X
تبلیغات
شهوار من SHHVAR E MAN
شهوار من SHHVAR E MAN
در این وبلاک مطالب علمی درج می گردد
پیام مدیریت وبلاگ :
با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، به این وبلاگ خوش آمدید . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وبلاگ ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما در بهتر شدن كیفیت مطالب وبلاگ یاری رسانید .

rss

درباره ما
اینجانب عباس رحیمی نیا شهواری دانش آموخته مهندسی منابع طبیعی گرايش مرتع و آبخیزداری و دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای طبیعی گرایش اقلیم شناسی در برنامه ریزی محیطی می باشم . هدفم از ایجاد این وبلاگ ارائه اطلاعاتی درخصوص جنگل ، مرتع ، آبخيزداري ، بيابان و همچنین درختان جنگلي ، مرتعي و گياهان داروئي استان هرمزگان و ايران می باشد اميدوارم با ارائه نظرات ، پيشنهادات و انتقادات سازنده خود بنده را ياري نمائيد .
با تشكر
رحيمي نيا شهواري
آرشیو مطالب
آمار و امكانات
تعداد بازدیدها :
افراد آنلاین :
پیوندهای روزانه
لینك دوستان
آخرین مطالب ارسالی

شرایط فیزیکی 1 - [ ]
ارسال شده توسط عباس رحیمی نیا شهواری در ساعت 13:7

 

۱- اقلیم :
نیاز به مسدود نمودن آب زیرزمینی جهت ذخیره آب اساسا" از نامنظم بودن بارندگی ناشی می شود. در مناطق خشک ، هر قطره آب ارزشمند است و باید ذخیره شود. در مناطق با اقلیم موسمی ، مجموع مقادیر بارندگی سالانه جهت رفع نیاز مردم و کشاورزی کافی است ، اما موسمی بودن آن بدین معنی است که در زمانی از سال آب در دسترس نیست . بنابراین مسدود نمودن آب زیرزمینی به معنای پل ارتباطی بین ماه های دارای بارندگی برای مقابله با خشکسالی های فصلی است. به علاوه بارندگی های موسمی نیز اغلب در مواقع مورد نیاز اتفاق نمی افتد و این مشکل تأمین آب را حادتر می کند.
احداث سدهای آب زیرزمینی با هدف افزایش کمی یا بالا بردن سطح ایستایی آبخوان یا تغذیه سفره های مجاور و تحتانی در مناطقی که آب در تمام سال وجود دارد ، نیز صورت می گیرد. همچنین اکثر طرح های اجرا شده در مناطق مختلف دنیا مربوط به اقلیم های خشک ، موسمی و حاره ای خشک و مرطوب است.
مطابق تعریف کوپن ، مناطقی که پتانسیل تبخیر در آن ها بیشتر از بارندگی است ، مناطق خشک هستند.
یکی از مزیت نسبی سدهای آب زیرزمینی در مقایسه با مخازن سطحی رایج ، به مقدار تلفات تبخیر از سطح آب باز است.

۲- توپوگرافی :
وضعیت توپوگرافی از نظر امکان احداث سد آب زیرزمینی و همچنین دستیابی به مخازن بزرگ با شرایط تغذیه مناسب و تلفات نشت کمتر ، تا حد زیادی تعیین کننده می باشد. مخزن ذخیره آب در پشت سد می تواند بر روی سنگ بستر و یا سازند های سست تر ولی با نفوذ پذیری کمتر قرار گیرد . به طور کلی محل احداث اینگونه سدها بهتر است در دره ها و یا رودخانه های باریک و یکدست انتخاب شود.
در مناطق کوهستانی با شیب تند ، امکان یافتن رابطۀ قابل قبولی بین حجم ذخیره و ارتفاع سد مشکل است.
اساسی ترین دلیل احداث سد زیرزمینی ، افزایش ذخیرۀ سفره آب زیرزمینی از طریق جریان طبیعی آب زیرزمینی است . به طور کلی در شرایط طبیعی ، شیب سطح ایستابی و همچنین میزان جریان آب تابع شیب و توپو گرافی منطقه است ، بنابراین برای احداث سد زیرزمینی باید حداقل شیب توپوگرافی که مرتباً با شرایط هیدرولوژیکی محل تغییر می کند، موجود باشد.
معمولاً شیب محل احداث سدها در حدود ۲/۰ تا ۴ درصد می باشند، اما در برخی موارد به طور استثنا نیز سد ها در شیب های ۱۰ تا ۱۶ درصد ساخته شده اند.

ترجیحا سد زیرزمینی بر روی یک لایة نفوذ ناپذیر بدلیل ایجاد حجم بزرگتری از آب احداث می‌گردد. سدهای زیرزمینی را می‌توان در بستر رودخانه‌های بدون لایة نفوذ ناپذیر نیز احداث کرد ولی ممکن است آب کمتری را ذخیره کنند. علاوه بر این نکات ذیل نیز بایستی مدنظر قرار بگیرد:
۱-  در مناطق خشک و نیمه خشک احداث می‌شوند.
۲-  در محلهایی که مصالح بستر دارای نفوذ پذیری بالایی هستند.
۳- در جایی که دارای یک لایه نفوذناپذیر در نزدیکی سطح زمین وجود دارد.
۴- فاصله سد زیرزمینی تا محل مصرف حتی‌الامکان کم باشد.
۵- در جاهایی که دارای بارندگی نامنظم بوده و آبراهه فصلی باشد.
۶- در محلهایی که دارای بیشترین مخزن و کمترین ارتفاع اجرا را داشته باشد.
۷- ماسة درشت دانه آب بیشتری را نسبت به ماسه ریزدانه ذخیره می‌کند. بستر آبراهه‌های با مواد ماسه‌ای دشت دانه نیز بهتر عمل می‌کنند.
۸- سدهای زیرزمینی نبایستی در مکانهایی که هرز‌آب روستاها رها می‌گردد و یا در مکانهایی که آب در آنجاها آلوده می‌گردد احداث گردند.
۹- محدودة سد زیرزمینی نبایستی شامل خاکهای شور یا سنگهای شور که آب را شور می‌کنند باشد.
۱۰- سد نبایستی برروی تخته سنگهای فرسوده شده و یا سنگهای شکافدار بدلیل نشت آب در آنها احداث شوند

 

الف ) طبیعی :

لایه های نفوذ پذیر از سنگ یا رس تشکیل شده اند که حرکت آب در برخورد با آنها با کندی مواجه شده و یا قطع می شود . این لایه ها همانند سطح زمین دارای پستی و بلندی می باشند که حاصل حرکت گسل ها – آتش فشان ها – حرکت های پوسته ای و…. هستند هنگامی که آبهای زیر زمینی در هنگام حرکت در شیب زمین به یک لایه نفوذ ناپذیر بلند با ارتفاع زیاد برخورد می کنند از حرکت باز ایستاده و در پشت لایه نفوذ ناپذیر که به عنوان سد زیر زمینی عمل می کند جمع میشوند .

اصلاح و بهبود سدهای زیرزمینی طبیعی و یا ایجاد نوع جدید آن در مقدار ارزش و تاثیر معنی دار آن در ذخیره و افزایش منابع آبی است.

ب) سدهای مصنوعی :

سدهایی هستند که ساخته دست بشر هستند و به دو دسته مدفون و نیمه مدفون تقسیم می شوند .

ب-۱ ) سدهای مدفون :

 این نوع سدها شامل دیواره ای هستند که به طور کامل داخل زمین قرار گرفته اند و مخزن آن در داخل آبرفت بالا دست تشکیل می گردد . اکثر سدهای زیر زمینی از این نوع هستند . سدهای مدفون به دو دسته نزدیک سطح زمین و در اعماق زمین تقسیم می شوند .

ب-۱-۱) سدهای مدفون نزدیک سطح زمین :

لایه نفوذناپذیر مصنوعی هستند که عمود بر مسیر آب زیرزمینی قرار گرفته اند و ارتفاع آن از سطح زمین بالاتر نمی آید .

ب -۱-۲-) سدهای مدفون در اعماق زمین :

در بعضی مواقع به منظور جلوگیری از خروج آب قنات در زمان غیر آبیاری و زمستان می توان در محل مناسبی از مسیر قنات اقدام به احداث سد زیرزمینی نمود و آب مازاد را در داخل سفره بالا دست آن ذخیره ساخت . این روش به طور سنتی در بعضی از نقاط کشور به کار گرفته شده است . همچنین با احداث این گونه سدها می توان مسیر برخی از چشمه ها و قناتها را مسدود کرد و آب آنها را به سمت چشمه اصلی و مادر چاه قناتها هدایت نمود .

ب-۲) سدهای نیمه مدفون :

 در سدهای نیمه مدفون دیواره نفوذناپذیر غالبا” تا ارتفاع بالاتری از سطح زمین نیز امتداد پیدا می کند که این نوع سدها می توانند علاوه بر یک مخزن زير زمینی با ایجاد یک مخزن معلق سطحی و رسوب گیری جریان رودخانه یا سیل بر حجم مخزن زیر سطحی خود بیفزاید و آن را توسعه دهد بنابراین برای کنترل سیل نیز مناسب خواهند بود .

 

 

در مناطق خشک و نیمه خشک جهان ماسه و شن ته نشین شده در آبراهه‌ها و رودخانه‌ها می‌توانند آب را برای اهداف شرب همانند آبیاری فراهم کنند. بعضی از آبراهه‌ها فصلی هستند ولی می‌توان آن را دائمی کرد. بستر آبراهه‌هایی که خشک هستند ولی دارای پوشش گیاهی سبز در بستر و پهنه‌های سیلابی هستند، نشان میدهند که آنها بایستی منبع آب در مجاورت زیر سطح بستر باشند.

سدهای زیرزمینی به صورت موانعی هستند که در زیر سطح زمین برای مهار جریان های آب زیر سطحی در آبرفت طبیعی ایجاد می گردند. این موانع می تواند به صورت موانع فیزیکی و یا هیدرولیکی باشند .معمولاً موانع هیدرولیکی در مجاورت سفره های آب شور در کنار دریا ، با هدف سد کردن آب شور دریا و حفاظت از سفره های آب شیرین در مجاورت آب شور انجام می گیرد.

سدهای زیرزمینی سیلابهایی را که منافذ ذرات درشت دانه بستر رودخانه را پر کرده و به سمت پائین دست از زیر زمین زهکش می‌شوند را کنترل می‌کند. سدهای زیرزمینی اجازة عبور آب باران بدون کاهش جریان به سمت اهالی در پائین دست می‌گردد. علاوه براین سدهای زیرزمینی هیچگونه نیازی به نگهداری نداشته و توسط ماسه یا گل مسدود نمی‌شوند. افت ناشی از تبخیز نیز غالبا" زمانیکه آب در ماسه ذخیره می‌گردد وجود ندارد.

آبخیز داری چیست : - [ ]
ارسال شده توسط عباس رحیمی نیا شهواری در ساعت 11:58

 

آبخیز

آبخیز واحدی هیدرولوژیک است که به عنوان واحد فیزیکی ، بیولوژیکی ، سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی برای طراحی و مدیریت منابع طبیعی (آب ، خاک ، پوشش گیاهی) پذیرفته شده است. به عبارت دیگر آبخیز منطقه‌ای توپوگرافی است که توسط یک سیستم رودخانه زهکشی میشود.

تعریف آبخیز داری

آبخیزداری عبارت است از فرآیند تنظیم و اجرای اقدامات مناسب به منظور اداره منابع موجود در آبخیز ، با کسب منافع ، بدون آسیب رساندن به موجودیت این منابع.

دلایل ظهور علم آبخیزداری در اوایل قرن بیستم

  • کسب دانش و آگاهی بیشتر در مورد دوره هیدرولوژیک و عملکرد آن.
  • افزایش جمعیت و فشار حاصله از آن به اراضی و منابع آب.
  • افزایش بیش از حد مصرف آب که ناشی از پیشرفت فن آوری و بالا رفتن سطح زندگی مردم بوده است.
  • بروز مشکلات جدید و پیچیده مرتبط با آب از جمله مشکل وجود مناطق سیل گیر ، ایجاد آلودگی آب، سکونت در مناطق خشک و ... .

هدف از آبخیزداری

هدف مدیریت منابع آبخیز عبارتند از تحت کنترل درآوردن عملیات کشاورزی ، دامپروری ، ساختمان سازی ، راهسازی ، قطع درختان و بطور کلی هرگونه عملی چه مفید و چه مضر ، چه مثبت و چه منفی ، ارزیابی آنها و توجه به وضعیت آبخیز بر اساس خصوصیات زمین شناسی ، خاک شناسی ، پوشش گیاهی ، اقلیم شناسی ، هیدرولوژی و ارائه رهنمودها و پیشنهادها جهت اجرا و مدیریت صحیح در مورد همه عوامل طبیعی و زیستی هر اکوسیستم در واحدهای طبیعی خاص و اعمال مدیریت بر روی عواملی که در توزیع آب و کیفیت هیدرولوژیکی تاثیر دارند تا به صورت مطلوب و علمی ،خاک حوضه آبخیز از فرسایش حفظ گردد.
آبخیزداری الهی ترین نگاه به طبیعت است و آبخیزدار را میتوان پزشک طبیعت نامید .  یک آبخیزدار خوب با بررسی دقیق و مطالعه علمی حوضه آبخیز  به تعبیری دردهای یک حوضه را شناخته  و در جهت درمان آن برنامه ریزی می‌کند. آبخیزداری با نگاهی خدا گونه ، عرصه طبیعت را برای زیست و بهره برداری انسان مهیا می‌کند. شاید این تعابیر کمی اغراق آمیز به نظر برسد ، اما می‌شود تمام علوم را هدیه‌ای از جانب خدا برای حکومت بر کره خاک دانست . اگر ما با این دید به علوم نگاه کنیم ، هرگز آنها را در راه نابودی نوع بشر به کار نخواهیم بست.

علوم مرتبط با آبخیزداری

یک پروژه ساده آبخیزداری از چند مطالعه مستقل تشکیل شده است که هر کدام کارشناس مربوط به خودش را می‌خواهد:

1-     مطالعه فیزیوگرافی: این مطالعه به بررسی خصوصیات ظاهری آبخیز می‌پردازد.

2-    مطالعه هواشناسی: به طور کلی به بررسی اقلیم منطقه میپردازد.

3-    مطالعه هیدرولوژی: به بررسی آبهای موجود در منطقه میپردازد.

4-    مطالعه خاک شناسی: به مطالعه انواع خاکهای موجود در منطقه وپتانسیل های آن میپردازد.

5-    مطالعه زمین شناسی: به بررسی جنس ونوع سازندها و برخی عوامل مورفولوژیکی وقدمت سازندها وعوامل تشکیل آنها میپردازد.

6-    مطالعه فرسایش و رسوب: به بررسی انواع فرسایش در حوضه و فرسایش پذیری وپتانسیل رسوبگذاری رودخانه میپردازد.

7-    مطالعه پوشش گیاهی: به بررسی تیپهای مختلف گیاهی منطقه میپردازد وبرنامه چرا و شدت چرا را تعیین میکند و درصد وجود کلاسهای مختلف را در حوضه مشخص میکند.

8-    مطالعه اقتصادی: به بررسی شاخصهای اقتصادی وارزیابی اقتصادی طرح می پردازد.

9-    مطالعه کشاورزی و اجتماعی: به بررسی عوامل کشاورزی و اجتماعی آبخیز نشینان میپردازد، شاخص هایی از قبیل: جمعیت ، تعداد خانوار ، چگونگی کسب درآمد ،  تعداد دام ، انواع محصولات کشاورزی منطقه و... در این مطالعه بررسی می شود.

10-        عملیات بیولوژیک: به ارائه طرحهای کاشت نهال ، بذر کاری و... برای حفظ عرصه طبیعی آبخیز(از نظر پوشش گیاهی) وبهبود وضعیت آن ، وتثبیت بیولوژیک خاک از طریق پوشش گیاهی می پردازد.

11-        عملیات مکانیکی: ارائه طرح هایی از قبیل احداث بندهای خاکی ، گابیون ، خشکه چین وعملیات ذخیره نزولات آسمانی از طریق احداث فارو ، تراس و بانکت بندی در این مجموعه می باشد.

12-        تلفیق: به تعبیری عصاره مطالعات فوق می باشد که طرحی جامع وکلی ارائه میدهد وتعیین واحدهای کاری همگن از بخشهای تلفیق به حساب می آید که در آن نقشه های تهیه شده از هر گزارش روی هم قرار می گیرد و پلیگون های حاصل به عنوان واحدکاری معرفی می شوند.

 

 

·         مقطع زمانی 1338 - 1328 :

سال 1328 – تشكيل ادارات بررسي هاي آب وخاك وحفظ منابع در وزارت كشاورزي

 سال 1337- گزارش كارشناسان فائو درباره وضعيت خطرناك فرسايش خاك در ايران

سال 1338 – اجراي عمليات نمونه حفاظت خاك در زير حوزه سيراچال كرج توسط كارشناسان فائو

·         مقطع زماني 1347 - 1339 :

اولين گزارش نسبتاً مفصلي كه در مورد فرسايش خاك وحفاظت آب وخاك در ايران انتشار يافت گزارش كارشناسان فائو به زبان انگليسي بود كه درسال 1341 توسط كميته حافظت آب وخاك وزارت كشاورزي به فارسي برگردانده شد.

در سال 1339 همزمان با شروع عمليات احداث سدهاي بزرگ مخزني بويژه سدكرج ، متعاقب ارائه گزارش كارشناسان فائو ، خطر رسوبگذاري در مخازن اين سدها  مورد توجه قرار گرفت . در همين سال اولين برنامه آزمايشي حفــاظت خــاك در حوزه فرعي سيراچال ( بخشي از حوزه آبخيز سد كرج ) درمساحت 600 هكتار به مرحله اجراء درآمد.

سال 1347 دفتر فني خاك بمنظور مبارزه با فرسايش بادي ، تثبيت شن هاي روان وافزايش عمر مفيد سدهاي در دست بهره برداري بويژه سدهاي سفيد رود وامير كبير تأسيس گرديد.

·         مقطع زماني 1357 - 1348 :

از سال 1348 به بعددامنة فعـاليتهاي دفترفني خاك برروي حوزه هاي آبخيز سدهاي دز ، سفيد رود و امير كبير متمركز گرديد . در اين سال اولين اعتبارات به طرحهاي حفاظت از آبخيزها تخصيص پيدا كرد.

 درسال1349 – اولين طرح آبخيز داري توسط فارغ التحصيلان دانشكده جنگلداري كرج تهيه شد.

 در سال 1350 متعاقب توسعه فعاليتهاي آبخيزداري وبمنظور ايجاد هماهنگي بين واحدهاي اجرائي دست اندر كاردر فعاليتهاي آب وخاك وعرصه هاي آبخيز وهمچنين جلوگيري از تداخل وظايف شورايعالي آبخيز داري به رياست معاون نخست وزير در امورعمراني تشكيل گرديد.

سال 1351- دفتر فني خاك كه در سال 1347 تأسيس شده بود در اين سال به دفتر حفاظت خاك وآبخيزداري تبديل شد . تشكيل اين دفتر رابه لحاظ توسعة چشمگير فعاليتهاي آبخيزداري ميتوان نقطه عطفي در تاريخ آبخيزداري كشور بحساب آورد.

 سال 1353 – اولين طرح جامع آبخيزداري توسط كارشناسان ايراني تهيه گرديد.

طي اين دوره 10 ساله جمعاً 698 هزار هكتار از آبخيزهاي كشور تحت پوشش عمليات آبخيزداري قرار گرفت وبراين اساس متوسط عملكرد سالانه 8/69هزار هكتار بوده است .

·         مقطع زماني 1369 - 1358 :

در اين دوره با نگرش به اقدامات اجرايي انجام شده در دوره هاي قبل و، ضرورت انجام مطالعات پايه وجامع آبخيز داري به نحو ملموس تري رخ مينمود . لذا انجام مطالعات جامع وتفصيلي- اجرايي در سطح نسبتاً وسيعي توسط كارشناسان ايراني دنبال شد. برا اين اساس جمعاً4/1 ميليون  هكتار از آبخيزهاي كشور تحت پوشش عمليات اجرائي آبخيزداري قرار گرفت .

متوسط عملكرد سالانه در اين دوره 12 ساله 3/117 هزار هكتار بوده است .

·         مقطع زماني 1379 - 1370 :

ارتقاء تشكيلات آبخيزداري كشور از سطح يك دفتر به يك معاونت در وزارت جهاد سازندگي موجب گسترش كمي فعاليتها واهداف آن گرديد .

طي اين دوره 10 ساله سالانه بطور متوسط 907 هزار هكتار ودر مجموع سطحي بالغ بر067/9 ميليون هكتار زير پوشش عمليات آبخيزداري قرار گرفت.

مقايسه سطح عملكرد فوق نسبت به دهه قبل حدود 8 برابر افزايش نشان ميدهد . در طي اين دهه فعاليتهاي آبخيزداري دراكثر استانهاي كشور در سطح گسترده اي به مرحله اجراءدرآمده است.

·         سال 1380 :

پائيز 1380- با ادغام وزارتين جهاد سازندگي و كشاورزي وتشكيل وزارت جهاد كشاورزي ، معاونت آبخيزداري وسازمان جنگلها ومراتع كشور در يكديگر ادغام گرديدند. حجم عمليات انجام شده در اين سال 1360 هزار هكتار بوده است.

- [ ]
ارسال شده توسط عباس رحیمی نیا شهواری در ساعت 9:49
 

((یا مقلب القلوب و الابصار یا

 مدبر اللیل و

 

 النهار یا محول الحول و

 الاحوال حول حالنا

 

 الی احسن الحال ))

 

سال ۱۳۹۰ هجری شمسی

 بر تمامی

 

ایرانیان مبارک باد ..

وظيفه و تعهدات دولت در اجراي طرح

تعهدات دولت در اجراي طرح مرتعداري براساس قرارداد بسته شده به شرح زير است:

1-  اداره كل منابع طبيعي وظيفه دارد كه طرح مرتعداري و نقشه ی ضميمه آن و مراتع مورد طرح را براي اجراي طرح و بهره برداري مجري بدون گرفتن قيمت آن در اختيار مجري قرار دهد و تا آنجا كه ممكن است، سفارش ها و كمك هاي فني و كارشناسي را به مجري بدهد.

2-  براي اجراي صحيح طرح و نظارت بر نحوه ی اجراي قرارداد، اداره كل وظيفه دارد كه يك نفر را به عنوان كارشناس ناظر تعيين و با نامه به مجري معرفي كند. ناظر مي تواند هر موقع كه لازم باشد وارد مرتع شود و عمليات اجرايي و برنامه هاي پيش بيني شده در طرح را بازديد و بررسي كند و سپس نتيجه ی بازرسي را به اداره كل منابع طبيعي اعلام كند.

3-  اداره كل منابع طبيعي وظيفه دارد براي اجراي طرح هاي عمراني و عمومي دولت، اگر تهيه زمين مناسب از محل ديگري ممكن نباشد، قسمتي از زمين هاي ملي شده موضوع طرح را با توجه شرايط زير،‌ براي اين كار اختصاص دهد:

اول – محل مورد نظر، براي منابع طبيعي و اجراي طرح مضر نباشد.

دوم به مقدار ضرورت و رفع نياز باشد.

سوم– به جز موارد نياز سازمان جنگل ها و مراتع، واحد متقاضي موظف به پرداخت خسارت هاي احتمالي و هزينه هاي انجام شده توسط مجري براي آن بخش از اراضي ملي شده كه از طرح جدا مي شود، است.

علاوه بر موارد گفته شده كه در برگه قرار داد محضري وجود دارد، اداره كل منابع طبيعي در زمينه هاي ديگري نيز وظيفه كمك و همراهي دارد. مانند تأمين بخشي از اعتبار براي اجراي برنامه هاي اصلاحي  و احيا كردن پيش بيني شده در طرح، همچنين معرفي مجري به بانك براي گرفتن وام و تأمين نهاده ها و...

اثرات اجراي طرح هاي مرتعداري

طرح هاي مرتعداري علاوه بر استحكام و پايداري بهره برداري از مراتع و حفاظت درست از منابع پايه (يعني آب، خاك و پوشش گياهي ) و استمرار توليد مطمئن، در زياد شدن توليد علوفه مرتع نيز نقش اساسي دارد.

 

منابع

1- مرتع و مرتعداري، دكتر محمد رضا مقدم، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ چهارم 1386

2- مرتعداري در ايران، دكتر منصور مصداقي، انتشارات آستان قدس رضويي، چاپ اول 1372

3- مراتع مسائل و راه حل هاي آن در ايران، دكتر پرويز كردواني، دانشگاه تهران، چاپ سوم 1381

4- مرتع و مرتعداري، مهندس منوچهر عابدي، مؤسسه فرهنگي همسايه چاپ اول 1374

5- آشنايي با مرتع و مرتعداري، مهندس سعيد جفايي، انتشارات اداره كل ترويج ؛ معاونت ترويج و مشاركت مردمي، چاپ اول 1372

6- بروشور مرتع، سازمان جنگل ها و مراتع و آبخيزداري كشور؛ دفتر ترويج و مشاركت مردمي، 1383

7- مديريت چرا در مراتع، جان . اف والنتاين، ترجمه؛ مهدي نصيري محلاتي – عوض كوچكي- محمد بنايان اول- علي كلاهي اهري، چاپ اول 1372

8- طرح مرتعداري، الگوي موفق در مديريت مراتع كشور، مهندس عسگر عليزاده و مهندس فاطمه مهدوي، مؤسسه فرهنگي هنري شقايق روستا، وزارت جهاد كشاورزي، معاونت ترويج و نظام بهره برداري ، چاپ اول 1382

9- ضوابط و شرايط بهره برداري صحيح از مرتع به منظور چراي دام، مهندس عسگر عليزاده و مهندس فاطمه مهدوي، نشريه ترويجي، وزارت جهاد كشاورزي، چاپ اول 1382

 

برنامه هاي مدون بهره برداري

استفاده ی پايدار و مستمر از منابع موجود در يك مرتع در گرو بهره برداري متناسب با توان منابع است. بهره برداري متناسب از توان اكولوژيكي يك سرزمين نياز به اهرم هاي مديريتي مختلفي دارد كه در موارد قبلي ذكر شد. بنابراين مسئولين بايد توان توليدي مرتع را در مورد تمامي بهره برداري ها برآورد كرده و طبق جدول زمان بندي شده اي آن را در اختيار بهره بردار قرار دهند. تا خسارتي به مرتع وارد نگردد.

وظيفه ی بهره برداران و مجريان در اجراي طرح

طرح مرتعداري تهيه شده پس از بررسي و تصويب در كميته ی فني، براساس قرارداد محضري 30 ساله به مجري واگذر مي شود. اين مدت براي دوره هاي ديگر با شرايط مقرر در قرارداد قابل تمديد است. براساس قرارداد منعقد شده، وظايفي به عهده ی مجري است كه مهمترين آنها عبارتند از:

1- مجري طرح بايد همه ی عمليات اجرايي، احيايي و بهره برداراي را براساس موارد پيش بيني شده در طرح اجرا كند.

2- مجري طرح در برابر اجراي طرح، ‌مي تواند از مرتع به منظور تعليف دام به تعدادي كه در طرح مشخص شده است، استفاده كند.

3- مجري طرح به هيچ عنوان اجازه ندارد بدون اجازه قبلي و كتبي ادره كل منابع طبيعي،‌ محل عرصه ی اجراي طرح و مراتع آن را يكجا يا قسمتي از آن را به افراد ديگر واگذار كند. يا از مرتع براي كار ديگري خارج از طرح تصويب شده استفاده كند يا بنا و ساختماني در آن بسازد. تخلف از اين شرط باعث فسخ قرارداد مي شود. گزارش ناظر اجراي طرح، ملاك تخلف و مبناي فسق قرارداد خواهد بود.

4- مجري تعهد دارد هر سال حداكثر تا پايان خردادماه، گزارش عمليات انجام شده سال قبل را با تأييد يا اظهار نظر ناظر طرح به ادره كل منابع طبيعي ارائه كند. تخلف از اين كار، از موارد عدم رعايت شرط هاي قرارداد به حساب مي آيد و اداره ی كل منابع طبيعي مي تواند تصميم هاي لازم را در مورد ادامه ی بهره برداري مجري از مرتع بگيرد.

5- مجري تعهد دارد كه طرح مصوب و برنامه هاي اجرايي آن را براساس جدول های زمانبندي شده در طرح اجرا كند. مجري مي تواند در صورت مشاهده ی اشكال در طرح، آن را به سرعت از طريق ناظر به اداره كل اعلام كند. تخلف از اين كار، ‌با توجه به گزارش ناظر، موجب حق فسق براي اداره كل خواهد بود.

6- مجري تعهد دارد مورد قرارداد را حفظ و حراست نمايد و در صورت مشاهده ی تجاوز،‌ موضوع را به اداره كل خبر دهد و اقدام قانوني راانجام دهد.

7- چنانچه نقشه ی مراتع موضوع طرح، اشتباه باشد و از محدوده ی ساير عرصه ها داخل طرح شده باشد، مجري طرح مي تواند مقدار مورد اشتباه را از اداره كل بخواهد تا به طرح اضافه شود.

- [ ]
ارسال شده توسط عباس رحیمی نیا شهواری در ساعت 8:21

برنامه هاي اصلاحي و احيايي مراتع شامل

1- مديريت دام

1-1- كاهش شدت دام گذاري و ايجاد تعادل بين تعداد دام و ظرفيت مرتع

1-2- رعايت فصل چرا و آمادگي مرتع جهت بهره برداري

2- عمليات بيولوژيكي

بذركاري، بذرپاشي، كپه كاري، كودپاشي، آتش سوزي در مراتع.

3- عمليات بيو مكانيكي

3-1- بانكت، پيتينگ، تراس، فاروئينگ

 

برنامه هاي مديريتي مراتع

1-اصلاح شخم

وضع و اجراي قوانين مستحكم در برخورد با متخلفان اين امر( كشاورزاني كه اراضي شيبدار مرتعي را با شخم زدن به ديم زارهاي كم بازده تبديل مي كنند) و تعديل شيب هاي ديم زارها براي ممانعت از ايجاد رواناب.

2-اصلاح كاربري اراضي

استفاده از اراضي براساس قابليت و استعداد يك اصل مديريتي مهم در مديريت آبخيزهاي كشورمان بشمار مي رود.

3-مديريت چرا

3-1- قرق و حفاظت مراتع

اصولاً اين گونه اقدامات مي تواند جنبه ی مديريتي يا تحقيقي داشته باشد كه در حالت اول به آن قرق حفاظتي و در حالت دوم قرق اكولوژيكي گفته مي شود. آنچه كه در مورد قرق در اين مبحث به آن اشاره خواهد شد قرق حفاظتي است كه به عنوان قرق مديريتي اطلاق مي شود. اين گونه قرقها را مي توان از لحاظ نوع عملكرد و عرصه هاي مورد نظر تقسيم بندي نمود.

3-2- رعايت ظرفيت چرايي

اعمال مديريت صحيح و برنامه ريزي مناسب در مورد به كارگيري روش هاي چرا، از قبيل چراي تناوبي، چراي تأخيري، چراي تأخيري و تناوبي و چراي تعادلي.   

3-3- احداث آبشخور

همانطور كه قبلاً ذكر شد يكي از علل تخريب مراتع عدم پراكنش مناسب دام ها به دليل نبود منابع آبي كافي است. لذا يكي از راهكارهاي اعمال چراي يكسان در تمامي سطح مراتع ايجاد منابع آبي به فواصل مناسب در سطح مراتع براي شرب دام است.

4- آناليز و ارزيابي اراضي

آنالیز مراتع به معنای شناسایی و ارزیابی تولید بالفعل و بالقوه به منظور بهره برداری صحیح از این منبع باارزش طبیعی است. ارزیابی مرتع پس از بررسی منابع اساسی زمین یعنی خاک، آب، اقلیم، پوشش گیاهی و حیات وحش آغاز می شود و با بررسی مسائل اقتصادی و اجتماعی برای مسائل مرتع و مرتع داری راه حل هایی را ارائه می دهد.

5- مميزي مراتع

مميزي مرتع يعني شناسايي بهره برداران واقعي داراي حق استفاده از مراتع، به منظور صدور پروانه چرا، همراه با تعيين ضوابط و شرايط بهره برداري اصولي بر اساس شرايط منطقه و وضعيت پوشش گياهي مرتع.

تاريخچه - [ ]
ارسال شده توسط عباس رحیمی نیا شهواری در ساعت 8:19

تاريخچه

بعد از انقلاب مشروطه در اواخر حكومت خاندان قاجاريه، ‌مرتع به طور رسمي به مالكيت اشخاص در آمد و مديريت اقتصادي بهره برداري بر آن حاكم شد. از سال 1339 براساس آيين نامه ی اجرايي قانون جنگل ها و مراتع، ‌مالكان براي حفظ و احيای مراتع بايد به دستورهاي فني كارشناسان در موارد زير عمل مي كردند:

1- تناسب تعداد دام و انواع دام با ظرفيت مرتع.

2- تاريخ ورود و خروج دام از مرتع.

3- فصل، مدت و محل چراي دام.

پس از ملي شدن جنگل ها و مراتع كشور در بهمن ماه 1341 و تغيير مالكيت مراتع از بخش خصوصي به دولتي در سال 1342، ‌قانون بهره برداري از مراتع  به تصويب رسيد. در اين قانون به چرانيدن دام در منابع طبيعي بدون پرداخت حق علف چر، روش صدور پروانه چرا، ‌برخورد قانوني با دام اضافي و ... اشاره شده است.

پس از تصويب قانون تشكيل وزارت منابع طبيعي سابق در آذر ماه 1346،‌ در قوانين مصوبه سال 1348، براي اولين بار بهره برداري از مراتع به صورت طرح مرتعداري مطرح شد. از سال 1348 تا سال 1354 طرح هاي مرتعداري در سطحي حدود 700 هزار هكتار تهيه شد. اين طرح ها كه به نام طرح هاي مرتعداري بزرگ شناخته شده اند،‌ به دلايل مختلفي مفيد نبودند و طور عملي اجرا نشدند.

با تغيير مديريت دفتر فني مرتع و مشكلات مربوط به اجراي طرح هاي مرتعداري،‌ حركت جديدي در تهيه و اجراي طرح هاي مرتعداري به وجود آمد. در اين دوره كه تا اوايل سال 1357 ادامه داشت، ‌براي سطح 6/3 ميليون هكتار از مراتع كشور طرح مرتعداري تهيه گرديد كه به نام طرح هاي مرتعداري كوچك معروف شد. اين طرح ها نيز به دليل اينكه به مسائل اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بهره برداران كمتر پرداخته بود، موفق نبود.

پس از انقلاب شكوهمند اسلامي،‌ تهيه ی طرح هاي مرتعداري تقريباً متوقف شد. اما از سال 1365 به لحاظ ضرورت، ‌تهيه و اجراي طرح هاي مرتعداري دوباره شروع شد. در اين مرحله براي موفقيت طرح و توجه به بهره بردار، تغييراتي در قرارداد و موارد ضروري ديگر به عمل آمد و زمينه ای براي تهيه و اجراي طرح هاي مرتعداري با زمينه مشاركت فعال مجريان فراهم گرديد.

