لیموترش درختی است به ارتفاع ۴ تا ۵ متر. از مشخصات دیگر آن این است است که دمبرگی با بالهای باریکتر از نارنج و پرتقال دارد. میوهاش پس از رسیدن به رنگ زرد روشن دارای طعم و مزه مطبوعی میباشد. درختان لیموترش و لیموشیرین، بیشتر در نواحی شمالی و جنوبی ایران پرورش مییابند.
● خواص درمانی لیموترش:
لیموترش دارای اثر زیادکننده فعالیت گلبولهای سفید خون در دفاع از بدن میباشد. مقوی قلب و سیستم عصبی و سمپاتیک، اثر مدر ضدرماتیسم و نقرس و همچنین آرامکننده و ضداسکوربوت، کمکننده چسبندگی خون در (رقیق کننده خون)تصفیهکننده، ضدآسم و بندآورنده خون نیز هست. لیموترش گوهر تمام میوههاست. این میوه خون را تصفیه و مخاط را پاک و ضدعفونی میکند. در ضمن کشنده میکروب نیز میباشد. ویتامین C موجود در لیمو عامل تقویت نسوج بوده و رگهای موئینه را تغذیه مینماید. آب تازه لیموترش اثرات بسیار مفیدی ظاهر میکند که به صورت زیر نشان داده میشود؛
۱) دارای اثر ضدعفونی کننده آبهای آشامیدنی مشکوک است، اگر بخواهید آب استرلیزه و کاملا ضدعفونی شده بنوشید از این دستور میتوانید استفاده کنید؛ چند قطره آب تازه لیموی ترش را در لیوان آبی که میخواهید بنوشید بریزید، از این طریق میتوانید آبی کاملا پاک و تمیز بنوشید. از این روش در بسیاری از کشورها از جمله آلمان استفاده میشود.
۲) اگر به سلامت گوشت و ماهی تردید دارید میتوانید از آب تازه لیموترش استفاده کنید.
۳) برای اینکه مطمئن شوید شیر بریده است یا نه میتوانید چند قطره از آب لیموترش در شیر بچکانید و بعد به هم بزنید. اگر شیر حالت دانه دانه پیدا کرد، معلوم است که بریده است و قابل استفاده نیست.
۴) برای تهیه شربت لیموناد قطعات درشت یک لیموترش را در داخل بطری محتوی ۵ لیتر آب وارد کرده و هر روز ۲ بار، آن را تکان دهید. پس پایان ۸ روز مایع را با صافی صاف کرده و در بطری دیگری ریخته و درب آن را گذاشته و به حالت خوابیده نگهداری کرده و موقع مصرف از آن استفاده کنید.
اقاليم خشک و نيمه خشک عرض های ميانه ( Bwk ،Bsk )
بيابانها و استپهای سرد:
ویژگیها:
1-درجه حرارت:
این اقالیم دارای تابستانهای گرم تابسیارگرم وزمستانهای سرد تا بسیارسرد می باشد. فرارسیدن بهارناگهانی است وسرعت افت وخیز دمابه مراتب ازاقالیم مرطوب بيشتر است. ازاین روتغییرات دمابه صورت سالانه وفصلی وهم بطورروزانه درآنهازیادوقابل ملاحظه است.به ویژه دامنه تغییرات نهایی دما اختلاف حداکثرمطلق و حداقل مطلق بسیارزیاداست.به طوری که حداقل مطلق دما دراین مناطق تامنفی45وحداکثرتامثبت 38 درجه سانتیگراد مشاهده شده است. درتابستانها به علت بلندی روزها وزمان طولانی تابش آفتاب نفوذتوده های هوای حاره ی بری، شفافیت هواوفقرنم درجه حرارت بالامیرودولی درزمستان به علت حاکمیت توده های هوای سرد بری و هجوم توده های قطبی درجه حرارت افت می کند.
2-بارندگی :
اقالیم خشک و نیمه خشک سرد بعلت موقعیت جغرافیایی و دوری از اقیانوسها و موانع کوهستانی واحاطه ی بعضی ازحوزه های آن بانواحی فوق العاده مرتفع و ازطرف دیگرگسترش و نفوذ جریان هوای پرفشار فصلی در همه حواشی این اقالیم به جز طرف استوایی دردوره سرد سال هماننداقالیم خشک ونیمه خشک حاره از ریزشهای جوی زیاد محروم می باشند. بااینکه میزان بارندگی دراین اقالیم درمقایسه با اقالیم دیگرکمتر است ولی به علت پایین بودن دما وتبخیر و تعرق نسبتاً کمتر برای رشدگیاهان مساعدتراست زیرا درنواحی تحت نفوذ دما و تبخیر و تعرق کمتر درحدود 150تا200میلیمترنیازآبی محیط را برای رشد پاره ای از گیاهان در ارتفاعات ودامنه های خنک تأمین می کند.
اقاليم بيابانی عرضهای ميانه(Bwk)
اقالیم بیابانی عرض های میانه نواحی پست باحوضه های بسته ای را در درون قاره ها تحت تأثیر نفوذخود دارند و شامل قسمتهایی از حوضه تا رو دشت گپی،بیابان کالاهاری و بیابانهای قزل قوم و قره قوم،بخشهایی ازایران درقاره آسیاو بخشی ازحوضه ی بزرگ درغرب آمریکا و پاره ای ازنواحي کوچک دیگرو سایر قاره هاست.این نواحی اغلب مناطق سایه بارانی دور از اثر دریاها می باشد و تحت تأثیر توده های هوای فرونشینی هستند.
اقاليم نيمه خشک عرض های ميانه(Bsk)
این اقالیم در اغلب نواحی همانند کمربندی بیابانهای عرض های میانه را در بر گرفته اند.و منطقه انتقالی بین بیابان ومناطق نیمه مرطوب به شمار می روند. یکی از وجه تمایز مناطق تحت نفوذ این اقالیم،سکونت و اسکان و فعالیتهای گوناگون انسان در آنهاست.تغییرات شرایط اقلیمی که عمدتاً نتیجه انحراف و تغییرپذیری بارندگی بویژه درجهت منفی در این اقالیم میباشد،استقرار و فعالیتهای انسان را توأم باپذیرش بلایای عظیم اقتصادی می کند.زیرا توالی سال های مرطوب،باعث سرمایه گذاریها وگسترش مرزهای کشاورزی و فعالیتهای گوناگون و توسعه دامداری دراین نواحی می گردد ولی سالهای خشک متعاقب این شرایط که به کرات مشاهده شده است، مصیبتهای ناگواری راسبب می شود.
