معرفي برخي پتانسيل هاي موجود در بيابان براي مهار بيابان زايي

معرفي برخي پتانسيل هاي موجود در بيابان براي مهار بيابان زايي

مقدمه:

بيابان با همه خشونت ظاهري و برخلاف تصور عامه، اگر چه توليدات گياهي اندكي دارد ولي پتانسيل هاي توليدي ديگري در خود نهفته دارد كه اگر به درستي شناخته شده و مورد بهره برداري قرار گيرد در جهت مهار بيابان زايي نيز گامهاي مفيدي برداشته خواهد شد. زمينه مناسب اقليمي و تابش آفتاب در بيشتر مناطق و در اكثر فصول سال، جاذبه هاي گردشگري ، رطوبت موجود در كوير و همچنين مناطق واجد پتانسيل بالاي باد و قابليت هاي توليد انرژي زمين گرمايي در ايران زمينه لازم و مناسبي براي استفاده از اين پتانسيل هاي بالقوه را براي گسترش انرژيهاي نو و پاك در جهت تامين و بهبود زندگي مردم و  مهار بيابان زايي در مناطق بياباني فراهم آورده است .

1- انرژي خورشيدي: گستره وسيع مناطق بياباني برخوردار از شدت مناسب آفتاب [1] براي احداث نيروگاههاي خورشيدي است. از طرفي در اكثر روستا ها براي حمام و پخت و پز از سوخت فسيلي و يا هيزم استفاده مي شود. براي كاستن از ميزان اين سوخت، مي توان از انرژي خورشيدي استفاده نمود. بررسي ها نشان مي دهد چنانچه چهل هزار روستا از روستاهاي كشور به اين سيستم مجهز شوند فقط براي گرم كردن آب مورد استفاده روستاييان، سالانه معادل يك ميليارد و دويست ميليون ليتر نفت صرفه جويي مي شود كه ارزش ريالي آن بالغ بر شصت ميليارد ريال است [2] اين در حالي است كه در بسياري از روستاهاي پر جمعيت ايران هنوز براي سوخت از هيزم استفاده مي شود و اين هيزم عمدتاً از طريق بوته كني مراتع تامين مي شود. حتي در بعضي از كشورها كه محدوديت باد وجود دارد براي اصلاح مراتع و تهيه آب آبشخور دام در مراتع به جاي استفاده از تلمبه هاي بادي  از انرژي خورشيدي استفاده مي شود . 

2- انرژي باد: استفاده از انرژي باد به شيوه هاي سنتي از قديم الايام در ايران رواج داشته است. چه بسياري از آسياب هاي بادي تا همين دهه هاي اخير در بسياري از روستاهاي مناطق بياباني ديده مي شد كه با ورود تكنولوژي جديد همه آنها از بين رفتند. در سالهاي اخير با بالا رفتن قيمت انرژي هاي فسيلي و همگام با پيشرفت علم و تكنولوژي و لزوم توجه بيشتر براي جلوگيري از آلودگي محيط زيست، دو باره اذهان متوجه انرژي هاي نو ازجمله انرژي باد شد. با استفاده از اين نيروي عظيم و لايزال الهي در جهت بهبود زندگي مردم مي توان گام هاي مفيدي نيز برداشت. با توجه به پتانسيل هاي موجود در اين زمينه ، امكان استفاده از حدود 12000 توربين با ظرفيت هاي 300 و 500 كيلو وات براي تامين برق مصرفي كشور وجود دارد. استفاده از انرژي باد در قالب سرمايه گذاريهاي ملي و به جهت تاثيرگذاري بر جلوگيري از بيابان زايي مي تواند يكي از اهداف دولت باشد. با شناخت مكانهاي مناسب اين منابع و بكارگيري ابزار مناسب براي تبديل آنها به انرژی هاي ديگر مي توان از اين منابع غني به عنوان يك نيروي تكميل كننده و ياري رسان برای تامین انرژی گرمایی و سرمایی استفاده کرد (هم اکنون در برخی از مناطق ایران از این انرژی ها استفاده می شود). در صورت توسعه بیشتر و بهتر این انرژی ها می توان قسمت اعظم نیازمندیهای شهری را در مناطق مناسب از این طریق تامین کرد. این مسئله نيز می تواند یکی از اقدامات مهم برای بهبود محیط اکولوژیک، و کنترل بیابان زایی بشمار رود. در مجموع می توان گفت حل مشکل انرژی در نواحی روستایی مواجه با پدیده بیابان زایی از طریق کنترل مصرف منابع انرژی موجود و توسعه منابع جدید انرژی ، در خاتمه بخشیدن به قطع درختان و تخریب پوشش گیاهی موثر بوده و انجام این دو ، تضمینی برای اصلاح تعادل اکولوژیک و کنترل گسترش بیابان زایی می باشد.