در طرح هاي مرتعداري با توجه به وضعيت مالكيت مرتع، وضعيت بهره برداري مرتع، وضعيت اجتماعي – اقتصادي بهره برداران، وضعيت اوضاع طبيعي، وضعيت آب و هوا و جغرافياي منطقه‌، وضعيت خاك و منابع آبي، ‌تيپ هاي مرتعي و ارزيابي و اندازه گيري در آنها و در نهايت استعدادهاي ديگر داخل مرتع راهكارهاي زير ارئه گرديد:

ارائه ی برنامه هاي اصلاحي و احيا‌كردن مراتع.

ارائه ی برنامه هاي مديريتي.

ارائه ی بر نامه هاي بهره برداري.

اهداف مرتعداري - [ ]
ارسال شده توسط عباس رحیمی نیا شهواری در ساعت 8:17

اهداف مرتعداري

1- افزايش پوشش گياهي مناسب در مرتع.

2- افزايش قدرت توليد علوفه و حفظ توليد.

3- افزايش بازده نگهداري آب در مرتع و جلوگيري از فرسايش.

4- افزايش عملكرد كمي و كيفي محصولات دامي.

5- افزايش بازده اقتصادي.

اهميت مرتعداري

با يادگيري راه هاي بهره برداري صحيح از مراتع،‌ وضعيت پوشش گياهي آنها بهتر شده و درنتيجه هنگام بارندگي از ايجاد رواناب كاسته شده و آب فرصت كافي براي نفوذ را پيدا مي كند، سفره هاي آب زيرزميني تغذيه شده و چشمه ها و قنات هاي روستاها پرآب مي گردند. با نفوذ آب ديگر سيلاب به وجود نمي آيد و به تبع آن از بسياري از خسارات مالي و جاني جلوگيري به عمل مي آيد. علاوه بر موارد ذكر شده محصولات دارويي،‌ خوراكي و صنعتي براي بهره برداران زياد خواهند شد و عوايد ديگر كه براي بهره برداران دربر خواهد داشت.

حال با دانستن اهميت مرتعداري لازم است كه تمام بهره برداران مراتع با روش هاي درست نگهداري و استفاده از مراتع كه در قالب طرح هاي مرتع داري عنوان مي گردد، آشنا شوند.

طرح مرتعداري 

طرح مرتعداري، ‌طرحي است كه در آن برنامه هاي مناسب ( براساس شرايط منطقه ) براي مديريت مرتع، پيش بيني شده است. اين طرح، با تلاش مجري ( بهره بردار ) و يا مجريان و با كمك و پشتيباني دولت به مرحله اجرا در مي آيد.

طرح مرتعداري علاوه بر رعايت نكته ها و مسائل فني مرتعداري، با در نظر گرفتن وضعيت اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بهره برداران با مشكلات كمتري اجرا مي شود.

مرتعداري - [ ]
ارسال شده توسط عباس رحیمی نیا شهواری در ساعت 8:16

مرتعداري

با پيشرفت تكنولوژي نوين،‌ ديگر زمان آن گذشته است كه دامداران همچنان به شيوه ی چوپاني در گذشته دام خود را وارد مرتع كنند و از امكانات محدود استفاده نمايند زيرا امروزه براي مرتعداري، به مقدار كافي سرمايه و آگاهي هاي علمي نياز است و مرتعداري علمي علاوه بر تجربه و آگاهي لازم، ‌به علاقه و هنر نيز نياز دارد. اساساً در تعريف مرتعداري تعبير علم و هنر، بهروري عقلاني و مناسب و مستمر به كار گرفته شده است. افرادي كه به صورت مبتدي به اين حرفه علاقه مند هستند، لازم است مدت زيادي با علوم طبيعي و مرتعداري و موارد و زمينه هاي مربوط به آن آشنايي حاصل نمايند؛ از اثرات چرا بر گياه مطلع باشند،‌ زمان ورود و خروج دام را به نسبت فصول سال بشناسند؛ مقدار برداشت علوفه از مرتع را بدانند تا به گیاهان كه خود موجود زنده اي هستند خسارت وارد نشود. علاوه بر همه ی اينها در مرتعداري نبايد توجيه اقتصادي را فراموش كرد.

در ايران ادارات منابع طبيعي در سراسر اين خاك گسترده، آماده ی همكاري و انتقال مطالب علمي و تجربي هستند و مهندسان فن از هيچ گونه تلاشي در جهت آشنايي بيشتر دامداران دريغ نخواهند ورزيد.

تعاريف

مرتعداري (Range management)

مرتعداري دانشي است در طرح و هدايت مصارف مرتع جهت تداوم توليد حداكثر علوفه و محصولات دامي كه در شرايط محيطي معيني امكان پذير است. مشروط بر آنكه به حفظ و اصلاح ساير منابع طبيعي شامل آب و خاك و حيات وحش كوچكترين خللي وارد نيايد. (شيدائي ، فرهنگ مرتع مرتعداري-1375)

مرتعداري عبارتست از اداره ی يك منبع قابل تجديد به منظور دستيابي به تركيب بهينه اي از توليداتي نظير توليد محصولات دامي، توليد گياهان دارويي، ايجاد مناطق تفرجي، توليد گياهان صنعتي، حفاظت خاك، حيات وحش و شكار و … ( مصداقي، منصور، 1374، مرتعداري ايران. ص 10).
مرتعداري عبارت است از نظام اداره ی زمين در چهارچوب مشخصه هاي دانشي تحت عنوان علم مرتع.(هدي - (1975) ،كتاب مديريت مراتع)

  مرتعداري علم و هنري براي ايجاد تناسب بين استفاده هاي حاصل از مرتع كه مورد توجه و نياز جامعه است از طريق اداره ی اكوسيستم مرتع. (استودارت، اسميت و باكس- 1975، كتاب مديرت مرتع)

مرتعداري را علم و هنر برنامه ريزي و مديريت مرتع به منظور بدست آوردن حداكثر محصول دامي با حفظ دوام منابع طبيعي مي دانند.( والنتين ،1971)
مرتعداري را تجزيه و تحليل و به كارگيري اطلاعات مربوط به ساختمان و اعمال اكوسيستم مرتعي تعريف می کنند. (كوك 1983)

مرتعداري عبارتست از اداره ی اكوسيستم مرتع به منظور بدست آوردن استفاده ی بهينه از منابع و توليدات و سرويسهاي آن با تاكيد بر حفاظت آب و خاك و سرانجام محيط زيست (مقدم، محمدرضا، 1377، مرتع و مرتعداري، 7).

مرتعداري را علم نگهداري و بهره برداري از مراتع به گونه اي كه جامعه ی گياهي به نحو مطلوب حفظ شود و به ساير منابع چون آب، خاك و غيره زياني وارد نشود، مي

دانند(پازوكي،منوچهرع 1380، مرتع، ص 5).

در مجموع مي توان گفت براساس مجموع نظرات ارائه شده "مرتعداري علم اداره ی پايدار اكوسيستم هاي مرتعي به منظور تأمين انتظارات جامعه" از اين اراضي است، از گذشته اي دور نيازهاي جامعه صرفاً در محدوده ی توليد حداكثري علوفه و گوشت معني مي يافت. امروزه شايد تلفيقي از گزينه ی اول و انتظارات ديگر نظير مدنظر باشد و به طبع در آينده برحسب نياز جامعه توجهات و انتظارات جديدي مطرح خواهد بود.

ذكر اين نكته ضروريست که اداره ی يك اكوسيستم به عنوان مرتع مبناي تعريف است نه نوع كاربري، ممكن است مرتعي بصورت چراگاه اداره شود و يا برای پرورش زنبور عسل و مرتعي به عنوان زيستگاه حيات وحش، مديريت در تمام موارد ذكر شده نيازمند شناخت درستي از اكوسيستم مرتعي و مديريت متناسب با نوع كاربري است.

-        نگاهي كلي به مسائل و مشكلات مراتع ايران :

به طور كلي، مراتع ايران همانطور كه قبلاً ذكر شد در وضعيت خوبي به سر نمي برند به گونه اي كه قسمت اعظم مراتع، در شرايطي است كه نياز به اصلاح دارد، بسياري از مراتع هم، از لحاظ پوشش گياهي آنچنان فقير شده است كه ديگر قابل بهره برداري نيست و بايد قرق و بكلي، احيا شود.

سطح وسيعي از مراتع نيز وجود دارند که به منظور استفاده در ديگر زمينه ها، يا مجاز به استفاده از آنها به صورت مرتع نيستيم ( مانند مراتعي كه طبق قانون براي حفاظت از محيط زيست، اجراي برنامه آبخيزداري و غيره به سازمان هاي مربوط واگذار شده است ) و يا به طور كلي تخريب شده است ( مانند سطح هاي كه به شهرها و مراكز صنعتي و غيره تبديل شده است ).

با توجه به اهميت مراتع كه مختصري از آن ذكر شد، و از آنجا که مرتع منابع اوليه ی قسمت اعظم تأمين گوشت مورد نياز كشور را تشكيل مي دهد، تخريب و نابودي آن مسائل عديده اي را براي كشور به وجود آورده و نظم طبيعي و نيز اقتصادي و سياسي كشور را به هم مي زند. لذا بايد عوامل مؤثر در تخريب مراتع مورد بررسي قرار گيرد و اقدامات لازم جهت مديريت صحيح مراتع انجام گيرد.

اولين گام در اين راه شناسايي مهمترين عوامل تخريب است كه قبلاً مختصري به آن اشاره گرديد. با توجه به عوامل تخريب واضح است كه عمده ترين عامل تخريب مراتع ايران چراي بي رويه است و حال بايد ابتدا اين مسأله را از ريشه بررسي كرد كه چرا يك دامدار با چراي بي رويه موجبات تخريب مراتع را فراهم مي سازد.

در مواردي كه سطح مراتع بسيار وسيع و شرايط آب و هوايي نيز مناسب و تعداد دام اندك است حتي اگر دامدار هم بخواهد كه عمداً پوشش گياهي را از بين ببرد و يا به ميزان قابل توجهی كاهش دهد، قادر نخواهد بود، زيرا به علت كم بودن دام، چرا بسيار ناچيز و نامحسوس است.

يكي از مسائلي كه در مراتع مناطق خشك ايران مشاهده مي گردد مراتع دشتي يك قسمت بكلي از بين رفته ولي قسمت دورتر آن دست نخورده و بكر باقي مانده است. علت اين مسئله را مي توان اين گونه عنوان كرد كه وجود آب كافي در قسمت تخريب شده سبب شده كه دام به طور مفرط از اطراف منبع آب  تغذيه كند و همين امر موجبات نابودي پوشش گياهي را فراهم مي كند. در چنين شرايطي مي توان گفت مسئله ی عمده اين است كه دامدار توان اقتصادي و فكري ايجاد منابع آبي را در فواصل مناسب ندارد.

در بعضي موارد هم اعمال اقدامات مديريتي همچون قرق و عدم تأمين علوفه مورد نياز براي دامدار در طول مدت قرق باعث وارد شدن فشار بيش از حد دام به قسمت هاي مجاور قرق و در نتيجه فقير شدن آن قسمت از پوشش گياهي می شود. زيرا دامدار براي امرار معاش خود ناگزير به چراندن دام خود در اين قسمت هاست. بنابراین مديران مرتع در صورت قرق يك منطقه بايد به فكر دامدار نيز باشند تا به او لطمه اقتصادي وارد نگردد.

در مواردی هم در بعضي از مراتع ايران بدون توجه به شرايط مرتع از روش هاي مديريتي كه متناسب با آن نيست استفاده شده از جمله، بدون توجه به ظرفيت چراي يك منطقه براي آن قسمت پروانه چرا با ظرفيت بيش از حد صادر شده است.

حال با توجه به شرايط و ضوابط متفاوت در مناطق مختلف كشور راه حل هاي مناسبي در چهارچوب اصل استفاده ی بهينه از منابع طبيعي و توسعه ی پايدار ارائه گردد كه این امر نیازمند انجام و پي ريزي يك سري عمليات مرتعداري ( مديريت مراتع ) با همکاری افراد كارآمد است.

(( ادامه دارد ))

خصوصيات كيفي علوفه - [ ]
ارسال شده توسط عباس رحیمی نیا شهواری در ساعت 13:10

خصوصيات كيفي علوفه :

خوش خوراكي :

مجموعه عواملي است كه سبب مي گردد يك گياه در مقابل گياه ديگر خوش خوراك باشد. خوش خوراكي مربوط به مجموعه خصوصياتي است كه دام را جهت ترجيح يك علوفه بر انواع ديگر علوفه و مواد غذايي تحريك مي كند. اين اختلافات در ميزان جاذبيت يا مقبوليت علوفه، اساس مصرف انتخابي در بين علفخواران است. خوش خوراكي ممكن است گروهي از گونه هاي گياهي يا همه ی گياهان مربوط به يك گونه را در برگرفته و يا محدود به يك نوع گياه و يا اندام هاي خاص يك گياه باشد. علاوه بر گونه هاي گياهي زير گونه و واريته هاي مربوط به يك گونه نيز ممكن است از نظر ميزان خوش خوراكي اختلافات زيادي با هم داشته باشند به همين دليل صفات مربوط به خوش خوراكي كه از طريق مطالعه ی ويژگي هاي گياه و نيز ميزان تمايل دام به گونه اي خاص قابل تشخيص است.

-  ارزش رجحاني يا انتخاب :

عبارتست از انتخاب يك گياه در مقابل يك گياه ديگر به وسیله ی دام، كه عمدتاً يك عكس العمل رفتاري است.از آن جا كه اقليم و توپوگرافي يك محل خاص تعيين كننده ی نوع گونه هايي است كه قادر به رشد در آن منطقه هستند لذا انتخاب نوع علوفه به وسیله ی دام در هر منطقه تابع نوع گياهاني است كه در آن محيط يافت مي شوند. آن دسته از گونه هاي گياهان علوفه اي كه معمولاً توسط دام هاي چراكننده يا سرشاخه خوار ترجيح داده مي شوند و در انتخاب اول مورد استفاده قرار مي گيرند گونه هاي ارجح ناميده مي شوند. گونه هاي گياهي فوق العاده خوش خوراك به عنوان گونه هاي لذيذ يا اصطلاحاً ( گياهان بستني ) موسومند. اين گياهان معمولاً به لحاظ فيزيولوژيكي مطلوبيت  بيشتري داشته و حتي در شرايط دام گذاري مناسب ( يعني دام با توجه به ظرفيت مرتع ) در پوشش هاي مخلوط نيز بيشتر مورد استفاده قرار مي گيرند. نام گذاري گونه هاي گياهي به صورت كم شونده، زياد شونده و مهاجم در طبقه بندي شرايط مرتع معرف كاهش ميزان خوش خوراكي آنهاست.

درجات خوش خوراكي :

با توجه به اشتياق دام در مورد چراي گياهان مختلف مي توان درجات خوش خوراكي را به شرح زير بيان نمود:

1- گياهان بسيار خوش خوراك: گياهاني در اين گروه قرار مي گيرند كه دام در تمام فصل با اشتياق و ولع آن را می خورد.

2- گياهان خوش خوراك: گياهاني كه در تمام فصل با اشتياق و بدون اينكه انتخابي در مورد گياهان ديگر انجام گردد خورده مي شوند.

3- گياهاني با خوش خوراكي متوسط: گياهاني كه در تمام فصل ولي با اشتياق كمتر از گروه قبلي مورد چراي دام قرار مي گيرند.

4- گياهان با خوش خواركي كم: گياهاني كه با رغبت مورد چراي دام قرار نمي گيرند و معمولاً بعد از چراي گياهان سه گروه قبلي مورد استفاده قرار مي گيرند.

5- گياهان با خوش خوراكي خيلي كم: گياهاني كه به صورت اتفاقي مورد چراي دام قرار مي گيرند.

6- گياهان غيرخوش خوراك: گياهاني كه مورد چراي دام قرار نمي گيرند.

همانطوري كه ذكر شد به دلیل تأثير عوامل مؤثر در خوش خوراكي تغييراتي در درجات خوش خوراكي حاصل مي شود. به طور كلي و از جنبه هاي عملي مي توان گياهان مرتعي را بر مبناي كلاس هاي گياهان به شرح زير طبقه بندي كرد:

گياهان كلاس I شامل درجات 1و2 خوش خوراكي

گياهان كلاس II شامل درجات 3و4 خوش خوراكي

گياهان كلاس III شامل درجات 5و6 خوش خوراكي

(( ادامه دارد))

شايستگي مرتع - [ ]
ارسال شده توسط عباس رحیمی نیا شهواری در ساعت 13:3

-       شايستگي مرتع :

حالت شایستگی مرتع حالتی است که بتوان از مرتع به عنوان چرای دام استفاده نمود و این امر را در سال‌های آتی محدود نکرد بلکه بتوان برای سالیان طولانی از مرتع استفاده کرد بدون اینکه به منابع پوشش گیاهی و خاک آن و یا مناطق مجاور صدمه‌ای وارد شود.

طبقه بندي شايستگي مرتع

بعد از تعيين شايستگي مرتع كه با بررسی عواملي همچون خصوصيات فيزيكي منطقه ( شيب و طول دامنه، موانع طبيعي، مقدار و نحوه  پراكنش منابع آب، خصوصيات مخصوص خاك و ...) و پوشش گياهي و وضعيت آن در منطقه مشخص مي گردد مراتع اينگونه طبقه بندي مي گردد:

1-  مراتع قابل چرا

مراتع قابل چرا مراتعي هستند كه در حال حاضر استفاده می شوند و يا مي توانند مورد استفاده دام قرار گيرند. اين گونه مراتع توليد علوفه نموده و يا استعداد توليد علوفه داشته و مي توانند اصولاً به عنوان چراي دام مورد استفاده قرار گيرند بدون اينكه در بهره برداري هاي آتي و يا موارد مربوط به آبخيز و ساير ارزشهاي ديگر منطقه لطمه اي وارد شود. مراتع قابل استفاده با توجه به روشهاي مرتعداري موجود و همچنين تسهيلات اصلاحي موجود به ترتيب زير طبقه بندي مي گردد:

-         مراتع اصلي :

 شامل آن قسمت از مراتع قابل استفاده است كه معمولاً بيشتر جلب توجه دام را مي نمايد. براي ورود دام در اين گونه مراتع هيچ گونه مانعي وجود ندارد و چراي اصولي باعث ايجاد خسارت در مرتع و خاك و يا موارد ديگر منطقه يا مناطق مجاور نخواهد شد. در اين مراتع توليد علوفه خوب بوده و منابع آب در منطقه وجود دارد. ممكن است مراتع در شرايط قهقرا ملاحظه شوند كه در اثر استفاده ی بي رويه از آن در گذشته بوده و بديهي است توليد علوفه ی آنها در این صورت كمتر خواهد بود.

 - مراتع درجه دو يا ثانوي :

 اين گروه شامل مراتعي است كه از لحاظ پايداري خاك، شيب، محصول علوفه، براي استفاده ی دام مناسب است ولي به علت وجود نواقصی در برنامه هاي اداری و يا اصلاح منطقه استفاده ی دام از اين گونه مراتع خيلي كم بوده و يا اصلاً مورد استفاده قرار نگيرد .

در اغلب موارد از اين مراتع پس از اتمام استفاده ی صحيح از مراتع اصلي به عنوان چراي دام استفاده مي شود. در اين گونه مراتع ظرفيت چرا محاسبه نمي گردد و در صورت رفع نواقص موجودي كه باعث محدوديت و ممانعت از استفاده از اين گونه مراتع مي شود، مي تواند به مراتع اصلي تبديل گردد .

 : - مراتع قرق شده

 مراتعي كه اصولاً مي تواند مورد استفاده ی دام قرار گيرد، ولي به دلایلی از قبیل استفاده هاي تفرجگاهي - حفاظت آبخيز و حفاظت حيوانات شكاري از ورود دام به آن جلوگيري مي شود .

 -  مراتع موقتي :

زمينهايي است كه به طور كلي پوشيده از درخت است ولي پوشش درختي آنها در اثر اجراي عملياتي از قبيل بهره برداري و قطع درختان و يا آتش سوزي از بين رفته و مناطقي مناسب براي چراي دام به وجود آمده است. در اين گونه اراضي ظرفيت چرايي براي هر دوره محاسبه شده و اين ظرفيت چرايي به طور مجزا از آنچه در مورد ظرفيت چراي منطقه بدست آمده است، در نظر گرفته خواهد شد. بديهي است در اين گونه اراضي ظرفيت چرا با در نظر گرفتن رشد نهال هاي درختي، پايداري خاك و حيوانات شكاري موجود در منطقه محاسبه خواهد شد .

در مورد اراضي با پوشش درختي كه پوشش آنها به نحوي از بين رفته و ايجاد مجدد پوشش درختي در اين گونه اراضي مستلزم نهال كاري است، همانند ساير اراضي استفاده هاي مرتعي در نظر گرفته می شود .  

2-  مراتع غير قابل استفاده :

شامل مراتعي است كه ارزشي براي دام نداشته و يا به عللي از قبيل: ناپايدار بودن خاك، شيب تند، عاري بودن زمين از پوشش گياهي، وجود پوشش درختي متراكم و سرانجام فقدان توليد علوفه نبايد مورد استفاده دام قرار گيرد. اين گونه اراضي علي رغم اجراي برنامه هاي اداره منطقه و عمليات اصلاحي به صورت غير قابل استفاده باقي خواهد ماند.

(( ادامه دارد))

اثرات چراي زودرس و چراي شديد در تخريب خاك

ورود دام به مرتع قبل از زمان مناسب و چراي زودرس در مرتع علاوه بر اين كه به پوشش گياهي لطمه وارد مي نمايد، به دليل رطوبت زياد خاك و در اثر تردد زياد دام در مرتع باعث فشرده شدن خاك و كم شدن تخلخل آن مي گردد.

در نتيجه ی اين عمل، وزن مخصوص خاك افزايش يافته و قابليت نفوذپذیری آن به آب كاهش مي يابد. اين امر مي تواند مرحله ی اول جريان سطحي و يا فرسايش تلقي گردد. فشردگي خاك علاوه بر كاهش قابليت نفوذپذیری آن به آب باعث كاهش در ظرفيت  نگهداري آب نيز مي گردد و اين امر در مناطق خشك و نيمه خشك بسیار حائز اهميت است.

بطور كلي اثرات منفي چراي زودرس و بيش از اندازه ی دام در مرتع به شرح زير است:

1- سخت يا فشرده شدن خاك سطحي به ويژه در هنگامي كه خاك مرطوب باشد كه اين عمل باعث:

• كاهش منافذ خاك مي گردد.

• ميزان نفوذ آب را كاهش مي دهد.

• آب كمتري در خاك ذخيره مي شود.

• هرز آب را افزايش مي دهد.

• خاك هاي سله بسته و خشك، شكسته شده و خاك در معرض فرسايش آبي و خاكي قرار می گیرد.

• در خلال بارندگي در خاك هاي رسي باعث سله بندي خاك مي گردد.

2- پوشش زنده ی گياهي كاهش مي يابد.

3- فرسايش شياري از مسير حركت دام شروع مي شود.

4- رطوبت كمتري براي رشد گياهان باقي مي ماند.

5- مواد غذايي خاك كم مي شود.

6- رطوبت خاك كم مي شود.

7- فرسايش خاك زياد مي گردد.

۸ - شرايط براي رشد و استقرار نهال هاي جوان دشوار می گردد.

(( ادامه دارد ))

اثر چرا بر گياهان - [ ]
ارسال شده توسط عباس رحیمی نیا شهواری در ساعت 9:25

اثر چرا بر گياهان  :

چراي دام بر خاك مرتع تأثير داشته، ‌مخصوصاً در اوايل بهار و يا مواقع ديگر كه خاك مرتع مرطوب است باعث سفت شدن آن مي شود. در نتيجه علاوه بر اينكه قابليت نفوذ خاك نسبت به نزولات كاهش خواهد يافت، ‌نگهداري خاك نسبت به آب نيز كاهش مي يابد. در نتيجه گياهان به علت جريان سطحي آبها و هدر رفتن سريع رطوبت خاك از نسبت كمتري از رطوبت و بارندگي منطقه استفاده خواهند كرد. به علت فشرده شدن خاك، ريشه گياهان به مقدار كمتري در خاك نفوذ مي نمايند. از طرف ديگر در چنين شرايطي سبز شدن بذور گياهان مرتعي مشكل خواهد بود. البته بايد در نظر داشت كه طبق نتايج به دست آمده در مراتعي كه اصلاً چرا نشده باشد، رشد گياهان كمتر از مراتعي خواهد بود كه به مقدار كمتري مورد چرا واقع شده اند. گياهان در حالت اخير قوي تر از حالت اول خواهند بود. بخصوص در مورد گراس ها انواع چراشده بوته هاي پهن به وجود خواهند آورد در صورتي كه در انواع چرا نشده قطر تاج گياه كمتر خواهد بود. در مناطق خشك در اثر چرا مقداري از اندامهاي گياه برداشت شده و در نتيجه در مدت خشكي به علت كم شدن سطح تبخير كننده، گياه بهتر خواهد توانست در مقابل خشكي مقاومت از خود نشان دهد. همچنين دام ضمن چرا با افزودن كود باعث حاصلخيزي خاك مي شود.

بيشتر مراتع كشور قبل از فصل مساعد و زمان مناسب و بلافاصله پس از ذوب شدن برف ها (اوايل بهار) يعني درست زماني كه چراي دام بيشترين خسارت و صدمات را به پوشش گياهي و خاك مرتع مي زند، مورد هجوم دام قرار مي گيرد.

چراي بي رويه و قبل از موعد مقرر باعث كاهش جمعيت گونه هاي خوش خوراك و سير قهقرایي مراتع مي گردد. در صورتي كه عده اي از گياهان بي ارزش و سمي از چراي بي موقع سود برده و رقابت گياهي براي آنها كم مي شود.

مراحل سير قهقرايي مرتع در اثر چراي شديد دام

تشخيص بعضي از مراحل سير قهقرايي كه به وسيله ی چراي نامناسب دام در مرتع حادث مي شود آسان است. در اكثر مناطق سير قهقرايي در اثر چراي بي رويه صورت مي گيرد و بايستي مرتعداران اين سير قهقرايي را به موقع تشخيص داده و مراحل آن را به خوبي بشناسند. مراحل سير قهقرايي در اثر چراي مفرط و بهره برداري نامناسب عبارت است از:

الف) تخريب فيزيولوژي گياهان خوشخوراك

گياهان خوش خوراك در اثر فشار چراي دام، قدرت گياهي خود را از دست داده و در نتيجه رشد ساليانه و تجديد حيات طبيعي آنان كاهش مي يابد.

ب) تغيير در تركيب گياهي

ادامه ی بر هم زدن فعاليت فيزيولوژيكي گياه موجب از بين رفتن آن مي شود. از بين رفتن بيشتر گياه بيشتر ناشي از كاهش عمليات فتوسنتز، رقابت گياهي، سن زياد و خشكسالي كه موجب كاهش رشد مي گردد، است.

تغيير در تركيب گياهي تدريجي بوده و توام با تقليل گياهان مرغوب و كاهش عمليات فيزيولوژيكي است. همراه با كاهش تعداد گياه در واحد سطح، رقابت گياهي كاهش مي يابد در نتيجه گياهان نامرغوب و مقاوم وارد مي شوند. در اين حالت دام هايي كه در مرتع چرا مي نمودند به ناچار بايستي اشتهاي خود را از گياهان مرغوب به گياهان نامرغوب تغيير دهند.

ج) هجوم گونه هاي جديد

همراه با تغيير تركيب گياهي، گياهان جديدي كه قبلاً در تركيب كليماكس وجود نداشته وارد مي شوند. اولين هجوم آورنده ها گياهان يكساله هستند و سپس گياهان چندساله بوته اي كه داراي ارزش علوفه اي نيستند. اكثر گياهان چندساله هجوم آورنده، براي چراي دام مناسب نيستند. اين مراحل جايگزيني بيشتر موجب تقليل كيفيت گياهي مي شود.

د) ناپديد شدن گياهان خوشخوراك

مرحله ی بعدي سير قهقرايي در اثر بهره برداري بي رويه و چراي مفرط دام در مرتع، كم شدن شديد گونه هاي خوش خوراك و باارزش و در نهايت ناپديد شدن آن ها در مرتع است. به جاي گونه هاي خوب مرتعي، گياهان يكساله و گونه هاي چندساله غيرخوشخوراك در مرتع ظاهر مي شوند.

هـ) كاهش پوشش گياهان مهاجم

ادامه ی چراي بي رويه سرانجام درصد پوشش نباتي را هم كاهش مي دهد. در اين صورت گياهان خوشخوراك از بين مي روند و به تدريج جاي آنها را گياهان يكساله غير خوشخوراك مي گيرند. اگر چراي مفرط همچنان ادامه يابد از مقدار پوشش گياهان نامرغوب هم به تدريج كاسته مي شود.

(( ادامه دارد))

پراكنش دام در مرتع - [ ]
ارسال شده توسط عباس رحیمی نیا شهواری در ساعت 9:35

-        پراكنش دام در مرتع :

رفتار دام هاي مختلف متفاوت است و هر دامي داراي الگوي پراكنش متفاوت روزانه است. اين رفتار و الگو نسبت به عواملي چند متفاوت است.

-        عوامل مؤثر در پراكنش دام :

1- وضعيت توپوگرافي مرتع :

از اين لحاظ مثلاً گاو به علت جثه سنگين مراتع هموارتر را دوست دارد در صورتي كه بز به علت اينكه داراي تحرك بيشتري است مي تواند در مراتع با پستي و بلندي زياد پراكنده شود و به چرا بپردازد.

2- علوفه ی قابل دسترس :

اين مورد از دو لحاظ بر روي پراكنش دام اثر دارد:

2-1- از لحاظ كميت :

وقتي پوشش گياهي  متراكم است و حجم علوفه ی در دسترس زياد است دام احتياج ندارد زياد از آبشخور دور شود. هر چه پوشش تنك تر شود علوفه ی در دسترس كمتر شده و در نتيجه دام از منابع آب فاصله بیشتری مي گيرد تا علوفه ی موردنياز خود را بدست آورد.

2-2- تعداد دفعات احتياج دام به آب :

هر چه علوفه سبزتر و پرآب تر باشد دام كمتر به آب احتياج دارد و شعاع حرکتی آن بیشتر و از منابع آب فاصله مي گيرد. اگر دام( گوسفند ) فقط يك بار در روز به آب احتياج داشته باشد مي تواند تا شعاع 10 كيلومتري از آبشخور به دنبال علوفه برود اما اگر 2 بار در روز به آب نياز داشته باشد اين شعاع به 2 تا 3 كيلومتر كاهش مي يابد و در نتيجه پراكنش دام به صورت  متراكم در اطراف آبشخور است.

3- اقليم :

در هواي گرم دام بيشتر در اطراف آبشخور يا سايه تجمع پيدا مي كند و در هواي ملايم پراكنش دام بهتر خواهد بود. از بين عوامل اقليمي باد بر روي پراكنش دام مؤثرتر است.  مثلاً گوسفند و گاو علاقه دارند در خلاف جهت باد حركت كنند و به طبع پراكنش آنها هم خلاف جهت باد صورت مي گيرد.

4- ميزان هضم پذيري علوفه :

چون دامهاي استفاده كننده از مرتع نشخواركننده هستند هر چه هضم پذيري كمتر باشد؛ دام مدت زمان بيشتري به استراحت در اطراف آبشخور مي پردازد.

5-  منابع آب در دسترس دام :

محل قرار گرفتن آبشخور عامل مهم پراكنش دام در مرتع است. در مراتعي كه آبشخور ها به هم نزديك و يا قطعات مرتع كوچك است تعداد دفعاتي كه دام به آبشخور مراجعه مي كند بيشتر ولي مدت زمان سپري كردن اطراف آبشخور كمتر است. اما زماني كه فاصله آبشخورها زياد باشد تعداد دفعات مراجعه كمتر ولي مدت زماني كه اطراف آبشخور سپري مي كند بيشتر است.

6-  چراي گروهي :

دام علاقه دارد به صورت گروهي چرا كند. هر چه پوشش متراكم تر اندازه ی گروه بزرگتر و هر چه پوشش پراكنده تر اندازه ی گروهها كوچكتر مي شود. وجود سايه هم از عوامل مهم پراكنش دام در مرتع است در هواي گرم دام علاقمند است در زير سايه باشد و فاصله زيادي را طي مي كند تا خود را به سايه برساند. يكي ديگر از علل مهم عدم پراكنش صحيح چرا در مرتع استفاده از سيستم سنتي دامداري كشور بر اساس توليد مواد لبني است. طبق بررسي انجام شده به وسیله ی دكتر يزدي در مقاله اي به عنوان ( گذر از كوچ نشيني به رمه گرداني ) محدوديت زماني شيردوشي دام ها در بخشي از دوره ی بهره برداري مراتع باعث محدوديت مكاني چرا مي شود. چنانچه شيردوشي روزانه يك بار انجام شود، دام ها را فقط مي توان در حدود 10 ساعت از محل چادر ها دور كرد كه با افزايش دفعات شيردوشي به 2 بار در روز اين مدت به 5/4 ساعت تقليل مي يابد و با توجه به شرايط توپوگرافي،‌ پوشش گياهي و نياز دام به آب حداكثر فاصله اي كه دام ها ضمن چرا در مدت 10 ساعت مي پيمايند از 5 كيلومتر تجاوز نخواهد كرد. بنابراين چوپان مجبور است كه دام ها را در فضاي محدودتري چرا دهد بدين ترتيب چراگاه هاي غني دور افتاده مورد استفاده دام قرار نگرفته و مراتع به صورت يكنواخت چرا نخواهد شد.

(( ادامه دارد ))

رژيم غذايي انواع دام - [ ]
ارسال شده توسط عباس رحیمی نیا شهواری در ساعت 9:27

-         رژيم غذايي انواع دام :

-        بز:

بوته و درختچه مي خورد، قدرت چرايي بيشتري داشته و وضعيت آرواره هاي آن طوري است كه گياه را از سطح پائين برداشت مي كند.

-        گوسفند:

پهن برگان علفي را ترجيح مي دهد، رژيم غذايي گوسفند از نظر پروتئين غني تر از گاو  است و از نظر قدرت چرايي و وضعيت آرواره براي برداشت گياه بعد از بز قرار مي گيرد.

-        گاو :

گراس ها را ترجيح مي دهد، از نظر رژيم غذايي پروتئين آن كمتر از رژيم غذايي گوسفند است و از نظر قدرت چرايي و وضعيت آرواره براي برداشت گياه بعد از گوسفند قرار دارد.

-        شتر :

خار را بيشتر ترجيح مي دهد.

 با مقايسه ی رژيم غذايي گاو و گوسفند مشاهده مي شود كه گاو كمتر انتخاب كننده ی گياهان براي چراست. گندميان را مي چرد و كمتر به پهن برگان علفي كوتاه مانند يونجه هاي يكساله توجه دارد. تصور براين است كه اين تفاوت ها ناشي از توانايي فيزيكي كمتر گاو براي انتخاب مي باشد. گاو در محدوده ی 1 متر جلو و بالاي سرش چرا مي كند محدوده ی ديد و تحرك گوسفند در مقايسه با گاو بيشتر است به طوري كه تا 3 متري جلوي خود را تحت نظر دارد.