▪ اصلاح روش تامین انرژی در مناطق مستعد بیابان زایی: در ایران با زمینه مناسب اقلیمی و تابش آفتاب در بیشتر مناطق و در اکثر فصول سال همچنین وجود مناطق واجد پتانسیل بالای باد و قابلیت های تولید انرژی زمین گرمایی زمینه لازم و مناسبی برای استفاده و گسترش انرژیهای نو و پاک فراهم است. انرژی خورشیدی و باد ، از جمله منابعی هستند که در کشور ما بویژه در مناطق بیابانی به فراوانی یافت می شوند، با شناخت مکانهای مناسب این منابع و بکارگیری ابزار مناسب برای تبدیل آنها به انرژی های دیگر می توان از این منابع غنی به عنوان یک نیروی تکمیل کننده و یاری رسان برای تامین انرژی گرمایی و سرمایی استفاده کرد. در صورت توسعه بیشتر و بهتر این انرژی ها می توان قسمت اعظم نیازمندیهای شهری و روستایی را در مناطق مناسب از این طریق تامین کرد. می توان گفت حل مشکل انرژی در نواحی روستایی مواجه با پدیده بیابان زایی از طریق کنترل مصرف منابع انرژی موجود و توسعه منابع جدید انرژی ، در خاتمه بخشیدن به قطع درختان و تخریب پوشش گیاهی موثر بوده و انجام این دو ، تضمینی برای اصلاح تعادل اکولوژیک و کنترل گسترش بیابان زایی می باشد
▪ بهبود وضعیت معیشت اقتصادی ساكنان بیابان: اکنون در مجامع ذیربط بین المللی فقر بعنوان یک عامل بیابان زایی شناخته شده است بنا براین برای مبارزه با بیابانزایی، اهمیت عوامل اقتصادی را نیز باید مد نظر داشت. کشاورزی و دامدارای در اراضی خشک یا وجود ندارد و یا اینکه مانند کشاورزی و دامداری در اراضی حاصلخیز، پر منفعت نیست. در این مناطق دولت باید به مردمی که در کویر و بیابان زندگی می کنند کمک کند و از لحاظ اقتصادی زندگی این مردم را در سطح معقولی تامین کند. این کمک های اقتصادی شامل وام بلاعوض، معاضدت در تهیه علوفه ارزان برای دامهای آنان و رساندن تجهیزات و لوازمات لازمه می باشد. امروزه از پتانسیل های موجود در بیابان و ایجاد درآمد برای ساکنین این مناطق در بسیاری از کشورها برنامه ریزی های خوبی انجام گرفته است که یک نمونه آن بحث اکوتوریسم یا طبیعت گردی است.مناطق بیابانی ایران سرشار از جاذبه های توریستی و گردشگری هستند. شاید بتوان گفت اکثر شهرها و یا حتی برخی از مناطق روستایی واقع در نواحی بیابانی دارای آثار فرهنگی و یا جاذبه های تاریخی و طبیعی منحصر به فرد هستند. از یزد و کاشان و اصفهان گرفته تا کرمان و خراسان و سمنان و... که همگی در محدوده مناطق بیابانی ایران قرار گرفته اند و هریک از شهرهای این استانها ویژگیهای خاص تاریخی-فرهنگی و طبیعی خود را دارند که می توانند در جذب گردشگران داخلی و خارجی بخوبی نقش ایفا کنند. از کویرهای نمک بیابانهای مرکزی تا شهر افسانه ای کالوت های لوت و تپه های شنی اطراف هر یک از شهرها و روستاهای مناطق فوق با برنامه ریزی و مدیریت درست می توان درآمد قابل توجهی برای عمران و آبادانی مردم همان سرزمین کسب کرد که خود راهی در جهت مهار بیابان زایی محسوب می شود.
▪ کنترل جمعیت و تولید اشتغال: از آن جائی که رشد جمعیت در روستاها بیشتر است و از طرفی سطح اراضی زیر کشت نیز محدود می باشد با افزایش جمعیت دو مسئله پیش میاید یا فشار روی زمین زیاد می شود و ممکن است همین امر موجب فرسایش خاک و بیابانی شدن اراضی شود یا اینکه عده ای به شهرها هجوم بیاورند و مشکلات حاد اجتماعی یا سیاسی دیگری را سبب شوند. برای رفع این مشکل دولت می تواند با آوردن صنایع سبک و دیگر صنایع مربوطه در مناطق روستایی اقدامات مناسبی انجام دهد به این ترتیب نه تنها شغل و کار و حرفه برای مردم مناطق خشک و بیابانی ایجاد می شود بلکه از فشار آنها به مراتع نیز کاسته می شود مسلما تشویق مردم در جهت کنترل جمعیت برای زندگی بهتر نیز باید همواره در سرلوحه برنامه های دولت قرار داشته باشد .
● استفاده از تکنیک های جدید و مناسب برای کشاورزی در بیابان:
قبلا اشاره کردم که دو مسئله مهم و اساسی برای کشاورزی در بیابان کمبود آب و تبخیر شدید آفتاب است. یعنی در این مناطق آب و خاک مناسب برای کشاورزی کم (و شور ) است، بنا بر این برای رهایی از این وضعیت باید شرایط بصورتی فراهم شود که تا آنجا که ممکن است از هدر رفت آب در این مناطق جلوگیری شود. بعبارت دیگر باید از کمترین فضا بیشترین و بهترین تولید حاصل شود که در این زمینه می توان استفاده از گلخانه و کشت گلخانه ای را توسعه داد. کما اینکه در سالهای اخیر برای استفاده بهینه از آب و زمین برای کشت انواع محصولات در بعضی از مناطق بیابانی کشور به کشت گلخانه ای مبادرت شده است. این کار را باید به فال نیک گرفته و سایرین را تشویق به این کار کرد. این کار در شهرک گلخانه ای استان قم صورت گرفته است که باید مورد حمایت بیشتر کارشناسان و مسئولین مربوطه قرار گیرد زیرا در حال حاضر گلخانه ها در وضعیت مطلوبی نیستند. این روش ها در پاره ای از کشور ها همراه با تحقیقات کافی انجام شده است که باید از تجربیات خوب آنها استفاده کرد. قصد بنده از این قسمت بحث معرفی راهکارهای مناسب برای حداکثر استفاده از محدودیت های خاک و آب در بیابان و جلوگیری از توسعه سطح کشت در مناطق بیابانی است.