3- انرژي بيوگاز: بيوگاز يا گازمرداب مخلوطي است قابل اشتعال كه در اثر تخمير مواد آلي در يك دامنه دمايي معين و PH مشخص درشرايط غيرهوازي توسط ميكروب ها به وجود مي آيد. گاز مرداب از حدود60 الي 70 درصد گاز متان واكسيدهاي كربن، هيدروژن سولفيد، نيتروژن و هيدروژن تشكيل شده است. اين گاز به صورت طبيعي درپساب ها و مرداب ها مشاهده مي شود. در روستاها مي توان با استفاده از فضولات دامي و انساني همراه با گياهان و چربي ها، بيوگاز توليد و درهمان محل به عنوان سوخت استفاده كرد. انرژي بيوگاز يكي از بهترين نوع انرژي هاي جانشين است كه براي استفاده هاي داخلي و درمناطق دورافتاده مي توان توليد و از آن استفاده كرد.  هر تن زباله تا 25 سال از خودگاز متصاعد مي كند با توجه به اين كه از هر15 كيلوگرم زباله يك مترمكعب بيوگاز به دست مي آيد بنابراين، اگر دفع صحيح زباله صورت گيرد مي توان از آن انرژي بيوگاز قابل توجهي به دست آورد. جالب تر آنكه براساس يک پروژه جديد توليد انرژي که برپايه فناوري جذب " پمپاژ " گرما از مواد خام فاضلاب ها و انتقال آن به اماکن گوناگون استوار است ، ساکنان اسلو پايتخت نروژ با کشيدن سيفون دستشويي هاي منازل و محل هاي کارشان ، به گرم کردن ادارات و واحدهاي مسکوني خود ، کمک خواهند کرد. 

4- انرژي زمين گرمايي: انرژي زمين گرمايي به انرژي حرارتي قابل استحصال از پوسته زمين اطلاق مي‎گردد كه از ديرباز مورد توجه و استفاده انسان قرار گرفته است. انرژي زمين‌گرمايي برخلاف انرژي‌هاي تجديد پذيرمانند خورشيد، باد، امواج و حتي با اندکي چشم پوشي خورشيد، منشأ يك انرژي پايدار بشمار مي‎آيد زيرا در تمام ساعات شبانه روز و در طول ۳۶۵ روز سال مي توان با بار كامل از اين نوع انرژي، برق يا انرژي حرارتي توليد کرد اما ساير انرژي‌هاي نو، فصلي و وابسته به زمان و شرايط خاصي هستند.  يكي از ملموس‎ترين دلايل وجود اين منبع انرژي پاك و تجديدپذير، وجود چشمه‎هاي آب گرم و مظاهر متنوع حرارتي در سطح زمين است. ساده‎ترين صورت استفاده از اين انرژي، كاربردهاي مستقيم در قالب استفاده‎هاي درماني، كشاورزي، دامپروري  و پرورش انواع آبزيان مي‎باشد ولي از اين منبع انرژي مي‎توان بطور غيرمستقيم و با نصب نيروگاه، جهت توليد برق نيز استفاده نمود. منطقه ماكو و سهند كه وجود چشمه هاي آب گرم فراوان حاكي از ذخيره حرارتي مناسبي براي توليد اين نوع انرژي مي باشد، بسياري از مناطق بياباني ايران ازجمله منطقه تفتان و بزمان، طبس، برازجان، فردوس، مشهد و سرخس، و مناطق مركزي ايران كه دماي آب گرم موجود در چشمه هاي اين مناطق به بيش از 35 تا 40 درجه سانتيگراد مي رسد مناطق مستعدي براي استخراج اين انرژي لايزال الهي هستند.