بز چه به صورت عمودي با بالا رفتن از بوته ها و درختان و چه به صورت افقي داراي تحرك چرايي بيشتري است. بز معمولاً بوته ها را بيشتر از گوسفند چرا مي كند. این انتخاب گاه به منظور ارزش رجحاني بيشتر برخي از گونه ها، و گاه نيز به منظور چرا در ارتفاع بيشتر است. بنابراين بوته هاي خوش خوراك بيشتر در دسترس بزها قرار مي گيرند. ليكن برخلاف عقيده ی عام بزها بيشترين احتياجات غذايي خود را از همان گونه هايي كه گوسفند چرا مي كند تأمين مي كنند به طور كلي گونه هاي خوش خوراك هم به وسيله ی گوسفند و هم به وسيله ی بز چرا مي شوند و گونه هاي غير خوش خوراك نيز چرا نمي شوند.

شتر بيشتر بوته هاي خاردار را مصرف مي كند و هنگام چرا حركت آهسته اي دارد برعكس گاو يا بز كه در چرا بسيار متحرك هستند. شتر با حركت ممتد به چرا ادامه مي دهد به طوري كه مشاهده شده است شتر، در مرتع خوب بعد از 5/2 ساعت چرا، 5 كيلومتر طي مسير نموده است.

شتر در مرتع غني يا فقير به منظور چرا فقط گونه هاي محدودي را انتخاب مي نمايد و از هر گياه مقدار كمي چرا كرده و به گياه ديگر روي مي آورد حتي ديده شده است كه شتر به خار گياهان اكتفا كرده و از برگ ها كه ظاهراً خوش خوراك تر هستند چرا نمي كند و علي رغم وزن زياد در مقايسه با ساير انواع دام ها  قادر است شرايط سخت و كمبود علوفه و آب را بهتر تحمل كند.

(( ادامه دارد ))

-        روش هاي مختلف گله داري :

انسان با گسيل دام به مراتع برای بهره برداري از روش هاي كوچ نشيني، رمه گرداني، ‌دامداري نيمه متحرك و ساكن استفاده مي كند.

1- كوچ نشيني :

عبارتست از تغيير مكان يا جابجايي فصلي دامداران، از مراتع قشلاقي به ييلاقي و بالعكس.

در واقع مي توان آن را نوعي تطابق اكولوژيكي انسان و دام با محيط طبيعي عنوان كرد. در اين روش خانواده ی كوچ نشين، همزمان با دام ها در نقل مكان شركت مي كنند. كوچ نشيني به وسيله ی بسياري از عشاير مانند ايل هاي قشقايي در فارس، بختياري در كهكيلويه و شاهسون در آذربايجان شرقي اعمال مي شود. در كوچ نشيني بر روي دام داشتي و توليد دو منظوره گوشت و فرآورده هاي لبني به طور توأم تأكيد مي گردد و به همين علت خانواده ها براي شيردوشي به همراه گله حركت مي كنند.

2- رمه گرداني :

در بين دامداران مهاجر اطراف استان هاي تهران و سمنان بيشتر مشاهده مي شود كه فقط دام ها همراه با چوپان از قشلاق به ييلاق و بالعكس كوچ مي كنند و خانواده ی دامدار يكجا نشين هستند و به اين علت دامداري براساس توليد گوشت صورت مي گيرد.

3- نيمه متحرك :

عبارتست از جابجايي و تغيير مكان كوتاه بين دشت و كوه كه از نظر زماني و مكاني در مقايسه با رمه گردانی و كوچ نشيني در مقياس محدودتري انجام مي شود. در اين شيوه برحسب اينكه خانواده دام را همراهي كند یا نه، به كوچ نشيني نيمه متحرك و يكجانشينی یا رمه گرداني نيمه متحرك تقسيم مي شود. اين شيوه در ميان عشاير تركمن در شمال شرق مازندران مشاهده مي شود.

4- روش ساكن :

این روش در روستاها كه از مراتع محدود اطراف محل سكونت خود استفاده مي كنند مرسوم است.

5- روش صنعتي و نيمه صنعتي :

علوفه ی اين نوع دامداري از مراتع تأمين نمي شود بلكه دامدار خود به توليد علوفه از طريق كشت گياهان مرتعي و خوراك هاي مكمل دامي اقدام مي كند.

(( ادامه دارد))

نژادهاي عمده ی بز - [ ]
ارسال شده توسط عباس رحیمی نیا شهواری در ساعت 13:28

-        نژادهاي عمده ی بز :

1- بز مرغوز:

بز مرغوز يكي از نژادهاي بومي كردستان است. از گذشته های دور اين بز را به خاطر داشتن الياف پشمي مرغوب ( موهر ) نگهداري نموده و از الياف آن لباسهاي قيمتي كردي مخصوصاً بالاتنه و شلوار كردي كه به زبان محلي ( چوخه و رانك ) و كلاه محلي - دستكش - جوراب - جوراب بلند به زبان محلي (پوزه‌وان) - شال گردن - شال پشت - بلوز پشت - بلوز زير بالاتنه - جانماز و غيره تهيه كرده‌اند. متاسفانه اين اواخر به خاطر تلاقي آن با بز موئي به تدريج از تعداد آنها كم شده است به حدي كه نژاد آن رو به انقراض است و اگر فكري اساسي در مورد آن نشود احتمال نابودي آن خواهد رفت .

2- بز رائين :

نژادی است کرکی، نوع رنگهای سفید، قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره، قرمز، زرد و خاکستری در این دام مشاهده می شود. میانگین وزن بز نر 39 کیلوگرم و بز ماده 28 کیلوگرم است.  

3- بز تالی جزیره ای :

نژادی است شیری و به رنگ های قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره با خط نواری تیره در امتداد پشت. میانگین وزن بز نر 31 کیلوگرم و ماده 27 کیلوگرم است.

4- بز بلوچي :

نژادی است کرکی- شیری، رنگ بدن سیاه تا قهوه ای و ابلق.

-        نژادهاي عمده ی شتر  :

1-  يك كوهانه :

بیشتر شترهای كشور را شترهای يك كوهانه تشكيل مي دهند كه در چهارده استان كشور پراكنده اند. اين استانها عبارتند از: سيستان و بلوچستان، خراسان، يزد، كرمان، گلستان، سمنان، هرمزگان، بوشهر، فارس، خوزستان، اصفهان، آذر بايجان شرقي، اردبيل و قم كه از اين ميان بالاترين تعداد شتر در دو استان سيستان و بلوچستان و خراسان وجود دارد. شترهای يك كوهانه ی ايران داراي تيره هاي مختلفي اند كه ما در اينجا بصورت اجمالي به بررسي اين تيره ها مي پردازيم.


1-1- شتر تركمن

شتر يك كوهانه با چثه اي قوي است كه جزء شترهای شيري محسوب می شود. بيشتر در منطقه ی تركمن صحرا، گرگان و گنبد و شمال استان خراسان پراكنده است و جمعيت آن در حدود 3300 نفر برآورد شده است. رنگ شتر تركمن معمولا ًاز قهوه اي روشن تا قهوه اي تيره است. پشم آن تا حدودي مجعد است كه اين صفت آن را از ساير شترها متمايز مي سازد.

1-2- شتر بلوچي

اين شترها جزء نژاد گوشتي - شيري هستند و در سطح استان سيستان و بلوچستان مخصوصاً اطراف زاهدان ، خاش، ايرانشهر و چابهار پراكنده اند، معمولا كم پشم هستند و برای باركشي و سواري نيز از آنها استفاده مي شود.

1-3- شتر بندري

اين شتر جزء شترهای سواري و باركش محسوب می شود، كه نامهاي رواحيه، جماز، و پرنده نيز به آن اطلاق مي شود. اين شترها كم پشم، لاغر و بسيار تندرو هستند و ساعتي 35-45 كيلومتر طي طريق مي كنند. اين تيپ شتر بيشتر در استانهاي هرمزگان، كرمان، بوشهر و جنوب استان هرمزگان پراكنده است. شترهاي بندري سبك وزن ( نر بالغ حدود 600 و ماده بالغ حدود 400 كيلوگرم ) دارای بدن كشيده و پاهاي بلند و استخوانهاي قوي و نه چندان ضخيم هستند. سر نسبتا" كوچك پيشاني برجسته، گردن باريك، كوتاه و عضلاني دارند که در محل الصاق به شانه فرم متناسبي دارد. قسمت عقب بدن كوتاه، عضلاني و شيب دار است. رانها فشرده و عضلاني بوده و زياد از هم فاصله ندارند. پوست نازك و موهاي كوتاه و فشرده دارند.

1-4- شتر كلكوئي

منطقه ی اصلي زيست اين شتر استان فارس بوده است که در حدود دويست سال پيش با ايل كلكوئي از فارس به اطراف قم برده شدند و هنوز در اطراف قم و تهران وجود دارند. از اين شترها قبلا" برای باركشي و سواری در ارتش استفاده مي شد و هنگي بنام شترهای جماز وجود داشت كه در حقيقت بخش سواره نظام ارتش را تشكيل مي داد.

ايل كلكوئي وظيفه ی نگهداري اين شتران را بر عهده داشت و پس از فروپاشي هنگ شترهای جماز و گرايش افراد ايل كلكوئي به شهرنشيني تعداد شتر های ايل روز به روز كاهش پیدا کرد و اكنون گله هاي پراكنده از اين شترها در كوير قم و مسيله تا درياچه ی نمك پراكنده اند. وزن نر بالغ 800 كيلوگرم و ماده ی بالغ حدود 600 كيلوگرم است و ارتفاع نرها حدود 1888 سانتيمتر است. در حال حاضر حدود 1500 نفر از اين نژاد بطور ناخالص وجود دارد.

2-دو كوهانه :

نژادی است درشت اندام و با قابلیت حمل و نقل، رنگ بدن قهوه ای تیره، کوهان گرد، ستون فقرات پرگوشت، میزان کرک و موی آن بیشتر از شتر یک کوهانه است.

3- شتر کویر مرکزی :

نژادی است گوشتی- پشمی با اندام متوسط، سر و گردن کوتاه، زانوهای کشیده، فرق سر گرد و خمیده، لب بالا آویزان، چشمها فرورفته، گوشها کاملاً کوچک، بدن به رنگ  قهوه ای روشن، خاکستری سیاه و سفید بوده و موهای بدن بسیار نرم و پشمی است.

 

(( ادامه دارد))

-        انواع دام و تركيب گله داري در ايران :

-        نژادهاي دامي :

به طور كلي گذشت زمان و انتخاب طبيعي در هر منطقه از كشور باعث به وجود آمدن نژادهاي دامي است كه قادرند، تحت شرايط آن منطقه در حد مطلوبي، محصول توليد كنند. اين نژادهاي بومي به عنوان منابع ژنتيكي كشور داراي اهميت و ارزش فراواني هستند كه بايد از نابودي آنها جلوگيري به عمل آيد و همچنين لازم است استعدادهاي هر نژادي شناخته و تقويت شود.

در كشور ما وضعيت اقليمي، پوشش گياهي، وضعيت خاص و كوهستاني بودن بسياري از قسمت هاي ايران زمينه ی مناسبي را جهت پرورش گوسفند فراهم كرده است.

هدف اصلي از پرورش گوسفند در ايران درجه ی اول توليد گوشت، سپس شير و در نهايت پشم است.

-        طبقه بندي نژادهاي دامي :

طبقه بندي نژادها در كشورهاي مختلف متفاوت است و يكي از طبقه بندي هاي نژادها براساس محصول عمده ی آنهاست.

-        طبقه بندي گوسفند در دنيا :

1- براساس نوع توليد: (‌گوشتي،‌ شيري، پشمي، ‌پوستي).

2- براساس وضعيت شاخ.

3- براساس منطقه ی جغرافيايي.

4- براساس وضعيت دنبه.

5- براساس نوع پشم.

نژاد پشمي بزرگترين  جمعيت گوسفند در جهان را تشكيل مي دهد. معروفترين آن گوسفند مرينوس است. در بين نژادهاي گوشتي نژادهاي موسوم به انگليسي از شهرت ويژه اي برخوردارند. در كشور ما نمي توان گوسفندان را بر اساس محصول طبقه بندي كرد و هنوز تلاش منسجمي براي يك طبقه بندي مناسب صورت نگرفته است. آنچه قابل قبول است اين كه، در ايران گوسفندان متناسب شرايط خاص آب و هوايي هستند. بنابراين در هر منطقه ی خاص آب و هوايي يك اكوتيپي وجود دارد. گوسفندان ايران عموماً ( پشم خشن ) هستند و پشم آنها برای قالي بافي مناسب است.

گوسفندان ايراني برحسب نوع توليد به دسته هاي زير تقسيم مي شوند :

• نژادهاي گوشتي مثل گوسفندان لري- مغاني افشاري – شال.

• نژادهاي پشمي مثل گوسفندان بلوچي – كلكو –ماكوئي.

• نژادهاي شيري مانند گوسفندان قزل.


• نژادهاي پوستي مانند گوسفندان قره گل.  

1- گوسفند مغاني :

در دشت مغان و ارتفاعات سبلان پرورش داده مي شود و بعد از گوسفند بلوچي بيشترين جمعيت گوسفند ايراني ( حدود10 ميليون رأس ) را به خود اختصاص مي دهد و از انواع گوشتي _ پشمي بوده و پشم و گوشت آن بسيار مرغوب است.

2- گوسفند قزل :

بيشتر در دامنه هاي سهند و به خصوص در منطقه ی مياندوآب پرورش داده مي شود و در مناطق غربي و جنوبي آذربايجان شرقي تا حوالي درياچه اروميه گسترش دارد. پشم و گوشت آن مرغوب بوده و پنير معروف ليقوان كه شهرت جهاني دارد از شير آن بدست مي آيد.

3- گوسفند هركي :

در بخش هاي از نوار مرزي ايران و عراق نگهداري مي شود و متعلق به ايل هركي است كه در عراق زندگي مي كنند. اين گوسفندان به علت داشتن جثه بزرگ و پشم نامرغوب بيشتر از نوع گوشتي است.

4- گوسفند كردي :

در منطقه ی كردستان پرورش داده مي شود و داراي پشم قهوه اي رنگ بوده و از نوع گوشتي محسوب مي شود.

5- گوسفند مهربان :

در منطقه ی همدان پرورش مي يابد و از نوع گوشتي، پشمي و شيري است.

6- گوسفند سنجابي :

در منطقه ی كرمانشاه و بخش هايي از كردستان پرورش داده مي شود، اين نژاد داراي پشم خشن، و سفيد رنگ و از  نوع چند منظوره است.

7- گوسفند لري :

مناطق لرستان، شمال خوزستان، چهارمحال و بختياري پرورش يافته و چند منظوره است.

8- گوسفند عربي :

در مناطق دشتي خوزستان پرورش مي يابد و چند منظوره است.

9- گوسفند قره گل :

در مناطق فارس و سرخس نگهداري مي شود و در گذشته پوست آن مورد توجه بوده ليكن امروزه به منظور توليد گوشت پرورش مي يابد.

10- گوسفند كلگوهي :

در مناطق بين قم و قزوين و همدان پرورش مي يابد و چند منظوره است.

11- گوسفند شال :

در منطقه قزوين پرورش داده مي شود و از انواع گوشتي، پشمي است.

12- گوسفند سنگسري :

در منطقه سمنان پرورش داده مي شود و از نوع گوشتي و پشمي است.

13- گوسفند زل :

از نژادهاي بي دمبه است تنها نژادي است كه دمبه ندارد و در منطقه مازندران، دشت ها، جنگل و در مناطق كوهستاني گرگان و گنبد ديده مي شود و از نوع گوشتي – پشمي است.

14- گوسفند تالشي :

در منطقه گيلان متداول است.

15- گوسفند كردي - بجنوردي  :

از نوع كردي كردستان است كه در منطقه ی خراسان پرورش داده مي شود و از نوع گوشتي محسوب مي شود.

16- گوسفند بلوچي :

حدود 25% يا1/4 جمعيت گوسفند ايراني را به خود اختصاص مي دهد. در مناطق شرق، جنوب شرقي و نواحي مركزي ايران پرورش داده مي شود و از انواع پشمي و شيري است.

17- گوسفند كبوده :

از نوع گوسفندان پوستی- گوشتی است. خاکستری تا سفید با تنوع رنگهای قهوه ای، سیاه، خاکستری و بور.

18- گوسفند بهمئي و دالاق :

گوسفندان دالاق كه در شرق و شمال شرق شاهرود و نواحي بجنورد وجود دارند اين دسته از گوسفندان بيشتر بصورت ييلاق و قشلاق نگهداري مي شوند.

(( ادامه دارد))

رابطه ی دام و مرتع - [ ]
ارسال شده توسط عباس رحیمی نیا شهواری در ساعت 9:23

هر جامعه ی گياهي از تعداد زيادي گياه تشكيل شده است و در شرايط محيطي خاص خود از لحاظ خاك، ‌رطوبت و عوامل ديگر به حالت تعادل درآمده است. ورود تعدادي دام به اين جامعه ی گياهي تعادل موجود در اين جامعه را بر هم مي زند. زيرا، دام با چراي خود از برگ و ساقه گياهان، ‌رشد و نمو آنها را مختل و از توليد بذر كه ضامن بقا و تداوم گياهان مرتعي است تا حد زيادي جلوگيري مي كند و با لگد مال كردن برگ، ساقه و ريشه گياهان و سخت كردن خاك ،‌ به مرتع صدمه مي زند. از سوي ديگر، با افزايش مقداري كود دامي به زمين موجب تقويت زمين مي شود و شرايط بهتر تغذيه اي را براي گياهان فراهم مي كند.

اگر تعداد دام وارد شده به مرتع ، مدت چرا ‌و نوع چرا به گونه اي باشد كه گياه بتواند آنچه با چراي دام از دست داده است جبران و تداوم بقاي خود را حفظ كند مشكلي پيش نخواهد آمد ولي اگر تعداد دام زياد باشد يا مدت و نوع چرا به گونه اي باشد كه از مرتع بي رويه بهره برداري شود وضعيت نامناسبي پيش خواهد آمد. در نتيجه ، دام گياهان خوشخوراك را چرا مي كند و از بين مي برد و گياهاني باقي مي مانند كه مورد علاقه ی دام نيستند؛ اين گياهان مجال رشد و توسعه بيشتري مي يابند و در آن جامعه به صورت گياه غالب در مي آيند. هنگامي كه چراي بي رويه چند سال ادامه يابد گياهان يكساله جانشين گياهان چندساله مي شوند. در نتيجه ،‌ جامعه ی گياهي دستخوش تغيير و تحول زيادی مي شود و بازده آن از نظر كمي و كيفي پايين مي آيد.

كم شدن پوشش گياهي و سخت شدن خاك ، موجب فرسايش بيشتر خاك خواهد شد و عوارض ناشي از فرسايش شديد خاك را كه قبلاً به آن اشاره كرده ايم در پي مي آورد. از اين رو در استفاده از مراتع نكاتي را بايد مورد توجه قرار داد تا اكوسيستم مرتع به خوبي حفظ شود. از جمله اين نكات، رعايت ظرفيت چرا و برداشت مجاز از مرتع است.

در ايران، دام ها به روشهاي مختلف نگهداري و تغذيه مي شوند. و ميزان تأثير آنها در تخريب مراتع طبيعي و همچنين نياز به مراتع مصنوعي و ديگر علوفه و مواد مغذي كه در داخل كشور تهيه و يا از خارج از كشور وارد مي شود، متفاوت است. از اين رو، دانستن اطلاعاتي درباره ی آنها، ما را با مسائل تغذيه ی دام ها از مراتع طبيعي و به طور كلي نياز دام ها به مواد غذايي مختلف آشنا مي كند.

(( ادامه دارد ))

وضعيت مراتع ايران - [ ]
ارسال شده توسط عباس رحیمی نیا شهواری در ساعت 9:47

وضعيت مراتع ايران :

همانطور كه قبلاً ذكر شد، از سطح 164 ميليون هكتار وسعت كشور، 90 ميليون هكتار يا 55 درصد مساحت كشور را مراتع تشكيل مي دهد. طبقه بندي سطح مراتع از نظر وضعيت، بر اساس آخرين آمار سازمان جنگلها و مراتع كشور در سال 1374 به قرار زير است:

9.3ميليون هكتار مرتع خوب (10.3 درصد)، 37.3 ميليون هكتار مرتع متوسط تا فقير(3،43 درصد) و43.4 ميليون هكتار مرتع فقير تا خيلي فقير (46.4 درصد).

همچنین مراتع از نظر توليد علوفه ی قابل برداشت در هكتار به قرار زير هستند:

الف) مراتع علفي ييلاقي 14 ميليون هكتار با توليد متوسط 290 كيلوگرم علوفه ی قابل برداشت در هكتار.

ب) مراتع بوته زار با وضعيت ضعيف و متوسط 60 ميليون هكتار با توليد 92 كيلوگرم علوفه ی قابل برداشت در هكتار.

ج) مراتع حاشيه ی كوير (خيلي ضعيف) با توليد بسيار كم 16 ميليون هكتار با توليد متوسط 25 كيلوگرم علوفه ی قابل برداشت در هكتار.

در مجموع داراي توليدي برابر با 10.7 ميليون تن علوفه ی خشك قابل بهره برداري مجاز و يا 5.8 ميليون تن T.D.Nعلوفه ی مجاز مي باشد.

اما واقعيت اين است كه مراتع خوب و متراكم‌ ما كمتر از 10درصد و حداكثر 10 ميليون هكتار است و بقيه ی مراتع، فقير و كم‌بازده هستند. سازمان جنگل‌ها، مراتع متراكم را 6 ميليون و 640 هزار هكتار ذكر كرده كه داراي تاج پوشش بيش از 50 درصد هستند. بر اساس همين آمار، مساحت مراتع نيمه‌متراكم20 ميليون و 690 هزار هكتار اعلام شده كه تاج پوشش آنها بين 25 تا 50 درصد و مراتع كم‌تراكم با تاج پوشش كمتر از 25 درصد،56 ميليون و 50 هكتار از اراضي كشور را به خود اختصاص داده است. براين اساس، با احتساب 3 ميليون هكتار مراتع شمال، ‌مجموع مراتع كشور 86 ميليون و 100هزار هكتار است.

علل تخريب و انهدام مراتع :

در خرابي وضع مراتع ايران، تنها انسان با چراي بي رويه ی احشام و ديگر اقدامات مقصر نيست، بلكه در بسياري از موارد شرايط طبيعي عامل اصلي به شمار مي رود.

-        عوامل طبيعي مؤثر در تخريب مراتع

الف - آب و هوا

براي به وجود آمدن مراتع خوب ( سبز و خرم)،‌ هواي معتدل و باران كافي لازم است. اين شرايط فقط در قسمت هاي محدودي از كشور ما فراهم است.

1- اثر كمبود و نا منظم بودن بارندگي

سطح وسيعي از كشور ما را مناطق خشك و بياباني تشكيل مي دهد كه در برخي از نقاط آن، متوسط بارندگي سالیانه حتي از 50 ميليمتر تجاوز نمي كند. در مناطق خشك و بياباني نه تنها ميزان بارندگي كم است بلكه توزيع آن نيز نامناسب است، به اين معني كه ممكن است در طول سال اصلاً باران نبارد و يا سال ها باران نيايد، ‌در چنين شرايطي نمي توان حتي انتظار مراتع نامرغوب را هم داشت، چه رسد به مراتع مرغوب. فقط در سطحي بسيار محدود از كشور ( در شمال، شمال غربي و شمال شرقي و برخي نقاط مرتفع ديگر) باران نسبتا زياد و منظم مي بارد. در ساير نقاط، خشك و نيمه خشك، باران هم كم و  نامنظم می بارد. بنابراين قسمت اعظم مملكت از بارندگي كافي و به موقع برخوردار نيست و از علل فقر و خراب بودن وضع مراتع، همين ناكافي بودن ميزان بارندگي، توزيع نامطلوب آن و خشك بودن هواست.

2- اثر گرما و تبخير شديد

دومين عامل طبيعي فقر مراتع، گرما و تبخير شديد به خصوص در فصل تابستان است. در سطح وسيعي از مناطق خشك و همچنين مراتعي كه در نقاط پست واقع شده است، شدت گرما اغلب مانع از رشد و نمو بسياري از گياهان مي شود. شدت تبخير، آب قابل دسترس گياه را كاهش مي دهد و موجب پژمردگي و ركود فعاليتهاي حياتي بيشتر مي گردد.

3- اثر باد

يكي ديگر از علل فقير بودن مراتع در مناطق خشك وزيدن بادهاي شديد است. باد با از جا كندن خاك و تجمع آن در نقاط ديگر ( فرسايش بادي) و همچنين بالا بردن شديد تبخير و ديگر تأثيرات، موجبات از بين رفتن گياهان و يا حداقل عدم رشد آنها را فراهم مي سازد. باد، در بسياري از موارد آنچنان خاك را از جا كنده و زمين را چاله چاله كرده كه پوشش گياهي موجود به كلي از بين رفته و يا در حال از بين رفتن است و امكان تجديد حيات در اين قسمت ها خيلي بعيد مي نمايد. در ديگر نقاط، بادهاي خشك با بالا بردن ميزان تبخير،‌ موجبات پژمردگي و ركود فعاليتهاي حياتي آنها را در فصول گرم به خصوص تابستان فراهم مي آورد. حتي اثر بارندگي ها را زود محو مي كند. انباشته شدن گردوغبار و يا به اصطلاح گرد گرفتن روي بر گها، سبب مي شود كه گياه نتواند فعاليتهاي لازم را انجام دهد، در نتيجه ممكن است هم از رشد و نمو باز بماند و هم مرغوبيت خود را از دست بدهد.بادها باعث شكستن شاخه هاي درختچه ها و بوته ها و خوابانيدن آنها مي شود. يكي ديگر از اثرهاي باد رفتن خاك (ماسه اي) اطراف ريشه، است كه در اين صورت ريشه در معرض هوا قرار مي گيرد موجب خشك شدن آن گياه مي گردد.

ب - اثر جنس و تركيبات زمين و شوري آب و خاك :

اراضي كه سطح آنها را رسوبات تبخيري شور و گچي و ديگر سازندهاي نامناسب پوشانده است اغلب از لحاظ پوشش گياهي فقير و يا به كلي فاقد پوشش گیاهی اند(مانند سطح گنبد نمكي). در چنين خاكهايي فقط گياهان مقاوم به آهك و شوري  مي توانند، رشد و نمو كنند. آب هاي شور سطحي به تدريج موجب شوری بیشتر خاك ها و در نتيجه كم تر شدن تعداد يا پوشش گياهي منطقه ی تحت تأثير خود، مي گردد. زيرا با افزايش ميزان شوري، قدرت مقاومت گياهان در مقابل شوري كاهش مي يابد و سرانجام موجب نابودي آنها مي شود. در چنين شرايطي ديگر امكان به وجود آمدن گياه جديد هم از بين مي رود. آبهاي شور زيرزميني به ويژه در مناطق خشك، روز به روز بر ميزان شوري و قليائی بودن خاك مي افزايند كه این امر اثر نامطلوبی روي پوشش گياهي مي گذارد. در سطح زمين هائي از جنس كنگلومرا و يا زمين هاي ريزشي از نوع شيستي و كوه هاي با شيب تند و امثال اينها، گياهان كمي مي رويند و يا به عبارتی گیاهان در آن «بند نمي شوند».

د- كمبود يا فقدان آب آشاميدني و عدم دسترسي به برخي از مراتع :

مراتع يا قسمتهايي از آن به علت نداشتن آب يا راه کافی، و دور دست واقع شدن آنها يا مورد استفاده قرار نمي گيرند يا خيلي كمتر از ظرفيتشان مورد چرا واقع مي شود. به طوري كه همواره از لحاظ گياهي غني است و حتي سطح آنها بكر، و دست نخورده باقي مانده است. عدم استفاده ی كامل از اين مراتع كه پوشش گياهي غني دارد ولي فاقد آب هستند(براي نوشيدن دام) موجب مي گردد مراتعي كه داراي آب و در فواصل نزديك به محل سكونت دامداران واقع شده اند مورد چراي بيش از حد دام قرار گرفته و تخريب و منهدم گردند.

-         عوامل غير طبيعي مؤثر در تخريب مراتع( تأثير اقدامات انساني) :

همانطور كه گفته شد از علل اصلي تخريب مراتع در بسيار ي از نقاط ، عوامل مختلف طبيعي است، ولي اعمال و بهره برداري بي رويه ی انسان از مراتع در اغلب موارد، تأثير بيشتري در تخريب و نابودي پوشش گياهي داشته است و دخالت هاي نامناسب انسان سبب شده كه عوامل مساعد طبيعي نيز نتواند مفيد واقع شوند. از اين رو تأثير انسان در نابودي مراتع عمده ترين مسئله است و بايد راه حل هاي مناسب و اقدامات مفيد و مؤثر و عملي تر براي جلوگيري از تخريب و نابودي بيشتر مراتع، ارائه گردد. انسانها به طرق مختلف در تخريب مراتع دخالت دارند از جمله:

1- بهره برداري هاي نامناسب :

1-1- بهربرداري نامناسب مستقيم

انسان به طور مستقيم به طرق مختلف موجب تخريب مراتع شده و مي شود:

الف - تعدد جمعيت بهره بردار مرتعي.

ب - شخم مراتع جهت کشت زراعتهای دیم كم بازده و تبدیل آن برای سایر مصارف.

ج - بوته کنی جهت سوخت.

د – بهره برداري بيش از حد گياهان مرتعي به منظور مصارف دارويي و صنعتي.

ه - مشاعي بودن ( غير قابل تفكيك بودن آنها با ساير اراضي ) عرصه ی مرتع مورد بهره برداري و در نتيجه غير اقتصادي بودن واحد هاي بهره برداري.

و - فقر مالي و عدم توان سرمايه گذاري بهره برداران در اصلاح و احيای مراتع.

1-2- بهربرداري نامناسب غير مستفيم

دامداران با چراندن بي رويه ی دام هاي خود در مراتع باعث تخريب عمده ی مراتع مي شوند.

چراي بي رويه:

منظور از چرای بی رویه، چراي بي موقع (زود هنگام)، چراي ببيش از اندازه و چراي طولاني مدت (خروج دير هنگام) يك مرتع است.

بنابراين انسان ها به طور غیرمستقيم از راه هاي زير موجب تخريب مراتع مي گردند:

الف - چرای بی موقع (چرای پیش رس).

ب - عدم تعادل بین تعداد دام و ظرفیت تولیدی مراتع.

ج - چرای مفرط (چرای بیش از ظرفیت مراتع) از طريق تعداد دام زياد يا چراي طولاني مدت يك مرتع.

ه - تخریب مراتع در اثر حرکت تعداد زیاد دام در مسیر چرا.

و - هماهنگ نبودن انواع دام مصرف كننده با نوع مرتع( مثلا ً گاو بايد از اراضي كه پوشش غالب آن گراس ها هستند استفده كند.)

در اينجا لازم است كه به رابطه ی بين دام و مرتع به لحاظ اهميت آن به عنوان بيشترين و مهمترين مسئله در تخريب مراتع به ويژه در ايران اشاره گردد و در نهايت به راهكارها با توجه به وضعيت مراتع ( علم مرتعداري ) اشاره شود.

ادامه دارد

مرتع و مرتعداری - [ ]
ارسال شده توسط عباس رحیمی نیا شهواری در ساعت 13:24

-       مقدمه :

بيش از نيمي از مساحت كشور ايران را مراتع تشكيل مي دهد. مرتع به عنوان بستر تحولات اقتصادي و اجتماعي ايلات و عشاير ايران از اهميت ويژه اي برخوردار است. زيرا منبع توليد گوشت، لبنيات، پشم و ساير فرآورده هاي دامي است. همچنين بخشي از گياهان صنعتي و دارويي از اين منبع خدادادي به دست مي آيد.

اما متاسفانه بسياري از مراتع كشور به علت تخريب بیش از حد با بحراني عميق مواجه شده اند و ادامه ی اين روند كشور ما را با مشكلات بسياري مانند: سيل هاي مخرب، كم آبی، طوفان، شنهاي روان، آلودگي محيط زيست، خشكسالي و قطحي  رو به رو خواهد كرد. از این رو شناخت اين بخش به طور قطع تأثير تعيين كننده اي بر تنظيم و اجراي برنامه هايي كه نتيجه ی آن ها تداوم حيات جانداران وابسته به مراتع در ترازهاي متفاوت و تنوع زيستي است، خواهد داشت.

اميد است اين مقاله بتواند سهمي در بهتر شناساندن اين بستر حيات داشته باشد و موجب گردد كه عزيزان هر چه بيشتر براي اصلاح و حفظ اين منبع عظيم الهي كوشا باشند.

-       سطح مراتع دنيا :

طبق آمار سازمان خواروبار و كشاورزي ملل متحد، حدود 133/2 ميليارد هكتار مرتع در دنيا وجود دارد. بیشتر سطح خشکی های جهان را مراتع در برگرفته اند طبق آمار اعلام شده به وسیله ی کوک و همکارانش (1986) بیشترین سطح کره زمین به مراتع اختصاص یافته است، بطوریکه مراتع 43% ، جنگلها 18%، اراضی کشاورزی 20%، مناطق مسکونی _ صنعتی4% و اراضی بدون استفاده( یخچالها و قلل کوهها)15%سطح زمین را پوشانیده است .
طبق برآورد هدی(1975)مراتع 47%، اراضی کشاورزی 10%، جنگلهای تجاری 28% و پوششهای دايمی یخی 15%خشکیها را به خود اختصاص داده اند.     
 

-       سطح مراتع ايران :

مساحت ایران بيش از 164 میلیون هکتار است که از این میزان 4/12 میلیون هکتار اراضی جنگلی، 90 میلیون هکتار مرتع، 2/43 میلیون هکتار بیابان و کویر و حدود 4/18 میلیون هکتار اراضی زراعی و باغها هستند. شایان توجه است که از کل مراتع ایران فقط 9/3 میلیون هکتار جزء مراتع خوب درجه بندی شده است.
دفتر فنی مرتع، سطح مراتع ایران را 80-70 میلیون هکتار برآورد کرده است. در كتاب جغرافياي كشاورزي ايران(دكتر تقي بهرامي 1333) سطح مراتع ایران را 15 میلیون هکتار، نیکنام در سال 1341 ، 100 میلیون هکتار شیدایی و نعمتی در سال 1357 ، 106 میلیون هکتار و شرکت اف ام سی آمریکا در سال 1975، با استفاده از تصاویر ماهواره ای مراتع ایران را 90 میلیون هکتار تخمین زده اند، که تخمین فوق با بهره گیری از عکسهای هوایی دارای صحت بالاتری نسبت به سایر تخمین ها است. حدود 46 میلیون واحد دامی مازاد در مراتع وجود دارد و این تعداد باعث افزایش فرسایش خاک در مراتع می گردند. جمعیت بهره بردار مرتع نیز 7/5 برابر توان مراتع برآورد شده است.

تعاريف متعددي براي مرتع ( Range ) عنوان شده است :

تعاريف:

1-       (تعريف مرتع در قانون حفاظت و بهره برداري از جنگلها و مراتع.)

مرتع، زميني است كه حداقل مدتي از سال داراي پوششي از گياهان مرتعي خودرو باشد.

2-      (هادي كريمي،مرتعداري،انتشارات دانشگاه تهران 1369.)