محمد خسروشاهی
وبگاه کویرهای ایران ( www.irandeserts.com )
کنترل بیابان زایی
در این زمینه روش هایی برای کنترل بیابان اعم از نهالکاری، بذرپاشی، قرق و امثال آن تا کنون بسیار گفته شده و نوشته شده است، ولی آیا با استفاده از این روش ها توانسته ایم بر مشکلات بیابانزایی غلبه کنیم؟ می بینیم بازخورد آنها آنچنانکه شایسته است نتیجه زضایت بخشی نداشته است. البته این مسئله را نباید کتمان کرد که کار در مناطق بیابانی بسیار سخت و طاقت فرساست چرا که سالها در اینگونه مناطق بیابانی کار کرده ام و سختی و مرارت کار را از نزدیک با گوشت و پوست و استخوان لمس کرده ام اما از برآیند کار راضی نیستم هر چند که موفقیت های خوبی هم داشته ایم. شاید یکی از دلایل موفقیت کمتر کارهای بیابان زدایی توجه بیشتر به امور فنی و توجه نکردن یا به عبارتی توجه کمتر به مسایل اجتماعی و اقتصادی و بافت جامعه حاکم در مناطق کاری بوده است و حتی فراتر از آن شاید بتوان گفت ما تک بعدی کار کرده ایم چه بسا منابع طبیعی کار خودش را و کشاورزی نیز کار خودش را بدون توجه به اشتراکات بسیار نزدیک این دو بخش از بدنه یک وزارتخانه برای رفع مشکلات بیابان زایی انجام داده اند. در این مورد اگر به توضیحات قبلی رجوع کنیم آثار مدیریت درست امور کشاورزی و آبیاری در کاهش اثرات بیابان زایی کاملا قابل درک است یعنی می توان گفت در امور کشاورزی هر طرح و برنامه ای که در جهت ارتقا و بهبود کیفیت و کمیت آبیاری برای جلوگیری از اسراف و اتلاف آب انجام شود بطور غیر مستقیم راهکاری در جهت مهار بیابان زایی محسوب می شود. بنا بر این با اجرای برنامه هایی برای افزایش راندمان آبیاری در بخش کشاورزی با استفاده از روشهای علمی و مدرن آبیاری (کوزه ای ، قطره ای، تحت فشار و امثال آن) به منظور صرفه جویی در مصرف آب، کنترل و استفاده بهینه از منابع آبهای سطحی موجود، مطالعه و اجرای طرح های آبخوانداری و پخش سیلاب و تغذیه مصنوعی و همچنین برخی اقداماتی که مستقیما در اختیار وزارت نیرو می باشد از جمله جلوگیری از بهره برداری و انسداد چاههای غیر مجاز، کنترل بهره برداری چاههای دارای پروانه و امثال آن راهکارهایی برای تقویت و تعادل آبخوانها و مآلا جلوگیری از پدیده بیابان زایی محسوب می شوند.
در ارتباط با مسایل اجتماعی و اقتصادی بیابان زایی نیز این واقعیت را باید قبول کرد که مسایل و مشکلات فعلی بیابان و بیابان زایی در ایران صرفا مشکلات فنی و تکنیکی نیست بلکه مسایل ساختاری و اجتماعی و چه بسا سیاسی است. در حوزه وسیع و گسترده بیابان سر و کار ما بیشتر با جامعه روستائی است بنابراین شناخت ساختار اجتماعی و اقتصادی جامعه روستایی از جمله توفیقات کاری محسوب می شود. وضع جوامع روستائی در زمینه های اجتماعی و اقتصادی ویژگیهای خاص خود را دارد ارتباط این جامعه با محیط اطراف خود در طول زمان باعث بوجود آمدن روابط و عرف خاصی در سطح روستا گردیده که بسته به شرایط محیط در مناطق مختلف متفاوت است. بنابراین در هر برنامه ای که در ارتباط با جامعة روستایی باشد، شناخت ساختار اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی روستا و عملکرد آن ضرورت دارد و بدون توجه به آن هر گونه طرحی نه تنها با موفقیت همراه نخواهد بود بلکه باعث بروز ناهماهنگی و بر هم زدن ساختار سنتی اجتماعی و اقتصادی روستا نیز خواهد شد، فعالیتهای چند دهه اخیر بیابان زدایی تا حدودی گویای این واقعیت است زیرا در اغلب طرحهایی که تاکنون به مرحله اجرا در آمده به وضعیت اجتماعی و اقتصادی مردم کمتر توجه شده است به طوری که مردم در مقام معارضه با منابع طبیعی بوده اند. در این زمینه بایستی خلاء ناشی از ضعف فرهنگی بویژه فرهنگ منابع طبیعی به طریقی پر شود ضمن آنکه اقدامات قانونی در برابر متجاوزین به منابع طبیعی برای هر قشری از جامعه با قاطعیت اجرا شود.
تخریب سرزمین در مناطق خشک و نیمه خشک و خشک نیمه مرطوب در اثر عواملی مانند عوامل انسانی و عوامل طبیعی.
اجازه می خواهم از تشریح عوامل بیابان زایی نظیر بوته کنی، چرای مفرط و خارج از فصل دام در مراتع ، تبدیل مراتع به دیمزار، برداشت بی رویه آب از سفره های آب زیرزمینی، معدن کاوی و بهره برداری از معادن، جاده سازی و توسعة شهرها و روستاها و امثال آن که سالیان سال گفتیم و نوشتیم خودداری کنم و به یکی دو مورد از موارد حاد آن بپردازم و سپس راههای مهار و کنترل آن را از نگاهی دیگر (اگر نگویم جدیدتر) بیان کنم.
