي سرد مذكور از كنار آنها مي گذرد  یا به عبارت دیگر تحت تاثیر این جریانها قرار دارد (حتي آنها كه در منطقه حاره قرار گرفته ) خشك وبيابان هستند و اغلب به هنگام صبح ، مه های ناپایداری در سواحل آنها دیده می شود . مثل بيابانهاي آتاكاما و اريكا در سواحل غربي آمريكاي جنوبي و صحراي ناميب در سواحل غربي افريقاي جنوبي، بعلت جریانهای سرد اقیانوسی که از قطب جنوب به سمت استوا حرکت می‌کنند. در برخی نقاط ساحلی به علت ایجاد هوای سرد و نشست هوا ، مانع ایجاد بارش در این نواحی می‌شوند، می توان نام برد (کردوانی ، پرویز ، مناطق خشک جلد اول ، ویژگیهای اقلیمی ، علل خشکی و مسائل آب ، 1367 صص 50 ، 51).
- اثر كوههاي مرتفع در ايجاد بارندگي در يك جبهه وخشكي (بيابان ) در جبهه ديگر :
بعضي بيابانها در پشت سلسله كوههاي ويا روي فلات هاي مرتفعي كه ابرهاي باراني نمي تواند به آنجا برسد به وجود مي آيند زيرا ابرهاي باراني ضمن بالا رفتن از ارتفاعات سرد مي شوند و رطوبت خود را به صورت بارش در سمت خارجي كوهستان يا فلات مرتفع از دست مي دهند و هواي مرطوب بر اثر جریان باد ، از ارتفاعات بالا رفته و به دليل ارتفاع زیاد و سرما ، رطوبت خود را به شكل بارندگي از دست داده و هوا در همین جبهه کوهستان خشك مي شود و صعود می کند و از آن سوي (جبهه) كوهستان كه باران پناه گفته مي شود پائين مي آيد ، پایین آمدن هوا در آن سمت که خشک است ، درجه حرارت آن بالا مي رود بنابراين رطوبت نسبي آن كاهش می يابد و امکان بارندگی در پشت کوهستان خیلی کم می شود. وزش باد گرم وخشك دراين جبهه كو هستان سبب پيدايش بيابان مي شود كه از وسيع ترين اين گونه بيابانها به عامل ارتفاعات مركزي آسيا مي توان به بيابانهاي تكله مکان در چين غربي و گبي در مغولستان و ... نام برد (کردوانی ، پرویز ، مناطق خشک جلد اول ، ویژگیهای اقلیمی ، علل خشکی و مسائل آب ، 1367 صص 54 ، 55).

- دور بودن از تاثير درياها واقيانوسها : 
فاصله زياد برخي مناطق از منابع رطوبتي دريا ها و اقيانوسها ، هوای مملو از آشوب و تلاطم باعث می شود که رطوبت با همان سرعتی که با برجستگیهای عرضی بر خورد کند ، از دست برود . به عبارت دیگر هواي مرطوب هر قدر مسافت بيشتري را در روي خشكي ها ي زمين طي كند و يا ارتفاعات بيشتري بر سر راه آن قرار داشته باشد به همان اندازه رطوبت خود را از دست مي دهد ، به این ترتیب ، مناطقی که خیلی دور از اقیانوسها و دریاها قرار دارد ، به عبارت دیگر در قلب خشکیهای وسیع کره زمین واقع شده ، مثل بيابانهاي آسيا ي مركزي(بيابان گبي مغولستان) فاصله آنها تا اقيانوس به ۳۰۰۰ كيلومتر مي رسد ، مناطق خشک قاره ای یا بری گویند ، سب ایجاد بیابان می گردد(کردوانی ، پرویز ، مناطق خشک جلد اول ، ویژگیهای اقلیمی ، علل خشکی و مسائل آب ، 1367 ص 60).

- عدم صعود هواي وآشوب هاي هوايي : 
عدم صعود هوا حتي در هواي مرطوب ، يا آشوب هاي هوايي نيز مي تواند از علل خشكي هوا باشد اين موضوع در مورد دشتهاي وسيع ايالات متحده آمريكا ويا در تابستان در نواحي درياي محيط كه دور از جبهه قطبي واقع شده صدق می کند (جفرافیای نواحی خشک ، ژان ، درس ، مترجم شهریار خالدی 1373 ، ص 46 ).