مرتع به اراضي داير يا باير اطلاق مي شود كه رستنيها در آن به حالت طبيعي رشد كرده ميزان بارندگي آن منطقه نسبتاً كم باشد و به وسيله ی حيوانات اهلي و وحشي مورد چرا واقع گردد و هيچ عاملي آن را محدود ننمايد.

3-      ( قانون حفاظت و بهربرداري از جنگل ها و مراتع با اصلاحات بعدي، مصوب 30/5/1346.)

جنگل يا مرتع يا بيشه طبيعي عبارت از جنگل يا مرتع يا بيشه اي است كه به وسيله ی اشخاص ايجاد نشده باشد.

4-      ( آئين نامه ی اجرايي لايحه قانوني واگذاري و احياء اراضي در حكومت جمهوري اسلامي ايران مصوب شوراي انقلاب اسلامي 31/2/1359)

مراتع، زمين هايي است اعم از كوه و دامنه يا زمين مسطح كه در فصل چرا داراي پوششي از نباتات علوفه اي خودرو بوده و با توجه به سابقه ی چرا عرفاً، مرتع شناخته شود. اراضي آيش گر چه پوشش نباتات و علوفه اي داشته باشند مشمول تعريف نيستند. چنانچه مرتع داراي درختان جنگلي خودرو باشد مرتع مشجر ناميده مي شود.

5-      (تعريف جامعه ی مرتعداران ،  Society for Rang management.)

 مرتع: همه ی اراضي داراي پوشش طبيعي به نحوي كه خوراك دام از آن حاصل مي شود و تجديد حيات آن بطور طبيعي انجام مي پذيرد و همچنين آن قسمت از اراضي كه براي كمك به تجديد حيات پوشش گياهي طبيعي آن  بشر دخالت نموده است و پس از اين دخالت آن را همانند ساير مراتع اداره مي نمايد.

مراتع شامل همه ی مناطقی است با پوشش بوته، گراس، جنگلهاي غيرانبوه و همچنين مناطقي كه به علت وجود املاح، شن، صخره و سرانجام خشكي محيط، امكان توليد جنگل تجارتي و يا زراعت ميسر نباشد.

6-      (هدي ؛ Heady, 1975):

 در تعريفي ديگر اراضي غير محصور با پوشش طبيعي و بارندگي كم را كه مورد چراي دامهاي اهلي و حيات وحش قرار مي گيرد، مرتع می نامند .

7-      (والنتاين):

 مرتع شامل اراضي است با پوشش طبيعي يا بذركاري شده با گونه هاي بومي و يا غيربومي كه علوفه ی مورد مصرف دام را تأمين مي نمايد.

8-      ( گري، 1968)ك

مرتع: زميني است غيرقابل كشت كه از آن عمدتاً براي توليد علوفه استفاده مي شود.

-         تاريخچه ی استفاده از مراتع:

دانشمندان و متخصصان بر اين عقيده اند كه گوسفند و بز به وسیله ی ايرانيان قديم اهلي شده اند و قدمت دامداري را بيش از سي هزار سال مي دانند. به هر حال آنچه به صورت تاريخ مستدل و قابل اعتماد وجود دارد، اين است كه هفت هزار سال پيش اجداد ما در سرزمين سرسبز ايران مشغول دامداري بوده اند و حرفه دامداري از گذشته هاي بسيار دور يكي از حرفه هاي مهم ايرانيان بوده و رمه و رمه گرداني در سرتاسر ايران رواج داشته است. حركت اقوام كوچ رو از نواحي سردسير به ايران، عمدتاً براي به دست آوردن چراگاه هاي سرسبز و خرم بوده است، هر چند از آن زمان تاكنون نظام دامداري و مرتعداري دستخوش تغييرات زيادي شده است، اما به احتمال بسيار زياد مسأله ييلاق و قشلاق و كوچ نيز براي به دست آوردن علوفه هاي مناسب تابستانه و زمستانه در ايران به شدت رواج داشته است.

سرسبزي مراتع باعث شده كه اقوام مختلف دامدار از سرتاسر شمال، شمال غربي و شمال شرقي وارد كشور آباد و خرم ايران شوند و چون بين جمعيت دام و گستردگي و سرسبزي مراتع تعادل وجود داشته است، مدتها مرتعداران بدون هيچ نگراني مشغول دامپروري بوده اند، و چه بسا تمدن هاي بسيار عظيمي در اين سرزمين شكل گرفته كه حاصل سرسبزي و خرمي مراتع ايران بوده است.

رمه هاي برخوردار از علوفه هاي مناسب موجبات شكوفايي اقتصاد آن زمان را فراهم مي آورده اند، علاوه بر گوسفند و بز، اسبهاي چابك ايران كه در جهان شهرت بسزايي داشته اند، در همين مراتع سرسبز و خرم و داراي علوفه هاي متنوع پرورش مي يافته اند، و این مراتع سال ها بدون هيچ دلهره، مورد چراي انواع حيوانات اهلي قرار مي گرفتند.

در گذشته، علاوه بر حيوانات اهلي حيوانات مختلف وحشي، مانند بز كوهي و ساير حيوانات در كوه ها و دشتهاي سرسبز اين سرزمين به حيات خود ادامه مي دادند، و تا زماني كه دخالت نارواي بشر و استفاده ی غير اصولي او از مراتع پديدار نشده بود، هيچ مشكلي در اين زمينه وجود نداشت.

-        انواع مراتع:

انواع مرتع بر اساس نحوه ی رويش و استقرار گياه :      

مراتع بر حسب اینکه گياه در آن ها به طور طبيعى روئیده یا استقرار يافته باشد یا انسان در کاشت آن دخالت داشته باشد، به دو دسته ی مراتع طبيعى و مراتع مصنوعی طبقه بندى مي شوند. پسچر زمين هاي زراعتي و گياهان روييده در زمينهاي آيش نيز نوعي مرتع هستند.

-         مرتع طبيعى  

مرتع طبيعى زمينى است که به صورت طبيعى پوشیده از گیاهان علوفه ای و غيرعلوفه ای و خودرو باشد.

-         مرتع مصنوعی        

مرتع مصنوعی زمينى است که هر سال یا هر چند سال یکبار با تجدد کشت از آن بهره بردارى می شود. مرتع مصنوعی ممکن است به شکل چراگاه یا به صورت کشت کارى مورد بهره بردارى قرار گیرد. مراتع مصنوعي را بر اساس چگونگي بهره برداري به اشكال زير تقسيم بندي مي كنند:

چراگاه: زميني است كه تحت عوامل زراعتي كشت و محصول آن مستقيماً مورد چراي دام واقع شود.

كشتزار: به زميني اطلاق مي شود كه تحت عوامل زراعتي كشت مي شود و محصول آن پس از برداشت به مصرف خوراك دام مي رسد.

كشتزار چراگاه: زميني است كه به صورت منظم پس از هر چين، دام در آن چرا مي كند.

چراگاه كشتزار: زمين كشت شده اي است كه پس از چراي دام با اجراي عملياتي نظير كود دادن و آبياري از آن محصول برداشت مي شود.

انواع مرتع بر اساس نوع پوشش گياهى:

بر این اساس که در مرتع درخت یا درختچه وجود داشته باشد یا نه، مرتع را به دو دسته ی: مرتع مشجر، مرتع غيرمشجر تقسیم می کنند.   

-         مرتع مشجر

در اين نوع مرتع، انواع درختان خودرو به صورت پراکنده وجود دارد و گیاهان مرتعى در ميان درختان روئیده اند. مانند جنگلهای غرب کشور واقع در رشته کوههای زاگرس.

بديهى است که در جنگلهای انبوه به دلیل نرسیدن نور کافی، امکان رويش گیاهان مرتعى نيست ولی در همين جنگلها قطعات کم درختی نیز يافت می شود که دامداران از آن به عنوان مرتع استفاده مي کنند گاوسراهائى که در جنگلهای شمال کشور هستند در چنين مکان هائى شکل گرفته اند. اصطلاحاً مرتع دارای درخت و درختچه، مرتع مشجر ناميده می شود. در شرایط و ضوابط که براساس قانون براى بهره بردارى صحیح از مراتع تنظیم گردیده است، مرتع مشجر چنين تعریف شده است: اگر مرتع دارای درختان جنگلی باشد مرتع مشجر ناميده مي شود مشروط بر آن که حجم درختان موجود در هر هکتار، در شمال از حوزه آستارا تا حوزه گليداغى بيش از پنجاه متر مکعب و در ساير مناطق بيش از بیست متر مکعب نباشد.

-         مرتع غيرمشجر

اين گونه مراتع دارای پوشش گياهى غيردرختى و غيردرختچه اى هستند و از انواع گیاهان بوته اى و علفی یکساله و چندساله پوشیده اند. اين مراتع را در بیشتر نواحی ایران می توان یافت و بیشتر مراتع کشور از اين نوع هستند.          

انواع مرتع براساس فصل بهره بردارى :

مراتع قشلاقى:        

به مرتع گرمسیری مرتع قشلاقى نيز گفته می شود اینگونه مراتع که در مناطق گرم واقعند در فصلهای سرد سال به مدت ۵ تا ۷ ماه، مورد استفاده ی دامهای عشایر و دامداران کوچنده قرار می گیرند. بعضی از دامداران خرده پا و روستائيانى که جزء دامداران و عشایر کوچنده نيستند در تمام مدت سال حتی فصلهای گرم سال دامهای خود را در مراتع گرمسیری نگه می دارند.

مراتع ييلاقى:         

مرتع سردسیری یا ييلاقى در ارتفاعات نسبتاً زیاد قرار گرفته است و بیشتر سطح اين مراتع در بهار و گاه تا اوايل تابستان پوشیده از برف است. به همين دلیل در تابستان هواى خنک، رطوبت مناسب و علوفه ی تازه دارند. معمولاً در روزهای آخر بهار و اوايل تابستان چراى دامها در مراتع سردسیر آغاز مي شود و تا اواخر تابستان و اوايل پائیز که در اين مناطق هوا رو به سردی مي رود ادامه مي يابد. دامداران محلی اين مناطق که دامهای خود را در زمستان به گرمسیر نمي فرستند در روزهائى که پائيز و زمستان که هوا آفتابی است و امکان چراى دام در چند ساعت از روز وجود دارد، دامها را به مرتع می برند تا از علوفه ی باقیمانده و آن قسمت از سرشاخه های گیاهان مرتعى که از زیر برف بیرون مانده اند استفاده کنند. دامهای عشایری سه تا چهار ماه از سال را در مراتع ييلاقى چرا مي کنند.

مراتع میانبند:

در اوايل بهار که در مراتع گرمسیری با گرم شدن تدریجی هوا علوفه کمیاب مي شود، دامداران و عشایر کوچنده به مناطق مرتفع تر دارای هواى ملایم و علوفه ی بهتر کوچ مي کنند و تا اواخر فصل بهار در اين مناطق باقی مي مانند. سپس براى گذراندن تابستان به مناطق مرتفع تر می روند. در آخر تابستان و اوايل پائيز در راه بازگشت، دامها دوباره به اين مراتع باز می گردند. به اين نوع مرتع، مرتع میانبند یا مرتع بهاره پائيزه گفته مي شود. در بعضی از منابع آنها را مرتع بين راه و حدفاصل نيز ناميده اند. دامهای عشایر کوچنده معمولاً يک تا دو ماه از سال از مراتع میانبند استفاده مي کنند.

مرتع میانبند بر سر راه رفت و برگشت دامها به ييلاق و قشلاق قرار دارد، بعضی از دامداران نيز که به دلایلی دسترسی به مراتع سردسیری ندارند در فصل تابستان دامهایشان را در همين مراتع نگه می دارند، و دامهای روستائيان محلی نيز در تمام مدت سال از اين مراتع استفاده مي کنند. مجموعه ی اين عوامل باعث شده است تا اين مراتع مورد چراى مفرط واقع شوند و به شدت آسیب ببینند. میزان تخریب در مراتع میانبند از دیگر مراتع شدیدتر است.

انواع مرتع براساس دامهای مصرف کننده :

هر يک از دامها بنابر طبیعت خود انواع خاصی از علوفه را مورد استفاده قرار می دهد و به سخنى دیگر هر نوع دام، مرتعى را با ویژگی های زیر می پسندد:

گاو: مراتع دارای علف های بلند و چمنزار های مرطوب.

گوسفند: مراتع دارای علف های کوتاه و نرم.

بز: مراتع خشک درختچه اى و دارای خار و خاشاک.

شتر: مراتع دارای بوته های خاردار و مراتع خشک بیابانی و کويري.

گاومیش: مراتع واقع در زمينهاى باتلاقى و مرطوب و داراى گياهان آبي.

در ميان انواع مراتع قطعات وسیعی يافت مي شود که ویژگیهای یاد شده در بالا را براى يک گونه دام دارند و بر اين پايه می توان آنها را به مراتع: گاوی، گوسفندی، بزى و شتری و مراتع مناسب پرورش گاومیش طبقه بندى کرد.

انواع مراتع بر اساس عوارض طبيعي يا شكل زمين :

مراتع كوهستاني:

به مراتعي كه در ارتفاعات واقع شده اند و به علت خنكي هوا و ميزان بارندگي داراي علوفه با كيفيت بالا هستند و اغلب به عنوان مراتع ييلاقي مورد استفاده قرار مي گيرند.

مراتع دشتي:

در مناطق پست تر نسبت به مراتع كوهستاني واقع شده اند و اغلب در زمستان مورد چراي احشام قرار مي گيرند.

انواع مرتع براساس توليد و مرغوبيت علوفه :

براساس ميزان توليد و مرغوبيت علوفه، مراتع را به درجه يك تا پنج طبقه بندي مي كنند و در روشي ديگر، مراتع را به: عالي، خوب، متوسط، فقير، خيلي فقير و غيربهره برداري تقسيم مي كنند. كه در ادامه به شرح آنها مي پردازيم.

1-  مراتع عالي، خوب: پوشش گياهي اين مراتع براي چراي دام ها مناسب و كافي بوده و قسمت عمده ی پوشش گياهي اين مراتع را گياهان مرغوب و خوش خوراك مرتعي تشكيل مي دهد.

2-  مراتع متوسط: پوشش گياهي اين مراتع مناسب نيست و فقط براي چراي تعداد كمي از دام ها كفاف مي دهد، زمينهاي اين مراتع  براي تخريب شدن آمادگي بيشتري دارند و به همين دليل بايد با برنامه ريزي دقيق به احياء و تقويت اين مراتع كمك كرد.

3-  مراتع ضعيف و نا مرغوب: پوشش گياهي زمينهاي اين مراتع خيلي كم است و اكثر گياهاني كه در اين زمينها مي رويند براي دام ها غير قابل مصرف است.

  فرسایش خاک در مراتع می گردند. جمعیت بهره بردار مرتع نیز 7/5 برابر توان مراتع برآورد شده است.

اهميت مراتع :

اهميت مراتع دلایل بسیاری دارد که مهمترين آنها به شرح ذیل است:

حفظ خاك و جلوگيري از فرسايش آن:

وجود پوشش گياهي در مراتع از برخورد مستقيم قطرات باران با خاك جلوگيري نموده و مانع از ريزتر شدن ذرات خاك مي شود. همچنين وجود پوشش گياهي مانع مسدود شدن راه هاي نفوذ آب به خاك و جاري شدن سيلاب ها و نهايتاً مانع تخريب مراتع خواهد شد.

تنظيم گردش آب در طبيعت ( آب هاي زير زميني و آب هاي سطحي ):

تأثير مراتع در تأمين آبهاي زيرزميني بسيار مهم است. وجود علف ها و گياهان در مراتع باعث كاهش سرعت رواناب حاصل از بارندگي در سطح زمين می شود. اين حالت دو فایده ی عمده دارد:

اول: از شستشوي خاك جلوگيري مي شود.

دوم: آب فرصت كافي براي نفوذ در خاك را پيدا كرده و در نتيجه باعث پرآب شدن قناتها و چشمه ها مي شود.

ايجاد فضاي سبز و تلطيف هوا.

تامين علوفه ی مورد نياز احشام عشايري و روستايي:

مرتع يكي از منابع تغذيه ی دام هاست. در علوفه ی مراتع خوب تمام مواد خوراكي از قبيل ويتامينها و مواد معدني مورد نياز يك دام وجود دارد. علوفه ی مورد نياز دام از مراتع طبيعي و مصنوعي، زراعت گياهان علوفه اي و باقيمانده ی ساير زراعت ها تأمين مي شود.
بررسی ها در كشور ما نشان می دهند که در شغل دامداري یک خانوار در مدت 7 ماه به حداقل 500 هکتار مرتع نیاز دارد در این صورت 180 هزار خانوار می توانند از مراتع ایران استفاده کنند اما در حال حاضر 916 هزار خانوار بهره بردار از مراتع کشور استفاده می کنند.

زیان ناشی از تخریب اکوسیستمهای مرتعی از نظر اقتصادی به مراتب بیشتر از تولید علوفه، گوشت و سایر فرآورده های لبنی است و ادامه ی بهره برداری های غیراصولی و بی رویه به نابودی منابع آب و خاک و ذخایر غنی کربن این سرزمین می انجامد. ولي با اعمال مديريت صحيح و اصلاح مراتع مي توان ظرفيت مراتع را براي چراي دام تا چند برابر افزايش داد. ارقام فوق نشان دهنده ی اهميت ويژه ی مراتع طبيعي است.

توليد محصولاتي نظير گياهان دارويي ، صمغ ها و رزين ها:

بسياري از گياهان مرتعي وجود دارند كه استفاده هاي دارويي، صنعتي  و يا خوراكي دارند از طرف ديگر سالانه حدود 13 هزار تن عسل در اثر تغذيه ی زنبور هاي عسل از مراتع كشورمان توليد مي شود.

اكوتوريسم.

حفظ ذخاير ژنتيكي گياهي و جانوري.

تامين غذا و مامن وحوش و پرندگان.

با اين حال براساس آخرين بررسيهاي انجام  شده علوفه ی توليدي تنها يك چهارم ارزش عرصه هاي مرتعي است و سه چهارم آن ارزشهاي اكولوژيكي و زيست محيطي شامل تأمين بخشي از پروتئين مورد نياز كشور( بالغ بر 31 درصد گوشت قرمز توليدي سالانه ی كشور )است. 

ارزش اقتصادی مراتع :

منابع طبیعی هر کشور سرمایه ای ملی به حساب می آید که به نسل حاضر و آینده تعلق دارد. رشد و توسعه ی اقتصادی کشور و خصوصا بخش کشاورزی به منابع طبیعی تجدیدشونده مانند جنگلها، مراتع، آب و زمین متکی است. منابع طبیعی تجدیدشونده هم به عنوان نهاده در تولید و هم به عنوان ستاده مطرح است. آب، زمین، چوب جنگل، علوفه ی مراتع، آبزیان و شیلات، گیاهان دارویی، صنعتی و تولید اکسیژن، ستاده محسوب می شود.

بنابر نظر هاینس در ایران قسمت اعظم علوفه ی دامی (88 درصد) بخصوص علوفه ی مورد نیاز گوسفند و بز از مراتع تأمین می گردد.
مراتع علاوه بر ارزشی که در تولید و تأمین علوفه دارند، از سایر جهات نیز دارای اهمیت اند. یک ارزیابی نشان می دهد که ارزش یک هکتار مرتع در سال معادل 232 دلار است  که 25 درصد این میزان مربوط به تولید علوفه و 75 درصد آن مربوط به ارزشهای زیست محیطی است .
به عبارت دیگر ارزش اقتصادی مراتع چهار برابر تولید (7/10 میلیون تن) علوفه ای است که سالانه از مراتع بدست می آید.

پوشش گياهي مراتع :

جوامع گياهي ايران داراي تركيبات متفاوتي است. شكل ويژه ی هر يك از اين جوامع تحت تأثير عواملي چون: خاك، اقليم و شرايط ويژه ی  اكولوژيك منطقه به وجود آمده است. استقرار گياهان در اين جوامع از گوناگوني بسيار برخوردار است در اين جوامع انواع گياهان بوته اي، درختچه، درخت و انواع گياهان يكساله، دوساله و دائمي را مي توان مشاهده كرد.

طبقه بندي گياهان مرتعي  :

در فلات ايران حدود 7500 تا 7800 گونه از گياهان آوندي وجود دارد كه متعلق به 1110 جنس و نزديك به 150 خانواده هستند. فقط 9 جنس از اين گياهان مربوط به گياهان نهانزادان آوندي و بازدانگان است و بقيه به گياهان گلدار تعلق دارد. با توجه به اينكه در تمام كره ی زمين مجموع خانواده هاي گياهان گلدار فقط 350 خانواده است، تعداد خانواده هاي گياهان گلدار ايران بسيار بالا و از اين لحاظ با اهميت است.

گياهان آوندي :

در گیاهان آوندی، آوند چوبی و آوند آبکشی، بافتهای لوله‌ای شکل هستند که سبب انتقال مواد در تمام بخشهای گیاه می‌شوند. همه ی گیاهان این شاخه آوند دارند. این گیاهان را بر حسب ویژگیهایشان به پنجه گرگیان، دم اسبیان و سرخسها تقسیم می‌کنند. هیچ یک از گیاهان این شاخه‌ها توانایی تولید دانه را ندارند. بدین جهت از گروه گیاهان دانه‌دار (پیدازادان) به خوبی تخشیص داده می‌شوند.

گیاهان آوندی را اغلب به نام گیاهان ساکن خشکی می‌شناسند زیرا وجود سیستم آوندی باعث می‌شود که این گیاهان بتوانند در محیط خشک ـ آب و مواد کانی را از پایین‌ترین یاخته‌های ریشه به بالاترین نقطه ی پیکر خود برسانند و رشد کنند. غیر از گیاهان نهاندانه، سایر گیاهان آوندی برای لقاح به آب نیاز دارند.

براي مطالعه ی انواع گياهان مرتعي، آنها را در سه گروه: گياهان خانواده گندميان، گياهان خانواده ی لگومينه(نخوديان)، و گياهان ديگر خانواده ها دسته بندي مي كنند.

در زير به شرح مختصري درباره ی هريك از اين گروه ها مي پردازيم.

گياهان خانواده گندميان :

اين گياهان، تك لپه ای هستند و بخش عمده اي از گياهان مرتعي را تشكيل مي دهند. نگاهي به وضع پوشش مراتع نشان مي دهد كه فراواني گياهان خانواده گندميان در ميان گياهان مرتعي قابل توجه است. اين گياهان به دليل دارا بودن مواد غذايي مناسب و باردهي نسبتاً بالا در واحد سطح،‌ علوفه ی خوبي را به دست مي دهند و از گياهان خوب مرتعي به شمار مي آيند.

گياهان خانواده ی لگومينه :

در اين خانواده، 430 جنس و متجاوز از 1400 گونه گياهي وجود دارد. اين گياهان داراي برگ هاي مركب از برگچه ها و گلهاي منظم يا نا منظم هستند. خانواده ی نخود را به سه خانواده ی فرعي يا مستقل به شرح زير تقسيم مي كنند:

پروانه آسايان                                                      Papilionaceae      

گل ارغوان ها                                                     Caesalpinaceae    

گل ابريشمي ها                                                  Mimosaceae       

در خانواده ی فرعي پروانه آسايان گياهان علفي، بوته اي چوبي، درختچه و درختي را مي توان ديد كه انواع علفي آنها از نظر تعداد بيشتر است.

گياهان مرتعي ديگر خانواده ها :

به غير از گندميان و نخوديان، در ميان گياهان مرتعي تعداد زيادي از گياهان خانواده هاي ديگر نيز مي رويند كه بسياري از آنها از نظر ميزان علوفه ی توليدي، مواد غذايي موجود در آنها، و مرغوبيت علوفه اهميت دارند.

-        پراكنش گیاهان مرتعي  :

به علت تخريب و انهدام سطح وسيعي از مراتع كشور و عدم دسترسي به عكس هاي ماهواره اي جديد، تفكيك تيپ هاي نباتي به ويژه از نظر گياهان علفي و بوته اي با مشكلات زيادي روبروست. بنابراین پوشش گياهي براساس آب و هوا، پستي و بلندي و خاك تحت چند تيپ مهم تشريح شده است:

فلور خزري (هيركاني ) :

موقعيت جغرافيايي :

اين منطقه، دامنه هاي شمالي البرز را شامل مي شود و از سواحل خزر تا ارتفاع 2500 متري از گليداغ در شمال غرب بجنورد تا جنگل هاي آستارا و ارسباران را شامل مي گردد. اين منطقه 2/1 مساحت ايران را به خود اختصاص داده است.

اقليم :

داراي بارندگي 600 ميليمتر تا 2000 ميليمتر در سال است. فاقد دوره ی خشكي بوده و زمستان در اين مناطق ملايم است. درجه ی ابري بودن هوا خيلي زياد و رطوبت نسبي معمولاً بيش از 80 درصد است. بستر علفي زير اشكوب جنگل ها به طور كلي فقير بوده و در نقاطي كه شمشاد وجود دارد، تقريباً آشكوب علفي يافت نمي شود و به جاي آن انواع سرخس ها به وفور مشاهده مي شود.

پوشش گياهي منطقه :

 منطقه هيركاني برحسب ارتفاع به سه آشكوب جنگلي تقسيم بندي مي شود:

آشكوب جنگلي تحتاني 800 الي 1000 متر ارتفاع

اين قسمت پوشيده شده از گونه هاي درختي بلوط، بلندمازو، ممرز، آزاد، انجيلي، نمدار و انواع افراست. در اراضي باتلاقي، توسكاي قشلاقي و ييلاقي يافت مي شود. درختچه هایي چون شمشاد، سياه تلو، انار وحشي و تمشك در اين منطقه وجود دارد. در بين گندميان گونه هاي يكساله از نوع Oplismenus undulalifolius , Setaria غالب ترند و در نهايت خانواده ی بقولات محدود به جنس اسپرس و شبدر يك ساله است.

آشكوب جنگلي مياني 1000تا 2000 متر ارتفاع

داراي حداكثر نزولات آسماني در بين ساير طبقات آشكوب هاست و قسمت هاي خشك آن داراي گونه هاي درختي راش، گونه ی غالب منطقه ممرز با گونه هاي همراه افرا پلت، افرا شيردار، ‌نمدار، اوجا، بارانك و زبان گنجشك است. این آشکوب، در قسمت هاي انبوه جنگلي فاقد گونه هاي علفي ولي در قسمت هاي باز و آفتاب گير داراي علفي هاي چند ساله با گونه هاي غالب Agropyron و داراي لگوم هايي مانند شبدر قرمز و شبدر سفيد و انواع اسپرس است.

آشكوب فوقاني 2000 تا 2700 متر ارتفاع

داراي آب و هواي سرد و خشك و نزولات بيشتر به صورت برف است. در اين مناطق درختچه هايي از انواع: ارس،‌ زرشك‌، شير خشت، بارانك و ارجنك و گندميان دائمي غالب همچون Bromus persicusوFestuea spp  و انواع Agropyron  یافته می شود.

فلور بلوچ

موقعيت جغرافيايي :

از مرز پاكستان در جنوب شرقي ايران به صورت نواري شروع شده و سواحل درياي عمان و خليج فارس را دربر مي گيرد، منطقه ی بلوچي 5% ايران را شامل مي گردد.

اقليم :

نزولات ساليانه ی منطقه بلوچي در قسمت جنوب شرقي بلوچستان و مكران بين 100 تا 200 ميليمتر است و در قسمت جنوب غربي آن تا 300 ميلي متر مي رسد. رطوبت نسبي هوا بالا و بين 60 تا80 درصد است.

پوشش گياهي :

با توجه به بارندگي خوب، فلور منطقه بسيار غني است. به طوري كه رستني هاي آن انبوه تر از حدي است كه انتظار مي رود. از درختان و درختچه هاي اين منطقه انواع كرت يا آكاسيا، كهور، ‌كنار، استبرق،‌انواع گز،‌ خرزهره، كنور و بالاخره خرما را مي توان نام برد.

گونه هاي گندميان يكساله فراوان و معمولاً در زير تاج پوشش درختان و درختچه ها تشكيل شده اند. و گونه Stipa capensis با فصل رويشي زمستان از گندميان يكساله مهم اين منطقه به شمار مي رود.

از گندميان چند ساله مي توان گونه هايPanicum anticum, Cenchrus ciliaris,Pennisetum orientale  و در ارضي شور Aeluropus repens را نام برد.

بقولات اين منطقه از نوع گونه هاي مناطق گرمسيري از قبيل Rhynchosha ,Cajanus , Crotolaria  است.

فلور ايران توراني  :

موقعيت جغرافيايي :

سطح وسيع فلات مركزي ايران و نوار غربي ايران(85% كشور) را شامل مي شود.

اقليم :

از اين نظر در قسمت هاي مختلف متفاوت است. كه در هر قسمت وضعيت آب و هوايي ذكر مي گردد.

پوشش گياهي :

به طور وضوح از نقطه نظر پراكنش و فراواني و گونه هاي جنس هاي مختلف از جمله جنس Astragalus(حداقل 600 گونه) مشخص و متمايز است و همچنين از جنس هاي Cousinia( بيش از 200 گونه) و Silene( حدود 100 گونه) و Alium( تقريباً 90 گونه) و Euphorbia و Nepeta و Acantholhmon( حدود 80 گونه) و Onobrychis و Salvia و ‍Centaurea( حدود 70 گونه ) در اين قسمت وجود دارد . البته جنس هاي زيادي از گياهان ديگر با گونه هاي مختلف گياهي در اين منطقه يافت مي شود كه براي اطلاعات بيشتر مي توان به منابع جامعي كه درباره ی فلورهاي ايران اطلاعات كامل تري دارند رجوع كرد.

در اين منطقه رستني هاي درختي از نوعPrunus, Amygdalus , Crataegus , Rhamnus ,Pyrus , Celtis و گونه هاي ديگر تشكيل يافته اند.

اين فلور خود به چند زير فلور تقسيم بندي مي شود كه به شرح زير است:

الف – فلور نيمه صحرائي :

-        موقعيت جغرافيايي :

صحاري مركزي ايران ( به طور تقريب 21% مساحت كشور ) را شامل مي گردد. كه دشت هاي پهناور كويري مانند لوت و كوير نمك از مهمترين بخش هاي اين منطقه كاملاً خشك محسوب می گردد.

-        اقليم :

نزولات ساليانه ی اين مناطق كمتر از 100 مليمتر در سال بوده و تغييرات نسبي بارندگي بيش از40%است و همچنين تبخير سالیانه برخلاف ميزان بارندگي زياد و غالباً 4000 ميليمتر در سال تجاوز مي كند.

-        پوشش گياهي :

در اين منطقه يك سلسله از رستني هاي منقطع و پراكنده يافت مي شود. ولي ناحيه ی مركزي به علت مداخلات انسان و انباشته شدن و تمركز مقادير زيادي نمك در گودالهاي خيلي مرطوب و يا پيشرفت تپه هاي شن روان فاقد هرگونه رستني است. در كل كليماس پوشش گياهي در اين مناطق در قسمت شمالي، بوته زار با زير پوششي از گياهان علفي يكساله و چند ساله و در قسمت هاي جنوبي، بيشتر درختچه اي است. در اثر تخريب پوشش گياهي در قسمت شمال شوره زار وسيعي به نام كوير نمك و در قسمت جنوبي لوت، ماسه هاي روان پديدار شده است. قسمت عمده گونه هاي موجود در اين منطقه از اسفناجيان Chenopodiaceae مقاوم به شوري (Halophile) تشكيل شده اند از قبيل:Salicornia ,Halocnemum strobilaceum Seidlitzia ,rosmarinus, انواع Salsola.

رستني هاي درختي مهم اين منطقه شامل چند گونه گز و اسكمبيل و Arthrophyton persicum است. درختچه هاي گوناگون كه كم و بيش خاردار هستند ممكن است بازهم بر روي سنگهاي كوهستان ها(ارژن- Amygdalus, Pteropyrum) وجود داشته باشند. از گندميان چند ساله نمي توان جزء Aristida plumose در نواحي شني و يا سنگلاخ در نواحي كه قدري شور هستند پيدا كرد و همچنين به طور نادر و كمياب Stipa barbata ممكن است در كوهستانها يافت شود.

ب – فلور استپي :

-        موقعيت جغرافيايي :

مناطق استپي تقريباً 28% سطح كشور را دربر مي گيرد و به صورت كمربندي مناطق كويري و بياباني ايران را احاطه كرده است.

استپ

به اكوسيستم هايي اطلاق مي شود كه داراي گياهان بوته اي كوتاه و تنك بوده و الگوي پراكنش به صورتي است كه بين گياهان و خاك سخت و برهنه يافت مي شود.

-        اقليم :

در اين منطقه ميزان نزولات بين 100 تا 230 ميليمتر تغيير مي كند. این منطقه را برحسب درجه ی حرارت در زمستان و ارتفاع و عرض جغرافيايي می توان به منطقه هاي كوچكتري تقسيم كرد كه شامل منطقه استپي گرم ( دشت خوزستان، جنوب شرقي فارس و مناطق كم ارتفاع واقع در بين بلوچستان و كوير مركزي) ، منطقه استپي معتدل ( قم، كرمان، زاهدان و بيرجند) و منطقه استپي سرد(اصفهان، تهران و نقاط كوهستاني استان مركزي ) هستند.

منطقه ی استپي گرم داراي دوره ی خشكي زياد با درجه حرارت متوسط 10 درجه سانتي گراد در دي ماه و بارندگي كم در بعضي ماه ها و يا فاقد بارندگي، بي شباهت به اقليم بياباني نیست. حوزه ی استپي معتدل داراي درجه حرارت متوسط 5 تا 8 درجه سانتي گراد در دي ماه و بيشترين ميزان بارندگي در ماه هاي دي و اسفند است. لازم به ذكر است دوره ی خشكي در اين قسمت نسبتاً كوتاه و بارندگي تقريباً در تمام ماه ها وجود دارد. البته درجه حرارت اين حوزه نسبت به درجه حرارت حوزه ی گرم پايين تر است ولي ميزان بارندگي در هر دو حوزه معتدل و گرم تقريباً يكسان است. در نهايت حوزه استپي سرد با درجه حرارت متوسط كمتر از 4 درجه سانتي گراد در دي ماه داراي دوره ی خشكي كوتاه و محدود به تابستان است.

-        پوشش گياهي :

گروه رستني هاي اين منطقه نيز تابعي از شرايط درجه حرارت و ارتفاع از سطح دريا و عرض جغرافيايي است و به همين لحاظ فلور اين منطقه بسيار متفاوت است. اين فلور عموماً در نواحي جنوبي و شرقي به علت فراواني گياهان يك ساله غني است. اين فلور را درمنه زارهاي استپي نيز مي نامند و درمنه Artemisia herba- alba مشخصه ی اين فلور است.Aristida plumosa معمولاً از گندميان چيره در منطقه استپي به شمار مي رود ولي در اراضي سنگين يا شور ديده نمي شود. گونه هاي دائمي Stipa( مخصوصاً Stipa barbata) در گذشته فراوان تر بوده ولي امروزه در بخش هاي زيادي نابود شده است. انواع بقولات دائمي  اين منطقه خيلي كم است. فقط چند گونه از Astragalus هاي علفي(از دسته ی Cereidothrix) گاهي به طور وفور يافت مي شوند. درخت و درختچه ها در منطقه ی استپي كاملاً از بين نرفته اند و در بعضي نقاط سنگلاخ باز هم مي توان Pistacia atlantica , Pistacia khinjuk (در جنوب) و انواع بادام Amygdalus و انجيرFicus carica  و غيره را پيدا كرد.     