اگر بیابان زایی را بر اساس تعریف کنوانسیون بیابان زایی تعریف کنیم؛ می گوید تخریب سرزمین در مناطق خشک و نیمه خشک و خشک نیمه مرطوب در اثر عواملی مانند عوامل انسانی و عوامل طبیعی. در زمان حاضر عوامل طبیعی، آنچنان نقشی در بیابان زایی ندارند البته خشک سالیهایی که به وقوع میپیوندد بیابان زایی را تشدید میکند ولی در ایران ما این عوامل انسانی هست که بیشتر باعث بیابان زایی میشود و شاید مهمترینش افزایش جمعیت باشد. ما در سی چهل سال پیش این جمعیت را نداشتیم. ببینید جمعیت ما در چهل سال پیش چقدر بوده و الان چقدر است؟ فشار این جمعیت هم مخصوصا جمعیت روستایی روی زمین هست . اجازه بدهید مثال ملموس تری در ارتباط با این موضوع و ارتباطش با بیابان زایی ارایه کنم. هرچند امکانات روستا ها در حال حاضر نسبت به چند دهه پیش تغییرات قابل توجهی داشته است و حقیقتا از لحاظ تامین آب و برق و امکانات مشابه با قبل قابل مقایسه نیست ولی آیا در همین مناطق، بیابان زایی نسبت به قبل کمتر شده است ؟ ۲۰-۳۰ سال قبل روستایی که ۲۰ یا ۳۰ خانوار جمعیت داشت اکنون دو برابر شده است مسلما این تعداد افراد در روستا به کار کشاورزی یا دامداری مشغولند. از طرفی برای کشاورزی در مناطق بیابانی زمین و آب محدود است پس با این وجود روستایی یا باید به شهر بیاید و جذب کارهای کاذب شود و یا در روستا زمین بیشتری اضافه کند و کار کشاورزی کند. زمین بیشتر هم آب بیشتر می خواهد در بیابان که نمی شود دیم کاری کرد! آنگاه بدون توجه به امکانات سفره آب زیرزمینی و آبخوان ها اقدام به حفر چاه عمیق می کنیم! آب پمپاژ می شود ، با پمپاژ بی رویه آب، علاوه بر آنکه سطح آب زیرزمینی پائین میرود ، تعادل هیدرو استاتیک بین آب شور و آب شیرین بهم میخورد. آب شیرین که پمپاژ شد آب شور زیر زمین به طرف سفرهی آب شیرین هجوم می آورد و در پمپاژهای بعدی یواش یواش آب شور میشود، آب شور که بالا آمد در سطح زمین خاک را شور میکند خاک که شور شد محصول کم میشود کیفیت محصول که پایین آمد زمین همجوار و جدید بزیر کشت می رود و این روند ادامه می یابد تا وقتی که به خود می آییم و می بینیم که در روی زمین شوره زار و کویر درست کرده ایم و در زیر زمین سطح سفره آب آنچنان افت کرده که باید چاه را کف شکنی کنیم. ایکاش که کار به همین جا ختم می شد. (همه حرف من این است که دولتی که می گوید مردم در روستا بمانید و به شهر نیایید و روستا را آباد کنید اگر برنامه ریزی درستی برای روستایی نداشته باشد عاقبتش این است. پس باید اشتغال دیگری برای روستائیان ایجاد کند تا فشار آنها از مرتع و منابع طبیعی برداشته شود). در حال حاضر این پدیده بیابانزایی و کویر زایی در بسیاری از مناطق ایران بصورت یک چالشاساسی و جدی بروز کرده است که نمونه بارز آن را می توان در استان کرمان سراغ گرفت. بطور مثال در دشت رفسنجان که در اوایل انقلاب پمپاژ چاهها در عمق ۵۰ تا ۸۰ متری از سطح زمین قرار داشت اکنون به ۳۰۰ متر و بیشتر افزایش یافته و کیفیت آن نیز در بسیاری از مناطق در نتیجه نفوذ آبهای شور مورد تهدید جدی قرار گرفته و از بد به بدتر تبدیل شده است. کارشناسان پیش بینی می کنند در صورتی که چارهای برای انتقال آب به این دشت صورت نگیرد (انتقال بین حوضهای آب) تخریب باغات و سفرههای آب زیر زمینی ادامه می یابد و سالانه حدود پنج هزار هکتار از باغهای پسته با شیرابه کویر که از اعماق بیش از ۳۰۰ متر پمپاژ می شود, شور و قلیایی می شود. به این ترتیب در یک مقطع زمانی بیست ساله کلیه این باغات به شهر سوختهای تبدیل خواهد شد که شاید اصلاح آنها حتی با انتقال آب کافی و با کیفیت مطلوب هم دیگر امکانپذیر نباشد و در یک کلام تبدیل به بیابان خواهند شد.
پس در این بخش ما دو معضل داریم یعنی با افزایش سطح کشاورزی ، سطح بیابانها و شوره زارها را گسترده تر کرده ایم ؛ دوم اینکه علاوه بر افت سطح آبخوانها، کیفیت آب را هم بدتر کرده ایم و خواسته یا ناخواسته در جهت بیابان زایی گام برداشته ایم. در این مورد وزارت نیرو آماری ارایه کرده است که بر اساس آن از ۴۰۰ دشتی که در کشور داریم حدود ۱۷۶ دشت با تراز منفی آب روبرو هست و در جای دیگری گفته است ۶۷ درصد آبخانههای کشور با تراز منفی آب روبروست. تاسف بار تر از آن این است که ۷۰ درصد این آب کمیاب و پر هزینه تا رسدن به سر مزرعه تلف می شود بعبارت دیگر راندمان آب کشاورزی در کشور ما حدود ۳۰ درصد برآورد می شود . از طرفی در طول این سی چهل سال که حدود ۹ متر افت آب داشته ایم متاسفانه تعداد سیلابها از ۲۰۲ مورد در دههی سی به حدود۲۰۰۰ در دهه ۸۰ رسیده است یعنی بر خلاف این که ما افت آب در زیر زمین داریم در روی زمین سیلاب داریم و این حکایت از مسائلی میکند که به هر حال این آبی که باید در عرصه نفوذ بکند و آبخانهها را تغذیه کند منجر به سیلاب شده است پس یک شاخص دیگر هم از آثار و عوارض بیابان زایی پیدا شد. سیلخیزی !! دلیلش چه چیزی می تواند باشد؟ کاربری نادرست اراضی و تخریب پوشش گیاهی!! متاسفانه آمار دامی هم که الان در کشورمان ارایه می شود تقریبا سه برابر ظرفیت چرایی مراتع است چیزی حدود ۱۰۷ میلیون راس واحد دامی و در طول مدت هفت یا هشت ماه از مراتع استفاده میکنند. به این ترتیب مهمترین عوامل بیابان زایی و یا موثرترین آنها شناخته شد. البته تمام تقصیر را نباید به گردن جامعه روستایی گذاشت بلکه در اطراف همین پایتخت (پایاب حوضه) آثار بیابان زایی کاملا مشهود است.