5- اکوتوریسم در بیابان: مناطق بياباني ايران سرشار از جاذبه هاي توريستي و گردشگري هستند. شايد بتوان گفت اكثر شهرها و يا حتي برخي از مناطق روستايي واقع در نواحي بياباني داراي آثار فرهنگي و يا جاذبه هاي تاريخي و طبيعي منحصر به فرد هستند. از يزد و كاشان و اصفهان گرفته تا كرمان و خراسان و سمنان و... كه همگي در محدوده مناطق بياباني ايران قرار گرفته اند و هريك از شهرهاي اين استانها ويژگيهاي خاص تاريخي-فرهنگي و طبيعي خود را دارند كه مي توانند در جذب گردشگران داخلي و خارجي بخوبي نقش ايفا كنند. از كويرهاي نمك بيابانهاي مركزي تا شهر افسانه اي كالوت هاي لوت و تپه هاي شني اطراف هر يك از شهرها و روستاهاي مناطق فوق با برنامه ريزي و مديريت درست مي توان درآمد قابل توجهي براي عمران و آباداني مردم همان سرزمين كسب كرد كه خود  راهي در جهت مهار بيابان زايي محسوب مي شود. درصد ستارگان در شبهاي صاف بيابان، انواع تپه هاي شني و شكل هاي متنوع چهره مناطق بياباني و هزاران جاذبه‌ي ديگر كه وقتي كويرشناسان و بزرگان علوم زمين‌شناسي و جغرافياي طبيعي ايران با تجربه‌ي طولاني خود از آن سخن مي‌گويند، آدم مات و مبهوت مي ماند، مي‌تواند در نوع خود سالانه هزاران گردشگر طبيعت‌دوست را روانه ايران كند.

بسياري از کشورهاي آسيايي مشابه كشور ما حتي همين شيخ نشين هاي اطراف ما از سرزمين هاي شني و سوزان خود درآمد هاي هنگفتي از طريق جذب گردشگران خارجي كسب مي كنند بطوريكه بخش قابل توجهي از درآمدهاي ملي آنها از همين راه تامين مي‌شود.

7- نمك طعام : در اكثر كويرهاي ايران ساده ترين ماده اي كه جمع آوري مي‌شود، نمك طعام است بسياري از روستاييان حاشيه كوير با روشهاي ساده اقدام به جمع آوري نمك مي نمايند.  ساكنين اين مناطق با كندن گودالهايی آب شور را به آنجا هدايت كرده و پس از تبخير آب ، نمك را جمع آوري و به فروش مي رسانند. در كوير بزرگ نمك در جنوب سمنان گنبدهاي نمكي فوق العاده عظيم وجود دارد كه درجه خلوص نمك آنها به 95/99 درصد مي رسد و از نظر اقتصادي داراي ارزش بالايي مي باشند به طور مثال ذخيره يكي از اين گنبدها حدود يك ميليارد تن برآورد مي شود.

نمك طعام علاوه بر احتياج انسان در صنعت كاربرد نسبتاً گسترده اي دارد به طوريكه در گندزدايي و همچنين براي تهيه سديم، كلر، اسيدكلريدريك، دي اكسيد سديم كه در كارخانه هاي نساجي جهت سفيد كردن الياف به كار مي رود، در لامپ سازي ، شيشه سازي،‌ صابون سازي و غيره مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

8ـ كلرورپتاسيم: بررسيهاي انجام شده طي سه سال توسط كارشناسان سازمان زمين شناسي كشور، بخصوص در كوير بزرگ ايران نشان داده است كه از آب شور موجود در پلاياي آن مي توان با استفاده از انرژي خورشيدي نمك پتاس دار استخراج نمود، و ماده اوليه يك كارخانه بزرگ توليد كلرور یا سولفات پتاسيم را با ظرفيت حداقل 500 هزار تن كنستانتره در سال تامين نمود. اين ميزان ماده معدني با ارزش علاوه بر تامين نياز كشور مي تواند به خارج از كشور صادر شده و بخشي از نيازهاي ارزي كشور را نيز تامين كند. تركيبات پناس دار در تهيه كود شيميايي و مواد شيميايي چون يدور پتاسيم، نيترات پتاسيم، كربنات پتاسيم، سود سوزآور، و غيره كاربرد گسترده اي دارد.