ج- فلور نيمه استپي  :

-        موقعيت جغرافيايي :

مناطق نيمه استپي حدود 5/18% مساحت كشور را تشكيل مي دهند.

-        اقليم :

ميزان بارندگي سالیانه ی اين مناطق بين 230 تا 400 ميليمتر متغيير است. اين مناطق به حوزه نيمه استپي گرم شامل شمال و شرق خوزستان و كازرون، نيمه استپي معتدل شامل شيراز، قصرشيرين و رودبار و شمال شرق گرگان و حوزه ی نيمه استپي سرد شامل بخش وسيعي از استانهاي آذربايجان غربي و شرقي، همدان، شهركرد، مشهد و بجنورد است.

-         پوشش گياهي :

در اين منطقه به علت بارندگي زياد فلور علفي خيلي غني تر از منطقه ی استپي است. گونه هاي درختي و درختچهاي اين مناطق شامل: داغداغان(Celtis ssp)، گلابي وحشي(Pirus syriaca)، وليك ( Crataegus ssp) انواع بادام( Amygdalus ssp) و در ارتفاعات ارس (Juniperus excelsa).

گندميان مهم مراتع نيمه استپي عبارتند از:

Agropyron cristatum ,A.intermedium, A.trichophornm, A.tauri, Hordeum bulbosum, Bromus tomentellus.

در قسمت هاي كوهستاني و مرتفع اين تيپ (از 200 متر به بالا )بعضي از انواع درمنه با گندميان فوق همراه مي شوند. در مناطق مرتفع بهره برداري بي رويه از اين تيپ به زياد شدن گياهان خاردار و بالشتي و غيره منجر مي گردد.

د- فلور جنگلي خشك  :

-        موقعيت جغرافيايي :

جنگل هاي مناطق خشك به صورت نواري در بخشهاي شمال و غرب كشور قرار گرفته اند و 8/8 درصد كل مساحت ايران را در برمي گيرند. اين مناطق در داخل رشته كوه هاي زاگرس از فارس تا كردستان و بر روي بعضي از ارتفاعات آذربايجان و همچنين شيب هاي رو به جنوب سلسله جبال البرز تا قسمت خاوري آن، نوار باريكي را تشكيل مي دهند. ارتفاع اين مناطق بين 800 تا2600 متر تغيير مي كند.

-        اقليم :

با توجه به تغييرات ارتفاع، ميزان بارندگي ساليانه جنگلهاي مناطق خشك حدود 400 ميليمتر و بيشتر است. نفوذ آب و هواي مديترانه اي به جنگلهاي مناطق خشك باعث گرديده كه در اين ناحيه زمستان ها سرد و طولاني، بهار معتدل و مرطوب و تابستانها خشك باشند. نزولات زمستانه بيشتر به صورت برف است كه گياهان علفي چند ساله را در مقابل درجات پايين حرارت حفظ مي كند. جنگل هاي خشك منطقه ی البرز كه به صورت نوار باريكي در ارتفاعات برف گير و سرد قرار گرفته اند، از نظر آب و هوايي شباهت زيادي به جنگلهاي خشك غرب كشور دارند.

-        پوشش گياهي :

جنگل هاي زاگرس عموماً از بلوط (Quercus persica) تشكيل يافته اند و از ناحيه ی كازرون فارس تا جنوب غربي آذربايجان گسترش دارند. در غرب كردستان بلوط با هول(Qurcus libani) و درامازو(Quercus infectoria)همراه شده و جنگلهاي وسيعي را تشكيل مي دهند. جنگلهاي آلوتان در سردشت آذربايجان غربي يكي از مهمترين آنهاست. در جنوب زاگرس، در ارتفاعات پايين و نقاط پست رستنيهاي علفي تنوع زيادي ندارند و بيشتر از انواع گياهان يكساله بخصوص Aegilops ssp تشكيل شده اند. از گندميان چندساله گونه هاي Poa bulbosa ,Hordeum bulbosum يافت شده ولي به صورت بسيار پراكنده انواع Stipa ,Agropyron نيز ديده مي شوند. از بقولات چند ساله مهم اين ناحيه مي توان Onobrychis sp, Astragalus sp , Trigonella elliptica و يونجه را ذكر كرد.

ه- فلور كوههاي بلند و مرتفع :

-        موقعيت جغرافيايي :

اين رويشگاه قلل مرتفع كوهستاني را در ارتفاعات بيش از 2600 متر تشكيل مي دهد.

-        اقليم :

بارش در اين فلور به صورت برف است كه در بعضي قسمت ها به ويژه در شيب ها و فرورفتگي هاي خيلي مرطوب، مدت طولاني دوام مي آورد كه اين امر بستر مناسبي را براي رشد چمن هاي انبوه و فشرده كه به چمنزارهاي آلپي شباهت دارد فراهم مي كند.

-        پوشش گياهي :

اين فلور از حيث گونه، بسيار غني است ولي تعدادي از آنها قطعاً محلي و بومي هستند به طوري كه هر كوهي كم و بيش داراي فلور مخصوص به خود است. خانواده هايي كه از نظر تعداد گونه ها يا به مناسبت توسعه و گسترش زياد قابل ملاحظه هستند عبارتند از: گندميان، بقولات، نعنائيان، مركبه، چليپائيان و چتريان و گندميان چند ساله شامل Bromus(به ويژه B.tomentellus) , Agropyron,Poa , Festuca(مخصوصاً از گروهF.ovina), Stipa,Melica و Hordeum fragile در قسمتهايي كه رطوبت بيشتر است. در اين اكوسيستم بجزء درختچه ارس (Juniperus excelsa) ساير گونه هاي درختي يافت نمي شوند. و گياهان بيشتر بالشتي و خاردار هستند و روي زمين به حالت خوابيده قرار گرفته اند تا از بادهاي خشك و سرد مصون بمانند.

-       مصارف گياهان مرتعي  :

در نگاه اول به نظر مي رسد كه مهمترين مورد استفاده از گياهان مرتعي همان چراي دام و استفاده علوفه اي است ولي بسياري از گياهان موجود در مراتع داراي ويژگي هايي هستند كه مي توان از آنها به گونه هاي ديگري به غير از مصرف علوفه ی دام نيز بهربرداري كرد. بر اين اساس، گياهان مرتعي را به جز استفاده ی علوفه اي دام به گياهان دارويي، گياهان صنعتي، گياهان خوراكي و گياهان سمي مي توان دسته بندي كرد.

-        گياهان داروئي

گونه هاي زيادي از خانواده هاي مختلف گياهان از جمله گندميان، مركبان، بادمجانيان، ‌پروانه آسايان، اسفناجيان، نعناعيان، گاوزبانيان، فرفيونيان و ... يافت مي شوند كه داراي خواص درماني هستند و مي توانند در تهيه ی داروهاي مختلف مؤثر باشند. به علاوه تعدادي از گياهان نيز اثر دفع حشرات و از بين بردن انگل هاي پوستي و غيره را در انسان و دام دارند و بدين گونه در پزشكي و دامپزشكي كاربرد دارند. به عنوان مثال مي توان به گياهاني مانند آويشن و بومادران كه براي عام بيشتر شناخته شده هستند، اشاره كرد. به طوري كه آويشن از خانواده ی نعناعيان به عنوان بادشكن، تقويت معده، ‌خلط آور و ضد تشنج و بسياري موارد ديگر استفاده مي شود و بومادران از خانواده مركبان به عنوان دارويي براي بند آوردن خون و درمان خونريزي، در دامپزشكي از جوشانده غليظ آن براي رفع خون در ادرار و رفع جرب گوسفندان مي توان استفاده كرد.

-        گياهان صنعتي

گياهاني همچون گون (Astragalus ssp) كه صمغي به نام كتيرا از آن استخراج مي گردد و در صنايع داروسازي، بهداشتي و نساجي مصرف مي شود.

گياهي همچون كما (Ferula ssp) از خانواده ی چتريان كه از آن صمغ آن قوزه به دست مي آيد و گياهي مانند باريجه(Ferula gumosa) گياهي است از خانواده چتريان و از آن صمغي به نام باريجه به دست مي آيد كه مصرف صنعتي دارد.

-         گياهان خوراكي

در بين گياهان مرتعي تعدادي يافت مي شوند كه براي انسان مصرف خوراكي دارند كه از آن جمله: ريواس، والك، شنگ، ترشك، كنگر، سلمه، گونه هايي از قارچها، درختچه ی زرشك و درختچه ی گز كه از آن گز انگبين گرفته مي شود و گياهي همچون زيره و پونه كه مصرف ادويه اي دارند.

-        گياهان سمي

تعدادي از گياهان وجود دارند كه خوردن آنها در دام ايجاد مسموميت مي كند. خوش خوراكي اين گياهان كمتر از گياهان علوفه اي است كه از آن جمله مي توان شوكران، آبي، زبان در قفا، آلاله تلخ و شقايق نعماني را نام برد.

-       مصرف كنندگان توليدات مرتعي :

برگ، ساقه، ميوه و حتي ريشه ی گياهان موجود در مراتع، جنگلها و آبگيرها اغلب مورد استفاده ی جانوران قرار مي گيرد. اين جانوران كه به طور مستقيم از توليدات مراتع تغذيه مي كنند به عنوان استفاده كنندگان اوليه اكوسيستم هاي مرتعي تلقي مي شوند. اين جانوران شامل انواع پستانداران، پرندگان و آبزيان هستند، در ميان حشرات، زنبورعسل و حشراتي كه در گرده افشاني گياهان و يا در مبارزه با آفات مؤثرند، مفيد هستند و ديگر حشرات يا به صورت آفت و يا به صورت حشرات بي زيان در مراتع به سر مي برند. از پستانداران اهلي، گاو، گاوميش، گوسفند، بز، شتر، اسب، الاغ، قاطر و خوك و از پستانداران وحشي قوچ و ميش كوهي، بزكوهي، گوزن، آهو، جبير، گورخر، خرگوش، خرس، گراز، فيل، زرافه كانگورو را مي توان نام برد. (سه حيوان اخير به طور طبيعي در ايران زندگي نمي كنند، پرورش خوك در استفاده از گوشت آن به دليل ممنوعيت شرعي، در ايران معمول نيست. ) گوزن که در كشور ما حيواني وحشي و شكاري است در بعضي از كشور ها پرورش داده مي شود. از انواع پرندگان، مرغ خانگي، بوقلمون، اردك، غاز، قو، قرقاول، كبوتر، گنجشك، كبك، تيهو، كلاغ و ... را مي توان نام برد كه در اين ميان مرغ خانگي از پرندگان اهلي و بوقلمون، كبوتر، اردك، غاز و قو داراي انواع اهلي و وحشي و ديگر گونه هاي ياد شده وحشي هستند. پرندگان وحشي و برخي از پرندگان اهلي مانند غاز و بوقلمون و ... يا مستقيماً از مرتع تغذيه مي كنند و يا فرآورده هاي مراتع طبيعي و مصنوعي را مورد استفاده مي دهند. از آبزيان گونه هاي ماهيان علف خوار را مي توان نام برد. اما آنچه كه در اينجا بيشتر مورد توجه است، جانوران اهلي يا دام هاي استفاده كننده از مراتع هستند. در وهله بعد استفاده كنندگان ثانويه قرار مي گيرند كه در حيوانات با شكار يكديگر از هم تغذيه كرده و در نهايت انسانها با استفاده از  فرآورده هاي دامي مانند شير و لبنيات حاصله از آن، گوشت انواع دام و پوست و موي آنها در رده ی مصرف كنندگان ثانويه ی اكوسيستم هاي مرتعي قرار مي گيرند.

يكي از توليدات دامي مهم در اغلب كشور ها گوشت آنهاست. هر گروه از دام ها نوع خاصي از گوشت را توليد مي كنند به طور مثال: گاو، گوسفند، بز و شتر، گوشت قرمز؛ پرندگاني همچون مرغ خانگي، بوقلمون و غيره (بجز اردك و مرغابي) گوشت سفيد و اردك، مرغابي و‌ انواع شكار ها مانند آهو و غيره گوشت سياه محسوب می شوند.

يكي ديگر از مصارف ثانويه ی انسانها كه صنعت مهمي را به خود اختصاص داده زنبورداري است كه از محصول آن عسل، استفاده مي گردد. پرورش زنبور و تولید عسل در بسياري از نقاط ايران و جهان رایج است.  

منابع:

http://www.mprn.ir

http://marefipour.blogfa.com

http://iran-eng.com

(( ادامه دارد ))

فرسایش خاک - [ ]
ارسال شده توسط عباس رحیمی نیا شهواری در ساعت 13:46

فرسايش خاك : فرسایش که به آلمانی Abtrag وبه فرانسه وانگلیسی Erosion گفته می‌‌شود، از کلمه لاتین Erodere گرفته شده وعبارت است از فرسودگی و از بین رفتگی مداوم خاک سطح زمین (انتقال یا حرکت آن از نقطه ای به نقطه دیگر در سطح زمین) توسط آب یا باد.
خاک یکی از مهمترین منابع طبیعی هر کشور است. امروزه فرسایش خاک به عنوان خطری برای رفاه انسان و حتی برای حیات او به شمار می‌رود. در مناطقی که فرسایش کنترل نمی‌شود، خاک ها به تدریج فرسایش یافته، حاصلخیزی خود را از دست می دهند.
فرسایش نه تنها سبب فقیر شدن خاک و متروک شدن مزارع می گردد و از این راه خسارات زیاد و جبران ناپذیری را به جا می گذارد، بلکه با رسوب مواد در آبراهه ها، مخازن سدها، بنادر و کاهش ظرفیت آبگیری آنها نیز زیانهای فراوانی را سبب می‌گردد. بنابر این نباید مساله حفاظت و حراست خاک را کوچک و کم اهمیت شمرد.
اگر استفاده خاک بر اساس شناسایی استعداد و قدرت تولیدی آن ومبتنی بر رعایت اصول صحیح و علمی باشد، خاک از بین نمی رود. فقط در سایه حمایت پوشش نباتی(درختان یا سایر گیاهان) بوده که فرسایش خاک بسیار کند شده و تعادلی در تشکیل و فرسایش خاک ایجاد گردیده است.
این تعادل مساعد که تحت تاثیرشرایط طبیعی حکمروا شده بود،از زمانی که بشر زمین را به منظور تهیه محصول وبدست آوردن غذا و دیگر مایحتاج خود ،موردکشت و زرع قرار داد تا از آن به عنوان مرتع استفاده کرد، بر هم خورد و زمین ها در معرض فرسایش شدید و وسیع قرار گرفت .
بنابراین فرسایش قبل از آنکه مورد بهره برداری انسان قرارگیرد نیز اتفاق می‌افتاده(فرسایش طبیعی) ولی از وقتی‌که انسان در آن به کشت و زرع پرداخت باعث فرسایش بیش از حد(فرسایش سریع وشدید) خاک شده است.
مبارزه با فرسایش آبی:
معمولا برای حفظ خاک و مبارزه با فرسایش دو راه وجود دارد: مبارزه مستقیم و مبارزه غیر مستقیم. این دو روش مبارزه نمی­توانند جایگزین یکدیگر شوند، بلکه بصورت مکمل می­باشند. استفاده از فعالیتهای مدیریتی (Best Management Practices)، در قالب مدیریت جامع حوزه­های آبخیز، روشی مناسب در کنترل و کاهش میزان فرسایش و رسوب است.
1- مبارزه غیر مستقیم:
در مبارزه غیر مستقیم هدف ایجاد پوشش گیاهی یا بیشتر کردن آن است. برای نتیجه گیری بهتر، بایستی روش بهره­برداری از زمین با حفظ خاک متناسب باشد و به جهت ایجاد تعادل بین خاک و گیاه و زمینهای مرتعی و جنگلی و زراعتی مشخص گردد تا نقاطی که استعداد جنگل را دارد، جنگل­کاری، و قسمتهایی که برای مرتع­داری مناسب است، در آنجا پوشش مرتعی ایجاد یا توسعه داده شود و خلاصه سطح­هایی که برای کشاورزی مستعد است، گیاهان زراعتی مناسب با آن محل بویژه از خانواده لگومینوز کاشته بشود. هر چند گیاهان زراعتی خاک را به خوبی مرتع و جنگل در برابر عوامل فرسایشی حفظ نمی­کنند، اما چون خاک استعداد کشاورزی دارد، چنانچه از روی اصول صحیح کشت و زرع گردد، هم از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه است و هم خاک حفظ خواهد شد.
در بهره­برداری صحیح از خاک در نقاط کوهستانی معمولا باید نکات ذیل مراعات بشود:
زمینهایی که شیب آنها زیاد و صخره­ای است و همچنین سطحهایی که خاکش کم است، مانند قله کوهها را باید به احداث جنگل اختصاص داد تا حساسیت خاک در مقابل فرسایش کم شود و زمینهایی که دارای خاک نرم و مرطوب و کوهپایه­ای است و نسبت به زمینهای جنگلی شیب کمتری دارد در آنها مرتع بوجود آورد و خلاصه اراضی که خاکش خوب و شیب آن کم است و دسترسی به آب آبیاری لازم هم هست، با احتیاط و از روی اسلوب صحیح کشاورزی بشود.
در اینجا قابل ذکر است که بسیاری از کارشناسان که برنامه آبخیزداری را اجرا می­کنند معتقدند در نقاطی که منظور حفظ خاک است،‌ به هیچ وجه نباید زراعت بشود، کمااینکه در ایران در کلیه حوزه های آبخیزداری بکلی مانع بهره­برداری از زمین بصورت کشاورزی و برای دامداری می­شوند، زیرا شخم زدن زمین و همچنین بدون پوشش گیاهی ماندن آن برای مدتی از سال به فرسایش خاک کمک می­کند.
2-  مبارزه مستقیم:
مبارزه غیر مستقیم یعنی ایجاد پوشش گیاهی یا تقویت پوشش زنده خاک بیشتر به منظور پیشگیری صورت می­گیرد، در صورتیکه مبارزه مستقیم هنگامی شروع می­شود که خاک فرسایش یافته باشد و باید اقداماتی انجام داد که خاک بیش از این فرسایش نیابد و امکاناتی فراهم کرد تا سطوح فرسایش یافته ترمیم گردد. بنابراین در مبارزه مستقیم وضع خاک از نظر فرسایش از مرحله پیشگیری به مرحله استعلاجی می­رسد که انجام این امر مستلزم صرف هزینه زیاد است و اصل اقتصادی آن بایستی مراعات گردد.
فرسایش آبی موقعی اتفاق می­افتد که سرعت آبهای جاری از سرعت آستانه فرسایش تجاوز کند. سرعت آستانه فرسایش، حداقل سرعتی است که آب بتواند ذرات خاک را با خود حمل کند. در مبارزه مستقیم با فرسایش آبی، هدف نفوذ دادن آب بیشتر در زمین، یا هدایت آبهای اضافی به طرف مجاری خروجی و خلاصه جلوگیری از سرعت آبهای جاری در سطح زمین است تا به سرعت آستانه فرسایش نرسد که موجب فرسایش خاک گردد.
مبارزه مستقیم با فرسایش را معمولا از طریق ایجاد بانکت­های افقی در امتداد خطوط تراز و ایجاد سکوهای محافظ و حایل و دیگر اقداماتی که بعدا به آنها اشاره خواهد شد، انجام می­دهند.
مبارزه با فرسایش خاک:
همانطور که قبلا شرح داده شد، خاک توسط آب و باد فرسایش می­یابد. پوشش گیاهی و هوموس در جلوگیری از هر دو نوع فرسایش (آبی و بادی) بسیار موثر است.
برای جلوگیری از فرسایش خاک در درجه اول باید هدف ایجاد پوشش گیاهی باشد. اما بدیهی است که در بعضی نقاط، شرایط طبیعی طوری است که امکان روییدن گیاه نیست ولی در هر حال باید اقداماتی در زمینه جلوگیری از فرسایش خاک صورت گیرد. در این شرایط بایستی از فکر ایجاد پوشش گیاهی در آن منطقه منصرف شد و روشهای دیگری را برای نفوذ دادن آب در زمین (در فرسایش آبی) و تثبیت خاک در فرسایش آبی و بادی در پیش گرفت. به عنوان مثال حفر جویها یا بانکت­ها در دامنه کوهها در جلوگیری از فرسایش آبی و استعمال مالچ نفتی در تثبیت ماسه­های روان و دیگر اقدامات که ذیلا به شرح آنها خواهیم پرداخت.
لازم به ذکر است که اقدامات لازم درباره جلوگیری از فرسایش خاک و انتخاب روش و بکار بردن وسیله صحیح برای مبارزه با آن باید با مطالعات و بررسیهای دقیق و توجه به وضع اقلیمی و جغرافیایی و حتی اجتماعی منطقه مربوطه صورت گیرد نه آنکه یک فرمول و یک دستورالعمل برای مبارزه با فرسایش بادی برای کلیه نقاط بکار برده شود.
اثر فرسایش در ایجاد سیلابهای خطرناک:
در مناطقی که زمین پوشش گیاهی کم دارد یا بکلی فاقد آن است، در موقع بارندگی­های شدید یا ذوب شدن برفها، آب زیادی در دامنه کوهها جاری می­شود که اغلب تشکیل سیلهای خطرناکی را می­دهد. با فرسایش خاک و گل­آلود شدن آب و وجود مواد دیگری از قبیل ریگ و قلوه­سنگ و سنگ در سیلابها، قدرت خراب کننده آب فرسایش می­یابد و با نیروی زیادتری باعث کنده شدن بستر رودخانه­ها و کناره­های مسیل می­گردد و حتی خانه­های مجاور رودخانه­ها و مسیلها را نیز ویران می­کند و از این راه خسارات زیادی وارد می­سازد.
اثر فرسایش در پر شدن سریع سدها:
در حفظ خاکهای حوزه آبریز رودهایی که بر روی آنها سد بسته شده است، نسبت به رودهایی که بر روی آنها سد بسته نشده است باید بیشتر دقت بشود و عملیات حفاظتی به منظور جلوگیری از فرسایش خاک سریع­تر و جدی­تر و موثرتر باشد، زیرا وجود سد خود در واقع در حکم یک صافی است که مانع عبور مواد محموله آب می­شود. هرچه خاکهای حوزه آبریز رود مربوط بیشتر فرسایش یابد، به همان نسبت مواد بیشتری در پشت سدها جمع و روی هم انباشته می­شود و در نتیجه عمر سد یعنی مدت بهره­برداری از آن کوتاهتر می­گردد.
اثر فرسایش بر روی کاهش آبهای زیرزمینی:
پوشش گیاهی نه تنها خاک را حفظ می­کند و مانع از فرسایش آن می­شود، بلکه در حفظ آب نیز بسیار موثر است. در نقاطی که زمین پوشش گیاهی دارد (که این پوشش مانع از فرسایش آن می­شود)، به هنگام بارندگی قطرات آب به هنگام فرود آمدن ابتدا به اندام گیاه برخورد می­کند و بصورت ذرات ریز در می­آید که بهتر جذب زمین می­گردد. از طرف دیگر ریشه­های گیاه و هوموس موجود در خاک، آبی را که به زمین می­رسد جذب می­کند و به این طریق مانع از جاری شدن آن در سطح زمین می­گردد. آبی که به طریق مذکور در خاک حفظ می­شود بعدها بصورت آب چشمه­سار از کف دره­ها بیرون می­آید و آبهای دائمی را تشکیل می­دهد یا به عنوان آب زیرزمینی در آن محل یا نقاط دورتر از آنها بهره­برداری می­شود.
بعکس، کوهها یا زمینهای شیبداری که پوشش گیاهی ندارد و فرسایش یافته است، قادر نیست آبهای برف و باران را در خود نگه دارد. چون به همین علت منابع آبهای زیرزمینی تغذیه کافی نمی­شود، در فصول خشکی قناتها دچار کم آبی و در شرایط فوق­العاده حتی خشک می­گردد.
اثر فرسایش در کاهش حاصلخیزی خاک:
بر اثر فرسایش، خاک رو که از نظر کشاورزی فعالترین و بارخیزترین قسمت پوسته جامد زمین است، فرسوده می­شود و از بین می­رود و در نتیجه حاصلخیزی آن کاهش می­یابد. فرسایش چنانچه شدید باشد، بکلی بارخیزی خاک را از بین می­برد.
چنانچه قابلیت نفوذ آب یا هوا در خاک، بر اثر کم شدن یا از بین رفتن ماده آلی و تاثیر سایر عوامل کاهش یابد، خاکدانه­ها متلاشی و از هم جدا می­شود، در نتیجه، ساختمان خاک متراکم می­گردد. در چنین حالتی در فصل مرطوب، محیط نامساعد و خفه­کننده­ای در خاک بوجود می­آید. چون در این صورت هوا و آب نمی­تواند در خاک نفوذ کند و همچنین خاک قادر نیست آّب را برای فصل خشکی در خود ذخیره نماید، از نظر شیمیایی و بیولوژیکی شرایط در خاک بسیار نامساعد می­گردد. در چنین محیطی بتدریج موجودات کوچک خاک­زی (میکروارگانیزم­ها) از بین می­روند و هوموس خاک تلف می­شود. بر اثر از بین رفتن مواد آلی (هوموس)، کمبود مواد ازتی خاک نیز ظاهر می­گردد. با از بین رفتن هوموس و موجودات زنده، خاک حاصلخیزی خود را بکلی از دست می­دهد.
چنانچه فرسایش بسیار شدید و عمیق باشد، ترمیم خرابی­ها مستلزم صرف وقت و هزینه زیاد است و در شرایط فوق­العاده حتی بعید به نظر می­رسد.
حاصلخیزی خاک نه تنها بر اثر فرسایش کاهش می­یابد،بلکه بر اثر تجمع آبرفتهای نامرغوب و بادرفتهای شور در سطح زمینهای دایر نیز در معرض خطر قرار می­گیرد. اغلب مشاهده شده است که زمین بسیار حاصلخیز بوده ولی بر اثر جاری شدن سیلاب یا سیلابهای شور یا بادرفتهای شور در سطح آن، حاصلخیزی خود را از دست داده است.
- فرسایش تونلی:
یکی از جالبترین و نادرترین ای فرسایشها، فرسایش تونلی می باشد. این فرسایش در این ناهمواری اشکالی را شبیه به لانه روباه بوجود آورده است که به نام اشکال فرسایش تونلی معروف هستند. اشکال فرسایش تونلی مطالعه شده در منطقه ساختاری ساده داشته و شامل تعدادی حفره یا گودالهای قیفی شکل با ابعاد گوناگون و یک شبکه زهکشی زیرزمینی بوده که این شبکه توسط خروجی هایی به شکبه زهکشی سطحی متصل است. علیرغم ساختمان فیزیکی ساده این اشکال، مکانیسم تشکیل آنها بسیار پیچیده می باشد .
- فرسایش توده ای:
این نوع فرسایش در روی زمین اغلب به شکل عوارض زمینی که معرف حرکات خاک در گذشته است ظاهر می­گردد. این حرکات عبارتست از تورم و بالا آمدن خاک، سرخوردگی، خزیدن زمین و ریزش خاک (حرکت یخچالها) در فرسایش توده­ای قسمتی از خاک دامنه کوهها به حرکت در می­آید که یا ممکن است بر اثر اشباع شدن خاک طبقه رویی از آب و نفوذپذیری خاک طبقه زیری، خاک رویی به حرکت در آید، یا ممکن است بر اثر لغزش این عمل اتفاق افتد، به این معنی که توده­ای از کوه از محل اولیه خود جدا می­شود و در محل دیگری قرار می­گیرد، یا ممکن است در نتیجه ریزش باشد که در این حالت قسمتی از کوه ریزش می­کند و در سطح­های پایین­تر روی هم انباشته می­شود.
- فرسایش سیلابی:
فرسایش سیلابی یک تخریب ساده نیست. در مناطق کوهستانی و حتی در زمینهای سست جلگه­ای فرسایش شیاری و خندقی ممکن است به فرسایش سیلابی تبدیل گردد. در این فرسایش جریان آب بویژه آبهای گل­آلود، حامل ریگ و شن و غیره، موجب شسته شدن اطراف آن و حمل مواد بیشتر با خود می­گردد. با این عمل، زمینهای دیواره بستر، استحکام و قدرت خود را از دست می­دهد و بتدریج و در مواقع جاری شدن سیلابهای شدید حتی به طور ناگهانی ریزش می­کند و امکان دارد که موجب تخریب و ویرانی مزارع و دهاتی که در جوار این مسیل­ها واقع شده­اند، بشود. با افزایش مواد خاکی در آب، وزن مخصوص آن بیشتر و قدرت و نیروی درهم کوبنده آن زیادتر می­گردد.

- فرسایش خندقی:
منشا این فرسایش، آب است. در این فرسایش عمق و عرض زمینهای فرسایش یافته بیشتر از فرسایش شیاری است.
این شکل فرسایش، بر اثر پیشرفت فرسایش شیاری بوجود می­ید، به این نحو که شیارها به هم می­پیوندند، در نتیجه زمین بیشتر شسته می­شود و نهرها یا خندقهایی در سطح زمین تشکیل می­گردد. در این تخریب، سنگ مادر ظاهر می­شود و آنقدر عمیق و عریض است که گاوآهن قادر به عبور از آنها نیست. این خندقها یا نهرها تدریجا عمیق­تر می­شوند. عمق خندقها به یک متر یا بیشتر می­رسد و بتدریج شکل آنها تغییر می­کند. این عمل در صخره­های سست، خاکهای رسی و رسی آهکی بیشتر دیده می­شود. این فرسایش اغلب در محدوده آب و هوای خشک و در نواحی که تغییرات درجه حرارت در فصول مختلف در آنجا شدید است ظاهر می­گردد. البته این شکل تخریب در زمینهای جنگل­کاری شده نیز دیده می­شود و ساختمان زمین­شناسی خاک هم در این فرسایش بی­تاثیر نیست.
با توسعه خندقها و عریض­تر شدن آنها، آب علاوه بر خاک سطح­الارضی، خاک زیری و خاک تحت­الارضی را نیز از جا می­کند و با خود می­برد. فرسایش خندقی علاوه بر ویرانی خاک زراعتی، سبب وارد آمدن خسارات زیادی به راهها،‌ جاده­ها، خطوط ارتباطی و مجاری آبها و همچنین موجب افزایش هزینه نگهداری تاسیسات مزبور نیز می­شود. شخم زدن شیبهای تند و چرای بیش از حد و لگدکوب شدن خاک مراتع طبیعی توسط احشام، باعث از بین رفتن پوشش نباتی و کنده شدن خاک و در نتیجه پیدایش آبراها­ها و خندقها می­گردد.                                                
- فرسایش چاله ای:
این شکل فرسایش بیشتر منشا بادی دارد. چاله ها در نتیجه توسعه فرسایش سطحی و بزرگتر شدن چاله های کوچک نخستین، بوجود می آید. در بسیاری از نقاط دشت لوط و حواشی دشت کویر سطح­های وسیعی از زمین دیده می­شود که بر اثر باد بصورت چاله چاله در آمده است. این چاله ها نشانه فرسایش بادی شدید در این نواحی است. بادهای شدید موادی را که از کندن این چاله­ها بدست می آورد، کیلومترها با خود می­برد.
- فرسایش شیاری یا آبراهه ای:
منشا این تخریب اغلب باران است و در پیدایش آن عامل، شیب بسیار موثر می باشد. فرسایش شیاری یا آبراهه ای، در دامنه کوهها و حتی در سطح زمینهای کم شیب نیز به سهولت دیده می­شود. این شکل فرسایش، پیشرفته تر از فرسایش سفره­ای بوده و ممکن است به صورت خطوط موازی نیز ظاهر شود که ابتدا کم عمق است ولی به سرعت عمیق تر می­شود. این شکل فرسایش، تا زمانی که سنگ مادر ظاهر نشده است، بنام فرسایش شیاری خوانده می­شود.
ـ فرسایش سطحی یا سفره ای:
عمل عامل فرسایشی در این فرسایش، در تمام سطح زمین است. این شکل فرسایش بیشتر منشا بادی دارد، ولی طبیعی است که فرسایش آبی نیز ابتدا به طور سطحی اتفاق می افتدکه به علت فرسایش یکنواخت در تمام سطح کمتر محسوس می گردد.
این نوع تخریب با ظهور لکه های سفید و روشن در سطح نمودار می­شود و نشان دهنده تخریب و از بین رفتن سطحی­ترین قسمت زمین، آن هم به صورت لکه لکه است. اختلاف رنگ بین قسمتهای فرسایش یافته و فرسایش نیافته علامت این تخریب است، زیرا قسمت رویی به علت دارا بودن مواد آلی، غالبا تیره رنگ می­باشد. علامت دیگر این فرسایش وجود ریگ و سنگریزه های آزاد در سطح زمین است. در این نقاط باد ذرات ریز را با خود برده و ریگ و سنگریزه در سطح زمین باقی مانده است.
ـ مراحل مختلف فرسایش:
فرسایش چه توسط باد صورت گیرد چه توسط آب، خواه عادی باشد خواه سریع، دارای سه مرحله است: مرحله کنده شدن خاک، مرحله انتقال خاک و مرحله انباشته شدن و تجمع خاک.
1-  مرحله کنده شدن خاک از جای خود:
در این مرحله، ابتدا خاکدانه­ها بر اثر از بین رفتن هوموس و کلوئیدهای خاک، چسبندگی خود را از دست می­دهند و از هم می­پاشند. در نتیجه خاک آماده فرسایش می­شود. در چنین وضعی، خاک سطح­الارض که حاصلخیزترین قسمت خاک است، به طور ناگهانی یا بتدریج بوسیله آب یا باد از جای خود کنده می­شود.
2- مرحله حمل یا انتقال خاک بوسیله آب یا باد:
چون ذرات خاک چسبندگی خود را از دست داده­اند، نمی­توانند در مقابل جریانهای شدید آبها یا بادهای تند مقاومت کنند، در نتیجه از جای خود کنده می­شوند و به نقطه دیگر منتقل می­گردند.
در مورد فرسایش آبی معمولا مواد از منطقه مرتفع­تر به محل پست­تر منتقل می­گردند. مسافتی را که آب یا باد مواد را با خود می­برد به عوامل مختلفی بستگی دارد، از آن جمله می­توان در مورد آب، شدت آب، شیب زمین، ریز و درشتی آبرفت­ها( شن، رس و غیره)، و در مورد فرسایش بادی شدت باد، قطر بادرفتها و همچنین مسطح و وسیع بودن جلگه­ها و دشتها را نام برد.
3-  مرحله تجمع و انباشته شدن مواد:

بادرفتها (موادی که توسط باد حمل می­گردند) هر جا به مانعی (گیاه، دیوار، سنگ و غیره) برخورد کند فورا بر روی زمین می­افتد و درآنجا رویهم انباشته می­شوند. این مواد در شرایط فوق­العاده تشکیل تپه­های بزرگ و حتی توده­های عظیم شنی یا ماسه­ای شبیه کوه را میدهد.
آبرفتها بتدریج که از شدت جریان آب و شیب زمین کاسته می­شود از حرکت بازمی­ماند و در سطح زمین رسوب می­کند (ابتدا ذرات درشت­تر و بعد ذرات ریزتر). در بعضی موارد تجمع مواد آبرفتی بقدری زیاد است که یک طبقه رسوبی قابل توجهی را تشکیل می­دهد.
انواع فرسایش:
A : بر اساس انواع عوامل فرسایشی:
در طبیعت دو نیرو، یا دو عامل وجود دارد که باعث جابجایی خاک یا به عبارت دیگر فرسایش خاک می‌شود: آب و باد.
یکی از مهمترین فرایندهای طبیعی در مناطق خشک و نیمه‌خشک و فرا خشک فرسایش بادی است.این فرایند در شرایطی رخ می‌دهد که علاوه بر وجود خاک حساس، باد دارای حاکمیت و سرعت قابل توجه باشد. انتقال ذرات خاک به صورت‌های مختلف معلق، جهشی و خزشی انجام می‌گیرد وباعث خسارت‌های جدی به محیط زیست می‌شود
 B: بر اساس تاثیر طبیعت و دخالت انسان:
فرسایش طبیعی یا بطئی که فرسایش عادی هم نامیده می‌شود پیوسته در طبیعت بوسیله آب یا باد صورت گرفته و می‌گیرد و نتیجه قوه ثقل، سرازیری دامنه ها، جریان آب سطحی روی زمین،وجود نهرها و رودها و یخچال‌ها وغیره است.
عمل این نوع فرسایش کند و هماهنگ با تولید خاک است بدین معنی که از یک طرف خاک تشکیل می‌شود و از طرف دیگر امکان دارد فرسایش یابد.عوامل طبیعی مؤثر در فرسایش سبب فرسایش یافتن قلل مرتفع وکاهش ارتفاع آنها و همچنین پر کردن دره‌ها و چاله‌ها می‌شود که نتیجه آن صاف و هموار شدن سطح زمین است.
در این نقل وانتقال خاک، در صورتی که عمل خاکسازی بیش از فرسایش باشد، موجب افزوده شدن وگسترش خاکها می‌شود، اگر متعادل باشد،یک هماهنگی بین فرسایش و خاکسازی بوجود می‌آید ولی چنانچه تخریب سریع و شدید وعمل خاکسازی ضعیف باشد، تعادل طبیعی بر هم می‌خورد.
در چنین وضعی که زمین بشدت فرسایش می‌یابد سنگهای مادر ظاهر می‌گردد وچهره زمین به صورت لخت و بایر درمی‌آید. مبارزه بااین فرسایش بسیار مشکل و در بسیاری از موارد غیر ممکن است. فرسایش سریع یا مخرب همانطور که ذکر شد نتیجه تاثیر اعمال بشر است.
- اهمیت فرسایش:
درست است که از خاک هایی که در نتیجه‌ فرسایش آبی شدید ازنقاط مرتفع‌تربه نقاط پست‌تر یا چاله‌ها وپشت سد‌ها منتقل می‌شود، باز زمین به وجود می­آید واین گونه زمین‌ها اغلب امکان دارد زمین‌های رسوبی یا آبرفتی حاصلخیزی باشد(کما‌‌‌ اینکه زمین‌های حاصلخیز را در اکثر موارد همین زمین‌های رسوبی یا آبرفتی تشکیل می‌دهد) ولی از آنجا که مقدار زمینی‌که بر اثر رسوب و تجمع مواد بوجود می‌آید در مقابل سطح‌هایی‌که خاک آن فرسایش یافته است، ویران می‌شود، تا این رسوبات را بوجود آورد،آنقدر ناچیز و بی‌ارزش است،که به منظور جلوگیری از تخریب و زیان‌های بیشتر و همچنین حفظ تعادل طبیعت باید با اقدامات سریع وجدی تا آنجا که ممکن است مانع از فرسایش خاک شد.
طبق محاسباتی که صورت گرفته است، بطورکلی برای تشکیل یک سانتی‌متر‌خاک 500 تا 800 سال زمان لازم است، و‌ اگر حساب کنیم که خاک زراعتی 25 سانتی‌متر عمق داشته باشد پس این ضخامت خاک، طی 20 هزار سال‌کارمداوم طبیعت بوجود آمده است.