سطح جهانی
بيابانزدايي به منظور تضمين حاصلخيزي درازمدت درمناطق مسكوني نواحي مربوطه، ضروري است. متاسفانه تلاشهايي كه در همين راستا در گذشته صورت پذيرفته همگي به شكست انجاميده و معضل فروسائي زمين در سراسر نقاط دنيا رو به وخامت گذارده است. به دنبال نياز به يافتن راهكاري تازه دولتهاي170كشورجهان، در ماه مارس سال2002ميلادي به كنوانسيون بيابانزدايي سازمان ملل و متحد پيوسته اند.
هدف ازانعقاد اين كنوانسيون ارتقاء اقدامات موثرازطريق برنامه هاي محلي مبتكرانه و نيزهمكار يهاي حمايتي بين المللي است.به موجب اين كنوانسيون هرگونه تلاش درجهت محافظت از زمينها ي مناطق خشك دردرازمدت انجام خواهدگرفت چرا كه عوامل دخيل درپيدايش اين فرآيند،متعدد و درعين حال بسيارپيچيده مي باشد و پهنه گسترده اي را در بر مي گيرد كه مسائلي نظير الگوهاي تجارت جهاني وروشهاي ناپايدارمديريت اراضي را درخود جاي داده است.
سطح ملی
برخي ازتغييرات نظيرسيستمهاي اجاره زمين،تقويت زنان،كشاورزان، چوپانهاتنها ازعهده دولتها ساخته است.درضمن دولتهاميبايست به موسسات غيرانتفاعي اجازه دهنددرزمينه تدارك و آمادگي برنامه هاي اجرايي نقشي مهم را ايفا نمايند بر خلاف تمامي تلاشهاي گذشته، برنامه هاي اجرايي مي بايست با ساير خط مشي هاي ملي در راستاي توسعه پايدار هماهنگ و يكپارچه و با هرگونه تغييرات وشرايط محيطي سازگار باشد. مضاف بر آن توجه دولتها به مسائلي نظير رشد وافزايش آگاهي،افزايش ميزان تحصيلات وبرنامه هاي آموزشي دركشورهاي در حال توسعه و توسعه يافته معطوف است.
راههای مبارزه با بيابان زايی
1- تثبیت ماسه های روان ازطریق کاشتن گیاهان وایجادبادشکن بادیواره های ازبوته ها و گیاهان خشک و سرشاخه ها به صورت نوارییا شطرنجی روی تپه ها ی ماسه ای.
2- پاشیدن مالچ نفتی روی ماسه های روان برای جلوگیری از حرکت آنها
توانهای محيطی نواحی گرم و خشک
1- ساعات آفتابی زیاد
2- آسمان صاف و درخشان
3- وسعت زیاد و کمی جمعیت
4- انرژی آفتاب
5- معادن
6- محیط دست نخورده
نتيجه گيري
کویر،بیابان ومناطق خشک ونیمه خشک درسراسردنیاپراکنده شده اند.وهر کدام دارای خاص خود می باشند اما درهمه آنها امرکمبود آب نم نسبی وخاک غنی امری واحداست که به ترتیب ازکویر تا مناطق خشک و نیمه خشک از شدت آن کاسته میشود.
با این که این مناطق دچارمشکلات برآمده از متوازن نبودن محیط طبیعی هستنداما تأثیرانسان نیز در این مناطق قابل توجه است. اقدامات اشتباه ساکنین حاشیه بیابان و مناطق نیمه خشک باعث پیشروی بیابانها(بیابان زایی)می شود. این اقدامات که باعث افزایش فرسایش می شودعبارتند از: چرای بیش از حد دامها ، کندن بوته ها و شخم نامناسب و غیره .
البته فرسایش دراین مناطق انواع مختلفی داردماند فرسایش بادی،ورقی،مجرایی و غیره که انسان باعث تسهیل آن می شود. روشهای نیز برای مقابله با آن وجود دارد.مانند پاشیدن مالچ نفتی.
بیابانها دارای استعدادهای بالقوه ای هستندکه بااستفاده ازتکنولوژی روزمیتوان ازآن استفاده کرد.
امروزه شهرهای بزرگی در این مناطق ساخته می شوند.
بیابان ها برای زندگی بشر مشکلات زیادی را در پی دارند و محیط آنها بسیار شکنده است اما در عین حال دارای مزایا و ویژگیهای مفید زیادی هستند خصوصاً امروزه که جهان با مشکل کمبود زمین وذخایر انرژی رو به رو است.
منابع
1- دکتر علیجانی،بهلول،آب و هوای ایران،انتشارت پیام نور چاپ هفتم 1385
2- دکتر نظری،علی اصغر،مبانی علم جغرافیا،انتشارات پیام نور
3- دکتر جعفرپور،ابراهیم،آب و هوای کره زمین،انتشارات پیام نور چاپ سوم 1381
4- دکتر شایان،سیاوش،جغرافیای سال اول راهنمایی
5- ادنیگتون،جان .م.کاربرد علم اکولوژی در کاهش اثرات سوء توسعه، انتشارات سازمان حفاظت محیط زیست تهران 1376
6- مهندس بیات،داریوش،مهندس علی پور؛غلام رضا،ابادی بیابان ابادی ایران،انتشارات دفتر ترویج و مشارکت مردمی ، تهران 1379
7- داسمن،ر.ف،زمین درخطراست،ترجمه ی دکتر محمود بهزاد،کتابهای جیبی،تهران 1355
8- شایان،سیاوش،مسایل جهان امروز،مجموعه مقالات در مجله رشد جوان،9-1378-
9- کریستوفر،جی. بارو،اصول وروشهای مدیریت محیط زیست،ترجمه مهرداد رودی،نشر کنگره،تهران،
فرسايش خاک:قسمت قابل ملاحظه ای از زمینها پیوسته بخاطرعدم استفاده ی درست آنها از بین می روند. نقایص کلی کار شامل جابجایی کاشت، چرای بیش از حد دام، تخریب هه جانبه جنگل، کاشت یک گونه بذردرسالهای متوالی وعدم استعمال کودهای حیوانی وشیمیایی است.فاسدشدگي خاک که نتیجه ی این قبیل بهره برداری های غیراصولی است که می توانند منجر به تخریب آن توسط باد ومتفرق شدن آن شوند.