9-گوگرد: نحوه تشکیل گوگرد در مناطق خشک و بیابانی در اثر تخریب مواد رسوبی گوگرد دار مثل گچ و انیدریت می باشد. بیرون زدگی این ماده معدنی در 40 تا 50 کیلومتری جنوب سمنان است و ذخیره آن حدود 7 میلیون تن برآورد شده است. مصارف صنعتی گوگرد بسیار متنوع بوده به طوری که از این ماده در تهیه اسید سولفوریک و ترکیبات دیگر آن، در صنایع کاغذ سازی و رنگ سازی صنایع تهیه مواد کائوچو و مواد منفجره، به علت خاصیت ویروس کشی آن در ضد عفونی کردن اشیا، در صنایع کبریت سازی، لاستیک سازی، کود شیمیایی و در کشاورزی برای مبارزه با آفات نباتی استفاده می شود.

به اين ترتيب بايد گفت مناطق بياباني و كويري ايران واجد پتانسيل هاي بالقوه بسيار مناسبي است كه بطور مستقيم و غير مستقيم مي توان از آنها براي مهار و جلوگيري از گسترش بيابان استفاده كرد.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

1 - كشور ايران بطور متوسط داراي 300 روز آفتابي در سال مي باشد

2- برنامه اقدام ملي 1381. سازمان جنگلها و مراتع كشور

شاخص هاي مهم بيابان زايي از منظر آب

شاخص هاي مهم بيابان زايي از منظر آب

مقدمه:

پيش بيني مجامع جهاني حاكي از آن است كه تا سال 2050 ميلادي مسئله منابع آبي, اصلي ترين موضوع مورد بحث جهان خواهد بود چرا كه تا آن زمان جمعيت جهان به مرز 4/9 ميليارد نفر خواهد رسيد و در نتيجه تأمين آب و مواد غذايي و حفظ محيط زيست مهمترين دغدغه مديران و رهبران كشورها خواهد بود. اين وضعيت بويژه براي كشورهاي خاورميانه با پنج درصد جمعيت جهان و دسترسي به يك درصد از آبهاي شيرين بسيار نگران كننده است. كشور ايران نيز بر اساس پيش بيني‌ هاي انجام شده توسط سازمان ملل متحد و در صورت تداوم وضعيت موجود تا سال 2025 به ليست كشورهاي با وضعيت كمبود آب خواهد پيوست . چرا كه عليرغم حجم تقريبا ثابت كل آب سالانه كشور و تقاضاي آب به‌علت رشد نسبتاً بالاي جمعيت، توسعه كشاورزي، شهرنشيني و صنعت در سال‌هاي اخير، متوسط سرانه آب قابل تجديد كشور تقليل پيدا كرده است. اين رقم از حدود 5500 مترمكعب در سال 1340، به حدود 3400 مترمكعب در سال 1357، و حدود 2500 مترمكعب در سال 1367 و 2100 مترمكعب در سال 1376 كاهش يافته است. اين ميزان با توجه به روند افزايش جمعيت كشور با نرخ فعلي رشد در سال 1385 به حدود 1750 مترمكعب و در افق سال 1400 به حدود 1300 مترمكعب تنزل خواهد يافت. بارندگي كم، خشكسالي هاي پي در پي، آبياري سنتي، افزايش سيل خيزي ، برداشت بي رويه از منابع آبي كشور و افت آبهاي زيرزميني در اين كشور خشك و نيمه خشك، هريك به نوعي مي توانند منجر به بيابان زايي و يا تشديد عوامل بارز بيابان زا شوند. در اين نوشتار قصد دارم به برخي از شاخص هاي مهم بيابانزايي از ديدگاه منابع آب اشاره  نمايم.