چند واژه در جنگلداری - [ ]
ارسال شده توسط عباس رحیمی نیا شهواری در ساعت 12:49
 

۱-   جنگل: عبارت است از بخشي از جنگل كه حداقل انبوهي آن ده درصد بوده و از 25 درخت و  نهال پراكنده در هكتار كمتر نداشته باشد.

2-   غير جنگل: عبارت است از بخشي از جنگل كه انبوهي آن از 10% كمتر باشد.

3-   نوع جنگل: عموم جنگلهاي شمال بر حسب اكثريت گونه‌هاي موجود به انوع جنگل قبيل جنگل بلوط و يا راش و مخلوط تقسيم شده است.

4-   جنگل مخلوط: جنگل هايی كه از گونه‌هاي مختلف درختان تشكيل يافته باشد.

5-   جنگل تجارتي: جنگلهايي كه در دسترس بوده و يا با ساختن راه بتوان با در نظر  گرفتن موازين اقتصاد از آنها بهره‌برداري كرد. جنگل‌هاي بهره‌برداري شده كه موجودي فعلي درختان خوب آنها بيش از 20% باشد نيز جزو اين بند منظورمي‌شود.

6-   دستجات حجم: جنگل شمال كشور بر حسب ميزان چوب موجود در هر هكتار دسته‌بندي شده است مثلاً ميزان چوب موجود از صفر تا ۴۹ متر مکعب در يك سته قرار داده مي‌شود.

7-   جنگلهاي غير تجارتي: به جنگلهايي گفته مي‌شود كه بهره‌برداري از آنها بعلت شيب بسيار زياد يا ترس از فرسايش يا براي تفريح و تنرج مردم حفظ و غيرقابل بهره‌برداري اعلام شده است. جنگلهايي كه در آنها قطع بي‌رويه صورت گرفته و از طرف سازمان جنگلباني قرق اعلام شده نيز جزو اين دسته بشمار مي‌آيند.

8-   درختان الواري: به درختاني گفته مي‌شود كه قطر برابر سينه آنها از سانتیمتر۳۰بيشتر باشد.

9-   حجم كل موجود: شامل حجم كليه درختاني است كه قطر برابر سينه آنها از ۱۳  سانتیمتر بالاباشد.

10-  حجم دوبله: حجمي كه درختان زنده‌ي در جنگل دارا مي‌باشند.

11-  حجم خالص: حجم درختان بدون احتساب پوسيد گي

12-  درجه مرغوبيت چوب: درختان جنگل بر حسب تعداد گره‌هاي موجود در تنه و سالم بودن چوب آن بدرجات مختلف مرغوبيت تقسيم مي‌شوند.

13-  درختان نخبه يا درجه 1: به درختان و نهالهايي اطلاق مي‌شود كه قطر آنها از cm 13 بيشتر و حداقل در m4 اول بدون ضايعه بوده و علامت مرگ و مير در درخت ديده نشود.

14-  درختان درجه 2: شامل درختاني است كه حداقل 5/2 متر از گوده بين اول آن سالم بوده و به علل طبيعي از جمله آفت زده‌گي يا كهولت قسمتي از تاج آن خشك شده باشد.

15-  درختان درجه 3: شامل درختاني است كه در اثر دخالتهاي بشر در جنگل مانند قطع تاج و غيره جزو اين دسته قرار گرفته باشد.

16-  حجم ناسالم: شامل حجم درختان سالم ولي كج و تاخورده و حجم درختان پوسيده و خشك شده مي‌باشد.

17-  سرشاخه: قسمتي از تنه درخت است كه در دنبالة محور اصلي درخت واقع شده باشد و قطر آن از ۲۰ سانتیمتر كمتر باشد حجم شاخه‌هاي جانبي و تاج درخت كه قطر آنها از ۲۰ سانتیمتر كمتر مي‌باشد نيز جزو سرشاخه محسوب مي‌شود. 

۱۸-  درختان سالم ولي كج و تاب‌خورده: درختاني گفته مي‌شود كه قطر برابر سينة آنها از ۱۳ سانتیمتر بيشتر و تنه آنها تاب خورده و شاخه‌دار  بوده و نمي‌توان آنها را جزو درختان الواري بحساب آورد.

19-  درختان پوسيده: به درختان زنده‌اي گفته مي‌شود كه قطر آنها از ۱۳  سانتیمتر بيشتر بوده و در حدود 50% يا بيشتر از حجم درخت پوسيده باشد.

20-  درختان مرده: به درختاني گفته مي‌شود كه قطر آنها از۱۳ سانتیمتر كمتر نبوده و در حدود  يكسال از خشك شدن آنها مي‌گذرد.

21-  رويش ساليانه: رويش درخت را در يكسال رويش ساليانه مي‌نامند و ميزان آن با مته سال سنج اندازه‌گيري مي‌شود.

22-  برداشت ساليانه: ميزان چوبي است كه هرگاه بطور ساليانه از جنگل برداشت شود به موجودي جنگل لطمه وارد نشود.

میگرن                                                            
میگرن یک بیماری شایع به حساب می‌‌آید و اکثراً افرادی که به میگرن مبتلا هستند، دچار حملات مکرر سردرد برای مدت چندین سال می‌‌باشند. سر درد میگرن معمولاً بصورت ضربان دار بوده که اغلب با تهوع و اختلال در بینائی نیز همراه است. گر چه اکثر موراد میگرن می‌‌تواند شدید باشد ولی هر سردرد شدیدی میگرن نبوده و گاهی سردرد میگرن بصورت یک درد خفیف خود را نشان می‌‌دهد.
شیوع میگرن که در جوامع مختلف متفاوت است ولی حدود ۲۰% افراد در طول عمر خود ممکن است حمله میگرن را تجربه کنند که نیمی از این افراد اولین حمله را در سنین کودکی و یا نوجوانی تجربه کرده و حدود ۳/۲ مبتلایان به این سردرد زنان می‌‌باشند، که احتمالاً بخاطر تأثیر هورمونهای زنانه شیوع میگرن در آنها بیشتر است.

همچنین سردرد میگرن در بعضی از خانواده‌ها شایعتر می‌‌باشد و افرادی که بستگان درجه اول و دوم آنها به میگرن مبتلا هستند، احتمال ابتلا به میگرن در آنها بالاتر است. هنوز پس از سالها تحقیق علت ایجاد این سردرد مشخص نشده است. ولی حدس زده می‌‌شود.

درد میگرن در اثر تورم عروق خونی و اعصاب اطراف مغز که به ساقه مغز معروف است ایجاد می‌‌شود. یک ماده شیمیائی موجود در مغز بنام سروتونین بنظر می‌‌آید که نقش اصلی را در این بیماری داشته باشد، گرچه هنوز عاملی که باعث این تغییرات در فعالیت ساقه مغز و سطح سروتونین می‌‌شود بخوبی شناخته نشده است.
 میگرن یک سردرد ضرباندار است که می‌‌تواند در یک طرف هر دو طرف سر ایجاد شود. سردرد میگرن معمولاً با تهوع، استفراغ، و یا کاهش اشتها همراه است. فعالیت فیزیکی، نورهای درخشان و یا صداهای بلند می‌‌توانند سردرد را بدتر کنند و معمولاً فرد دچار سردرد میگرن، پس از شروع سردرد به محلی تاریک، آرام و خنک می‌‌رود تا سردرد او رفع شود. بیشتر حملات میگرن بین ۱۲-۴ ساعت طول می‌‌کشد اگر چه در این زمان می‌‌تواند کوتاهتر و بلندتر از مدت ذکر شده باشد.

یکی از خصوصیات منحصر به فرد میگرن احساس غیر معمولی می‌‌باشد که قبل از شروع حمله به فرد دست می‌‌دهد و به آن « پیش درآمد » می‌‌گویند. علائم پیش درآمد می‌‌تواند شامل خستگی، گرسنگی و یا احساس عصبانیت باشد. همچنین میگرن دارای « پس اثر » نیز بوده که پس از حمله این احساس به فرد دست داده و شامل احساس تهی شدن از انرژی بوده که ممکن است برای یک تا دو روز پس از یک حمله شدید میگرن ادامه یابد. البته باید متذکر شد که تمامی افرادی که مبتلابه میگرن هستند دچار « پیش درآمد » یا « پس اثر » میگرن نمی‌شوند.

یک خصوصیت دیگر میگرن که البته در بیماری صرع نیز ممکن است دیده شود وجود علائم مقدماتی یا ( Aura) می‌‌باشد. این علائم مقدماتی کمی قبل از حمله میگرن رخ داده و بصورت اختلال بینائی، تاری دید و یا دیدن نورهای ضرباندار و چشمک زن می‌‌باشد.این علائم که حدود ۳۰-۱۵دقیقه طول می‌‌کشند به فرد هشدار می‌‌دهند که سردرد میگرن بزودی آغاز خواهد شد. گاهی علائم مقدماتی حواس شنوائی، بویائی و یا چشائی را درگیر می‌‌کند. البته « علائم مقدماتی » هم مثل « پیش درآمد » و یا « پس اثر » در تمام افراد مبتلا به میگرن رخ نداده و خیلی موارد میگرن بدون « علائم مقدماتی » رخ می‌‌دهد و از آن جالبتر اینکه بعضی از موارد علائم مقدماتی نیز بدون حمله میگرن پس از آن رخ می‌‌دهد.

در موارد نادری نیز میگرن بصورت علائم نورولوژیک غیر معمول مثل گیجی، کاهش بینائی، حالت سوزن سوزن شدن و کرختی و ضعف و … بروز می‌‌کند.حمله میگرن گاهی توسط بعضی از فعالیتها، غذاها، بوها و حتی احساسات تحریک شده بروز می کند.هم چنین بعضی از بیماران زمانی که دچار استرس می‌‌شوند، حمله میگرن به سراغ آنها می‌‌آید در حالیکه عده‌ای دیگر پس از اینکه استرس آنها رفع شد، ممکن است دچار حمله میگرن شوند ( مثلاً روز بعد از یک امتحان و یا ملاقات مهم ). زنان نیز به تجربه در می‌‌یابند که حملات میگرن آنها در زمان حوالی قاعدگی بدتر می‌‌شود و شدیدتر است.
تشخیص
پزشک معمولاً از روی تاریخچه پزشکی بیمار و معاینه فیزیکی او میگرن را تشخیص می‌‌دهد و افراد مبتلا به میگرن در اکثر موارد معاینه فیزیکی و معاینه عصبی طبیعی دارند. هیچ تست مخصوصی برای تشخیص میگرن وجود ندارد و آزمایشاتی مثل CT اسکن و MRI مغز معمولاً طبیعی هستند. البته ممکن است پزشک آزمایشات دیگری را توصیه کند خصوصاً در افرادی که خصوصیات سردرد در آنها کاملاً منطبق با میگرن معمولی نمی‌باشد و یا اینکه علاوه بر علائم میگرن، علائم آزار دهنده دیگری دارند. البته اگر هر گونه شکی در تشخیص میگرن وجود داشته باشد مشاوره با یک متخصص مغز و اعصاب انجام خواهد شد.
طول مدت سردرد
سردرد میگرن می‌‌تواند چند ساعت تا چند روز طول بکشد و فرد مبتلا به میگرن ممکن است چندین بار در ماه دچار حملات بیماری شود. البته هستند افرادی که در طول دوره زندگی خود فقط یک بار دچار حمله میگرن می‌‌شوند و در طرف دیگر طیف افرادی که بیش از ۳ حمله در هفته را تجربه می‌کنند وجود دارند.

پیشگیری
البته نمی‌توان از تمام حملات میگرن پیشگیری کرد ولی می‌‌توان با شناسائی عواملی که باعث تحریک و ایجاد حملات بیماری می‌‌شوند از تعداد حملات بیماری و شدت آنها کاست شایعترین عواملی که که حمله میگرن را تحریک می‌‌کنند:
• کافئین ( چه مصرف زیاد آن و چه قطع کردن آن پس از مدت طولانی )
• بعضی از غذاها و نوشیدنی ها که حاوی تیرامین هستند مثل پنیر خصوصاً پنیر مانده، گوشت و نوشیدنی های تخمیر شده و همچنین غذاهای حاوی سولفیت مانند غذاهای کنسرو شده، انواع شرابها، سوسیس، کالباس و سایر گوشتهای فرآروی شده
• استرس و یا حتی رهائی ا زاسترس که می‌‌تواند باعث جمله بیماری شود.
• هورمونها ( مصرف قرصهای جلوگیری از بارداری و یا در هنگام قاعدگی )
• کمبود خواب و یا اختلال در الگوی خواب فرد
• سفر و یا تغییر آب و هوا و یا ارتفاع محل زندگی
• مصرف بیش از حد مسکنها و درمانهای ضد درد.
البته حتی اگر شما از تمام عوامل تحریک کننده میگرن اجتناب کنید باز گاهگاهی دچار حملات میگرن خواهید شد. برای کاهش حملات میگرن بعضی از بیماران از روشهای دیگر مثل یوگا، بیوفیدبک، طب سوزنی، ماساژ و ورزش منظم استفاده می‌‌کنند.

آنتی میگرن  ANTIMIGRAINE

اشکال دارویی :
قطره ۳۰ میلی لیتری
 موارد مصرف :
قطره آنتی میگرن به عنوان پیشگیری کننده و برطرف کننده حملات میگرنی و سردردهای با منشاء عصبی  بکار می رود  .
اجزاء فرآورده :
قطره آنتی میگرن از عصاره هیدروالکلی گیاهان زیر تهیه می شود :
۱- دانه رازیانه                 
۳۰ %   vulgare  Foenicum
2-ریشه سنبل الطیب  
۳۰ %  officinalis   Valeriana
3-پوست ساقه بید   
   ۲۰%  alba      Salix
4-برگ بادرنجبویه      
    ۲۰%   officinalis   Melissa
مواد موثره :والرینیک اسید ، والپوتریات ها ، سالیسین ،‌روغن های فرار نظیر آنتول ،‌سیترال و سیترونال .
آثار فارماکولوژیک و مکانیسم اثر :
مکانسیم دقیق اثر ضد میگرنی این فرآورده بطو کامل شناخته نشده است . آنتی میگرن به دلیل داشتن سنبل الطیب و بادرنجبویه دارای اثرات مضعف سیستم اعصاب مرکزی می باشد . سالیسین موجود در پوست بید اثر ضد درد مشابه سالیسیلات ها ایجاد می نماید .
تداخل دارویی :
- از مصرف همزمان این فرآورده با داروهای حاوی سالیسیلات ها خودداری شود .
- مصرف این فرآورده موجب تشدید اثر سایر داروهای آرامبخش می شود .
مقدارمصرف :
به محض شروع اولین آثار حمله میگرنی ۳۰ تا ۴۰ قطره در یک فنجان آب سرد ریخته و میل شود . در صورت لزوم می توان بعد از یک ساعت مصرف دارو را تکرار نمود .

موارد احتیاط :
۱- مصرف مقادیر زیاد این فرآورده ممکن است ایجاد خواب آلودگی نماید بنابراین هنگام رانندگی و یا کار با ابزاری که به هوشیاری کامل نیاز دارد با احتیاط مصرف شود .
۲- در افراد حساس به سالیسیلیک اسید ،‌مبتلا به آسم ، زخمهای حاد گوارشی ‌هموفیلی ،‌نقرس ،‌اختلالات انعقادی و کمی پروترومبین خون با احتیاط مصرف شود .
مصرف در حاملگی وشیردهی :
ایمنی در مصرف این فراورده در دوران بارداری  وشیردهی به اثبات نرسیده است با این وجود منافع آن در برابر مضار باید سنجیده شود
تانا میگرن   TANAMIGRAIN

اشکال دارویی :
کپسول ۱۲۵ میلی گرمی
 موارد مصرف :
کپسول تانا میگرن به عنوان پیشگیری کننده حملات میگرنی بکار می رود .
اجزاء فرآورده :
کپسول تانا میگرن حاوی ۱۲۵ میلی گرم پودر گیاه داودی معادل حداقل ۰/۲% پارتنولید می باشد .
مواد موثره :
سزکویی ترپن لاکتونها ( بویژه پارتنولید )
آثار فارماکولوژیک و مکانیسم اثر :
گیاه موجود در این فرآورده احتمالا از طریق مهار آزاد سازی گرانولهای حاوی سروتونین از پلاکتها و گلبولهای سفید خون اثر پیشگیری از میگرن را ظاهر می سازد . همچنین در آزمایشات در آزمایشگاه عصاره این گیاه موجب مهار آزادسازی پروستا گلاندین ( با مکانیزمی متفاوت از مکانیسم مهار سیکو اکسیژناز ) می گردد.
مقدارمصرف :
روزانه ۲-۱ کپسول بعد از غذا مصرف شود ( اثرات مثبت داور ۸-۴ هفته بعد از مصرف ظاهر می گردد )
موارد احتیاط :
۱- در صورت بروز زخمهای دهانی مصرف دارو قطع گردد .
۲-این فرآورده نباید بیشتر از ۴ ماه مصرف گردد ( مگر با دستور پزشک )
عوارض جانبی :
در افراد حساس احتمال بروز واکنش های آلرژیک مانند درماتیت تماسی وجود دارد .
موارد منع مصرف :
در کودکان زیر دو سال و افرادی که به گیاهان تیره کاسنی Compositae نظیر بابونه حساسیت دارند نباید مصرف شود .
مصرف در حاملگی وشیردهی :
این فرآورده در حاملگی وش یردهی ممنوعیت مصرف دارد .
نکات قابل توصیه  :
از آنجاییکه تانامیگرن به طور پروفیلاکتیک عمل می نماید بایستی به طور مرتب و روزانه یک کپسول مصرف گردد.
بابونه اروپایی Feverfew   
 بابونه اروپایی در طول قرنهای متمادی در طب سنتی و عامیانه اروپا برای درمان سردرد، ورم مفصل و تب مورد استفاده قرار گرفته است. واژة بابونه اروپایی از اصطلاح لاتین “فبری فیویج” به معنای “تب بر” اخذ شده است. این گیاه از دیرباز در درمان گزیدگی حشرات، قاعدگی نامنظم. دردهای معده  و دندان درد به کار می رفته است. هر چند که کارشناسان گیاهان دارویی امروزی معمولاً برای مقابله با حالات فوق از این گیاه استفاده نمی کنند. این عده امروزه از بابونه اروپایی برای معالجه میگرن، شروع اولیه آرتریت، بیماریهای روماتیسمی و سایر ناراحتی ها استفاده می کنند.
معرفی گیاه
بابونه اروپایی اصالتاً بومی جنوبی شرقی اروپا است. امروزه این گیاه در کل اروپا، آمریکای شمالی و استرالیا نیز یافت میشود. این نوع گیاه کوتاه قد و بادوام است و بین ماههای جولای و اکتبر رشد و نمو می کند. در گذشته این گیاه در تمامی دیواره هی باغهای انگلیس و آلمان یافت میشد. مردم نیز به کشت و پرورش آن در اطراف منازلشان می پرداختند چون عقیده داشتند این گیاه جو زمین را تصفیه و بیماری را خنثی می کند. گلهای ریز و مروارید گونه زردرنگ این گیاه نشان می دهد که از تیرة “آفتابگردان” است. این گیاه کمی به بابونه شباهت دارد لیکن بین این دو تفاوتهایی نیز هست. برگهای زرد مایل به سبز حالت حالت تناوب دارند و با موهای کوتاه به سمت پائین رشد می کنند. برگها در واقع مهمترین بخش این گیاه را در طب گیاهی تشکیل می دهند. بابونه اروپایی یک گیاه معطر با رایحة قوی و تند است.
ترکیبات گیاه
فرآورده های حاصل از این گیاه معمولاً از برگهای آن تهیه می شوند. گاهی اوقات اینگونه فرآورده ها را از قسمتهای بالایی گیاه (یعنی کلیه قسمتهایی که در بالاتر از سطح زمین رشد می کنند) تهیه می کنند. خاصیت ضد میگرنی این گیاه به عنصر فعالی به نام “پارتنولید” مربوط می گردد.این عنصر روی عضله صاف دیواره شریانهای خونی در مغز اثر می گذارد تا فعالیت عوامل تنگی رگ نظیر سروتونین، پروستاگلاندین و نوراپی نفرین را متوقف کند. عوامل تنگی رگ سبب باریک شدن رگهای خونی و در زمرة یکی از عوامل اصلی انواع میگرن محسوب میشود.
اشکال موجود
انواع کپسول این گیاه از برگهای خشک آن تهیه میشود. همواره در جستجوی فرآورده های استاندارد این گیاه، حاوی حداقل دو درصد پارتنولید، باشید. اگر فرآوردة مورد استفاده استاندارد نباشد، نمی توانید مطمئن باشید که آنچه مصرف می کنید حاوی پارتنولید کافی است و بدون وجود این عنصر، فواید درمانی کافی از مصرف این گیاه نصیب شما نخواهد شد. خواندن عنوان و مشخصات فرآورده های بابونه اروپایی حائز اهمیت است چرا که میزان پارتنولید موجود، بسته به محل رشد و نمو این گیاه متغیر است. بابونه اروپایی پاره ای از مناطق جهان، یا پارتنولید کمی دارند یا فاقد آن هستند.
می توانید برگهای این گیاه را که خودتان کشت کرده اید یا گونه ای از آن را که از بازار تهیه می کنید، برای مصارف درمانی بجوید. با این وجود، در خوردن برگهای این گیاه محتاط باشید. حدود ۱۰ درصد افرادی که برگهای این گیاه را می جوند به زخم های دهان، از دست رفتن مزه ها یا تورم لبها، زبان و دهان مبتلا می شوند.

نحوه مصرف
امروزه تقریباً ۱۰ درصد آمریکاییها از انواع میگرن رنج می برند. بابونه اروپائی می تواند در نجات بسیاری از انسانها از این عارضه مؤثر واقع شود. این گیاه دارویی می تواند برای درمان انواع میگرنهای در حال پیشرفت و همچنین در پیشگیری از آنها مورد استفاده قرار گیرد. گیاه مزبور در درمان آن دسته از افراد مبتلا به میگرن که معالجات دیگر برایشان مؤثر واقع نشده است، مفید است. (این امر شامل تجویز داروها و معالجات پیشگیری از ابتلا به درد میشود). بابونه اروپایی اگر مطابق با دستورالعملهای پزشک معالج مصرف شود، داروی بی خطری است. در دهه ۱۹۸۰، متخصصان اروپایی پی بردند ۷۰% از مبتلایان به میگرن که روزانه دو تا سه عدد برگ بابونه اروپایی مصرف می کنند از سردرد رهایی پیدا می کنند. دانشمندان انگیسی چنان از این ضریب بالای موفقیت شگفت زده بودند که درصدد برآمدند دامنه این تحقیقات را گسترش دهند. آنها دریافتند که بابوبه اروپایی در کاهش شدت میگرن به مراتب مؤثرتر از مسکن ها است. این گیاه همچنین علایم ناراحتیهایی نظیر تهوع، استفراغ ناشی از میگرن را از بین می برد. در سال ۱۹۹۷، بابوبه اروپایی در فروشگاههای مواد غذایی بهداشتی آمریکا در میان پر فروشترین گیاهان دارویی ایالات متحده در ردیف نوزدهم قرار گرفت. متخصصان علم پزشکی مطمئن نیستند که آیا این گیاه در کاهش تورم و مفاصل آرتریت نیز مؤثر است یا نه. اسناد و مدارک در این زمینه متناقض است اما برخی از افراد که مبتلا به ورم مفصل بوده اند ادعا می کنند گیاه مزبور در کاهش درد و مفاصل سفت آنها مؤثر بوده است.

میزان مصرفی پیشنهادی
• برای درمان و پیشگیری از میگرن عصارة استاندارد شده بابونه اروپایی را روزانه ۲ بار (حاوی حداقل ۲۵۰mcg پارتنولید) مصرف کنید.
• برای درمان حمله شدید میگرن روزانه ۱ تا ۲ گرم پارتنولید مصرف کنید. برای درمان سایر حالات، روزی دو بار به میزان ۱ تا ۲ میلی لیتر عصاره مایع ۱:۱ یا ۲ تا ۴ میلی لیتر تنتور ۱:۵ (محلولی که از این گیاه و الکل یا از گیاه مزبور، الکل و آب تهیه میشود) میل کنید.
نکات احتیاطی
بابونه اروپایی در درمان ناراحتی میگرن آن دسته از بیمارانی که نسبت به معالجات عادی و رایج پاسخ مثبت نداده اند مؤثر واقع میشود. گاهی اوقات از عوارض جانبی این داروی گیاهی نظیر دردشکم، سوء هاضمه، نفخ، اسهال، تهوع، استفراغ و عصبیت رنج می برند. چون بابونه اروپایی می تواند چرخه و سیکل عادت ماهانه را به هم زند، لذا زنان در طول دوره قاعدگی باید با احتیاط آن را مصرف کنند. زنان باردار، شیرده وهمچنین کودکان زیر ۲ سال باید از مصرف آن پرهیز کنند.
تداخل های احتمالی
از مصرف توأم آسپرین، وارفارین یا هر نوع داروی رقیق کننده خون (آنتی ترومبوتیک) بپرهیزید. اگر هر کدام از این داروها را مصرف می کنید، بهتر است قبل از شروع مصرف بابونه اروپایی با پزشک معالج خود مشورت کنید.
اسطوخودوس lavandula angustifolia
تیره : labietae         

روغن اسطوخودوس: ۲-۳ قطره ی آنرا به یک قاشق چایخوری روغن حامل اضافه کنید و انتهای گردن و شقیقه ها را ، با بروز اولین نشانه های سردرد یا میگرن ،ماساژ دهید.از همین مخلوط برای درمان سوء هاضمه استفاده میشود .
خاصیت اشک‌آوری پیاز در رفع میگرن مؤثر است
خاصیت اشک‌آوری پیاز در بسیاری از موارد سبب درمان میگرن و زکام می‌شود.
به گزارش سرویس «بهداشت و درمان» خبرگزاری دانشجویان ایران، پیاز سرشار از ویتامین C و دارای املاح معدنی گوگرد، آهن، آهک، فسفر، پتاسیم، سدیم، ید و سیلین است.
پیاز به علت داشتن گوگرد، ضد عفونی کننده خوبی برای خون و مجاری تنفسی به شمار می‌رود.
همچنین، امراض سیستم لنفاوی مانند ورم، غده،‌ آبسه‌های شدید و جوش‌های زیر پوست را بهبود می‌بخشد.
پیاز غدد اشک، آمیزشی و گوارشی را تقویت می‌کند و ضد بیماری قند، سنگ کلیه و مثانه، ورم ساقها و روماتیسم مفصلی است.
پیاز سرشار از سیلیس است و برای نگهداری استخوانها و شرائین لازم است و مصرف آن از بروز لخته خون در عروق و ایجاد سکته‌های مغزی و قلبی جلوگیری می‌کند.

افسردگی :
مشکلات و مسائل دنیای ماشینی باعث شده که روز به روز افسردگی در میان افراد بیش تر شود . متاسفانه این پدیده به صورت خفیف ، متوسط و یا شدید نه تنها در افراد مسن و میان سال بلکه در بسیاری از جوانان نیز دیده می شود .
افسردگی می تواند بسیاری از عوامل زندگی از جمله فعالیت های روزانه ،خوراک ، لذت های زندگی ، تفکرات خوب ، تحرک ، سلامت جسم و روان ، تحصیلات و … را تحت تاثیر قرار داده که در نتیجه فرد افسرده نمی تواند به خوبی از زندگی خود بهره مند شود .
به طور کلی افسردگی و مشکلات روحی – روانی می تواند از طریق اختلالات هورمونی باعث یائسگی زودرس ، مشکلات قاعدگی ، چاقی ، لاغری ، مشکلات پوست ، ریزش مو و …. شود. بیشتر این افراد ، انزوا طلبی ، افکار نادرست ، خستگی و بی حالی ، ترس و دلهره ، نا امیدی در زندگی و … را در خود احساس می کنند . خوشبختانه افسردگی قابل درمان بوده و شخص می تواند با درمان های دارویی و غیر دارویی درمان شده  و به صورت فردی طبیعی ، فعال و خوش بخت درآید .
برای درمان انواع افسردگی ، سالیان درازی است که از انواع داروهای ضد افسردگی شیمیایی استفاده می شود ولی چون درمان افسردگی گاهی چندین ماه و یا چندین سال طول می کشد ، بنابراین مصرف کنندگان این داروها اکثرا از عوارض جانبی آن ناراضی و نگران هستند ، به همین دلیل در دو سه دهه  گذشته تحقیقات وسیعی بر روی گیاهان دارویی ضد افسردگی ، آرام بخش و ضد درد صورت گرفته و تعدادی داروی گیاهی موثر و دارای حداقل اثرات جانبی به بازارهای جهانی عرضه شده است که می تواند در بسیاری از موارد ، جایگزین داروهای شیمیایی ضد افسردگی شود .

آویشن (thymusvulgris)

گیاهی دارویی است از تیره نعنا که درختچه‌ای کوتاه و پر شاخه‌است که برگهای نازک و متقابل دارد .دارای گل‌هایی سفید و چتری و منفرد است. گونه‌های مختلفی از آن در کوهستان‌های ایران میروید که نام‌های گوناگونی دارد و در منطقه خوروبیابانک به اوشون معروف است خواص دارویی: از مهمترین خواص دارویی آن می توان به ضد عفونی کننده، هاضم غذا، ضد سرفه، ضد بو، ضد تشنج، چاشنی غذا و غیره اشاره کرد .جوشاندهٔ این گیاه در درمان پیچش روده و اسهال موثر است. آویشن عامل تصفیه کننده خوبی بوده و در درمان بیخوابی و امراض جهاز هاضمه مفید است. اگر ۵ تا ۱۰ گرم اویشن را در یک لیتر ابجوش دم کرده و با کمی عسل به بیماران مبتلا به تنگی نفس و کلیه و مثانه و درد مفاصل و سیاتیک و خونریزیهای رحم و ترشحات غیر طبیعی زنان بدهید در دفع بیماری انها موثر واقع خواهد شد. آویشن ضد تشنج وضد صرع و ضد نفخ هم است و برای تقویت بینایی و معده مفید است. دم کرده آن برای درمان نفخ شکم و انواع سو هضم و اسهال و اختلالات روده و قاعدگیهای سخت موثر و مفید است. کسانیکه روماتیسم دارند و یا مبتلا به ورم مفاصل شده اند می توانند به آسانی خود را با ضماد آویشن کوهی تازه معالجه کنند و برای این کار باید گل و برگ آویشن را در ظرفی بریزند و روی حرارت قرار دهند و آنرا تا گرم آست روی ناحیه ای که درد می کند بگذارند وببندند. در ضمن برای بر طرف کردن تلخی دم کرده جوشانده گل آویشن کوهی می توانید از عسل استفاده کنید. برای جلوگیری از ریزش مو ۲۰ گرم اویشن را در یک لیتر اب جوشانده ان را هرچند روز یک بار به سر بمالید. ضمنا در خوردن اویشن نباید زیاده روی کرد زیرا باعث بروز البومین در ادرار میشود مواد مؤثره آویشن باغی خلط آور بوده و برای معالجه سرفه مورد استفاده قرار میگیرد. از تنتور و عصاره‌های الکلی پیکررویشی این گیاه برای معالجه سرفه، گلودرد، برونشیت و آسم استفاده فراوان میشود اگر سه بار در روز 1تا 4 گرم پودر را به صورت گياه خشك يا دم كرده مصرف كنيد علاوه بر رفع سرفه دردرمان نفخ معده موثر است و همچنین خلط آور، ضد قارچ و در رفع شب ادراري در كودكان موثر بوده و دهان شويه موثری مي‌باشد دم کرده آویشن كاهنده فشار خون است ولی در مصرف دراز مدت آن احتياط ضروري است و عصاره آن به تنهايي و به صورت رقيق نشده نبايد مورد مصرف قرار گيرد.