فرسايش بادی : فرسایش بادی درغالب اراضی مسطح ویا دارای ناهمواری که دارای خاک سبک هستندو در طول دوره های اقلیمی خشک ذرات آن از هم جدا می شوند روی می دهد. این خاکها و خاکهای ماسه ای دارای ترکیبات گیاهی پوسیده هستند و ذرات آنها حالت چسبندگی ندارد این خاکهای سطحی شکسته وبه صورت نرم درمیایند دراین مناطق در جایی که مانعی برای شکستن نیروی بادوجود ندارد خاکهای سطحی به عمق 7تا10سانتی متر از جا کنده و برده می شود.
راه کار:درجاهایی دیگرانواعی ازتکنیکهای موجود این امکان را به وجود می آورد سبزه زارهای نیمه خشک بدون بیم از فرسایش باد به زیر کشت روند آب مورد نیاز را بر روی زمین اسپری (spray) یاافشان کرده، خاک سطحی را خیس و از تبدیل شدن آن به گرد و خاک جلوگیری می کنند.استفاده ازحصارها وکمربندهای پناهگاهی درختی که نقش باد شکن رادارند فشارواردباد را کاهش میدهد وازهمه مهمتر زمینها را به صورت نواریا قطعات باریک و با حالت دورانی کاشت نشده باقی می گذارند چنین روشهایی اطمینان خاطر را به وجودمی آورد که محدوده های بزرگ خاکی از زمینها از تاثیر طولانی مدت وزش باد در امان می مانند.
فرسايش وروقی:این فرسایش حاصل رطوبت گرفتگی زیاد ذرات خاک است ودربرگیرنده جابجایی کم وبیش یکنواخت خاک دریک مزرعه شیب دارمی شودبعدازبارشهای طولانی هرذره زیر خاک دارای یک پوسته مرطوب می شود که نقش یک قطعه روغن کاری شده را بازی می کند به این طریق دانه زیرخاک تدریجا به تحت تاثیرنیروی جاذبه شناور واز شیب ها سر خورده وپایین می آید.
راه کار: درزمان حال می توان جهت جلوگیری از فرسایش ورقی به انجام اقداماتی مبادرت ورزید از جمله این اقدامات شخم های افقی یا عمودبرشیب است که به صورت یک الگوی افقی شیاری درمی آید این روش رطوبت گرفتگی فوقانی خاک را می کاهد .
فرسايش مجرايی : این فرسایش درنتیجه حرکت آب باران روی زمینهای بایردرمسیر یک مجرای مشخص روی میدهد این حالت ممکن است درارتباط با توپوگرافی مساعد زمینهای قابل کشت بر اثر کاشت زمین با شیوه ای خاص اتفاق افتد برای مثال شیارهای ایجاد شده بر اثر شخم که هم جهت با شیب زمین می باشندبعد از بارانهای شدید شکافهایی ایجاد می کنند که به مجراهای آبی خطرناک تبدیل می شوند مجراهای مشابهی ممکن است که حرکات رشته ای گله ای بطور مداوم از روی یک قطعه زمین می گذرند ایجاد شود .
راه کار: هنگامی که فرسایش مجرایی شکاف ایجاد کند اصلاح مجدد آن مشکل می شود با اینحال مجراها را می توان با سدهای خاکی یا سنگی یا سیمانی مهار کرد این وضعیت سبب می شود تا گل ولای برروی هم جمع شده ومجراها را تدریجا پرکند در همین حال بوته ها وعلف های کاشته شده در شیب مجرا ها خاک را ثابت نگاه می دارد .
عدم حفاظت جنگل ها ومراتع :وقوع آتش سوزی مداوم زیرا آتش سوزی درنتیجه خشکی و وزش بادها ی گرم ویا ممکن است توسط افرادی که وارد جنگل می شود ویا آتشفشانها، قطع درختان. قطع شاخه اتفاق افتد
راه کار:یکی ازراههای حفظ این جنگلهاوضع قوانین بازدارنده ورعایــت آن توسط مسِؤلین محلی وافرادی است که درانواع مختلف ازآنهااستفاده می کنندوضع قوانین وجلوگیری از تخریب جنگل ها که دراصطلاح محلی قرق نامیده می شود ودرصورت پیگیری سبب احیاءاین اماکن می گردد.
|
عامل بیابان زایی |
تأثیر |
اثر محیط |
دیگر تأثیرات |
اثر نهایی |
|
1- تأثیرات اقلیمی |
بارندگی کمتر افزایش دوره و طول خشکسالیها افزایش گرمای جهانی، دمای زیادتر،تبخیر بیشتر،کاهش تراکم و بارندگی |
خشک شدن منابع آب بارندگی کمتر |
از بین رفتن گیاهان |
کاهش گیاهان محافظ خاک =بیابان زایی |
|
۲- افزایش دامها |
در برخی نواحی تعداد دامها نسبت به 35 سال گذشته 40% افزایش داشته است |
چرای بیش از حد و نابودی گیاهان محافظ خاک |
توانایی رشد دوباره گیاهان کاهش می یابد. |
خاک در معرض فرسایش قرار می گیرد=»بیابان زایی |
|
3- رشد جمعیت: - رشد تعداد جمعیت
- افزایش جمعیت از طریق ورود مهاجراناز مناطق جنگزده یا قحطی زده |
کشاورزان مجبور میشوند برای تأمین غذای عده ی بیشتر بر زمین های زراعی فشار بیاورند و سیستم کشت را تغییر دهند. نیاز فزاینده به چوب برای سوخت و ساختمان سازی |
کشت و زرع بیش از حد و کاهش حاصلخیزی خاک
از بین رفتن جنگل |
از بین رفتن پوشش گیاهی و خاک های زراعی
از بین رفتن جنگل و پوشش های محافظ خاک |
افزایش تبخیر از خاک
بیابان زایی افزایش خطر فرسایش خاک |
تالاب ها: برکه های مصنوعی یا طبیعی هستند دایم یا موقت،آب ساکن یاجاری،شیرین یا شوردارند تالاب ها دارای تنوع زندگی جانوری هستند و محل زندگی آبزیان،دوزیستان،خزندگان،صدف ها، پرندگان آبزی و گیاهان آبی می باشد.