1-     افت سطح آبهاي زيرزميني:

برداشت بي رويه از آبهاي زيرزميني در بسياري از نقاط جهان سبب افت شديد سطح سفره هاي آب زيرزميني شده است. آمار و ارقام ارايه شده در منابع جهاني وضع دشوار اين حكايت تلخ را نشان مي دهد بطور مثال مي توان از افت 274 متري سطح آب زيرزميني شيكاگو در طول 118 سال و افت 91 تا 152 متري سطح آب زيرزميني آريزوناي جنوبي و مركزي و متعاقب آن نشست 81/3 متري زمين در طول 60 سال گذشته و همچنين نشست 5/8 متري سطح زمين را در برخي نواحي شهري مكزيك يادآور شد. روند افت سالانه آب زيرزميني هند حدود 25 درصد كشاورزي اين كشور را در معرض تهديد جدي قرار داده است. بطور كلي كسري حجم مخزن آب زيرزميني جهان سالانه بين 750 تا 800 ميليارد متر مكعب برآورد مي شود كه يك درصد آن متعلق به كشور ايران است. برداشت بي رويه از آبهاي زيرزميني بحران ديگري به صورت شور شدن ذخائر آبي را سبب مي شود زيرا به علت بر هم خوردن تعادل بين آب شور و شيرين سبب پيشروي آب شور در بستر آب شيرين سفره هاي زيرزميني مي شوند. افزايش تدريجي درجه شوري آب زيرزميني در دست بهره برداري، آغازي جدي براي نمكزايي و نهايتاً تخريب منابع اراضي در جهت كويري شدن مي‌باشد. در ايران به استناد گزارش‌هايي كه از طريق وزارت نيرو منتشر مي شود، سفره‌هاي آب زيرزميني در اغلب دشت‌هاي كشور وضعيت مطلوبي ندارند. بر اساس آمار سال آبي82-1381 حدود 6/74 ميليارد مترمكعب آب از طريق چاه‌ها، چشمه‌ها و قنوات از منابع آب زيرزميني كشور استحصال مي‌شود كه حدود60 درصد آب استحصالي از طريق بيش از چهارصد و پنجاه هزار حلقه چاه است. هرچند فقط 28درصد چاه‌هاي موجود كشور عميق است اما ميزان بهره‌برداري از اين چاه‌ها بيش از 69 درصد تخليه كل چاه‌هاي كشور را شامل مي‌شود و از كل تعداد چاه‌هاي موجود حدود 268 هزار حلقه در مناطق آزاد و190 هزار حلقه در مناطق ممنوعه حفر شده است. از سوي ديگر جديدترين آمار حاكي از آن است كه از 609 محدوده مطالعاتي، 225 محدوده ممنوعه اعلام و پيشنهاد ممنوعه شدن 45 محدوده ديگر نيز توسط شركت‌هاي آب منطقه‌اي كشور به وزارت نيرو ارائه شده‌ است. بررسي آمار و ارقام موجود از وضعيت بهره‌برداري آب‌هاي زيرزميني در حوزه‌هاي اصلي كشور نشان مي‌دهد كه در مقابل 7/57 ميليارد مترمكعب تخليه آب‌هاي زيرزميني حدود 7/50 ميليارد مترمكعب تغذيه صورت گرفته است. به عبارت ديگر، حدود 7 ميليارد مترمكعب بيش از ميزان تغذيه از آب‌هاي زيرزميني بهره‌برداري شده بطوري كه در اكثر نواحي كشور سطح سفره‌هاي آب زيرزميني به‌شدت افت نموده و تراز آن منفي است. اين در حالي است كه ساليان متمادي آبياري به عنوان ساده ترين و تنها چاره درد براي توليد غذاي بيشتر در مناطق بياباني مطرح بوده است اما به دليل روش هاي نادرست و غيرعلمي و صرفا آبياري سنتي ، گذشته از اتلاف آب محدود موجود در اين مناطق در بسياري از موارد اراضي كشاورزي تبديل به بيابان