اشنان Seidlitzia rosmarinus

اشنان درختچه اي شورپسند، مقاوم به خشکي که در اغلب در نواحي شور و قليايي بيابانها ، ايجاد اجتماعات يک دست و وسيعي را مي نمايد. اشنان در بيابانها و شوره زارهاي دشت کوير و لوت ، بيابانهاي مسيله ، دامغان ، سبزوار، خراسان ، کرمان ، يزد و اغلب نواحي شور و قليايي کشور بعنوان گونه اي بومي و سازگار رويش دارد. اين درختچه متعلق به خانواده اسفناجيان (Chenpodiaceae)بوده و داراي برگهايي آبدار ، گوشتي و استوانه اي شکل که محتوي املاح فراوان مي باشد. ارتفاع متوسط گياه تا دو متر و قطر تاج پوشش آن تا يک و نيم متر نيز مي رسد. زمان گل دهي آن ، اوايل شهريور ماه و بذور آن نيز در آبان ماه بطور کامل مي رسند. بنابراين بهترين زمان جمع آوري بذر ، آبان تا آذر مي باشد. اشنان خاکهاي شور و قليايي را بخوبي تحمل مي کند و در خاکهاي نيمه عميق تا عميق ، همراه با ميزان شوري متفاوت و حتي در تشکيلات مارني( بيابان خطب شکن) نيز مي تواند رشد و نمود کند. قدرت جذب فوق العاده زياد املاح قليايي مانند ترکيبات کربنات سديم و پتاسيم را دارا است به همين دليل از خاکستر حاصل از سوزاندن شاخ و برگ گياه ، ماده اي قليايي «کلياب» بدست مي آورند که در مراکز صنعتي و سنتي مانند صابون سازي ، سفالگري ، شستشوي نخهاي ابريشم و شيشه گري استفاده مي کنند. اشنان اجتماعات گياهي وسيعي در عرصه هاي مختلف بيابانها و شوره زارها مانند بيابانهاي ارغواني ، چاق آباد ، چاه عروس ، چاه شور و اطراف مرنجاب را بوجود مي آورند. طي چند ساله اخير دستگاههاي اجرايي در امر بيابانزدايي به توسعه و گسترش رويشگاههاي اشنان واقع در مراتع قشقلاقي پرداخته است. اشنان نه تنها بعنوان يکي از گونه هاي مرتعي ، بلکه از لحاظ حفاظت خاک نيز حائز اهميت مي باشد . تکثير اين درختچه توسط بذر و در اغلب مواقع بذر پاشي از ريزشهاي جوي با موفقيت همراه بوده است.

اسطوخودوس

نام لاتین این گیاه لاواند و به معنای شستشو است. گلهای این گیاه جاذب زنبور عسل بوده و عسل مرغوبی از آن تولید می شود . دارای برگهای متقابل و باریک و نوک نیز می باشد . خواص درمانی : مقوي معده،مدر،نيرو دهنده،درمانسرماخوردگي،بادشکن بوعلی سینا این گیاه را جاروی دماغ نامیده است . اسطوخودوس در درمان بیماریهای عصبی ، استرسها ، خستگی های روحی و سردردها مفید است . در درمان تیک عصبی بکار می رود . از جمله خواص دیگر آن ضد عفونی کننده خوبی می باشد . بعنوان بخور و درمان زکام و سرماخوردگی و بیماریهای ریوی ، درمان سینوزیت بهمراه گیاه مرزنجوش یا بومادران بعنوان بخور استفاده می شود . یک مشت از هر کدام با ۲ لیوان آب جوش بخور داده شود . برای رفع بی خوابی در قدیم یک مشت از برگ این گیاه را زیر بالش می گذاشتند. قسمت مورد استفاده این گیاه سرشاخه های گلدار آنست و بهترین زمان برداشت هنگامی است که گلها روی گیاه ظاهر می شوند. ( اوایل خرداد تا اواسط مرداد)

اسفناج وحشی - آنزيپلکس

اسفناج وحشی از جمله گياهان بوته ای چند ساله می باشد که کشت آن در شرايط آب و هوايی خاص کشور ما نتيجه بسيار مطلوب و خوبی دارد. گياهی خوشخوراک، و مناسب برای تغذيه دامها می باشد. در مقابل خشکی و کم آبی و گرمای زياد مقاوم بوده و در محيطهای شور بخوبی رشد می کند ، به علاوه از شوری خاک می کاهد و در نتيجه باعث ایجاد محيطی مساعد برای رشد و تجديد حيات گياهان ديگر می گردد. روی هم رفته اين گياه با بازده علوفه ای خوبی که دارد برای احياء و اصلاح مراتع مناسب می باشد.

انجير صخره اي Ficus carica L.subsp rupestris

انجير وحشي که در واقع زيرگونه اي از انجير خوراکي مي باشد، درختچه اي است صخره دوست و کند و رشد که اغلب در نقاط سنگلاخي و شيب دار نواحي کوهستاني نيمه خشک رويش دارد. اين گياه درختچه اي است داراي سيستم ريشه اي فوق العاده فعال و سازگار به نوسانات شديد رطوبتي مي باشد. انشعابات ريشه هاي انجير وحشي در شکاف سنگها ، جايي که تنها در محدوده يقه و منطقه ريشه اين گياه ، مقدار ناچيزي خاک وجود دارد ، نفوذ مي کند. در برخي موارد فعاليت شديد سيستم ريشه اي گياهان در منافذ سنگها ، منجر به شکستن و خرد کردن سنگها نيز مي شود. وليکن در کوههاي ارتفاعات سياه کوه، کوههاي يخ آب و کوشکوه نيز به طور پراکنده در منافذ تخته سنگها ديده مي شود. وجود اين قبيل گونه هاي درختچه اي بسيار مقاوم و سازگار ، استعداد و پتانسيل منطقه را در ايجاد پوشش استپ – جنگل بالا مي برد و چنانچه خواص اکولوپيک چنين عناصري شناخته شود ، قطعا» در احياء نواحي سنگلاخي و تراسهاي در حال فرسايش کمک بسيار موثري براي مديريت دستگاههاي اجرايي در امر منابع طبيعي خواهد بود. ميوه هاي اين گياه ، شيرين و داراي ارزش غذايي مي باشد به همين دليل اغلب به صورت ميوه هاي خشک در آجيل و تنقلات مورد استفاده قرار مي گيرد.

گياه باريجه Ferula gummosa

نام گياهي ست پايا و منوکاريپيک ، بومي نواحي کوهستاني مرطوب و نيمه خشک ايران و چند کشور حوضه درياي مديترانه . عمده رويشگاههاي گياه در استانهاي خراسان ، اصفهان ، تهران ، مازندران ، مرکزي و زنجان مي باشد . شيرابه اي که در اثر خراشهاي طبيعي يا مصنوعي از ريشه ، ، ساقه ، برگ و ميوه گياه تراوش مي شود اصطلاحا» گالبانوم» گويند. صمغ حاصل از گياه ، جز فرآورده هاي فرعي مرتع بوده و بعنوان يکي از مهمرتين گياهان دارويي – صنعتي صادراتي کشور محسوب مي شود. بدليل کيفيت و مرغوبيت بسيار بالاي باريجه ايران نسبت به ساير ممالک حوضه مديترانه ، ساليانه بيش از دهها تن صمغ ، به شکل خام از کشور صادر و فرآورده هاي حاصل از آن با چندين برابر قيمت به کشور سرازير مي شود يکي از رويشگاههاي با اهميت باريجه ، حوضه هاي آبخيز جنوب و غرب کاشان که براساس آمار سال 1371 ، بيش از يک ششم باريجه صادراتي کشور(حدود يازده تن ) را بخود اختصاص داده است. از جمله مصارف صمغ باريجه ، کاربرد آن در صنايع عطر و ادکلن سازي، نقاشي ، نساجي و داروسازي است مهمترين ترکيب شيمياي آن ، شامل ترکيبات کوماريني ، استرولي و گليکوزيدي مي باشد. بدليل بهره برداري هر ساله از اين گياه در رويشگاههاي مختلف کشور و بمنظور يافتن مناسبترين شيوه بهره برداري و برآورد ميزان توانايي آن در توليد محصول ، بررسيهاي مطالعاتي در زمينه شيوه هاي مختلف بهره برداري در چهار مرتع باريجه خيز کاشان ( اسحاق آباد ، ويدوجا ، نشل و مرق) انجام گيرد. نتايج حاصله نشان داد که ما بين چهار روش بهره برداري مرسم ( برش عرضي ، برش طولي، نربري و رويش ايژي ) ، برش طولي ، مناسبترين شيوه در امر بهره برداري شناخته شد. در اين عمليات حداکثر تا چهار برش ، بسته به قطر و سنگ گياه ، آسيب غير قابل جبراني را وارد نياورده و قدرت بازيابي و ترميم زخم وارد شده ، امکان پذير است.

بادام کوهي Amyg dalus scoparia

درختچه اي خوش منظر ، ساقه هاي آن ايستا ، افراشته و سبز رنگ ، برگهاي باريک و کوچک و بعنوان اولين درختچه گل دهنده در فصل بهار با گلهايي درشت و سفيد رنگ در اقليم نيمه خشک کشور ، مناظر بديعي را به تماشا مي گذارد. اين درختچه در برابر شرايط نامساعد محيط ( کم آبي و نوسانات شديد حرارتي) مقاوم مي باشد. بادام کوهي متعلق به خانواده گل سرخيان(Rosaceae) ، ارتفاع متوسط گياه بين ٥/٢ تا ٣ متر و قطر تاج پوشش آن نيز به ٢ تا ٥/٢ متر بالغ مي گردد. گل هاي سفيد رنگ بادام معمولا» قبل از ظهور برگها در اوايل فروردين ماه ظاهر مي شوند. ميوه هاي آن نيز در خردادماه رسيده و قابل جمع آوري است. بخش وسيعي از کوههاي آهکي ، سنگلاخي ناحيه رويشي ايراني – توراني کشور توسط بادام کوهي بعنوان گونه اي مقاوم و سازگار به خشکي پوشيده شده است. د امنه ارتفاعي رويشگاه بادام کوهي بين ٨٠٠تا ٢٧٠٠متر از سطح دريا بوده که اين محدوده در خطوط همباران ١٥٠تا ٢٥٠ميليمتر قرار گرفته اند. بادام کوهي در خاکهاي عميق تا نيمه عميق ، سنگريزه دار و بر روي تشکيلات آهکي – سيليسي در شيبهاي ملايم کوهستانها مي رويد. طي دهه هفتاد دستگاههاي اجرايي کشور ( مانند منابع طبيعي و آبخيزداري) اهميت و جايگاه اين درختچه را شناخته ، جهت اصلاح و احيا مراتع کوهستاني اقدام به عمليات بذر کاري و نهالکاري بادام کوهي را نموده اند. در چند دهه گذشته بعلت کمبود سوختهاي فسيلي ، اکثر بيابان نشينان از چوبهاي ناشي از قطع درختان بادام کوهي ، جهت تهيه سوخت و ذغال استفاده مي کرده اند، که اين امر بتدريج باعث از بين رفتن اکثر رويشگاههاي بادام کوهي گرديد. آثار و شواهد اين امر را در چاله هاي ذغال سوزي که در اکثر نواحي کوهستاني خشک وجود دارد ، مي توان مشاهده کرد.

 پسته وحشي Pistacia Khinjuk

   پستهوحشي از گياهان درختي بلند قامت نواحي ارتفاعات کوههاي نيمه خشک محسوب مي شوند. ارتفاع متوسط اين درخت معمولا" بين يک تا سه متر بوده وليکن در برخي نقاط حتي به ٧مترنيز مي رسد.

درختي است دو پايه ، داراي برگهاي تک شانه اي ( واجد يک تا ٧برگچه) برگچه ها بيضوي تخم مرغي شکل ، گل آذين نر خوشه مرکب به طول ٥تا ١٢سانتيمتر و گل آذين ماده خوشه مرکب به طول ٧تا ١٥سانتيمتر. ميوه پسته وحشي شفت کوچک ( بطول ٥تا ٨ميليمتر و عرض ٤تا ٦ميليمتر) ابتدا صورتي & سپس قرمز و در زمان رسيدن کامل ، پوشش ميوه سبز رنگ مي باشد.

در اغلب نقاط کوهستاني نيمه خشک کشور مانند بلوچستان تا خراسان ، لرستان ، کردستان ، اصفهان ، فارس، خوزستان ، کرمان ، يزد و تهران به صورت گونه اي بومي و شاخص حضور دارند. اين درختچه به همراه بادام کوهي عنصر اصلي و شاخص بخش کوهستانهاي خشک و نيمه خشک ناحيه رويشي ايراني – توراني را تشکيل مي دهد.

پوشش گياهي استپ – جنگ پسته وحشي – بادام کوهي در سر تا سر نواحي کوهستاني نيمه خشک ، به همراه ساير گونه هاي کامفيت (مانند انواع گون ها و چوبکها) گسترده شده اند.

سيستم ريشه اي اين درخت سازگاري بسيار مطلوبي را به نقاط سنگلاخي و دامنه هاي کوههاي آهکي و بازالتي ، داشته است. فعاليت بسيار زياد انشعابات ريشه اي ، بويپه در شکاف تختهت سنگها ، بردباري اين گياه را در مقابل شرايط اکولوژيک حاکم بر منطقه نشان مي دهد. پسته وحشي توسط بذر تکثير مي شود. عامل انتشار بذر گياه در طبيعت شايد توسط پرندگان انجام مي گيرد.

پرند Pteropyrum aucheri

پرند درختچه اي است با شاخه و انشعابات متعدد و متراکم که در نقاط مختلف بیابان مخصوصا" همراه با گیاه درمنه دشتی(Artemisia sieberi) اجتماعات وسیع و گسترده اي را بوجود مي آورد.

پرند متعلق به خانواده علف هفت بند (Polygonaceae) بوده و ارتفاع این درختچه ها تا ٥/١ متر مي رسد گلهاي آن سفید رنگ و میوه اي قرمز و بالدار تولید مي کند. معمولا" در اقلیم خشک در بستر رودخانه ها و آبراه هاي فصلي بعنوان تنها گونه درختچه اي غالب مشاهده مي شود. پرند اغلب در خاکهاي سنگریزه دار ، سنگلاخي و نیمه عمیق با بافت سبک و متوسط نیز براحتي رشد مي کند.

دامنه ارتفاع رویشگاهي آن در بیابان هاي مسیله و دشت کویر بین ٨٠٠ تا ١٩٠٠ متر از سطح دریا متغیر است. این نواحي در خطوط همباران ٨٠ تا ١٨٠ میلیمتر گسترش دارند. این درختچه را مي توان در بلوچستان، خراسان، سمنان، دامغان، ا صفهان، قزوین، انارک و اغلب نواحي ایران مشاهده نمود.

گلهاي آن معمولا" در اردیبهشت ماه و میوه هاي بالدار و قرمز خوش رنگ آن در تابستان ظاهر مي شوند. پرند از طریق بذر قابل تکثیر مي باشد. این درختچه علاوه بر نقاط استپي و دشتي در آبراهه هاي نواحي کوهستاني مشرف به بیابانها ( تا ارتفاع ١٨٠٠متر از سطح دریا ) نیز گسترش دارد.

نتر Astragalus Squarrosus

«نتر» يا «سوس» نامي است که بيابان نشينان به اين گونه«گون» نهاده اند. درختچه اي است شن دوست، بسيار مقاوم به خشکي و سازگار به عرصه هاي شني – گچي . اين درختچه متعلق به خانواده پروانه آسا (Papilionaceae)، ارتفاع آن بين 70 تا 5/1 متر و قطر تاج پوشش آن بين 60 تا 100 سانتيمتر بالغ مي گردد. برگ هاي شانه اي گياه پوشيده از کُرک هاي ريز سفيد رنگ بوده به همين دليل ريخت ظاهري گياه سبز نقره اي جلوه مي کند. اين گياه کم برگ بوده و به همين دليل بخشي از مکانيسم فتوسنتز گياه، توسط ساقه هاي سبز و جوان آن انجام مي گيرد. نتر بومي نواحي ايران، پاکستان، افغانستان و ترکمنستان مي باشد. در عرصه هاي شنزارهاي چوپانان، خوارتوران، سيستان و بلوچستان و بيابانهاي مسيله( تپه هاي شني مظفرآباد، چاه قرقره و نوار ريگ بلند) گسترش دارند. خاک رويشگاه نتر اغلب شني، سبک و گچي مي باشد.دامنه ارتفاعي رويشگاه نتر بين 800 تا 1200 متر از سطح دريا است. اين نواحي در خطوط همباران 80 تا 100 ميليمتر قرار دارند. اين درختچه اغلب همراه ساير گياهان شن دوست مانند کلبيت، اسکنبيل، نسي و خار سوف ايجاد اجتماعات پراکنده اي را در شنزارها مي نمايد. گل هاي گياه معمولا" در اواسط قروردين ماه ظاهر مي شوند و ميوه هاي حاوي 2تا 3 عدد بذر در خردادماه قابل مشاهده هستند. اين درختچه شن دوست، گياهي مرتعي و بسيار خوشخوراک در مراتع قشقلاقي محسوب مي شود. در اوايل بهار سر شاخه هاي جوان و گلدار گياه مورد علاقه گوسفندان مي باشد. نتر بوسيله بذر تکثير مي شود.

ريش بز Ephedra strobilacea

ريش بز که با نام هاي «کليشر» و «علي جوني» توسط بيابان نشينان گويش مي شود از درختچه هاي هميشه سبز(ساقه سبزها) محسوب مي شود که در مناطق بياباني و استپي خشک، ايجاد اجتماعات طبيعي وسيعي را مي نمايند.

ارتفاع اين درختچه تا ٥/١متر مي رسد. برگهاي آن خيلي کوچک و فلسي بوده و در واقع بخش اعظم فرآيند فتوسنتز گياه به ساقه هاي آن سپرده شده است. گل هاي ريش بز، زرد رنگ، معطر و معمولا" در ارديبهشت ماه ظاهر مي شوند، ميوه ها به صورت پوشش قرمز گوشتي و آبدار ميوه محصور شده در اواخر مردادماه قابل جمع آوري است. اين د رختچه در اقليم خشک و نيمه خشک ايران، در بيابانهاي استان سيستان و بلوچستان، دشت کوير، حوضه بيابان هاي مسيله، قم، سمنان، خراسان و دامنه هاي جنوبي البرز انتشار دارند. ريش بز در خطوط همباران ١٠٠ميليمتر به بالا بصورت طبيعي رويشگاههايي را بوجود مي آورد. دامنه ارتفاعي رويشگاه آن معمولا" از ٨٠٠تا ١٨٠٠متر از سطح دريا متغير است. ريش بز اغلب در بيابان ها روي سازند نئوژن که داراي تشکيلات مارني گچي مي باشد، مي رويد. سيستم رسيشه اي آن بسيار فعال بوده و انشعابات وسيعي را به پيرامون مي فرستد و در انتهاي ريشه هاي سطحي (استولون) که در خاک هاي شني گسترده شده اند، اشنعابات هوايي بصورت جستهاي فراوان ظاهر مي گردند.

ريواس Rheum ribes

ريواس از گياهان بوته اي دارويي و صخره دوست بشمار مي آيد که در نقاط کوهستاني اقاليم خشک و نيمه خشک رويش دارند.

اين گياه پايا، معمولا" در نواحي شيب دار کوهستان ها، لابلاي تخته سنگ ها به خوبي سازگاري پيدا نموده است. برگهاي ريواس معملا" حالت طوقه اي پهن، بر روي زمين گسترده شده و داراي دم برگ کوتاه (٥ تا ١٠سانتيمتر) و پهنک بسيار خشن و عريضي (در برخي موارد قطر پهنک بيش از ٨٠سانتيمتر مي رسد) مي باشد. در سالهايي که متوسط بارندگي ساليانه مطلوب (حداقل ١٣٠ميليمتر) باشد، ريواس ايجاد ساقه هاي گل دهنده به ارتفاع ٥٠تا ٨٠سا نتيمتر مي نمايد. در انتهاي ساقه گل دهنده، گل آذين زرد متمايل به کرم در اوايل فصل بهار (ارديبهشت ماه) بخوبي نمايان است. ميوه هاي بالدار و قرمز رنگ گياه در اواخر ارديبهشت ماه و اوايل خرداد ماه رسيده و قابل جمع آوري است. ريواس متعلق به خانواده علف هفت بند (Polygonaceae) بوده و بعنوان گياه خوراکي و دارويي از قديم الايام در طب سنتي مورد استفاده قرار مي گرفته است. ساقه هاي گل دهنده گياه همزمان با شکفته شدن گل ها، زماني که ترد و تازه هستند، به مصارف خوراکي مي رسد و بعنوان سبزي خوراکي ترش مزه به همراه ساير ترشيجات مورد استفاده قرار مي گيرد. گل هاي ريواس داراي دانه هاي گرد نسبتا" زيادي بوده که زنبورهاي عسل براي تغذيه نوزاد داخل کند و بهره برداري مي کندن. از طرفي گل هاي ريواس را بمنظور رنگ کردن مو به همراه ساير گياهان رنگ دهنده به مصارف مختلف آرايشي مي رسد. ميوه ها و بذرهاي ريواس نيز بعنوان ملين قوي و ضد کرم در طب سنتي استفاده مي کنند

دم گاوي Smirnovia iranica

دم گاوي معمولا" در عرصه هاي تپه هاي ماسه بادي بيابانهاي چوپانان ، نوار ريگ بلند ، شنزارهاي خوار توران و ريگستان جن انتشار دارد. گلهاي اين درختچه معمولا" در اواخر ارديبهشت ماه بتدريج تبديل به ميوه هاي بسيار زيبايي مي شوند. ميوه ها بصورت نيامهاي پفکي شکل ، نسبتا" بزرگ که در داخل آن تعداد ٢ تا ٥ عدد بذر جاي دارد. ميوه بواسطه وجود کيسه هوادار ، سبک بوده و در اوايل مردادماه توسط باد جابجا شده و به اطراف پراکنده مي شوند.

اين گياه معمولا" در خطوط همباران ٨٠ تا١٣٠ ميليمتر بطور طبيعي رويش دارد. دامنه ارتفاعي رويشگاه آن بين ٨٠٠تا ١٢٠٠متر از سطح دريا است. دم گاوي داراي دو نوع سيستم ريشه اي مي باشد. ريشه هاي عمودي گياه که معمولا" در سالهاي اوايل رويش فعاليت دارند، بيشتر بواسطه دسترسي به رطوبت زيرين و استقرار اوليه گياه در شنزار مي باشد. اين نوع سيستم ريشه اي معمولا" زياد فعال نبوده بلکه ريشه هاي افقي و سطحي گياه که معمولا" از سال دوم به بعد فعاليت مي کند، براي دستيابي به رطوبت سطحي با انتشار وسيع و گسترده تا شعاع ٣٥متر نيز گسترش مي يابد . سيستم ريشه اي در رويشگاه طبيعي دم گاوي معمولا" بر روي ريشه هاي سطحي و افقي گياه ، به فواصل ١ تا ٥/١ متر از پايه مادري ، جستهاي جديدي را توليد مي کند که پس از چند سال ، توده اي از درختچه که در زير به هم متصل هستند، بوجود مي آيند بنابراين تکثير دم گاوي علاوه بر انشعابات جستهاي ريشه اي ، توسط بذر نيز تکثير مي شوند

درختچه تاغ

اين درخت با آب و هوای خشک و زمينهای نسبتا" شور نواحی کويری بسيار سازگار بوده و در خاکهای سبک و شنی و همچنين بر روی تپه های شنی بخوبی رشد و نمو می کند.

بهمين دليل از اهميت بسزايی در رابطه با کوير و تثبيت شنهای روان در مناطق کويری کشور برخوردار است به علاوه چوب آن از نظر سوخت و تهيه ذغال مورد توجه بوده و همچنين در صنعت نئوپان هم مورد استفاده قرار می گيرد.

در خت تاغ بدليل حفظ رطوبت خاک موجبات رشد و نمو ساير گياهان طبيعی را فراهم می آورد بطوری که منطقه تاغ کاری شده پس از مدتی به صورت مرتع مشجری در می آيد که می تواند مورد استفاده دامها قرار گيرد.

ترات Haloxylon Salicornicum:

درخچه ای یا نیمه درخچه ای افشان .به ارتفاع 25 تا100cmبا شاخه های یک ساله نا منظم بر خاسته از ساقه های کوتاه چوبی سال گذشته .شاخه های جوان کم وبیش ایستاده .شکننده به رنگ روشن تا سبز کلمی -عاجی رنگ یا به هنگام خشکی زرد مومی . برگها به فلسهای کوتاه سه گوشه وکوچک تبدیل شده .پیوسته فنجانی شکل .با لبه ای غشایی شکل .و کرک های پشمالو در داخل آن .گل آذین افشان .شامل سنبله های پراکنده به طول3-6cm اغلب در انتهای شاخه های اصلی یا جانبی سبز .گلها با دو برگک تو گود تخم مرغی شکل.با قاعده پشمالو .پرچم ها 5 تایی .متناوب با پرچم های عقیم.خامه ها کوتاه کلاله ها دو تایی میوه به همراه بال به عرض7-6mm

پراکنش جغرافیایی در ایران: استان های خوزستان، بوشهر هرمز گان، بلوچستان، یزد، کرمان و جنوب خراسان

پراکنش جهانی: ایزان، مصر سینا، فلسطین، اردن، جنوب عراق، کویت، مرکز و شرق شبه جزیره عربستان، افغانستان، پا کستان.


درمنه دشتي Artemisia sieberi

درمنه دشتي به گويش بيابان نشينان «ترخ» شهرت دارد. اين گياه بوته اي بسيار معطر ، عنصر اصلي و غالب اجتماعات گياهي در استپهاي خشک و نپمه خشک کشور محسوب مي شود. ارتفاع اين بوته بين 30 تا 50 سانتيمتر ، داراي انشعابات متعدد و متراکم که شکل کپه اي را به بوته مي بخشد.

درمنه دشتي از خانواده کاشني(Compositae) بوده و تمام اندامهاي هوايي گياه اعم از ساقه ، برگها ، گل ، ميوه و بذر داراي عطري بسيار تند و نافذ مي باشد. اين گياه در خطوط همباران 100 ميليمتر به بالا به راحتي استقرار مي يابد. اغلب در خاکهاي لومي، شني و لومي رسي ايجاد رويشگاهاي وسيعي را مي نمايد. در عرصه هاي استپي بيابان به همراه ساير گونه هاي بياباني و کم توقع مانند نسي، نتر و علف شور، اجتماعات گياهي متنوعي را بوجود مي آورد. اين گياه اگر چه در فصل بهار و تابستان بواسطه بوي عطر بسيار تند آن ، مورد استفاده چراي گوسفندان قرار نمي گيرد، وليکن در فصل پاييز و زمستان ، زماني که گياه غرق در بذر مي باشد. توسط گوسفندان مورد چرا قرار مي گيرد. درمنه دشتي از جمله بوته هاي بسيار سازگار به شرايط سخت بيابان محسوب مي شود که علاوه بر مصارف علوفه اي ( در مراتع قشلاقي ) ، بوته اي بسيار مقاوم در مقابل فرسايش هاي بادي و نقش ارزنده اي را در حفاظت خاک اين قاط بر عهده دارد. در طي دهه اخير، اهميت اکولوژيکي اين گونه با ارزش در عرصه هاي بياباني تا حدودي مشخص شده و دستگاه اجرايي کشور ( منابع طبيعي) مراتع قشقلاقي را توسط اين گياه بذرکاري مي کنند. تنها روش تکثير گياه توسط بذر مي باشد.

گز Tamarix hispida

گز از درختجچه هاي مناطق بياباني و شور مي باشد. اين گياه اغلب در بستر آبراهه ها و رودخانه هاي شور و قليايي نواحي خشک رويش دارد.

گياهي است مقاوم به خشکي و سازگار با شرايط سخت بيابان ، داراي گلهايي قرمز رنگ که در فصل بهار و پاييز در انتهاي انشعابات و ساقه ها مشاهده مي شود. اراضي شوري که خاک مرطوب داشته و يا تحت تاثير جريانات فصلي رودخانه ها و آبراهه ها قرار دارند ، از جمله رويشگاههاي درختچه گز محسوب مي شود. اين گياه در انواع خاکها با بافت شني – رسي ، سنگريزه دار و دشتهاي سيلابي با خاکهاي رسوبي عميق يا نيمه عميق ديده مي شود. دامنه ارتفاع رويشگاه بين ٨٠٠ تا ١٢٠٠ متر از سطح دريا است. اين درختچه در رويشگاههاي طبيعي همراه با ساير گونه هاي شور پسند مانند اشنان ، آنابازيس و علف شور اجتماعات طبيعي را بوجود مي آورد. گز بواسطه ايجاد تپه هاي نبکاي در اطراف خود ، نقش بسيار مهمي در حفاظت خاک نواحي شور بياباني بعهده دارد. انشعابات فرعي و متراکم ساقه ها ، شکل کروي کپه اي به اين درختچه مي بخشد. گز علاوه بر قلمه از طريق جدا کردن پاجوش نيز قابل تکثير است.

گیاه گز به شکل درخت یا درختچه است که برگهای آن کوچک سوزنی شکل و پولک مانند است. این گیاه بیشتر در جاهای خشک، کنار آبهای شور، در زمین های شوره زارو کنار رودخانه ها رشد می کند.گیاه گز نوعهای مختلفی دارد. بعضی از آنها مثل گز شاهی در جاهای مختلفی دیده می شوند.گیاه گز مقاومت زیادی دارد و در هر آب و هوایی رشد می کند. این گیاه حتی در منطقه های بلند و کوهستانی هم رشد می کند.

مناسبترین جا برای رشد و زیاد شدن آن منطقه های گرم وخشک بیابانی و خاکهای شور است.این گیاه در برابر تغییر دمای هوا مقاومت زیادی دارد.به علاوه مناسبترین خاک برای رشد گیاه گز، خاک لومی است.نزدیک دریا، شنهای ساحلی و اطراف رودخانه ها جای مناسبی برای رشد گیاه گز هستند.همچنین در کنار نهرهای زمین های شور و شنی و گودال های مرطوب و بستر رودخانه ها این گیاه به خوبی رشد می کند.

خار شتر Alhagi maurorum

خار شتر از خانواده پروانه آسياها papilionacees و از بقولات (لكومينوز) مي باشد . اين خانواده داراي كاسبرگ زنگ مانند با پنج دندانه كوتاه مي باشد. ميوه اين خانواده ناشكوفا است، دانه ها در داخل نيامك پهلوي هم و نامرتب قرار دارد. اين گياهان داراي ساق هاي منشعب خاردار مي باشند و برگ ها ساده و كامل مي باشد. اين گونه در تمام نقاط ايران، سمنان، خراسان، آذربايجان، سيستان و بلوچستان، هرمزگان ، كرمان، يزد و خوزستان وجود دارد. اين گونه خود به دو زير گونه تقسيم مي گردد يكي داراي برگ هاي درشت بوده و ديگري داراي برگ هاي ريز مي باشند .

خار شتر گياهي است چندين ساله كه در تمام خاك ها مي رويد و مخصوص خاك هاي فقير مي باشد و حتي در خاك هائي كه داراي قشر سفيدرنگ نمك مي باشد مي رويد . ريشه اين گياه خيلي عميق است و تا 5 ـ 6 متر هم مي رسد و از اين لحاظ در مقابل كم آبي مقاومت زياد دارد . خارشتر گياهي است مقاوم به سرما و تا ارتفاع 400 متري مشاهده گرديده است و در برخي مناطق همچون بلوچستان بيشترين غذاي شتر به طور معمول از گونه خارشتر است . بيشترين زمان مناسب توليد و برداشت علوفه خارشتر در زمان گل دهي و بذردهي مي باشد .

سياه شور Suaeda fruticosa

سياه شور درختچه اي است شورپسند، در پايه سخت و کاملا" چوبي شده، انشعبات جانبي فراوان و ايستا، برگهاي کوچک ، کروي و آبدار شاخه هاي خشبي را فرا ميگيرند. اين درختچه در سواحل دقهاي باتلاقي شور و مرطوب مي رويند.

معمولا" در نقاطي که شوري مفرط خاک محدوديت زيستي زيادي را براي ساير گياهان شورپسند مانند اشنان، علف شور و آنابازيس را فراهم آورده ، با اين وجود سياه شور براحتي مي تواند در آن محيط مستقر شوند.

اين درختچه اغلب به همراه خارشتر در نقاطي که عمق سطح ايستابي آب بالاست ، رويش دارد و از اين جهت خاک رويشگاه آن علاوه بر وجود مقادير قابل توجهي نمک، لايه پف کرده تمام سطح خاک را مي پوشاند.در خاکهاي نيمه عميق تا عميق که واجد شوري فوق العاده بالا مي باشند و همچنين بر روي کفه هاي رسي نمکي با رخساره ژئومورفولوژي مرطوب نيز سياه شور مي تواند حضور داشته باشد. افزايش غلظت اسمزي درون بافتهاي اين درختچه نسبت به نمکها و املاح موجود در محيطهاي شور باعث شده که تقليل جذب آب به حداقل و همچنين مقابله شديد براي کاهش فوق العاده تعرق و تبخير سطحي در اندامها ، صورت گيرد. به همين دليل شکل ظاهري گياه ( ساقه هاي گوشتي ، برگهاي کوچک شونده) نيز نسبت به ساير گياهان خشکي پسند تغيير کند. گونه هاي همراه اجتماعات سياه شور محدود بوده و چند گونه هالوفيت مقاوم مانند گنگ و برخي از گونه هاي علف شور ديده مي شوند. ميوه هاي سياه شور کيسه مانند بوده و محتواي دانه اي افقي مي باشند. بذور اين درختچه در اواخر فصل پاييز مي رسند. سياه شور علاوه بر بذر ، توسط قلمه نيز ازدياد مي شوند

سنبل الطیب valeriana Officinalis

سنبل الطیب یکی از قدیمی ترین گیاهان دارویی در ایران است که از دیر باز از آن برای مصارف گوناگون درمانی استفاده شده است.نام علمی این گیاه valeriana Officinalis است.

سنبل الطيب گياهي است علفي و چند ساله كه ساقه آن به طور عمودي تا ارتفاع دو متر بالا مي رود . اين گياه به صورت وحشي در جنگل هاي كم درخت ، در حاشيه جويبارها و گودال ها در بيشتر مناطق آسيا و ايران مي رويد.

سنبل الطيب داراي بويي مطبوع است و گربه بوي اين گياه را از فاصله دور تشخيص داده ، به طرف آن می رود و به همین خاطر از قدیم به آن علف گربه نیز می گویند.

گلهاي سنبل الطيب به رنگ سفيد يا صورتي و به صورت خوشه اي است .قسمت مورد استفاده اين گياه ريشه آن است و معمولا از ريشه گياهي كه بيش از سه سال عمر دارد استفاده مي شود .سنبل الطيب پس از خشك شدن به رنگ قهوه اي در مي آيد . طعم آن تلخ ولي خوشبو و معطر است و عطر آن پس از خشك شدن بيشتر مي شود .