پوشش گياهی: درنواحی بیابانی ونیمه بیابانی دوره گرماطولانی است.میزان بارش باران و برف کم است ورشد گیاه بادشواری هایی روبه رواست. با وجود شرایط طبیعی دشواری که برای رویش گیاه در این ناحیه وجود دارد بعضی از گیاهان مقاوم می توانند درناحیه بیابانی رشد کنند . در بیشتراین نواحی پوشش گیاهی استپ وجود دارد. در استپ گیاهان کوتاه قد و درختچه های خارداربافاصله ازهم روییده اند. درمناطق بیابانی درختانی با ریشه های بلند و قوی مانند نخل، گز،پسته وحشی می روید. حفظ درختان و پوشش گیاهی در این ناحیه اهمیت زیادی دارد زیرا به علت قطع درختان و کندن بوته ها و چرای بیش از حد دامها بخش های بزرگی از این ناحیه به بیابان تبدیل شده است. با کشت گیاهان و نهال هایی که با شرایط طبیعی این ناحیه سازگاری داشته باشند می توان از رخ دادن مواردی چون ازبین رفتن پوشش گیاهی،گسترش بیابانها وفرسایش خاک جلو گیری کرد.
زندگی جانوری: دراین ناحیه به دلیل سختی شرایط زندگی تعداد وگونه های جانوری کمتر است. در ناحیه بیابانی بعضی ازحیوانات پر طاقت بهتر می توانند شرایط نامساعد را تحمل کنند.
جمعيت: بیشترقسمتهای این نواحی کم جمعیت است تراکم جمعیت درناحیه ی بیابانی ونیمه بیابانی یکسان نیست. جمعیت این ناحیه درکوهپایه ها به ویژه دامنه های البرز وزاگرس متمرکز است. مهاجرت دراین نواحی بسیارزیاد است.
زندگی روستايی:زندگی روستایی برپایه عواملی چون آب کافی آب وهوای مساعد وخاک قابل کشت استواراست. در این ناحیه عوامل ذکر شده به اندازه کافی و مورد نیازوجود ندارند. یکی از مهمترین مشکلات کشاورزی در این ناحیه کمبود آب است. درگذشته کاریز یا قنات نقش مهمی درتامین آب این نواحی داشته است امروزه بستن سد بر روی رودها در نواحی کوهستانی مجاوریا کندن چاه های عمیق و نیمه عمیق آب این ناحیه را تامین می کند.
زندگی شهری : در ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی به سبب کمبود آب و خاک زندگی شهری نسبت به زندگی روستایی ازرونق بیشتری برخورداراست.نواحی شهری پرجمعیت بیشتردر کوهپایه ها به وجود آمده اند. سه شهرتهران،مشهد واصفهان که درناحیه کوهپایه ای قرار گرفته اند به ترتیب پرجمعیت ترین شهرهای کشورهستند.درنواحی پست این ناحیه نظیر جلگه ی خوزستان نیزشهر ها به دلیل وجد معادن توسعه یافته اند.
کشاورزی و دامپروری: مهمترین محصول کشاورزی ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی گندم و جواست. که بیشتردرکوهپایه هاکشت می شوند.زیرانوع خاک کوهپایه هاحاصلخیز وآبرفتی است. واین ناحیه برف و باران بیشتری دارد. پنبه ، چغندر و نیشکر از محصولات صنعتی این منطقه هستند. میوه های ناحیه بیابانی ونیمه بیابانی بیشترآنهایی هستندکه که با گرما وخشکی سازگاری داشته باشندمثل خرما، پسته مهمترین محصول صادراتی کشاورزی ایران است که مقدارزیادی ازآن در استان کرمان تولیدمیشودو ازمحصولات این ناحیه است.دراین ناحیه دامپروری به علت نامساعد بودن آب وهوا،کمبود چراگاه با مشکلاتی روبه روست. بیشتردر بخشهای بیابانی گوسفند وبزدر کوهپایه های مناطق معتدل تر نگهداری می شود.
معادن : درنواحی بیابانی و نیمه بیابانی معادن زیادی وجود دارند. نفت وگازچاه های خوزستان و کناره های خلیج فارس به وسیله لوله به پالایشگاه وکارخانه های پتروشیمی کشور فرستاده می شود. و بخشی ازآن نیز به کشورهای خارجی صادرمی گردد. دراین ناحیه زغال سنگ و فلزاتی مانند آهن مس استخراج می شود.
صنايع : دراین نواحی صنایع بزرگی چون کارخانه ذوب آهن ومجتمع فولاد مبارکه درنزدیکی شهر اصفهان وکارخانه های ماشین سازی درشهرهای اراک و تبریز قرار دارند. از صنایع این ناحیه می توان به صنایع ریسندگی بافندگی وپتروشیمی اشاره کردوهمچنین به سبب رواج دامپروی در نواحی نیمه بیابانی و تولید پشم کافی صنعت قالی بافی دربسیاری ازمناطق این ناحیه رونق دارد ویکی از راه های درآمد مردم است.
حفظ آب و خاک : خاک خوب ومقدار آن کافی دو عامل اساسی اولیه در هر کوشش برای افزایش محصو لات کشاورزی است. حاصلخیزی زمین ومراقبت دایم از خاک تماماً بستگی به آبی دارد که سراسر یک مزرعه را تحت پوشش قرار می دهد.
راه کارها : 1- کنترل آب 2- حفظ آب 3- کود دهی زمین.