و كوير شده اند . توسعه كشاورزي از طريق گسترش سطح كشت آبي به جاي افزايش توليد در واحد سطح يكي از معضلات كشاورزي ايران بشمار مي رود اين در حالي است كه راندمان پايين آبياري در بخش كشاورزي به دليل مشكلات ساختاري از جمله كوچك بودن واحدهاي بهره‌برداري، سطح پايين آگاهي كشاورزان، ضعف دانش فني مناسب، شيوه‌هاي سنتي كشت و زرع، فقدان شبكه‌هاي آبرساني مناسب و فقدان مديريت مصرف آب از عمده‌ترين عوامل افت كمي و اتلاف منابع آب كشور محسوب ميشوند بطوريكه ميزان كارآيي مصرف آب در بخش كشاورزي به‌طور متوسط حدود 30 درصد محاسبه مي‌شود. اين نكته را بايد متذكر شد كه در بسياري از مناطق ايران  متعاقب افت سطح آب، مشكلاتي همچون خشك شدن چاههاي آب، كاهش دبي رودخانه ها،تنزل كيفيت آب،  نشست زمين و تداخل سفره هاي آب شور و شيرين بوجود آمده است كه اين علايم به تنهايي يا باهم بطور واضح و روشن بروز پديده بيابان زايي را در ناحيه مربوطه نشان مي دهد. اين پديده در بسياري از مناطق ايران بصورت يك چالش ‌اساسي و جدي بروز كرده است كه نمونه بارز آن را مي توان در استان كرمان سراغ گرفت. بطور مثال در دشت رفسنجان كه در اوايل انقلاب پمپاژ چاه‌ها در عمق 50  تا 80 متري از سطح زمين قرار داشت اكنون به 300 متر و بيشتر افزايش يافته و كيفيت آن نيز در بسياري از مناطق در نتيجه نفوذ آب‌هاي شور مورد تهديد جدي قرار گرفته و از بد به بدتر تبديل شده است. كارشناسان پيش بيني مي كنند در صورتي كه چاره‌اي براي انتقال آب به اين دشت صورت نگيرد (انتقال بين حوضه‌اي آب) تخريب باغات و سفره‌هاي آب زير زميني ادامه مي يابد و سالانه حدود پنج هزار هكتار از باغهاي پسته با شيرابه كوير كه از اعماق بيش از 300 متر پمپاژ مي شود, شور و قليايي مي شود. به اين ترتيب در يك مقطع زماني بيست ساله كليه اين باغات به شهر سوخته‌اي تبديل خواهد شد كه شايد اصلاح آنها حتي با انتقال آب كافي و با كيفيت مطلوب هم ديگر امكانپذير نباشد و در يك كلام تبديل به بيابان خواهند شد. از اين رو مي توان گفت در امور كشاورزي هر طرح و برنامه اي كه در جهت ارتقا و بهبود كيفيت و كميت آبياري براي جلوگيري از اسراف و اتلاف آب انجام شود بطور غير مستقيم راهكاري در جهت مهار بيابان زايي محسوب مي شود. بنا بر اين با اجراي برنامه هايي براي افزايش راندمان آبياري در بخش كشاورزي با استفاده از روشهاي علمي و مدرن آبياري (كوزه اي ، قطره اي، تحت فشار و امثال آن) به منظور صرفه جويي در مصرف آب، كنترل و استفاده بهينه از منابع آبهاي سطحي موجود، مطالعه و اجراي طرح هاي آبخوانداري و پخش سيلاب و تغذيه مصنوعي و همچنين برخي اقداماتي كه مستقيما" در اختيار وزارت نيرو مي باشد از جمله جلوگيري از بهره برداري و انسداد چاههاي غير مجاز، كنترل بهره برداري چاه هاي داراي پروانه و امثال آن راهكارهايي براي تقويت و تعادل آبخوانها و جلوگيري از پديده بيابان زايي محسوب مي شوند.