بیابان 5

اقلیمهای بیابانی :
اقلیمهای بیابانی که دارای بارندگی نامنظم و احتمالا گاهی بدون باران سالیانه هستند، شامل تقسیمات زیر است:

· اقلیم بیابانی استوایی: بطور کلی گرم و فاقد فصول حرارتی متمایز که در آن روزها و شبها در تمام ایام منظم و به توالی یکدیگر هستند.
· اقلیم بیابانی حاره: عموما گرم و دارای فصول حرارتی مشخص ، دارای فتوپریودیسم نامنظم تر از اقلیم بیابانی استوایی می‌باشد.
· اقلیم بیابانی معتدل: دارای فصول حرارتی متمایز و فتوپریودیسم روزانه نامساوی و کاملا متمایز است.
علل ایجاد بیابانها :بطور کلی عوامل مختلفی موجب پیدایش مناطق خشک و بیابانی می‌شود. سه عامل مهم در ایجاد بیابانها عبارتند از:
- گرم شدن زیاد منطقه بر اثر تابش خورشید
در منطقه بین المدارین (مدار راس السرطان و راس الجدی) به علت تابش عمود آفتاب بیشترین گرما دریافت می‌شود و بیشتر بیابانها نیز در این عرضهای جغرافیایی قرار دارند. نقاط مختلف كره زمين يكسان از نور خورشيد گرم نمي شوند زيرا اولاً جنس زمين و جهت ناهمواري ها در مقدار انعكاس انرژي گرمايي خورشيد موثر است .ثانياً علت اصلي نامساوي گرم شدن زمين اختلاف در زاويه تابش خورشيد در نقاط مختلف به دليل كروي بودن زمين و میل محور چرخش آن است . در نوسانات دمای فصلی آنچه که مهم و تعیین کننده است زاویه تابش خورسید است ، زاويه اشعه هاي خورشيد در مناطق استوايي عمودي وبه عبارت ديگر۹۰ درجه است . در منطقه بين المدارين يعني بين مدار راس السرطان و راس الجدي به علت اينكه سالي دو بار خورشيد عمود مي تابد بيشترين گرما را دريافت مي كنند واين از مهمترين دلايل واقع شدن بيابانهاي بزرگ كره زمين در منطقه بين المدارين است.مانند صحراي آفريقا ، بيابان عربستان،دشت لوت ، بیبان کالاهاری (کردوانی ، پرویز ، مناطق خشک جلد اول ، ویژگیهای اقلیمی ، علل خشکی و مسائل آب ، 1367 صص 30 ، 32).

بیابان 4

ويژگي هاي آب وهوايي مناطق بياباني:
 1- بارندگي : ويژگي چشمگير مناطق بياباني كمبود فوق العاده بارندگي است و سالیانه کمتر از ۲۵۰ ميليمتر بارندگی دریافت می کنند و بارندگي ها اغلب پراكنده و نامنظم ورگباري وشديد است.كه گاه در بعضي مناطق مثل صحراي آفريقا چند سال را بدون قطره اي باران سپري مي نمايند كه اين موجب نابودي رستني ها و بطور كل خاك مي شود .
2- دما : بيابانهاي گرم با نوسان شديد دماي روزانه كه در روز حداكثر از ۶۰ درجه سانتيگراد فراتر مي رود و حداقل آن در شب به زير صفر مي رسد. ودر بيابانهاي سرد با نوسانات قابل توجه دماي سالانه كه برودت هوا گاه از ۳۰- درجه سانتيگراد نيز پائين تر مي رود .
3- رطوبت وتبخير : در مناطق خشك رطوبت نسبي بسيار پائين (20 تا 30 درصد ) است وپایین تر از ۶۰ درصد است.
4- باد : محسوس بودن جابجايي و حركات آشفته توده هواها بر روي زمين به سبب اختلاف شديد دماي زمين و هواي روي آن است . نبود يا كمبود پوشش گياهي سبب پيوستگي باد وشدت وتاثير آن مي گردد.
5- پوشش گياهي : گیاهان نواحی خشکی قبل از هرچیز با عوامل محدود کننده اصلی محیط یعنی عدم کفایت آب خود را منطبق می کنند . در درجه دوم گیاهان با درجات حرارت خیلی زیاد که در محیط بیابانی و نیمه بیابانی فراوان است انطباق حاصل می کنند . در این مناطق رستني ها دربرگيرنده گونه هايي است كه توانايي پذيرش شرايط اقليمي بيابانی (کمیابی آب ، نمک زیاد ) را داشته باشند ( اشکال ناهمواری در نواحی خشک ، مهدی صدیق ، و دیگران ، 1369 ، ص 52) . آنجا كه شرايط اقليمي اجازه دهد گونه هايي به صورت علف و بوته رشد كرده و بنابراين از فرسايش و تخريب سنگها جلوگيري مي نمايند. جايي كه خشكي هوا زياد باشد از رستني ها نيز اثري به جا نخواهد ماند و سنگها بدون پوشش موثر محافظ در برابر فرسایش و تخریب قرار می گیرند .