نواحی خشک و نيمه خشک و بيابانی در ايران:
نواحی خشک : ناحیه ی خشک چاله های مرکزی ایران راالبرز، شرق زاگرس و دامنه های جنوبی زاگرس تا خلیج فارس دربرمی گیرد.میانگین بارش سالانه این ناحیه154میلیمتر است که حدود 56درصدآن درفصل زمستان می بارد.این ناحیه گسترده ترین ناحیه بارشی کشوراست. به همین جهت میانگین سالیانه بارش ازتنوع مکانی بالایی برخوردار است.قسمتهای مرکزی این ناحیه دردشت کویر،دشت لوت و چاله جازموریان بسیارخشک هستند و به طرف قسمتهای حاشیه مقدار بارش افزایش می یابد بارندگی تابستان در همه جای ناحیه به استثنای قسمت جنوب شرقی صفر است. فقط در جنوب شرقی ناحیه درفصل تابستان به هنگام ورودتوده هوای موسمی و بالاتر رفتن پرفشارجنب حاره ای آن براثرصعود همرفتی بارش صورت می گیرد.عمده ترین ویژگی این ناحیه بی نظمی بارش است.
آب و هوای بيابانی داخلی: درمرکزوشرق ایران حکم فرماست که دمابسیاربالا،تبخیرزیاد،اختلاف دما در شب وروزوتابستان وزمستان و بارندگی کم است.
آب وهوای بيابانی کناره ايی : کناره های خلیج فارس ودریای عمان را دربرمیگیرددراین نواحی دمای هوا با لا وبارندگی کم است امابه دلیل وجودرطوبت ناشی ازدریااختلاف درجه حرارت دما درشب و روزو بین فصول زیاد است ودرفصل تابستان به دلیل گرمی زیاد هوا وتبخیر آب دریا هوا گرم و مرطوب می شود وبه صورت شرجی درمی آید که بسیار آزاردهنده است.
آب و هوای نيمه بيابانی : درکوهپایه های البرزوزاگرس وجودداردبه طوری که هرچه ازنواحی داخلی وکناره ایی به سمت کوهپایه های البرز وزاگرس پیش میرویم مقداربارش بیشتر و دوره ی گرما کوتاه ترمی شود که به آن آب وهوای نیمه بیابانی کوهپایه ای نیز گفته ناهمواری های ناحیه ی بيابانی و نيمه بيابانی :سرزمینهای پست ناحیه ی بیابانی ونیمه بیابانی عبارت است ازدشتهایی مانند دشت کویر و دشت لوت و جلگه های مانند خوزستان در فاصله ی کوه های پراکنده ی ناحیه ی بیابانی ونیمه بیابانی شن زارها،نمک زار هایی دیده می شودکه دریاچه ها وتالاب ها ی آن غالبا شور است و وسعت آنها در طول سال تغییر میکند زیرا در فصل سرد سال با افزایش بارندگی پر آب می شود و درفصل گرما آب آنها کم وخشک می گردد وگاهی جای آب را نمک زار می گیرد .
اقاليم خشک طبق تقسيم بندی کوپن
اقاليم بيابانی حاره و جنب حاره BWh)
اقالیم بیابانی حاره وجنب حاره تحت نفوذهوای پرفشارجنب حاره می باشند ودرتشکیل آنها نقش اساسی را فرونشینی توده های هوای خشک این عرضها به عهده دارد.علاوه بر این جریانهای سردساحلی درپاره ای از نواحی این مناطق خشکی راتشدید می کنند. به همین لحاظ این مناطق کمترین باران را در روی کره زمین دارند.نواحی بیابانی همانند نواحی سردقطبی شرایط زیستی بسیارنامساعدی دارند. مهمترین این نواحی را درمناطق حاره و جنب حاره ی (صحرا) در شمال آفریقا،(کالاهاری)درآفریقای جنوبی،(آتاکاما) درغرب آمریکای جنوبی،(بیابانهای استرالیا) بیابان تار در شمال غرب هندوستان،(سونورا) در شمال غربی مکزیک و بیابانهای جنوب غربی ایالات متحده تشکیل می دهند.
دراین نواحی واگرایی افقی حاصل ازهوای پرفشار مانع تشکیل جبهه های باران زا می گردد.
درجه حرارت:
ازویژگیهای اقالیم بیابانی حاره وجنب حاره در مقایسه با اقالیم گرم و مرطوب اختلاف زیاد در دامنه تغییرات سالانه دماست.این میزان آگاهی به 10تا20درجه سانتیگراد می رسد.
آسمانهای صاف،زمین لخت وعور،فقرشدیدنم نسبی عواملی هستند که دریافت و بازتاب انرژی حاصل ازتابش های خورشیدی را در دوره های گرم وسردتسهیل می کنند.اختلاف درجه حرارت بین شب و روز دردوره های مختلف سال به حدود15 تا 20 درجه و در مواردی به 35 درجه سانتیگراد می رسد.
اقليم بيابانی در سواحل خنک غربی منطقه حاره(Bwk)
اقاليم نيمه خشک حاره (Bsh) (استپ های گرم )
نواحی تحت نفوذاقالیم نیمه خشک حاره وجنب حاره به حالت کمربندی ازشمال ومشرق و جنوب بیابانهای حاره را که درهسته های پرفشارقراردارنداحاطه کرده اند وبه واسطه ی همین موقعیت خودتاحدودی درمعرض تهاجم ونفوذتوده های باران زا وطوفانهای وابسته به آنهاقرارمی گیرند.
شرایط اقلیمی نیمه خشک منطقه ی وسیعی را درشمال آفریقابین شرایط اقلیمی صحرادرجنوب و اقلیم مدیترانه ای در شمال اشغال کرده است. این منطقه در زمستان تحت تاثیر جریان هوای کم فشارمدیترانه ای وحتی نفوذ جبهه ی قطبی تا لبه ی شمالی خود قرار می گیرد. نظیر این شرایط استپی رامیتوان درجنوب استرالیا،بین النهرین،عربستان وبخشهایی ازجنوب ایران،آسیای جنوب غربی،شمال غربی مکزیک ونواحی مجاور به بیابانهای ایالات متحده مشاهده کرد.اصولاً طبیعت باران در نواحی خشک ونیمه خشک متغیر است. وگاهی ازسالی به سالی و از دوره ای به دوره دیگرتغییرات قابل ملاحظه ای درمیزان آن رخ می دهد.این امردرگذشته های دوربزگترین مشکل برنامه ریزی برای عمران کشاورزی و زندگی دراین مناطق بوده است.به طورکلی مناطق استپی حاره و جنب حاره جهان دارای دو رژیم متفاوت بارندگی سالانه بر اساس موقعیتهای جغرافیایی خود می باشند.
1-استپهایی با بارندگی زمستانی (Bshs)
2-استپهایی دارای بارندگی تابستانی (Bshw)