2- سيلخيزي و بروز سيلابهاي مخرب:

فزوني و جاري شدن سيلاب‌هاي مخرب يكي از پيامدهاي جدي بيابانزايي بشمار مي روند. بر اساس آمار و ارقام منتشره تعداد دفعات وقوع سيل در طول سالهاي 1330 تا 1380 به 3700 مورد رسيده است كه افزايشي بيشتر از  10 برابر را نشان مي دهد. بررسي‌ ‌مجموعه ‌عوامل ‌زيست محيطي ‌كه ‌زمينه ‌ساز اين‌  حوادث ‌هستند نشان‌مي‌دهد كه دخالت ‌انسان ‌در چرخه ‌طبيعي ‌آب از طريق ‌تخريب ‌پوشش ‌گياهي  ‌در  عرصه‌هاي ‌آبخيز،كاربري غير اصولي ‌اراضي، توسعه سطوح‌ غير قابل ‌نفوذ و امثال ‌آن احتمال سيل‌خيزي‌ را در مناطق ‌گوناگون‌ افزايش ‌داده ‌است‌ بطوري كه باران رحمت الهي به يك ‌پديده ‌مخرب تبديل گشته و باعث ‌از بين رفتن جان و مال‌ انسانها شده و در بسياري از مناطق زمينهاي‌ كشاورزي و تأسيسات زيربنايي كشور را به نابودي كشانده است.‌ اين وضعيت نشان دهنده بروز اوضاعي است كه بر منابع طبيعي كشور وارد شده است. باران هاي سيل آسا و كمياب در مناطق خشك و نيمه خشك كشور كه با ايجاد سيلاب باعث هرز روي فزونتر آبهاي سطحي در سراب حوضه مي شوند در مسير خود رسوبات نمكدار و گچي را از ارتفاعات تا انتهاي مسيل حمل كرده و انباشت بيش از پيش آن را در پاياب حوضه سبب مي شوند. نتيجه اين وضعيت كاهش تغذيه طبيعي آبخوانها را در سراب حوضه از يكسو و پيشروي آبهاي شور كوير را به آبخوانهاي پاياب حوضه و اراضي اطراف از سوي ديگر تشديد مي كند. علاوه براين ته نشست رسوبات آغشته به املاح گچ و نمك در آرامگاه سيلاب كه عموما" در حوضه هاي بسته داخلي قرار دارند منشاء پايان ناپاپذير خاك و ماسه هاي نمكداري مي شوند كه مناطق اطراف خود را آلوده كرده و سبب تخريب خاك و نهايتا" از دست رفتن كامل استعداد باروري خاك و در يك كلام بياباني شدن منطقه مي شوند.  همچنين آب هاي جاري سطحي با وجود ناچيز و ضعيف بودن قادرند با شستشوي تدريجي گنبدهاي نمك واقع در سطح زمين يا معادن نمك در حال استخراج مناطق وسيع تحت نفوذ خود را آلوده به شوري سازند كه این شستشوي تدريجي در دراز مدت منتهي به كويري شدن منطقه مي شود. اين توضيحات كوتاه براي توجه و امعان نظر به مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز جهت برنامه هاي مهار بيابان زايي است. اقدامي كه تا كنون مخصوصا" از طرف بخشهاي اجرايي منابع طبيعي به آن توجه كافي نشده و صرفا" عمليات مهار بيابان زايي در محل بروز و ظهور آثار اين پديده جستجو شده است. از اين رو  و برخلاف تصور هرگونه اقدامي كه در مناطق بالادست حوضه هاي آبخيز براي جلوگيري از بروز و تشديد سيلاب صورت گيرد مي تواند عملي در جهت مهار بيابانزايي قلمداد شود خواه اين كار توسط بخش آبخيزداري وزارت جهاد كشاورزي و يا وزارت نيرو باشد بنا براين تعامل هرچه بيشتر اين واحدهاي درون و برون سازماني براي رسيدن به هدف مورد نظر ضروري است.

3- آلودگي و شور شدن آب

همان‌طور كه قبلا گفته شد بخش كشاورزي حدود 94 درصد مصرف آب كشور را به خود اختصاص داده است. با توجه به سطح گسترده اراضي كشور، استفاده نادرست از منابع آب و نهاده‌هاي كشاورزي (كود و سم) مي‌تواند از نظر كمي و كيفي منابع آبي كشور را در معرض تهديد جدي قرار دهد.