ريشه سنبل الطيب حاوي یک درصد اسانس است. اين اسانس درريشه تازه بيشتر است و به تدريج كه ريشه خشك مي شود مقدار اسانس آن كاهش يافته ولي بوي آن قوي تر مي شود . اسانس تازه به رنگ سبز مايل به زرد است ولي در اثر ماندن غليظ ميشود . تاثیر دارويي ريشه تازه این گیاه سه برابر خشك شده آن است.

سنبل الطيب بايد در حرارت كم خشك شود زیرا در حرارت بالا تمام اثر دارويي آن از بين مي رود.

خواص دارویی

خواص دارویی ریشه سنبل الطیب بسیار زیاد است. یکی از مهمترین خواص دارویی آن خاصیت ضد اسپاسم و آرام بخش بودن آن است. این گیاه با داشتن خاصیت ضد تشنجی، در رفع ناراحتي هاي عصبي وکاهش صرع مفید است. سنبل الطیب سردردهای میگرنی را برطرف می کند . استفاده از این گیاه برای رفع درد معده وگاز معده توصیه می شود. خوشبو کننده دهان است و... كه مداوم را از بين مي برد.

برای تهیه گرد سنبل الطيب ريشه سنبل الطيب را خرد و بعد خشك می کنند . سپس آن را آسياب کرده و از الك ريز رد می كنند . این گرد در رفع تشنج به كار مي رود و مقدار مصرف آن 5-10 گرم در روز است .

شور بياباني Salsola tomentosa

گياهي بوته اي پايا، قد کوتاه و ارتفاع متوسط گياه بين ٢٠تا ٤٠ سانتيمتر متغير است.

انشعابات ساقه اي چوبي و ترد ، برگهاي کوچک و کروي شکل ، آبدار و ميوه هاي گياه معمولا" در اوايل فصل پاييز تشکيل مي شوند. کاسه گل داراي 5 دانه بوده که هنگام رسيدن ميوه به بال عرضي اطراف آن تبديل مي شود. رنگهاي باله هاي ميوه معمولا" بسيار متنوع و رنگين مي باشد. اين گياه بوته اي اغلب در هر نوع زيستگاهي به استثناء خاک هاي خيلي شور، رويش دارد. اغلب در نقاط خشک و مرطوب استپهاي مختلف کشور مانند نواحي شور آذربايجان، سواحل درياي خزر، بيابان هاي يزد، کرمان، کرج، سيستان و بلوچستان، خراسان و مسيله انتشار يافته اند. بر روي خاکهاي نيمه عميق با بافت لومي شني و سنگريزه دار براحتي استقرار مي يابند. دامنه ارتفاعي رويشگاه شور بياباني بين ٧٠٠تا ١٥٠٠متر از سطح دريا متغير است. اجتماعات مختلفي را بر روي رسوبات کواترنر با رخساره سفره ماسه اي بوجود مي آورد.

گونه هاي همراه اين بوته شور پسند عبارتند از: درمنه دشتي، ريش بز، قلم، نتر، نسي، کريفون و زلگ مي باشند. معمولا" در نقاط دامنه اي به همراه درمنه دشتي تيپ غالب را تشکيل مي دهند ، بطوري که با افزايش مقدار درصد رس و شوري خاک ، از پوشش درمنه کاسته و شور بيابان بيشتر خود را نمايان مي کند . روش تکثير گياه توسط بذر مي باشد.

کلبيت Cyperus conglomerates

گونه اي از «جگن» که در گويش محلي بيابان نشينان بنام «کلبيت» شهرت دارد، گياهي است بوته اي پايا که در تمام عرصه هاي شني نوار ريگ بلند آران و بيدگل (تپه هاي ماسه اي، بستر کوچه ريگ ها، چاله ريگ ها و حتي روي شنزارهاي روان) استقرار دارند.

کلبيت از جمله گياهان شن دوست بسيار سازگار به خاکهاي شني و فقير از مواد غذايي مي باشد. اين گياه بصورت پوشش غالب، ايجاد تيپ گياهي يکنواختي و همگني را در شنزارها بوجود مي آورد. از طرفي، در جوامع گياهي اسکنبيل، دم گاوي، خارسوف، نترونسي، بصورت گونه غالب يا همراه ، مشاهده مي شود. به علت انعطاف اکولوژيکي بسيار وسيع اين گونه گياهي ، انتشار جغرافيايي آن در ايران بسيار وسيع مي باشد. بطوري که از شنزارهاي جنوب کشور ، مرکزي و تا شمال کشور نيز گسترش نموده است. اين گياه داراي برگهائي باريک ، کشيده و معمولا" از ميان برگها، يک ساقه گل دهنده ، به طول ٣٠تا ٦٠سانتيمتر خارج مي شود. بذرهاي گياه پس از رسيدن براحتي از پوشش محافط گل آذين جدا و توسط باد پراکنده مي شود.

اغلب در سالهايي که متوسط بارندگي ساليانه (زمستان و بهار) مناسب باشد، رويشگاههاي کلبيت ، با ايجاد ساقه هاي گل دهنده و رشد رويشي بسيار مناسب، بستر را به شنزارها مي بخشد. کلبيت داراي سيستم ريشه اي بسيار فعال، بصورت ريزومهاي جانبي (افقي و عمودي) فراوان، معمولا" ايجاد توده هاي وسيع بصورت کلني، در عرصه هاي شني مي نمايد. بر روي ريزوم هاي افقي، جست هاي عمودي، بصورت جوانه هاي فعال رويشي که توليد اندامهاي هوايي مي کند، ظاهر مي شود.

کنگر صحرايي (خارلته يا خار كنگر) Cirsium arvense

گياهي است چند ساله كه توسط بذر و ريشه هاي خزنده توليد مثل مي كند. از خانواده Compositeae به ارتفاع 30 تا 120 سانتيمتر، با ريشه هاي عميق و افقي گسترده. ساقه هاي كنگرصحرايي در قسمت انتهايي منشعب بوده، هر كدام به گل آذين كلاپرك با نهنج داراي پولكهاي خاردار ختم مي شود. برگ هاي ان متناوب و فاقد دمبرگ، تخم مرغي يا نيزه اي، با حاشيه خاردار بوده به لوب هاي نامنظمي تقسيم ميشود. گل هاي كنگر صحرايي،تك جنسي بوده، گل هاي نر وماده بر روي گياهان جداگانه قرار دارند.گل هاي ان به رنگ بنفش يا صورتي و بر روي كلاپركهايي با قطر حدودا2سانتيمتر قرار دارند و زبانك هاي ان فاقد خار هستند. اگر چه دوپايه بودن كنگرصحرايي ممكن است باعث توليد گلهاي فاقد بذر شود اما وجود ريشه هاي افقي تكثيرپذير، كه در حين شخم به قطعات كوچك تقسيم ميشوند، زمينه تكثير سريع آن را فراهم ميكند.
گونه ديگر كنگر صحرايي كه رفتارعلف هرزي دارد كنگر صحرايي (خارابي) C.bracteatum است. ميوه ان بسيار ظريف است ودر تاج ان كركهايي به رنگ سفيد مايل به شيري قرار دارد. بذرها كاكل دار بوده و به آساني توسط باد منتقل ميشوند

گل شوره زار Halanthium raiflorum

گياهي بوته اي يکساله ، بند بند، نمدي و گوشتدار مي باشد. معمولا" ا جتماعات گل شوره زار بصورت محدود در حواشي دامنه هاي گنبدهاي نمکي، بر روي خاکهاي لومي غير قليا و نسبتا" شور استقرار يافته اند. دامنه ارتفاعي رويشگاه اين گياه بين ٩٠٠تا ١٢٠٠متر از سطح دريا مي باشد.

گونه هاي گياهي علف شور، جغجغک، خارشتر و درمنه دشتي بعنوان گونه هاي همراه در رويشگاههاي گل شوره زار مشاهده مي شود.

اين گونه گياهي در اغلب اراضي شور پيرامون تپه هاي مارني – گچي که واجد پوشش گياهي کم تراکم بوده، انتشار دارند. در دشت شور قزوين، تاکستان، مرداب کرج، سواحل درياچه اروميه، شوره زارهاي همدان، اراک، ملاير و بهبهان و حوضه بيابان هاي مسيله بطور طبيعي حضور دارند. ساقه و انشعابات جانبي گياه که بصورت کپه اي روي زمين قرار گرفته اند، آبدار و نقره اي فام است. اين سيستم هوايي باعث شده که تحمل گياه نسبت به شوري و عدم اتلاف آب از طريق تعرق افزايش يابد. همچنين به گياه امکان مي دهد تا تراکم و غلظت اسمزي دروني خود را تغيير داده و آن را بيشتر از خاک محيط سازد تا در جذب آب موجود در خاک مشکلي نداشته باشد. در بخش دروني پارانشيم آبي گياه وجود يافته هاي درشت (سرشار از شيره و اکوئولي غني از املاح و اسيد اگزاليک) بصورت تيغه هاي مجاور بافت پارانشيم کلروفيلي، هدر رفت آب را از اين بخش کنترل کند.

گون Astragalus bisulcatus

گون گياهي است چندساله كه ارتفاع ان تا 75 سانتيمتر ميرسد.از خانواده Leguminoseae كه توليد مثل ان از طريق بذر صورت ميگيرد. ساقه هاي رشد يافته ان به رنگ بنفش تيره است برگهاي ان مركب از برگچه هايي است كه،به صورت متقابل به تعداد11تا30جفت در محورهر برگ قرار گرفته اند.گلهاي ان معمولا به رنگ ارغواني،گاهي ابي يا سفيد بوده،نزديك به انتهاي شاخه هاي گل دهنده قرار دارند.
اين گياه در برابر خشكي مقاوم ودر خاكهاي شور به خوبي رشد ميكند و داراي بوي تند سلنيوم است. بسياري از گونها سمي هستند و باعث مسموميت گاوها، گوسفندان و اسبها ميشوند.در طول فصل رويش گون،ماده سمي گلوكوزيد توليد ميشود كه باعث ايجاد اختلالات تنفسي و فلج حيوانات ميشود.از گونه هاي ديگر اين جنس ميتوانA.alpinus ,A.cicer , A.pendulilorus , A.arenarius ، A.norvegicus را نام برد.

گون از علفهاي هرز مناطق كويري، زمينهاي باير، مزارع چغندر قند، نيشكر،سبزي و صيفي است.

ريشه گياه «گون» در درمان عوارض جانبي شيمي‌درماني مؤثر است.

گياه گون از خانواده‌ (fabaceae) و ريشه آن خواص فعال كننده عميق ايمني، مدرترينك، هيپوتانسير و ضداسترس دارد.

ريشه گون به عنوان كمك هضم مطرح بوده و شامل پلي سي كاريدها، فلاونوئيدها، گليكوزيدهاي تري ترپن است كه بوسيله اين تركيبات فعاليت سيستم ايمني و عملكرد t_cellها را افزايش مي‌دهد.

در طب سنتي چين اين گياه به عنوان تونيك عميقي ايمني تلقي مي‌شود كه مغز استخوان انسان را تقويت مي‌كند، ذخاير مغز استخوان افزايش و بدن انسان را از پاتوژنها و عوامل بيماريزا محافظت مي‌كند.

تحقيقات جديد نشان مي‌دهد كه گون تقريبا تمام فازهاي مربوط به فعاليت سيستم ايمني را تحريك مي‌كند و تعداد سلولهاي stemcell را در مغز استخوان و بافت لفناوي افزايش مي‌دهد و توسعه و رشد آنها را در جهت تبديل به سلولهاي فعال ايمني تحريك مي‌كنند تا در داخل بدن پخش شوند.

پژوهشها نشان مي‌دهد كه گون مي‌تواند سلولهاي ايمني را از حالت استراحت به اوج فعاليت سوق دهد.

مطالعات ديگر در چين نشان مي‌هد: تمايل و استعداد گون در جهت رسپانس سيستم ايمني است بدون اينكه اثرات مهاركننده‌اي داشته باشد.

استفاده طولاني از اين گياه (به مدت 35 روز) فعاليت سلول هاي طهال را تشديد كرده و به اوج مي‌رساند؛ همچنين درمان با اين گياه اثرات جانبي منفي ناشي از استروئيد درماني را بر روي سيستم ايمني كاهش مي‌دهد.

ريشه گون علاوه بر توانايي مهار رشد تومور بصورت كمكي در درمان عوارض جانبي شيمي درماني بكار مي‌رود و مخصوصا هنگامي كه بصورت تركيب با عصاره‌ privet ligustrumlucidum مصرف شود كارايي آن در مهار تومورها افزايش مي‌يابد.

کتیرا محصول اصلی گیاه گون است. کتیرا عبارت است از ترشحات صمغی خشک شده حاصل از گیاه آستراگالوس گومی فرا که آن را تحت عنوان گوم تراگاکانت یا گون می شناسند. گیاه مولد کتیرا نبات کوچکی است به ارتفاع یک متر بومی آسیای صغیر، ایران ، سوریه و یونان. در اثر خراش دادن ساقه گیاه جدار سلولهای اشعه مرکزی و سلولهای پارانشیمی با جذب آب به تدریج بدل به صمغ می شود،فشار تولید شده سبب رانده شدن صمغ به طرف شکاف می گردد. صمغ در مجاورت هوا در اثر تبخیر آب به تدریج سخت می گردد. شکل محصول خشک شده بستگی به نوع شکافی که بر روی ساقه ایجاد شده است دارد.

کتیرای نوع خوب از شکاف دادن ساقه های اصلی و شاخه های قدیمی حاصل می شود. کتیرا به صورت ورقه ای، روبانی، تکه ای و مفتولی بوده و هر چه زمان خشک شدن صمغ ترشح شده کوتاهتر باشد به همان نسبت کتیرای حاصل سفیدتر و شفاف تر خواهد بود و کتیراهای درجه 2و3 دارای رنگ کدر می باشند. کتیرای صادرشده از بنادر خلیج فارس به نام کتیرای ایرانی موسوم بوده و در نوع خود از بهترین ها است. کتیرا دارای 15-10% آب،4-3%مواد معدنی و 3% نشاسته است. کتیرا دارای باسورین (که کمپلکسی از اسیدهای پلومتوکسی است) می باشد.باسورین که 70-60%کتیرا را تشکیل می دهدشامل گالاکتورونیک اسید متصل به قندهای گالاکتوز و گزیلوز می باشد. باسورین جسمی است که در آب، بخصوص درآب سرد غیر محلول ولی به خوبی در آن متورم می شود.

کتیرا همچنین دارای تراگاکانتینکه جسمی محلول و از سه ملکول اسید گلوکورونیک و یک ملکول آرابینوزتشکیل می شود است که بر اثر هیدرولیز به l-آرابینوز، l- فوکوزD-گزیلوز، D-گالاکتوز و D- گالاکتورونیک اسید تبدیل می شود. کتیرا با جذب رطوبت به صورت لعاب چسبنده ای در می آید که ذرات نشاسته در داخل آن محسوس است. ُصمغ کتیرا در ضمن حاوی مقادیر کمی سلولز و پروتئین می باشد و وزن ملکولی آن در حدود 840 هزار است.

کتیرا در صنایع داروسازی به عنوان یک عامل امولسیون کننده، سوسپانسیون کننده و عامل افزاینده و ویسکوزیته و تهیه مسیلاژ مصرف دارد. در ساخت کرم ها، ژل ها و امولسیون ها با غلظت مختلف بسته به کاربرد فرمولاسیون و نوع صمغ مصرف می شود.

در فرآورده های آرایشی و بهداشتی نیز به عنوان قوام دهنده، سوسپانسیون کننده و عامل تشکیل فیلم مصرف دارد. کتیرا در تهیه مواد آرایشی ( محلولهای نرم کننده دست ) مصرف دارد.

اگر لعابهای مناسب مخلوط به مو مالیده شود از دو تا شدن مو جلوگیری می کند.در ساخت فیکساتیوهای مو چه به صورت محلولهای آبی ساده، چه به صورت کرم های امولسیفیه مصرف دارد. در لو سیونهای آراینده موی سر جهت خانم ها به کار رفته، در ساخت فرآورده های میک آپ به عنوان عامل سوسپانسیون کننده مصرف دارد و همچنین در خمیردندان ها، کرم های دست و مسیلاژها بکار می رود.

صمغ کتیرا یک عامل تحریک کننده نبوده و نباید عامل حساسیت زا تلقی شود. از نظر درماتولوژی بی ضرر بوده و یک نرم کننده است.

صبر زرد Aloe Vera

Aloe veraيك گياه بادوام با گلهاي زرد است. برگهاي سخت آبدار و نيزه اي اين گياه به طول 20 اينچ رشد مي كند و طول كل گياه تا 4 پا مي رسد. تنها برگهاي اين گياه ارزش دارويي دارند، اما بخشهاي مختلف برگها نيز براي اهداف گوناگوني مورد استفاده قرار مي گيرند. ژله شفاف و سفتي از قسمتهاي داخلي برگ تشرح ميشود. بين اين ژله و پوست بيروني برگ سلولهاي خاصي حاوي مايع زردرنگ تلخ قرار دارد. وقتي كه اين مايع خشك ميشود، سبب توليد شيرة Aloe ميشود.

قدومه( تخمه سرخو)

قدومه که در منطقه خور به دلیل اینکه دانه های آن رنگ متمایل به قرمز دارد به تخمه سرخو شهرت یافته است .

به عنوان نرم كننده سينه، برطرف كننده سرفه و ملين است. در طب گذشته از قدومه به عنوان خلط آور و ضدالتهاب استفاده مى كرده اند. دانه هاى قدومه را توصیه می کنند با آب كافى مصرف شوند. در افراد مبتلا به انسداد روده منع مصرف دارد.معمولا توصیه می شود قدومه را در ظروف در بسته و در محلى خشك و به دور از رطوبت بايد نگهدارى کنند.

قيچ Zygophyllum eurypterum

قيچ درختچه اي است همراه با انشعباات چوبي فراوان که در عرصه هاي بياباني بصورت پراکنده در جوامع گياهي درمنه دشتي مشاهده مي شود. ارتفاع متوسط اين درختچه تا ٥/٢ متر مي رسد

قيچ در نقاط مختلف ايران، قفقاز، افغانستان و پاکستان انتشار دارد.

رويش گاه هاي اصلي قيچ در ايران، جنوب شرقي شاهرود، خراسان، زنجان، دامنه هاي مشرف به کوهستان سفيد آب و دشت کوير، ارتفاعات انارک و چوپانان مي باشد. قيچ معمولا" در خطوط همباران ١٠٠ تا ١٥٠ ميليمتر بصورت طبيعي ايجاد رويش گاه هاي مشجر مي نمايد دامنه ارتفاعي رويشگاه قيچ در دامنه هاي کوهستاني سفيد آب بين ١٠٠٠ تا ٢٠٠٠ متر از سطح دريا است. قيچ گياهي است بومي مناطق خشک و نيمه خشک در خاک هاي شور، قليا و شور و قليايي که عمدتا" داراي آهک فراوان است ، بخوبي رويش دارد. گل هاي زرد اين درختچه پيش رس بوده و معمولا" در اواسط اسفندماه ظاهر مي شوند.

بدنبال آن ميوه هاي بالدار حاوي سه عدد بذر، در اوايل ارديبهشت ماه بوجود مي آيند. وجود باله هاي نسبتا" بزرگ ميوه، جابجايي بذر را توسط باد آسان کرده است. اين گياه بوسيله بذر و قلمه قابل تکثير است.

قره داغ Nitraria schoberi

قره داغ درختچه اي مقاوم به خشکي ، داراي انشعابات فراوان از بن گياه ، ساقه ها اغلب به صورت ساقه هاي خوابيده و خميده که شکل کپه اي نسبتا" حجيمي را به گياه مي بخشد.

برگ ها تا حتي گوشتي و آبدار، ساقه ها در انتهاء نوک تيز و خشبي مي شوند. گلهاي قره داغ سفيد رنگ و معمولا" در اواخر فروردين ماه ظاهر مي شوند. ميوه هاي آن قهوه اي متمايل به مشکي، محتوي يک عدد بذر، در اواخر خرداد ماه قابل مشاهده است. اين درختچه هاي اغلب در ايران، ا فغانستان، سوريه و آسيابي صغير انتشار دارد. پراکنش جغرافيايي آن در ايران، از بلوچستان تا خراسان، در شوره زارهاي بياباني مانند کوير ميقان اراک، سواحل درياچه نمک کوير و کوير غول آ باد گسترش يافته است. اين گياه در خطوط همباران ١٠٠ميليمتر به بالا قرار دارند. همچنين دامنه ارتفاعي رويشگاه آن بين ٨٠٠تا ١٧٠٠متر از سطح دريا ( کوير ميقان ) متغير است. اين درختچه در حاشيه درياچه هاي نمک با خاکهاي عميق، رسوبي و شور که داراي بافت متغير است، رويش دارد. علاوه بر اين در خاکهاي گچي و آهکي که داراي محدوديت زهکشي بوده نيز، زندگي مي کنند. انشعابات ساقه ها در اثر تماس با خاک مرطوب پيرامون گياه، ايجاد ريشه هاي نابجا کرده و اين امر در توده اي شدن گياه به فرم کپه اي کمک مي کند . بنابراين از جمله روشهاي تکثير گياه علاوه بر روش تهيه قلمه ، توسط بذرنيز ازدياد مي شود.

قاصدك Taraxacum officinale

گل قاصدك كه بنام هاي هند بابري ، خبر آرو و كاسني بري نيز معروف است گياهي است علفي و دائمي كه ساقه آن بارتفاع 40 سانتي متر مي رسد .

اين گياه داراي رشه اي است برنگ قهو ه اي مايل به زرد كه پر از شيرابه سفيد رنگي مي باشد .

در انتهاي ساقه گل آن قرار درد . برگهاي گل قاصدك سبز رنگ و بريدگيهاي مثلث شكل و نوك تيزردد و بر روي سطح زمين مي باشد .

گل قاصدك در وسط چمن ، حاشيه شوره زار ، كنار جاده ها و اراضي باير و بطور كلي در همه جا مي رويد و شايد دليل آن اين است كه طبيعت مي خواهد به انسان بگويد كه درهر نقطه اي زندگي مي كند احتياح به اين گياه دريد و هنگاميكه آنرا با وسائل مكانيكي و شيميايي از بين مي بريد دوباره بعد از چندي سر از خاك بيرون مي آورد .

گل قاصدك در حدود 15 نوع مختلف درد

زنبور عسل اين گياه را بسيار دوست درد و شهد زيادي از آن بدست مي آرود . برگهاي جوان گل قاصدك را معمولا به سالاد مي خورند و چون خيلي تلخ است بايد آنرا با ترشي يا آبليمو مصرف كرد . از قسمت هاي مختلف گياه مانند ريشه ، برگ وشيرابه آن در طب استفاده مي شود .

علف شور الوان Salsola crassa

علف شور گياهي است بوته اي يک ساله، ساقه و برگ هاي آبدار و گوشتي، داراي انشعابات و شاخه هاي گسترده بر روي اراضي شور و بحالت کپه اي ديده مي شود. آنچه که باعث رنگين شدن منظر بوته به رنگهاي ارغواني، قرمز، نارنجي، زرد و صورتي مي شود، مربوط به تغيير رنگ باله هاي ميوه مي باشد.

اين تغيير رنگ اغلب در ماه هاي پاييز (آذر تا آبان ماه) مشهود است. بذور علف شور توسط باله هاي غشايي محصور شده و به اين دليل بذر را سبک و براحتي توسط باد قابل جابجايي است. زمان جمع آوري بذر علف شور طي ماه آبان مي باشد. رويش گاه هاي طبيعي علف شور در اکثر نقاط شوره زار ايران مانند تپه هاي نمکي مردآباد کرج، اراضي شور قزوين، اراک، قم، سمنان، يزد، گيلانغرب، قصر شيرين و بيابانهاي حوضه مسيله مي باشد. اين گياه تنها توسط بذر تکثير مي يابد و بهترين روش ازدياد علف شور، در طبيعت، بذر پاشي و بذرکاري پس از ريزش هاي جوي بويژه برف و باران، در در عرصه هاي شور و قليا بعنوان گياه زيراشکوب گياهان درختي و درختچه اي بيابان ها.

علف شور معمولا" ايجاد تيپ هاي يک دست و يکنواختي را در تاغزارها مي کند. وليکن توام با ساير گونه هاي شور پسند مانند خولي، اشنان و آنابازيس نيز بعنوان گونه هاي همراه نيز ديده شده است.

علف شور داراي گونه هاي متعددي است که در محيطهاي شور و قليايي بعنوان گياهي سازگار و مقاوم زندگي مي کند. اين گياه متعلق به خانواده اسفناجيان (Chenopodiaceae) بوده ، گياهي است يکساله، علفي و ارتفاع آن بين ٤٠ تا ٨٠ سانتيمتر و قطر تاج پوشش آن بين ٤٠ تا ١٠٠ سانتيمتر متغيير است. برگ هاي علف شور کوتاه، آبدار و گوشتي، گل هايي سبز متمايل به زرد و ميوه هايي رنگين که در فصل پاييز قابل مشاهده است. اين گياه معمولا" در بين تاغزارها به همراه ساير گونه هاي شن دوست مانند کريفون، خولي و نسي ايجاد تيپ هاي گسترده اي را مي نمايد. خاکهاي رويشگاه علف شور از آهکي – گجي تا شور و قليايي، متنوع است. اين گياه معمولا" در خطوط همباران ٨٠ميليمتر به بالا مي شود. دامنه ارتفاع رويشگاهي آن بين ٤٠٠تا ١٢٠٠متر از سطح دريا متغير است. علف شور در نواحي مختلف بيابان هاي حوضه مسيله، دشت کوير، حاشيه دق هاي بياباني مانند بيابان سياه رگه و چهار طاغي گسترش دارد. زيبايي گياه بيشتر بواسطه تغييراتي است که در باله هاي ميوه رخ داده، اغلب نوسانات رنگ در فصل پاييز ايجاد رنگ هاي قرمز، نارنجي و سياه مي کند. به کوتاه سخن، مجموعه هاي گياهي علف شور، طيفي از رنگ هاي متنوع را در سطح بيابانها و نمکزارها، به تماشا مي گذارند.

علف مار - کَوَر - کَبَر - خاورک Capparis spinosa L

گياه کامل

- اندامهاى رويشى:

گياهى پايا، به شکل درختچه‌هاى کوچک و خاردار، با انشعابات گسترده و خوابيده که توسط بذر تکثير مى‌يابد. ساقه‌هاى اين گياه پوشيده از کرک، متعدد، به طول ۱۰۰ سانتى‌متر که داراى انشعابات سخت و گسترده است و بر روى زمين پهن شده‌اند. برگ‌ها تقريباً متناوب، کرک‌دار، مدوّر، تخم‌مرغى شکل، به طول ۲ سانتى‌متر که در قاعده داراى گوشوارکى خارمانند و قلابى شکل است.

- اندامهاى زايشى:

گل‌ها بزرگ، معطر، و به رنگ سفيد تا متمايل به قرمز و داراى چهار کاسبرگ هستند که کاسبرگ‌هاى بيرونى بسيار بزرگتر از کاسبرگ‌هاى داخلى هستند. گلبرگ‌هاى اين گياه بزرگتر از کاسبرگ‌ها و داراى تعداد زيادى پرچم که ميلهٔ پرچم‌هاى آن بلند و به رنگ بنفش متمايل به سفيد است. ميوهٔ اين علف هرز بيضى شکل، ابتدا به رنگ سبز روشن که تدريجاً متمايل به قرمز مى‌شود و گوشتدار است. موسم گلدهى اين گياه ارديبهشت تا خردادماه است.

محل رشد و پراکنش

اين‌گونه بيشتر در نواحى کم‌ارتفاع و گرم و مرطوب مى‌رويد و در بيشتر نواحى ايران مشاهده مى‌شود. کور فوق‌العاده به خشکى مقاوم است و ريشهٔ آن مى‌تواند تا اعماق زيادى درون خاک نفوذ کند تا بتواند از رطوبت لازم برخوردار شود.

علف هفت بند Polygonum aviculare

علف هفت بند گياهي است يكساله و داراي ساقه خوابيده كه طول آن به 50 سانتيمتر مي رسد. برگ هاي آن ريز، نوك تيز و گل هاي آن ريز و كوچك و برنگ صورتي است. اين گياه در اكثر نواحي آسيا،‌ اروپا و آفريقا و آمريكا مي رويد و در مقابل عوامل خارجي بسيار مقاوم است. بطوريكه حتي اگر لگدمال شود باز هم از بين نرفته است .

علف هفت بند در چمنزارها،‌ كنار جاده ها، اراضي متروك و خرابه ها، ‌مناطق سايه در و بين تخته سنگ ها مي رويد. اين گياه در اكثر نقاط ايران نيز وجود دارد.

نسی Stipagrostis plumosa

نسي گياهي بوته اي پايا و بيابانها و شنزارها به فراواني يافت مي شود. انتشار جغرافيايي آن از جنوب ايران تا صحراي قره قوم ادامه دارد.

نسي از خانواده گندميان (Gramineae)، بوته اي مرتعي و خوشخوراک که بعنوان گياهي سازگار، در نقاط استيپي بيابان ها و شنزارها، اجتماعات گياهي يکدست و وسيعي را بوجود مي آورد.

در بسياري از عرمراتع قرق شوند، بخوبي گستره هاي رويشگاهي اين گونه با ارزش آشکار خواهند شد. دامنه انشتار نسي در ايران شامل تمام بيابانهاي لوت تا شمال دشت کوير، بيابان هاي مسيله و در شنزارهاي نوار ريگ بلند، بعنوان گونه شاخص حضور دارند. نسي در خطوط همباران ١٠٠ ميليمتر به بالا در اقليم خشک و نيمه خشک رشد طبيعي دراد. اغلب در تمام خاکها اعم از خاکهاي سبک شني، لومي، گچ دار و حتي خاکهاي آهکي با نفوذ پذيري زياد ، گسترش دارد. اين گياه اغلب به همراه درمنه دشتي، نتر ، قيچ و ريش بز جوامع گياهي گسترده اي را تشکيل مي دهند. علت مقاومت آن نسبت به شرايط اقليم خشک، بواسطه وجود غلافي از شن دانه اطراف ريشه هاي افشان گياه مي باشد که بوته را در درجه حرارتهاي بالا ( مخصولا" در فصل تابستان) و در باربر کم آبي محافظت مي کند. اگر چه نسي يکي از نادر گونه هاي مرتعي سازگار به عرصه هاي بياباني محسوب مي شود وليکن تاکنون توسط دستگاههاي اجرايي کشور، فعاليتي در جهت تکثير و احيا آن در مراتع قشلاقي صورت نپذيرفته استصه هاي بياباني که چراي شديد انجام مي گيرد. فرصت ظهور و ازدياد اين بوته مرتعي سلب مي شود در صورتي که مدتي اين مراتع قرق شوند، بخوبي گستره هاي رويشگاهي اين گونه با ارزش آشکار خواهند شد. دامنه انشتار نسي در ايران شامل تمام بيابانهاي لوت تا شمال دشت کوير، بيابان هاي مسيله و در شنزارهاي نوار ريگ بلند، بعنوان گونه شاخص حضور دارند. نسي در خطوط همباران ١٠٠ ميليمتر به بالا در اقليم خشک و نيمه خشک رشد طبيعي دراد. اغلب در تمام خاکها اعم از خاکهاي سبک شني، لومي، گچ دار و حتي خاکهاي آهکي با نفوذ پذيري زياد ، گسترش دارد. اين گياه اغلب به همراه درمنه دشتي، نتر ، قيچ و ريش بز جوامع گياهي گسترده اي را تشکيل مي دهند. علت مقاومت آن نسبت به شرايط اقليم خشک، بواسطه وجود غلافي از شن دانه اطراف ريشه هاي افشان گياه مي باشد که بوته را در درجه حرارتهاي بالا ( مخصولا" در فصل تابستان) و در باربر کم آبي محافظت مي کند. اگر چه نسي يکي از نادر گونه هاي مرتعي سازگار به عرصه هاي بياباني محسوب مي شود وليکن تاکنون توسط دستگاههاي اجرايي کشور، فعاليتي در جهت تکثير و احيا آن در مراتع قشلاقي صورت نپذيرفته است .

نخودوک Tribulus terrestris

بيابان نشينان به اين گونه از خارخسک، نخودوک مي گويند. اين گياه بوته اي يکساله داراي انشعابات فراوان و حداکثر ارتفاع گياه بين ٤٠ تا ٨٠ سانتيمتر متغير است.

نخودوک ريشه اي ضخيم و سفيدرنگ داشته و در اغلب عرصه هاي شنزارهاي بيابان ديده مي شود ساقه هاي آن غير منشعب، برگ هاي شانه اي کوچک بطول ٢تا ٤سانتيمتر ، تمام پيکر گياه (اعم از برگ، ساقه و ميوه) را انبوهي از کُرک هاي بسيار متراکم ، کوتاه و نرم پوشانده است.

گل هاي آن زرد و ميوه ها نيز پرزدار هستند. نخودوک متعلق به خانواده قيچ (Zygophyllaceae)مي باشد.

اين گياه اغلب در تيپ هاي درمنه دشتي، نسي و اغلب تاغزارها بطور طبيعي ديده مي شوند.

گونه اي مرتعي بسيار خوش خوراک و در خاکهاي با بافت سبک شني – لومي مي رويد. در سال هايي که ميانگين بارندگي ساليانه بيابان ها مطلوب ( بيش از ١٠٠ميليمتر) باشد، اين بوته در اغلب نواحي شني مشاهده مي شود. گل هاي آن در اواسط بهار و بذرها نيز در اوايل تابستان تشکيل مي شوند. روش ازدياد اين گياه صرفا" توسط بذر انجام مي گیرد.

مریم گلی (گل تلخو)

در زمان های گذشته از آن برای تقویت معده و ناراحتی های گوارشی استفاده می کرده اند که در ذیل خواص آن به صورت کامل آمده است

مریم‌ گلی‌ گیاهی‌ است‌ علفی‌ چند ساله‌ به‌ ارتفاع‌ حدود ۵۵ـ ۲۵ با گلها یی به‌ رنگ‌ آبی‌ روشن‌ یا ارغوانی‌ و به‌ طول‌ ۲ ـ ۳ سانتی‌متر که‌ معمولاً درتابستان‌ سال‌ دوم‌ ظاهر می‌شود.

مریم‌ گلی‌ حاوی‌ اسانس‌ های ساپونین‌ و یک‌ مادة‌ تلخ‌ به‌ نام‌ پیکروسالوین‌،مقداری‌ تانن‌، لعاب‌، ساپونوزید، آسیاراژین‌، مواد صمغی‌ و دیترین‌ است‌.

قسمت‌ مورد استفاده‌ داروی‌ مریم‌ گلی‌ برگهای‌ تازه‌ و یا خشک‌ و سرشاخه‌های گلدار آن‌ است‌ که‌ در موقع‌ گل‌ دادن‌ از اواسط اردیبهشت جمع آوری‌ شده‌ و در سایه‌ در حرارت‌ کمتر از ۳۵ درجه‌ سانتیگراد‌خشک می گردد.