يكي از منابع عمده آلودگي آب‌هاي كشاورزي استفاده روز افزون از نهاده‌هاي كشاورزي از جمله كودهاي شيميايي و سموم دفع آفات است. سموم كشاورزي و كودهاي شيميايي كه در چند سال اخير براي مبارزه با آفات و تقويت خاك كاربردهاي زيادي پيدا نموده‌اند، با نفوذ در منابع آب‌هاي سطحي و زيرزميني، زمينه آلودگي منابع آبي كشور را فراهم نموده‌اند. آمار و ارقام موجود نشان مي‌دهد كه مقدار مصرف كودهاي شيميايي از 630 ميليون تن در سال 1355 به بيش از 3 ميليارد تن در سال 1381 رسيده است.

مصرف سموم كشاورزي نيز مانند كود شيميايي روند مشابهي را نشان مي‌دهد و مصرف آن در سال‌هاي اخير رشد نسبتا چشمگيري داشته است بطوريكه ميزان فروش سموم در كشور در طول كمتر از يك دهه از 14800 تن (سال 1374) به 25800 تن (سال1381) رسيده است.  اين افزايش مصرف در حالي صورت مي‌گيرد كه بسياري از كشورها، به‌ويژه كشورهاي توسعه‌يافته محدوديت‌هاي شديدي را براي مصرف آن‌ها قائل شده و مصرف آن در سال‌هاي اخير در اين كشورها روند كاهشي داشته است. استفاده غيربهينه از نهاده‌هاي كشاورزي و آبياري و زهكشي نامناسب شبكه‌هاي آبياري باعث شده است كه سالانه حجم انبوهي از پسآب‌هاي كشاورزي از طريق رودخانه‌ها و زهكش‌ها وارد منابع آبي كشور شده و زمينه آلودگي و شور شدن بسياري از منابع آبي كشور را فراهم نمايد. سالانه ۲۰ ميليون تن فاضلاب تصفيه نشده به آب هاى داخلى، درياى خزر و خليج فارس سرازير مى شود و نزديك به ۱۶۳ رودخانه آلوده در كشور شناسايى شده كه ۷۰تا۶۰ رودخانه بيشترين آلودگى را دارند. علاوه بر شوري آب كه بر اثر كشاورزي نادرست صورت مي گيرد با توجه به تشكيلات زمين شناسي شور در بسياري از مناطق خشك ايران، شور شدن آب بطور طبيعي نيز  اتفاق مي افتد بايد گفت گسترش شوري در فلات ايران تنها به پهنه هاي پوشيده از نمك تحت عنوان كفه ها و باتلاق‌هاي نمك و سفره هاي آب شور زير زميني محدود نيست، بزرگترين مشكل وجود تشكيلات زمين شناسي محتوي رسوبات تبخيري چون گچ و نمك مي باشد كه تقريباً در اكثر نقاط ايران وجود دارد. بطور كلي كويرهاي نمكي به صورت مركز اصلي پخش نمك عمل مي كنند كه در بخش سطحي توسط آب و احياناً باد و در قسمت عمقي بوسيله نفوذ جريان آب شور اثرات مخرب خود را در زمين هاي اطراف برجای مي‌گذارند به اين ترتيب روان آبهايي كه از مناطق بالادست حوضه بسمت پاياب جاري مي شوند در بسياري از موارد به دليل عبور از همين سازندهاي آلوده به گچ و نمك ، شور شده و گذشته از اينكه كيفيت نامناسبي براي شرب و يا كشاورزي پيدا مي كنند، مناطق پايين دست خود را نيز آلوده كرده و به نوعي سبب بروز و تشكيل بيابانهاي ثانويه مي شوند.

منابع:

1- احساني مهرزاد و هومن خالدي، 1382. شناخت و ارتقاي بهره وري آب كشاورزي به منظور تامين امنيت آبي و غذايي كشور،  يازدهمين همايش كميته ملي آبياري و زهكشي ايران.

2- ثامني عبدالمجيد، 1374. كويرزايي، انتشارات دانشگاه شيراز.

3- خسروشاهی محمد، 1380 . تعیین نقش زیرحوضه های آبخیز در شدت سیل خیزی حوضه، رساله دکتری، دانشگاه تربیت مدرس.

4- كميته ملي توسعه پايدار، پيش نويس سند راهبردهاي توسعه ملي پايدار براي سال 1404

5- ويژه نامه پيام آب 1384، وزارت نيرو

6- http://www.moe.org.ir/HomePage.aspx